كشتي قهرماني ۲۰۱۰جهان؟ درسهايي كه بايد از ميدان مسكو آموخت
ورزش. كشتي. جهاني مسكو
تهران- پس از كسب عنوان نايب قهرماني كشتي فرنگي و مقام سومي كشتي آزاد ايران در رقابتهاي جهاني ۲۰۰۹هرنينگ دانمارك، بار سنگين ناكامي المپيك ۲۰۰۸پكن از دوش متوليان فدراسيون كشتي كاسته شد و به نوعي پيام آور بازگشت روزهاي درخشان و افتخار آفرين اين رشته را به ارمغان آورد.
به هر حال كادر فني تيمهاي ملي كشتي آزاد و فرنگي ايران پس از بازگشت از دانمارك، انگيزه و اعتماد به نفس بيشتري براي ادامه كار پيدا كردند و با حمايت و تداركات همه جانبه فدراسيون كشتي ، كسب موفقيت در ميادين بين المللي بعدي را نشانه رفتند.
كاروان كشتي آزاد ما در دانمارك با يك طلا ، يك نقره و يك برنز مهدي تقوي ، فردين معصومي و صادق گودرزي به عنوان تيم سوم جهان معرفي شد و فرنگي كاران ما نيز با درخشش قابل ملاحظه خود توانستند ضمن كسب يك مدال طلا توسط حميد سوريان و سه مدال برنز فرشاد عليزاده، حبيب اله اخلاقي و امير علي اكبري، براي اولين بار در تاريخ اين رشته به عنوان نايب قهرماني جهان دست يابند.
البته از همان زمان بسياري از اهالي كشتي كه در دوران حضورشان در صحنه، روزهاي پر فراز و نشيب فراواني را پشت سر گذاشته اند، بارها هشدار دادند كه آن دوره از رقابتهاي جهاني كه پس از بازيهاي المپيك برگزار ميشود از سطح كمي و كيفي پايين تري برخوردار است و مدال آوري در اينگونه ميادين، كار چندان دشواري نيست.
ضمن اينكه همين منتقدان براي اثبات ادعاي خود ، بحث حضور در رقابتهاي جهاني ۲۰۱۰مسكو را پيش كشيدند و به قول معروف به كادر فني تيمهاي ملي كشتي آزاد وفرنگي طعنه زدند كه اگر مرد ميدان هستند، نتايج جهاني ۲۰۰۹ دانمارك را در جهاني ۲۰۱۰روسيه تكرار كنند.
به هر ترتيب پس از ماهها اردوهاي متعدد آمادهسازي و حضور ملي پوشان در تورنمنتهاي بينالمللي داخلي و خارجي، روز موعود فرا رسيد و كاروان تيم ايران براي حضور در آوردگاه جهاني امسال، در دهه اول شهريورماه راهي شهر مسكو شد.
تيم كشتي فرنگي كشورمان در همان روز نخست پيكارها توسط حميد سوريان و امير علي اكبري صاحب دو مدال برنز در سه وزن اول شد و نشان داد كه كادر فني، عزم خود را جزم كرده تا در عمل پاسخ منتقدان را دهد؟ اما فرداي آن روز، نمايندگان سه وزن دوم راهي ميدان شدند كه اين ملي پوشان در نمايشي غير قابل تصور و ضعيف، به راحتي از گردونه رقابتها حذف شدند تا منتقدان مذكور بار ديگر در مقابل كادر فني ،قامت راست كنند.
البته ضربه اصلي، زماني به تيم ملي كشتي فرنگي ايران وارد شد كه طالب نعمت پور يكي از شانسهاي اصلي كسب مدال در وزن ۸۴كيلوگرم با بدشانسي در دور اول به نماينده رژيم اشغالگر قدس خورد تا با به ميدان نرفتن خود، روحيه و امتياز تيمي براي ايران را دچار تنش شود. ضمن اينكه تنها نماينده تيم ايران در وزن ۷۴كيلوگرم نيز نتوانست در روز سوم راه به جايي ببرد و با ناكامي قابل پيش بيني و حذف در همان دور اول، ضربه ديگري به تيم ملي وارد آورد.
سرانجام تيم كشتي فرنگي ايران به جز دوطلاي سوريان و علي اكبري؟، در پنج وزن باقيمانده، تنها ۲امتياز كسب كرد، تا با مجموع ۲۲امتياز و ۶پله سقوط نسبت به سال گذشته در جايگاه هشتم جهان بايستد. اما نبايد از اين حقيقت نيز غافل شد كه تيم آذربايجان با كسب ۲۶امتياز پس از روسيه و تركيه، سوم شد و اگر تيم ايران ميتوانست در يكي از اوزان خود از جمله وزن ۸۴كيلوگرم، تنها ۵امتياز كسب كند، به عنوان تيم سوم جهان مورد تجليل و ستايش اهالي كشتي قرار ميگرفت. به هر ترتيب تيم كشتي فرنگي ايران هشتم شد تا محمد بنا و شاگردانش به محض بازگشت از مسكو به سيبل منتقدان كشتي مبدل شوند.
اما داستان ناكامي كشتي ايران در رقابتهاي جهاني ۲۰۱۰مسكو با پايان كار فرنگي كاران به اتمام نرسيد و آزادكاران اعزامي نيز با چند روز اختلاف، با نتايج به مراتب بدتري نسبت به تيم فرنگي مواجه شدند.
در روز نخست پيكارهاي كشتي آزاد، فردي به ميدان رفت كه پيش از اين بارها آزموده شده بود و اين بار نيز به خطا در مسكو آزموده شد. كاروان كشتي آزاد در اين روز كه طي آن فقط رقابتهاي وزن ۵۵كيلوگرم برگزار شد، با حذف حسن رحيمي مواجه شد تا به اين ترتيب اولين شوك جدي به كادر فني تيم ملي وارد شود. به هر حال روز نخست پايان يافت و درحاليكه مربيان تيم ملي چشم به درخشش نمايندگان خود در سه وزن دوم داشتند ، تنها يك مدال برنز توسط مراد محمدي و يك عنوان پنجمي توسط عرفان اميري به دست آمد. ضمن اينكه رقابتهاي وزن ۸۴كيلوگرم نيز با نمايش ضعيف و دور از انتظار احسان لشگري پايان يافت تا يكي ديگر از اميدهاي اصلي كسب مدال نيز با شكست در دور اول ، وداع تلخي با اين پيكارها داشته باشد.
اين اتفاقات در حالي رخ ميداد كه تيم مدعي روسيه همچنان مشغول كسب مدال هاي رنگارنگ بود و نمايندگان تيمهاي آذربايجان و بلغارستان، كوبا، اوكراين و ژاپن نيز براي كسب مدال خود را به آب و آتش ميزدند.
در هر صورت روز پاياني اين رقابتها نيز فرا رسيد و ملي پوشاني به ميدان رفتند كه سال گذشته، همگي جزو مدال آوران ايران در دانمارك بودند.به رغم اين تبليغات رسانه اي، مهدي تقوي به عنوان قهرمان سال گذشته وزن ۶۶ كيلوگرم جهان با افت شديدي همراه بود و با يك نزول عجيب و غير قابل باور به رده يازدهم جهان سقوط كرد. البته نكته جالب توجه آنكه طلاي اين وزن به سوشيل كومار آزادكار سرشناس هنديها رسيد كه توانست در فينال اين وزن با اقتدار از سد حريف روسي خود بگذرد.
فردين معصومي نايب قهرماني رقابتهاي جهاني سال گذشته نيز در عين ناباوري حتي به نيمه نهايي وزن ۱۲۰كيلوگرم هم نرسيد تا دومين ناكامي روز پاياني را رقم زند و به عنوان هفتمي بسنده كند.
اينجا بود كه تمام نگاهها متوجه صادق گودرزي شد تا شايد او بتواند كمي از بار اين ناكامي را بكاهد. البته او نيز انصافا با شايستگي تا پاي فينال وزن ۷۴كيلوگرم بالا آمد و در اين ديدار حساس، در يك قدمي كسب قهرماني جهان، اسير بيتجربگي خود و هوشياري دنيس چارگوش روس شد.
به هر حال رقابتهاي كشتي آزاد نيز با كسب يك مدال نقره و يك برنز و كسب ۲۴امتياز براي ايران به پايان رسيد تا تيم ملي كشورمان بعد از تيمهاي روسيه، آذربايجان و كوبا با يك پله نزول نسبت به سال گذشته تا رده چهارم جهان پايين آيد.
جالب است بدانيد تيم كشتي آزاد روسيه در هفت وزن اين رقابتها صاحب مدال شد و با كسب چهار مدال طلا، دو نقره و يك برنز به تمامي مدعيان ثابت كرد كه بيجهت نيست كه او را آقاي كشتي جهان ميخوانند.
اما پس از كسب اين نتايج، اولين فردي كه هدف مشترك تمامي منتقدان كشتي قرار گرفت، كسي نبود جز محمدرضا يزداني خرم رييس فدراسيون.
وي كه به قول خودش طي ماههاي گذشته از شير مرغ تا جان آدميزاد را براي آمادهسازي آزاد و فرنگي كاران كشورمان مهيا كرده بود، باز هم يادآور شد كه او فقط وظيفه مديريت را بر عهده دارد و به واقع نميتواند مثل كشتي گيران وارد گود شود.
از سويي ديگر بسياري از منتقدان اصلي و صريح فدراسيون كشتي مثل اكبر فلاح، تقي اكبرنژاد، عليرضا حيدري، برادران محبي و ..... نيز به طعنه به يزداني خرم يادآور شدند بيجهت نيست كه سالهاست ميگويند، سكان هدايت كشتي را بايد به دست اهل كشتي و گوش شكسته سپرد.
اما اگر كمي منصفانه با قضيه برخورد شود بايد از خود پرسيد، يك مدير توانمند به جز فراهم كردن تمامي امكانات مالي و ابزاري براي تجهيز و آمادهسازي ملي پوشان، بايد چه نقش ديگري ايفا كند؟
البته منتقدان يزداني خرم هم متفق القول پاسخ اين سوال را اينگونه داده اند: يزداني خرم از مشاوران با تجربه و توانمندي بهره نميبرد و كافي است تا اعضاي كادر فني و يا برخي از اهالي هميشه در صحنه كشتي، پيشنهاد انجام كار يا اجراي مصوبه نانوشتهاي را بيدليل به او بدهند. اينجاست كه رييس فدراسيون بدون در نظر گرفتن عواقب اين تصميم، حكم به اجراي آن مي كند.
بديهي است در اين ميان بايد حق را به منتقدان داد، چرا كه ادعاي آنان ما را ياد تصميم بر عدم برگزاري رقابتهاي انتخابي تيم ملي مياندازد كه امسال بر خلاف ادوار گذشته و در اوج اعتراض اهالي كشتي ، از سوي كادر فني تيمهاي ملي تجويز و از سوي يزداني خرم نيز تاييد شد.
بسياري از پيشكسوتان و مربيان سازنده كشتي كشورمان در همين خصوص به از بين بردن انگيزه و روحيه استعدادهاي ناب كشتي اشاره كردند كه با عدم برگزاري رقابتهاي انتخابي تيم ملي، مجالي براي عرض اندام و اثبات شايستگي شان به دست نياوردند.
از سويي ديگي كادر فني نيز بر اين باور بود كه تمام نخبههاي كشتي كشور را زير سقفي بنام خانه كشتي تهران جمع كرده و ملي پوشان اعزامي به رقابتهاي جهاني ۲۰۱۰مسكو را از بين همين نفرات و در طول تورنمنتهاي بين المللي و اردوهاي آمادهسازي گزينش ميكند. اما اين ادعاي كادر فني نيز نتوانست پاسخ قانعكننده اي به حساب آيد ، چراكه به قول منتقدان فدراسيون كشتي، اكثر تورنمنتهاي پيشنهادي از سوي مربيان تيم ملي نيز جزو تورنمنت هاي درجه دو و سه دنيا بودند و حضور در تورنمنتهاي سطح بالايي همچون جام يارگين و مدويد روسيه ، هيچگاه در برنامههاي كادر فني گنجانده نشده بود نبايد فراموش كرد كه سطح و جايگاه تورنمنتي مثل يارگين به حدي است كه حتي روسها نيز به اين پيكارها به چشم رقابتهاي انتخابي تيم ملي خود مي نگرند و اين ميادين را عاملي براي نمايان شدن عيار واقعي كشتي گيران مي دانند.
البته درست است كه كادر فني تيمهاي ملي كشتي كشورمان حضور در رقابتهاي جام جايزه بزرگ فيلا را نيز در دستور كار خود قرار داده بودند، اما بايد به اين نكته نيز توجه ميشد كه ممكن است در انتخاب نفرات اعزامي به اين مسابقات نيز كمي اشتباه كرده و به خواسته اصلي خود نرسند.
آنچه مسلم است بايد پذيرفت كه كشتي ايران هم اكنون علاوه بر قدرت و پتانسيل بالاي روسها، زير سايه توان و نفوذ كشتي گيران جمهوري آذربايجان نيز قرار دارند و به قول معروف اگر متوليان امر دير بجنبند، ملي پوشان ما در رقابتهاي جهاني ۲۰۱۱استانبول و بازيهاي المپيك ۲۰۱۲لندن نيز به سرنوشت مسابقات جهاني ۲۰۱۰مسكو گرفتار شوند.سرنوشتي كه ايكاش از سال گذشته تاكنون با تدوين و اجراي برنامههاي بيعيب و نقصي به سود ما رقم مي خورد.
متاسفانه در ورزش ايران، سنت غلطي باب شده كه همواره در هنگام پيروزي ، تمامي مسوولان و متوليان به عنوان فرد اصلي كسب اين موفقيت، سينه سپر مي كنند، اما در مواقع شكست و ناكامي همين متوليان سعي دارند در سايه فرد ديگري پنهان شده و تمامي مشكلات و كاستيها را به همكار كناردست خود تعميم دهند.
اين را گفتيم تا به اين نكته برسيم كه در ناكامي اخير كشتي نيز نميتوان تمام تقصيرات و مشكلات را بر گردن يزداني خرم، متوليان كشتي يا كادر فني تيمهاي ملي انداخت، بلكه بايد از هم اكنون با تشكيل كارگروهي با حضور
















