حاشیهسازی وین رونی را فراموش کنید– مشکلات بسیار بزرگتر منچستر در درون مستطیل سبز
وقتی در مورد بازی نکردن بازیکنی در پرافتخارترین تیم لیگ برتر بیش از خود بازی حرف زده میشود، این فکر به ذهن خطور میکند که دلیل آن چیست.
درست است که وین رونی فردی با رفتارهای عادی نیست. سرآلکس فرگوسن پیش از مسابقه این هفته با اورتون اعلام کرده بودکه به دلیل سوء استفاده از مشکلات وین رونی در خارج از زمین که ممکن است در ورزشگاه گودیسون پارک دردسرهائی را نیز برای او ایجاد کند، این بازیکن را از ترکیب تیمش برای بازی این هفته کنار گذاشته است.
آنهائی که به خاطر دارند فرگوسن هرگز از ماجراجوئی و جنجال آفرینی رونی در گذشته، یا انتخاب پل اینس در اوپتون پارک یا منفورترین چهره هواداران لیورپول، یعنی گری نویل، در آنفیلد، اصلاً ترس و واهمهای نداشته، تا اندازهای گیج و سردرگم میشوند. اگر فرگوسن همچنان رفتار قبلیاش را داشته باشد، رابطه آنها همچنان تیره خواهد بود تا اینکه یا رونی در یونایتد به دوران افول رسیده یا اینکه پایان سلطه و یکهتازی این پیرمرد اسکاتلندی (شهر گوان) پایان فرا رسیده است.
با این وجود، تحمل دومین تساوی متوالی منچستر در بازیهای لیگ در غیاب مردی که بخش اعظم بار خط حمله سال گذشته تیمش را بر دوش میکشید، برای مهاجمان منچستر هم چندان جالب توجه نخواهد بود. حال بدون توجه به اینکه مشکلات رونی چقدر حاد هستند اما یونایتد 90 دقیقه بازی با اورتون بدون مهاجم نوک خود عملکرد شگفتانگیزی داشت.
تک مهاجم یونایتد، دیمیتار برباتوف، با تیزهوشی و داشتن آزادی عمل بیشتر از جلو تیم را هدایت کرد، نانی با دو سانتر زیبا از جناحین، پایهگذار دو گل اول تیمش بود، دارن فلچر به خوبی فضای بین خط هافبک و حمله تیمش را پوشش داد و تماشای پاسهای بسیار متعدد از سوی پل اسکولز در زمان و فضای مناسب بسیار لذتبخش بود. رایان گیگز همانند سایر هم تیمیهایش مؤثر نبود، اما با استفاده از هوش و تجربه بالایش نقش بسزائی در بازی خوب تیمش داشت.
جان اوشی، بازیکنی که همیشه در خدمت تیم بوده و هر تیمی به چنین بازیکنی نیاز دارد، پیروزی آسان تیمش در نبردهای میانه میدان را قطعی کرده بود. فرگوسن پس از بازی، و با چهرهای برافروختهتر از حد معمول، اظهار داشت، “در برخی اوقات بازی، خوب بازی کردیم و فکر میکنم که برباتوف عالی بود؛ اما مهم نیست و نباید زیاد به آن فکر کنیم. او بازیکنی عالی است، و امروز هم در برخی لحظات عالی بود.” نه، فرگوسن به سختی میتواند از بین پنج بازیکن خط آتش خود، بهترین را انتخاب کند. تیم فرگوسن در ضدحملات بسیار مهیج و عالی بازی کرد، و اگر دو واکنش استثنائی و در کلاس جهانی، و یک موقعیت کمتر خطرناک، از سوی تیم هاوارد دروازهبان حریف نبود، اورتون هرگز توان مقابله با منچستر را نداشت و خیلی زودتر تسلیم شده بود.
میتوان چنین استدلال کرد که اگر رونی، که به واسطه دو پیروزی آسان تیم ملی انگلیس روحیه گرفته بود، در ترکیب منچستر حضور میداشت، احتمال بازگشت بسیار خارقالعاده اورتون به بازی را به صفر میرساند. با این همه، پنج مهاجم یونایتد باید تنها اندکی تأمل کنند که ریشه مشکلات تیم در کجاست. درست همانطور که جانی ایوانز برای مهار بابی زامورا در استادیوم کریون کاتیج و اندی کارول در اولدترافورد تقلا میکرد، در این بازی هم در گودیسون پارک در دقایق پایانی بازی مغلوب بازی هوائی تیم کاهیل شد.
نقطه ضعف بازی این بازیکن ایرلندی در بازی این هفته آشکارتر شد، شگفت انگیزتر آنکه این بازیکن قبلاً چگونه توانسته بود مهاجمانی نظیر دیدیه دروگبا را در بازی مقابل چلسی در اولدترافورد به خوبی مهار کند. بازیکن کناری او، نمانیا ویدیچ در نبردهای هوائی در محوطه جریمه هر دو تیم حضور داشت و فلِینی بازیکن بلند قامت حریف را کاملاً از کار انداخته بود. اما به سختی میتوان گفت که گری نویل و پاتریس اورا هم با تسلط و مطمئن بازی کردهاند. بازیکن فرانسوی، که نقش کلیدی در کسب مقامهای قهرمانی منچستر در سالهای 09-2006 ایفاء کرده بود، بیشتر تحت تأثیر نقش محوری خود در تیم ملی فرانسه در جام جهانی قرار داشت تا نقشی که به او محول شده بود.
نویل به خاطر بازی متوسط و موفقیت نه چندان چشمگیرش در نبردهای تن به تن، بازی همیشگی خود در مقابل چلسی یا حتی منچستر سیتی، آرسنال یا تاتنهام را نیز به نمایش نگذاشت. لازم به تیم رهبری یونایتد هم یادآور شویم که گلهای دقایق پایانی بازی با اورتون و همچنین گل اول آنها از دل عدم توانائی تیم تحت رهبریشان برای مهار سانترهای لیتون بِینس از جناحین بیرون آمده بود. زمانی که زوج فردیناند – ویدیچ در اوج دوران خود در مرکز خط دفاعی تیم منچستر بازی میکردند، چنین ضعفی اصلاً قابل تصور نبود. از پنج سال پیش که خانواده گلیزر جلوی ولخرجیهای او در فصل نقل و انتقالات را بسته اند، فرگوسن هم دائم در حال پنهانکاری و مخفی کاری نقاط ضعف بازی تیمش بوده است، اما عدم موفقیت تیمش در برگشت به بازی در چند فصل گذشته از نظرها پنهان نمانده است.
همانگونه که هواداران آرسنال متوجه خواهند شد، خرید بازیکنان نه چندان مطرح، ولو با استعداد، برای آنها پیروزی و فتح جام به همراه نخواهد داشت. در سال 2005 با مصدوم شدن ریو فردیناند، به فرگوسن میتوانست برای پیدا کردن بازیکن جایگزین با کیفیت بازی بسیار بالا نظیر گری کاهیل یا فیل یاجیلکا به اندازه دلخواهش پول خرج کند. درست است که بازگشت کاپیتان تیم ملی انگلیس به این زودیها رقم نخواهند خورد، اما اکنون زمان آن فرا رسیده است که میتوان در مورد ادامه حضورش در تیم تردیدهائی داشت.
در هر حال، زمان آن فرا رسیده است که ایوانز کم کم برای همیشه از فوتبال خداحافظی کند. یونایتد چابکی و سرعت بسیار بالائی در خط حمله دارد که تنها چند باشگاه اروپائی قادر به تطبیق این سیستم در تیم خود هستند. اما اصول و پایه هر تیم برای فتح لیگ برتر در داشتن دفاع است و یونایتد امروز بار دیگر باید به این معضل فکر کند. حذف رونی از تیم باعث میشود که تیم زیر ذرهبین قرار گرفته و حاشیههای آن را آشکارتر سازد، اما همه اینها فقط سیاه نمائی برای منحرف کردن افکار هواداران به دلیل عملکرد ضعیف گذشتهشان است.
درست است که وین رونی فردی با رفتارهای عادی نیست. سرآلکس فرگوسن پیش از مسابقه این هفته با اورتون اعلام کرده بودکه به دلیل سوء استفاده از مشکلات وین رونی در خارج از زمین که ممکن است در ورزشگاه گودیسون پارک دردسرهائی را نیز برای او ایجاد کند، این بازیکن را از ترکیب تیمش برای بازی این هفته کنار گذاشته است.
آنهائی که به خاطر دارند فرگوسن هرگز از ماجراجوئی و جنجال آفرینی رونی در گذشته، یا انتخاب پل اینس در اوپتون پارک یا منفورترین چهره هواداران لیورپول، یعنی گری نویل، در آنفیلد، اصلاً ترس و واهمهای نداشته، تا اندازهای گیج و سردرگم میشوند. اگر فرگوسن همچنان رفتار قبلیاش را داشته باشد، رابطه آنها همچنان تیره خواهد بود تا اینکه یا رونی در یونایتد به دوران افول رسیده یا اینکه پایان سلطه و یکهتازی این پیرمرد اسکاتلندی (شهر گوان) پایان فرا رسیده است.
با این وجود، تحمل دومین تساوی متوالی منچستر در بازیهای لیگ در غیاب مردی که بخش اعظم بار خط حمله سال گذشته تیمش را بر دوش میکشید، برای مهاجمان منچستر هم چندان جالب توجه نخواهد بود. حال بدون توجه به اینکه مشکلات رونی چقدر حاد هستند اما یونایتد 90 دقیقه بازی با اورتون بدون مهاجم نوک خود عملکرد شگفتانگیزی داشت.
تک مهاجم یونایتد، دیمیتار برباتوف، با تیزهوشی و داشتن آزادی عمل بیشتر از جلو تیم را هدایت کرد، نانی با دو سانتر زیبا از جناحین، پایهگذار دو گل اول تیمش بود، دارن فلچر به خوبی فضای بین خط هافبک و حمله تیمش را پوشش داد و تماشای پاسهای بسیار متعدد از سوی پل اسکولز در زمان و فضای مناسب بسیار لذتبخش بود. رایان گیگز همانند سایر هم تیمیهایش مؤثر نبود، اما با استفاده از هوش و تجربه بالایش نقش بسزائی در بازی خوب تیمش داشت.
جان اوشی، بازیکنی که همیشه در خدمت تیم بوده و هر تیمی به چنین بازیکنی نیاز دارد، پیروزی آسان تیمش در نبردهای میانه میدان را قطعی کرده بود. فرگوسن پس از بازی، و با چهرهای برافروختهتر از حد معمول، اظهار داشت، “در برخی اوقات بازی، خوب بازی کردیم و فکر میکنم که برباتوف عالی بود؛ اما مهم نیست و نباید زیاد به آن فکر کنیم. او بازیکنی عالی است، و امروز هم در برخی لحظات عالی بود.” نه، فرگوسن به سختی میتواند از بین پنج بازیکن خط آتش خود، بهترین را انتخاب کند. تیم فرگوسن در ضدحملات بسیار مهیج و عالی بازی کرد، و اگر دو واکنش استثنائی و در کلاس جهانی، و یک موقعیت کمتر خطرناک، از سوی تیم هاوارد دروازهبان حریف نبود، اورتون هرگز توان مقابله با منچستر را نداشت و خیلی زودتر تسلیم شده بود.
میتوان چنین استدلال کرد که اگر رونی، که به واسطه دو پیروزی آسان تیم ملی انگلیس روحیه گرفته بود، در ترکیب منچستر حضور میداشت، احتمال بازگشت بسیار خارقالعاده اورتون به بازی را به صفر میرساند. با این همه، پنج مهاجم یونایتد باید تنها اندکی تأمل کنند که ریشه مشکلات تیم در کجاست. درست همانطور که جانی ایوانز برای مهار بابی زامورا در استادیوم کریون کاتیج و اندی کارول در اولدترافورد تقلا میکرد، در این بازی هم در گودیسون پارک در دقایق پایانی بازی مغلوب بازی هوائی تیم کاهیل شد.
نقطه ضعف بازی این بازیکن ایرلندی در بازی این هفته آشکارتر شد، شگفت انگیزتر آنکه این بازیکن قبلاً چگونه توانسته بود مهاجمانی نظیر دیدیه دروگبا را در بازی مقابل چلسی در اولدترافورد به خوبی مهار کند. بازیکن کناری او، نمانیا ویدیچ در نبردهای هوائی در محوطه جریمه هر دو تیم حضور داشت و فلِینی بازیکن بلند قامت حریف را کاملاً از کار انداخته بود. اما به سختی میتوان گفت که گری نویل و پاتریس اورا هم با تسلط و مطمئن بازی کردهاند. بازیکن فرانسوی، که نقش کلیدی در کسب مقامهای قهرمانی منچستر در سالهای 09-2006 ایفاء کرده بود، بیشتر تحت تأثیر نقش محوری خود در تیم ملی فرانسه در جام جهانی قرار داشت تا نقشی که به او محول شده بود.
نویل به خاطر بازی متوسط و موفقیت نه چندان چشمگیرش در نبردهای تن به تن، بازی همیشگی خود در مقابل چلسی یا حتی منچستر سیتی، آرسنال یا تاتنهام را نیز به نمایش نگذاشت. لازم به تیم رهبری یونایتد هم یادآور شویم که گلهای دقایق پایانی بازی با اورتون و همچنین گل اول آنها از دل عدم توانائی تیم تحت رهبریشان برای مهار سانترهای لیتون بِینس از جناحین بیرون آمده بود. زمانی که زوج فردیناند – ویدیچ در اوج دوران خود در مرکز خط دفاعی تیم منچستر بازی میکردند، چنین ضعفی اصلاً قابل تصور نبود. از پنج سال پیش که خانواده گلیزر جلوی ولخرجیهای او در فصل نقل و انتقالات را بسته اند، فرگوسن هم دائم در حال پنهانکاری و مخفی کاری نقاط ضعف بازی تیمش بوده است، اما عدم موفقیت تیمش در برگشت به بازی در چند فصل گذشته از نظرها پنهان نمانده است.
همانگونه که هواداران آرسنال متوجه خواهند شد، خرید بازیکنان نه چندان مطرح، ولو با استعداد، برای آنها پیروزی و فتح جام به همراه نخواهد داشت. در سال 2005 با مصدوم شدن ریو فردیناند، به فرگوسن میتوانست برای پیدا کردن بازیکن جایگزین با کیفیت بازی بسیار بالا نظیر گری کاهیل یا فیل یاجیلکا به اندازه دلخواهش پول خرج کند. درست است که بازگشت کاپیتان تیم ملی انگلیس به این زودیها رقم نخواهند خورد، اما اکنون زمان آن فرا رسیده است که میتوان در مورد ادامه حضورش در تیم تردیدهائی داشت.
در هر حال، زمان آن فرا رسیده است که ایوانز کم کم برای همیشه از فوتبال خداحافظی کند. یونایتد چابکی و سرعت بسیار بالائی در خط حمله دارد که تنها چند باشگاه اروپائی قادر به تطبیق این سیستم در تیم خود هستند. اما اصول و پایه هر تیم برای فتح لیگ برتر در داشتن دفاع است و یونایتد امروز بار دیگر باید به این معضل فکر کند. حذف رونی از تیم باعث میشود که تیم زیر ذرهبین قرار گرفته و حاشیههای آن را آشکارتر سازد، اما همه اینها فقط سیاه نمائی برای منحرف کردن افکار هواداران به دلیل عملکرد ضعیف گذشتهشان است.
تاریخ: 1389/6/25
موضوع: فوتبال
نظر: 0
















