برای استفاده از همه امکانات سایت باید جاوا اسکریپت مرورگر خود را فعال کنید.

گفت و گو با محمد‌پنجعلی، مدافع آخر فراموش نشدنی فوتبال ایران: این مافیا، فوتبال را به نابودی می‌کشاند

ورزش > فوتبال  - محمود مولایی:
«در حال حاضر کار خاصی نمی‌کنم؛ فقط مشغول زندگی روزمره هستم» جمله طعنه‌آمیز محمد پنجعلی به روزگاری است که در آن زندگی می‌کند؛ بهترین دفاع آخر تاریخ فوتبال ایران در حال حاضر گرداننده یک آکادمی فوتبال است، او تأکید می‌کند: «کلی برنامه داشتم که مربی شوم، اما الان می‌بینم که برای مربی شدن کارهای دیگری باید کرد».

 کاپیتان سابق تیم ملی و پرسپولیس از مدافعان فراموش نشدنی فوتبال ایران به‌حساب می‌آید؛ مدافعی که نقش دفاع آخر را به خوبی ایفا می‌کرد و مورد اطمینان مربیان و همبازیانش بود. از آن سال‌ها زمان بسیاری گذشته است و او نمی‌خواهد به گذشته بازگردد. پنجعلی نمی‌خواهد در گذشته زندگی کند و ترجیح می‌دهد به آینده فکر کند اما هواداران پرسپولیس او را همچنان با گذشته به‌یاد‌می‌آورند و بازی‌هایش در این تیم و تیم ملی. خودش می‌گوید: «بالاخره همین که گذشته موجهی در فوتبال داشتم و اگر خودستایی نباشد، جزو بهترین‌های فوتبال ایران بودم، برایم کافی است».

همیشه یک فوتبالیست خوب نمی‌تواند مربی بزرگی هم باشد. مربیگری مارادونا در آرژانتین مصداق مناسبی برای تأیید این موضوع است و همه دیدند که او در جام‌جهانی2010 به اندازه دورانی که بازی می‌کرد، بزرگ نبود.

من هم قبول دارم که یک بازیکن خوب حتما مربی خوبی نیست. در مورد این قضیه شک ندارم ولی به مارادونا هم این فرصت را دادند که روی نیمکت مربیگری بنشیند. در فوتبال امروز ما چرا نباید به فوتبالیست‌های قدیمی که می‌خواهند مربی شوند و مربیگری را حرفه خود انتخاب کنند، فرصت داده شود؟ درد فوتبال ما همین است. به‌نظر من، این فوتبالیست‌ها باید جلوتر از کسانی باشند که یا فوتبال بازی نکرده‌اند یا بازیکن بزرگی نبوده‌اند؛ مثلا ما در همین فوتبال خودمان کسانی را داریم که فوتبال بازی نکرده‌اند و سرمربی یک تیم لیگ برتری هستند.

البته یک مربی خوب و بزرگ حتما نباید قبلا فوتبالیست بزرگی هم بوده باشد؛ مثل مورینیو... .

مورینیو یک استثناست و نمی‌توانیم مربیانی مثل او را قاطی این مسائل کنیم. حرف من این است که در فوتبال ایران مافیایی وجود دارد که همیشه یکسری مربیان خاص را در لیگ برتر مربی می‌کند. اطمینان دارم که این مافیا فوتبال را به نابودی می‌کشاند؛ یعنی هیچ چیز سرجایش نیست و شما مربیانی را در فوتبال ما می‌بینید که در جای خودشان قرار نگرفته‌اند.

اتفاقا این روزها نسبت به انتخاب دستیار کی‌روش و سرمربیان تیم‌های ملی جوانان و امید هم انتقادهای بسیاری شده است. این انتقاد شما شامل حال این مربیان هم می‌شود؟

من در مورد علیرضا منصوریان هیچ بحثی ندارم و معتقدم که اگر فوتبالیستی مثل منصوریان سرمربی تیم امید نباشد، چه کسی باید این مسئولیت را داشته باشد؟ منصوریان حقش است که آنجا باشد ولی آیا اکبر محمدی و نمازی مربیان بزرگی هستند؟ سرمربی تیم ملی نوجوانان که نتیجه نمی‌گیرد، چطور بلافاصله سرمربی تیم ملی جوانان می‌شود؟ در دانشگاه هم اگر استادی ضعیف عمل کند، دانشجوها دستش می‌اندازند، چه برسد به فوتبال. آن‌وقت در فوتبال ما تصمیم‌هایی گرفته می‌شود که قابل‌قبول نیست.

از نظر شما، پیشینه قابل قبول برای یک مربی، موفقیت تیم را چقدر تضمین می‌کند؟

به‌نظر من، دانش مربیگری خیلی اهمیت دارد ولی سابقه مربی هم به موفقیت یک تیم کمک می‌کند. من دوست دارم وقتی جلوی جواد نکونام قرار می‌گیرم، سابقه فوتبالم را بداند؛ مثلا بداند که بازیکن بزرگی بوده‌ام و چه افتخاراتی کسب کرده‌ام. حالا نمی‌خواهم فوتبال را مثال بزنم؛ مثلا شما اگر در اداره دارایی هم کار کنید، اگر یک مدیر بزرگ رئیس شما باشد، بهتر می‌پذیرید تا اینکه یک فرد کوچک را رئیس کنند. در فوتبال هم اگر مربی‌ای پیشینه خوبی داشته باشد، بازیکنان حرف شنوی بهتری از او خواهند داشت.

ولی از همین فوتبالیست‌های هم‌دوره شما (دهه شصتی‌ها) بازیکنانی هستند که توانایی مربی شدن را ندارند؛ حداقل در لیگ برتر نمی‌توانند یک تیم را اداره کنند. بنابراین، نبودن این افراد در بین مربیان مطرح کشور ارتباطی به مافیای فوتبال ندارد.

حرف من این نیست که همه پیشکسوتان فوتبال حتما باید مربی خوبی شوند. من راهکار می‌دهم و می‌گویم بیایید همین‌ها را جمع کنید، آنالیز کنید و ببینید چند درصدشان نمی‌توانند در سطوح بالا مربیگری کنند؛ مثلا ملی‌پوشان سابق را بیاورید و فرصت بدهید و هر کدام آنها که موفق نبودند، کنار بگذاریدشان.

شما این فرصت را در پرسپولیس داشتید ولی بعد از آن دیگر خبری از محمد پنجعلی نشد.

فکر کنم سال 72 بود که علی پروین را از پرسپولیس کنار گذاشتند. علی آقا که رفت، من سرمربی شدم و ناصر محمدخانی و حمید درخشان هم دستیارانم بودند. تیم با علی آقا نتیجه نگرفته بود و پرسپولیس در رده نهم جدول قرار داشت. چند تا از ستاره‌های تیم هم با علی آقا رفتند و من مجبور شدم از بازیکنان جوان استفاده کنم اما نایب‌قهرمان لیگ شدیم. با اینکه موفق بودم، کنار رفتم. البته در تیم امید هم دستیار سیموئز بودم و توانستیم در بازی‌های آسیایی سوم شویم؛ یعنی من آزمایش‌ شدم ولی دیگر از من استفاده نمی‌شود. نمی‌دانم چه کاری باید انجام دهم و آیا جای من هدایت یک تیم لیگ دسته‌دوم در شهرستان است؟ چون جای من آنجا نیست، قبول نمی‌کنم.

از همان موقع که از دنیای بازی فوتبال خداحافظی کردید، می‌خواستید مربی شوید؟

بله، از همان اول تصمیم گرفتم که مربی شوم. ولی الان باندی در فوتبال وجود دارد که برای مربیان خاص، تیم ‌مهیا می‌کنند حتی اگر در تمام تیم‌ها ضعیف نتیجه بگیرند. در واقع مدیریت فوتبال ما ضعیف است و به همین دلیل این مشکلات به‌وجود می‌آید.

در حال حاضر چه هدفی را دنبال می‌کنید و چه برنامه‌ای برای آینده دارید؟

هدف برای من یعنی هیچی. 15سال در تیم ملی بازی کردم، 18 سال در پرسپولیس بودم و 10 سال کاپیتان تیم‌ملی و پرسپولیس بودم. بهترین کاپیتان آسیا شدم. در برزیل و انگلیس دوره مربیگری گذرانده‌ام ولی الان باید از سروکول کفاشیان بالا بروم و دنبال کار باشم. اگر این کار را انجام دهم، شب خوابم نمی‌برد و اصلا شخصیتم اجازه نمی‌دهد که چنین کاری انجام دهم.

بگذریم و کمی هم از گذشته بگویید. از اینکه همیشه به‌عنوان یک مدافع آخر مطمئن نامتان مطرح بود و در قهرمانی تیم ملی در بازی‌های آسیایی پکن نقش زیادی داشتید.

در پکن با 3 دفاع بازی نمی کردیم و همان موقع هم تیم ملی با 4 دفاع بازی می کرد. به‌طور کلی خودم چندان موافق دفاع سه نفره نبودم و من را بیشتر به‌عنوان دفاع آخر خوب می‌‌شناسند. دفاع سه نفره خیلی مشکل دارد و این مدل بازی را نمی‌پسندم.

 

در مورد بازی‌های آسیایی پکن صحبت نکردید؛ البته از آن روزها زمان بسیاری گذشته و مطمئنا خیلی از حرف‌ها را بارها گفته‌اید... .

همین طور است. در آنجا بازیکنان بزرگی کنار هم بودند؛ مثل عابدزاده، فرشاد پیوس و خدا بیامرز سیروس قایقران. البته علی پروین که مربی‌مان بود، علم روانشناختی‌اش خیلی قوی بود. با بچه‌ها خیلی خوب ارتباط برقرار می‌کرد. درست است که علی آقا به روز نبود، ولی 20بازیکنش انگار یک نفر بودند و به راحتی تیم را جمع می‌کرد.

از جذبه علی پروین خیلی صحبت شده و البته گفته می‌شد گاهی به بازیکنان پرخاشگری هم می‌کرد؟

مدیریتش ذاتی بود، با جذبه بود و تندی هم داشت، ولی هیچ وقت ندیدم که پرخاشگری کند. همه بچه‌ها احترامش را داشتند و یادم است که خود من هیچ وقت نتوانستم در رختکن جلوی علی آقا لباس عوض کنم. بخشی از احترام بازیکنان به او هم به سابقه درخشانش برمی‌گشت.

در دورانی که در تیم ملی بودید، یک اتفاق خیلی عجیب رخ داد و آن استعفای 14 بازیکن از تیم مرحوم دهداری بود...

خود من هم یکی از آنها بودم. چون می‌خواستیم به تیم ملی کمک کنیم. تیم ملی می‌خواست جوانگرایی کند و ما هم چنین تصمیمی گرفتیم.

البته شما به خاطر کمک به تیم ملی چنین کاری نکردید؟

به هر حال، اتفاقی بود که افتاد و ما هم مرحوم دهداری را خیلی دوست داشتیم و نمی‌خواستیم او را اذیت کنیم. البته من موافق جوانگرایی در تیم ملی نیستم و تیم ملی همیشه باید با بهترین‌هایش بازی کند. اینکه کی‌روش می‌گوید باید در تیم ملی جوانگرایی شود، درست نیست؛ ما مثلا باید عربستان را شکست دهیم؛ حالا هر طوری که شده و با بهترین‌های خودمان.

تاریخ: 1390/2/24
کلمات کلیدی: ، ، ، ،
اشتراک گذاری:          
لینک کوتاه:

نظرات
نام:
ایمیل:
وب سایت:
متن:
کد امنیتی:کد امنیتی
تکرار کد امنیتی: