اختصاصی90/از زورخانه تا باشگاههای بدنسازی
غلامحسین زمانآبادی
90: در خبرها داشتیم که باشگاههای بدنسازی با رشد 400 درصدی نسبت به سایر باشگاهها گوی سبقت را از همگان ربوده است.
باز هم همان طور که مطلع هستید یکی از قویترین مردان ایران در یک نزاع به ضرب چاقوی نوجوانی از پای در آمد.
این روزها و در مجامع عمومی به ویژه در پارکها و خیابانهای پررفت و آمد جوانانی را میبینید که با اندامی برآمده و پرورش یافته با بازوهای ستبر با تیشرتی تنگ و آستینی کوتاه اندام خود را در معرض دید مردمان قرار میدهند و اگر خدای ناکرده محیط و شرایط به کام آنها نگردد، اقدام به نزاع دستهجمعی کرده و چه بسا با سلاح سرد به جنگ و گریز با هر کسی در هر شرایطی میپردازند. سئوال این است، چه اتفاقی افتاده که زورخانههایی که در حقیقت همان باشگاههای ورزشی پاک و اصیل ورزش کشورمان است کمکم از رونق افتاده و به جای آن باشگاههای ورزشی بدنسازی توسعه و گسترش مییابد. چرا نسل جوان و نوجوان ما احساس فربگی میکند و تصور میکند آمال و آرزوهای خود را در باشگاههای بدنسازی مییابد. چرا روحیه تهاجم بر صبر و مدارا و خودداری پیشی گرفته است.
اتفاق عجیب
در پربینندهترین زمان و در بهترین شرایط برنامههای تلویزیونی نوروزی، برنامهای پربیننده و پرمخاطب به نام مردان آهنین یا قویترین مردان ایران پخش میشود. حاصل این برنامه هجوم نوجوان و جوان به مراکزی است که میتواند عطش قوی شدن او را اغنا کند و برای زودتر رسیدن به شکل و شمایل قویترین مردان ایران از قرص و آمپول و مکملهای غذایی استفاده کرده تا به هدف برسد و حاصل آن القاء روحیه قوی شدن، احساس تک بودن در جامعه خواهد بود. اگر ورزشکار باستانی میآموزد که باید سر به زیر باشد و اگر روزی به مقام پهلوانی رسید، افتادهترین فرد در جامعه باشد و پهلوان مرجع تظلمخواهی مردم بود، در مقابل در باشگاه بدنسازی سینه جلو دادن، بازو کلفت کردن، اندام به رخ دیگران کشیدن و صدا کلفت کردن از آثار حضور در این باشگاههاست و حاصل پخش این برنامه رشد 400 درصدی عرضه و تقاضای نسل جوان در قویترین شدن بود و اتفاقا در مقابل دعوای ریاست سازمان تربیتبدنی اسبق با رئیس سازمان تربیتبدنی سابق بر سر اداره ورزش باستانی بهترین ضربه را به توسعه و گسترش این رشته اخلاقی میزند به راستی به کجا میرویم.
















