درددلهاي بازيکن پيشين استقلال و سپاهان
فوتبال جذاب است اما فقط براي چند سال، چند ماه، چند روز و شايد حتي چند ساعت. فرياد تشويق و توجه همه براي دوراني کوتاه است، زمان خداحافظي که فرا برسد، ستاره و بازيکن معمولي نمي شناسد. آن وقت همه با يک چوب از فوتبال طرد مي شوند، چوب انزوا و فراموشي.
بنا بر گزارش مهر هوادار امروز استقلال دلخوش به گلزني فرهاد مجيدي و ميلاد ميداودي است. از او که رضا عنايتي و گلزنيهايش را فراموش کرده نبايد انتظار داشت، احمد کعبيانپور را به ياد بياورد. از او بپرسيد جمال ندافي کي بود؟ کوروش تشت زر کجا بازي مي کرد؟ علي اکبريان مهاجم بود يا هافبک؟ سکوت مي کند و هيچ نمي گويد. او با امروز استقلال خوش است و از گذشته فقط قهرمانياش را مي خواهد و کاري ندارد آنها که قهرماني را ساختند، که بودند، چه کردند و امروز چه مي کنند. اين خاص تماشاگر استقلال نيست، قانوني است بي رحم که بر فوتبال ايران حاکم است.
طرح اين موضوعات براي نشستن پاي درددل يک پيشکسوت ديگر از فوتبال ايران است. پيشکسوتي که تا همين دهه قبل در سطح اول فوتبال ايران بازي مي کرد اما امروز حرفش از فوتبال اين است: "احمد کعبيانپور هستم. فوتباليست ديروز اما امروز کار ندارم. کلاس A مربيگري را گذراندهام. البته مرحله اول اين کلاس را طي کردهام و..."
سهم کعبيانپور از اين فوتبال هم آلبوم خاطرات که هر سال فرسودهتر مي شود. آلبوم احمد مانند دلش گرد و غبار گرفته. او هم مانند خيلي از قديميهاي فوتبال گلايه دارد از نظام حاکم بر فوتبال ايران و مي گويد: "سيستم کار ما بد و خراب است. من فوتباليست، برايم زحمت کشيده شد تا به سطح اول فوتبال رسيدم اما امروز که بايد از تجربياتم استفاده کنم بيرون گودم. چرا؟ امروز در فوتبال ايران بازيکنان قديمي بيرون هستند و کساني مسئوليت دارند که تازه به اين فوتبال آمدهاند و زرق و برق فوتبال را بيش از خودش دوست دارند".
بازيکن سابق استقلال و سپاهان مي گويد: "آسمان آلمان با ايران فرقي ندارد. اما آنجا نظم و انضباط حاکم است و احترام متقابل. به همين خاطر بازيکن که از فوتبال مي رود، فراموش نمي شود. کارش مشخص است و به جايي تحميل نمي شود.
کعبيانپور مي گويد به غير از خودش بيش از 100 نفر از فوتباليست هاي ديروز و پيشکسوتان امروز جايي در اين فوتبال ندارند و البته کار و باري مشخص. او و هم ردههايش را قرباني انتخابهاي سليقهاي مي داند که رابطه را بر ضابطه ارجح مي دانند.
او با افتخار از تجربه مربيگريش در تيم جوانان پيکان ياد مي کند، زماني که هشت بازيکن از اين تيم به تيم بزرگسالان پيکان فرستاد و حاصلش شد، بيرون نشستن امروز.
پيشکسوت استقلال و سپاهان از بي توجهي اين دو باشگاه گلايه ندارد و اينکه در ميان خيل قديمي ها يکي هم اوست که بايد دوران وداع با فوتبال را تلخ بگذارند. او مي گويد: در فوتبال امروز ما بي ادبي و حذف کردن شده اصل فوتبال حرفه اي. اين فوتبال حرفه ايست؟ فوتبال حرفه اي براي آن باشگاه اروپايي است که قرارداد بازيکن مصدومش را يک سال ديگر تمديد مي کند تا با روحيه برگردد نه براي ما که فقط بازيکني را مي خواهيم که روپا باشد.
" اگر زمان به عقب برمي گشت احمد کعبيانپور بازهم فوتباليست مي شد؟"، اين پرسش مکث کوتاه او و پاسخ مثبتش را به همراه داشت: حتما فوتباليست مي شدم، حتي اگر مي دانستم چنين سرنوشتي در فوتبال انتظارم را مي کشد.
وداع با احمد کعبيانپور، سلامي تازه به يک پيشکسوت ديگر از فوتبال است. راستي نفر بعدي کيست و کدام فوتباليست است که بايد طعم تلخ اين رشته را هم بچشد؟
















