بررسی علل ناکامی ایران در انتخابات AFC/، دکتر سجادی: عدم شناخت، استراتژی و برنامه عامل ناکامیهاست
انتخابات سال 2011 کنفدراسیون فوتبال آسیا (AFC) شکست مدیران ایرانی را به همراه داشت. این ناکامی در حالی رقم خورد که برخی از صاحبنظران و کارشناسان ورزشی آن را پیشبینی کرده بودند؛ چرا که در یک اقدام منحصر به فرد عالیترین مقام اجرایی ورزش کشور برای کرسی نایبرییسی غرب آسیا کاندید شد و برای پر رنگ شدن شانس موفقیتش، علی کفاشیان (رییس فدراسیون فوتبال) از نامزدی در انتخابات هیات اجرایی AFC که ایران یازده سال در آن کرسی داشت، انصراف داد. مدیران برای رای آوردن در دیدار با مقام های مختلف کنفدراسیون، انواع لابیها را انجام دادند و در شرایطی که پیروزیشان را مسلم میدیدند، سرانجام ناشناخته بودن وجهه علی سعیدلو (رییس سازمان تربیت بدنی) در فوتبال آسیا کار خودش را کرد و نماینده نپال نایب رییس شد. این ناکامی انتقادهای مختلفی را از سوی کارشناسان در پی داشت که بیشتر به رویکرد مدیران نسبت به این انتخابات وارد بود.
نصرالله سجادی، یکی از اساتید برجسته تربیت بدنی در دانشگاه که سابقه ریاست فدراسیون فوتبال و دبیرکلی کمیته ملی المپیک را داشته و از سال 1990 هم در شورای المپیک آسیا عضویت دارد، در گفتوگویی تفصیلی چنین موضعی داشت و به تشریح علل این شکست و لزوم داشتن استراتژی و برنامه برای آینده ورزش ایران پرداخت که در زیر میآید:
سجادی در ابتدای صحبتهایش گفت: فعالیتهای یک کشور در عرصه بینالمللی ورزش متفاوت است که یکی از آنها حضور در مسابقهها، دیگری اعزامی مربیان و داورها، گرفتن میزبانی تورنمنتهای مختلف و... که در نهایت یکی هم سهم آن کشور در سازمانهای بینالمللی ورزش است. باید دید سهم ایران در این مقوله چه در سطح آسیا و چه جهانی چقدر است؟
*** در قبل و بعد از انقلاب هنوز هیچ جایگاهی در شان ورزش ایران بدست نیاوردیم
با جرات میتوانم بگویم، قبل و بعد از انقلاب هنوز نتوانستیم، جایگاه یا کرسی را که در خور شان کشور و ورزش ما باشد، به دست نیاوردیم. ممکن است، در مقاطعی پستهایی را در سطح نایبرییسی که بیشتر تشریفاتی است، کسب کرده باشیم، ولی از داشتن منصبهای استراتژیک محروم بودیم. در پستهایی که میتوانستیم، اثرگذار باشیم، کمتر حضور داشتیم لذا عضویت در کمیتههای مختلف ورزشی در آسیا نمیتواند، داشتن کرسیهای مهم تلقی شود؛ چرا که در تصمیمگیریها و اداره ورزش قاره آسیا دخالت بسیار کمی دارند.
*** نایبرییسی غرب آسیا کمتر از عضویت در هیات اجرایی است
پستهای حساس و کلیدی به لحاظ قانونی، ریاست و دبیرکلی یک سازمان است. لذا حرکت ما همواره باید به سمت کسب این عناوین باشد. به طور مثال هیات اجرایی AFC در تصمیمگیریها دخالت دارد و ما یازده سال در این هیات عضو بودیم که متاسفانه این جایگاه را هم از دست دادیم. در حالی که میتوانستیم در انتخابات اخیر برای کسب دو جایگاه کاندید شویم، برای عنوان مهم تر کاندید نشدیم و در پست دیگر هم مشخص بود، رای نمیآوریم. مشخص است که نایب رییسی غرب آسیا به اندازه عضویت در هیات اجرایی مهم نیست.
*** برای حضور در نهادهای بینالمللی استراتژی و برنامه نداریم
این رویه ناشی از آن است که برای حضور در نهادهای بینالمللی، استراتژی مشخصی نداریم و چون استراتژی نیست، برنامهای هم وجود ندارد و چون بیبرنامه هستیم، فعالیت هم نمیکنیم. در هر استراتژی مشخص میشود که میخواهیم از کجا به کجا برسیم. ممکن است بر اساس یک برنامه، رسیدن به جایگاه هدف، 10 سال هم طول بکشد اما باید پذیرفت تنها راه رسیدن به موفقیت همین است. تمام کشورهای دنیا برای پیشرفت در زمینههای مختلف ورزشی برنامههای بلندمدت دارند. باید کار کنیم تا پله پله بالا رویم.
*** به رییس فدراسیون گفته بودم، مطمئن باشید رییس سازمان تربیت بدنی در انتخابات رای نمیآورد!
در این بحث حضور مستمر در هیات اجرایی AFC عاملی برای شناخت و اعتبار بیشتر ما میشود که در سالهای دیگر میتوان همزمان با حفظ مسوولیت فوق، برای پستهای دیگر هم کاندید شد. متاسفانه عدم شناخت ما نسبت به ورزش و چگونگی پیشرفت در ابعاد مختلف آن، اتفاقهای کنونی را رقم میزند. برای رای دهندگان در انتخابات AFC اهمیت ندارد چه کسی با چه جایگاه سیاسی وارد انتخابات میشود؛ برای آنها حضور مستمر کاندیدا در مجامع بینالمللی ورزش، اعتبار، صلاحیت، دانش و توانایی در ورزش و مواردی از این دست مهم است. به کفاشیان گفته بودم، مطمئن باشید، در انتخابات نایبرییسی موفق نخواهید شد چون رویه چنین مجامعی مشخص است. نباید قواعد آنجا را با قواعد داخل کشورمان یکسان بدانیم. لابی کردن بخش پایانی کار است اما پایه قضیه را مسایل دیگر شامل میشود.
*** به خاطر نگاه سلیقهای عضویت در کمیته بینالمللی المپیک را هم از دست دادیم!
بیتردید آنها کاندیدایی که تاکنون در هیچ جای فوتبال داخلی ایران و عرصه بینالمللی جایگاهی نداشته را نمیپذیرند. حداقل باید ابتدا در داخل کشور به تواناییها، جایگاه و موفقیتهایی در مسیر پیشرفت برسیم و بعد به دنبال کسب کرسیهای بینالمللی باشیم. جای تاسف است به خاطر نگاه سلیقهای پستهای مهمی چون IOC MEMBER (عضویت در کمیته بینالمللی المپیک) که بعد از بیست سال آن را بدست آورده بودیم هم در سالهای پیش از دست رفت. ما منافع ملی را نگاه نکردیم و نمیکنیم.
*** در سیسال بعد از انقلاب تنها سه کرسی دبیرکلی در سطح آسیا گرفتیم
وقتی نحوه حضور ما در مجامع بینالمللی از هیچ نظم و قاعدهای پیروی نکرده و فعال نیست، حداکثر سهم ما در سیسال ورزش بعد از انقلاب میشود کسب سه پست دبیرکلی در رشتههای شنا، وزنهبرداری و شمشیربازی آن هم در سطح آسیا! خیلی از کشورهای آسیا در فوتبال از ما عقبتر هستند، به اندازه ما قدرت ندارند و حتی قدمت کشورشان قابل قیاس با ایران نیست اما میبینیم کرسیهای مهمی را بدست میآورند. ایران در فوتبال آسیا حداقل جزو هفت، هشت کشور اول که هست اما چرا در کنفدراسیون آسیا کرسی ندارد؟ این غیرطبیعی نیست؟ آیا این جز عدم شناخت نسبت به امور ورزشی است؟ این شرایط اتفاقی بوجود نمیآید.
*** تمام تجربه کاندیدای ایران دیدن از نزدیک یک دوره بازیهای آسیایی و چهار، پنج ملاقات بود!
تمام تجربه کاندیدای ما به دیدن از نزدیک بازیهای آسیایی گوانگ جو و برگزاری چهار، پنج دیدار با مسوولان مختلف ختم میشود. این ابتداییترین تجربه یک مدیر ورزشی است. بدون شک چنین شخصی برای کارشناسان و مسوولان ورزش جهان و آسیا با کسی که 20 سال در ورزش تجربه کسب کرده و در عرصههای مختلف بینالمللی حضور داشته یکی نیست. یک مدیر برای قدم گذاشتن در مسیر میتواند مشورت کند و بعد تصمیم نهایی را خودش بگیرد. تامل و تفکر در این مقاطع لازمه کار یک مدیر است.
*** اگر به فکر موفقیت ورزش ایران هستیم باید منافع ملی را به منافع شخصی ترجیح دهیم
اگر ما به فکر موفقیت ورزش کشورمان و حتی خودمان هستیم باید در چنین جاهایی منافع ملی را به منافع شخصی ترجیح دهیم. حضور در کنفدراسیون فوتبال آسیا حق ایران است. فوتبال ایران موفقیتهای مختلفی را در سالهای گذشته بدست آورده است. ما قهرمانی در جام ملتهای آسیا، جام باشگاههای آسیا، رسیدن به دیدارهای پایانی لیگ قهرمانان، قهرمانی فوتسال و ... را در کارنامه داریم؛ چطور با این پشتوانهها نمیتوانیم در AFC صاحب کرسی باشیم. از نظر بنده وقتی از حضور یازده ساله در هیات اجرایی انصراف داده و شانس را به کشور دیگری میدهیم، چنین تصمیمی نمیتواند فردی باشد و بیشتر دستوری به نظر میآید.
*** انصراف از انتخابات هیات اجرایی ربطی به پررنگ شدن شانس رای در انتخابات نایبرییسی نداشت
این دو اصلا به هم ارتباطی ندارند. تعجب میکنم مدیران ما چطور نسبت به این موضوع آگاهی نداشتند. همانطور که گفتم این هم به عدم شناخت آنها برمیگردد. در یک انتخابات داخلی یک نفر حتی میتواند برای دو جایگاه کاندید شود.
*** کفاشیان حق انصراف از انتخابات هیات اجرایی را نداشت
عضویت در هیات اجرایی AFC سابقه یازده ساله دارد و این جایگاه متعلق به ایران است و رییس فدراسیون حق انصراف از انتخابات هیات اجرایی را نداشت. او باید با کاندید شدن دوباره تنها جایگاه فوتبال ایران در کنفدراسیون آسیا را حفظ میکرد.
*** اگر کفاشیان در ریاست فدراسیون ابقا نشود باز هم جایگاه هیات اجرایی از دست نمیرفت
جایگاه هیات اجرایی به نام ایران بود و اگر در انتخابات این دوره کاندید میشدیم و قطعا هم رای میآوردیم باز برای ایران حفظ میشد. حال اگر سال آینده شخص دیگری رییس فدراسیون شود هم آن کرسی از دست نمیرفت.
*** مسوولان AFC به راحتی هرکسی را به گروهشان راه نمیدهند
بیتردید به اندازه جایگاه هیات اجرایی مفید نبود هرچند داشتن این کرسی نمیتواند برای ما چندان بیتاثیر باشد؛ اما اصلا برای معاون رییس جمهور ایران خوب نبود که در انتخابات نایبرییسی AFC در غرب آسیا کاندید شود که متاسفانه رای هم نیاورد. مسوولان کنفدراسیون آسیا در مناصب مختلف یک گروه دارند که به آسانی هر کسی را به داخل آن راه نمیدهند.
*** کاندیداتوری یک رییس سازمان در انتخابات نایبرییسی AFC در تاریخ ورزش ایران بیسابقه بود
در طول سابقه 60 ساله ورزش ما بیسابقه بود که رییس سازمان تربیت بدنی بخواهد در این سطح از انتخابات ورزشی شرکت کند و واقعا در شان جایگاه او نیست. البته کرسی عضویت در کمیته بینالمللی المپیک اررزش این را دارد تا رییس سازمان تربیت بدنی برای رسیدن به آن تلاش کند؛ کما اینکه مصطفی هاشمیطبا از سال 1367 به مدت 12 سال کار مضاعف کرد تا توانست به عضویت این کمیته درآید. غفوریفرد هم خیلی تلاش کرد اما، نشد.
*** اگر رییس سازمان رای میآورد مدت زیادی را باید صرف کارآموزی میگذراند
اصلا فرض را بر این بگیریم که نایبرییسی AFC را هم بدست میآوردیم، پس از آن میخواستیم چه کنیم؟ کاندیدای ما دارای چه شخصیت ورزشی در خارج از کشور بود که سعی کند در تصمیمگیریها ایفای نقش کند؟ او چگونه میخواست فعالیت کند؟ با شرایطی که ما میبینیم وی باید مدت زیادی را صرف کارآموزی میگذراند. زمان میخواهد تا بتواند نسبت به همه امور شناخت پیدا کند.
*** بهتر بود در انتخابات هیات اجرایی و ریاست یکی از کمیتهها کاندید میشدیم
بهتر بود همچنان برای عضویت در هیات اجرایی کاندید میشدیم و نیز در انتخابات ریاست یکی از کمیتهها هم همزمان شرکت میکردیم. تلاش میکردیم تا ریاست یک کمیته دیگر را بگیریم تا آرام آرام و با برنامهریزی بلندمدت در سالهای آینده برای پستهای کلیدیتر چون ریاست کنفدراسیون یا دبیرکلی خیز برداریم. شاید با وضع موجود کمی خندهدار به نظر آید اما منطقیترین کار این است که از الان برای چهار سال آینده برنامهریزی کنیم؛ البته فعلا برای ریاست کمیتههای دیگر نه ریاست یا دبیرکلی.
*** در انتخابات شورای المپیک آسیا هم شبیه به انتخابات AFC عمل خواهیم کرد!
رویه منطقی و برنامهمدار را باید برای آن انتخابات هم داشت اما فکر میکنم با رویه کنونی، متاسفانه در انتخابات شورای المپیک هم چیزی شبیه به همین انتخابات AFC عمل خواهیم کرد. ما حداقل برای حفظ پستهای بدست آمده هم تلاش نمیکنیم تا در آینده بتوان جایگاهی را به آنها اضافه کرد.
*** ارتباط با فیفا میتواند شانس کسب کرسیهای AFC را بیشتر کند
فیفا بدون شک برای پستهای کلیدی کنفدراسیون آسیا نظر داشته و سعی میکند دیدگاههایش را اعمال کند. ارتباط بیشتر با فیفا قطعا در انتخابات درون قاره موثر است؛ ما باید در حوزه ارتباطی پا را فراتر از آسیا بگذاریم اما این کار در انتخابات مناصب مهم و کلیدی اهمیت دارد و برای کرسیهای پایینتر، AFC کاملا مستقل و بدون تاثیرپذیری از فیفا عمل میکند.
*** تا زمانی که برای ورزش داخلی طرح و برنامه منسجمی نداشته باشیم، در عرصه بینالمللی موفق نخواهیم بود
باز هم تاکید میکنم تا زمانی که در داخل طرح و برنامه منسجمی برای اجرا و پیشرفت ورزش نداشته باشیم، نمیتوانیم در عرصههای مختلف بینالمللی موفق باشیم. ما البته فدراسیونهای منسجم هم داریم که هم در فعالیتهای داخلی و هم خارجی عملکرد خوبی دارند و سعی کردند با برنامه حرکت کنند. ما افراد برجسته هم داریم اما باید از آنها حمایت و پشتیبانی شود تا رشد بیشتری کنند. کشورهایی مثل ژاپن، کره جنوبی، کشورهای عربی، حتی هند، پاکستان و... برای آینده فوتبالشان برنامههای مهم و استراتژیکی دارند.
*** در گرفتن یکی دیگر از عوامل موفقیت یعنی میزبانیهای متعدد هم ناکام بودیم
یکی دیگر از عوامل کسب موقعیت و اعتبار بیشتر در عرصه بینالمللی گرفتن میزبانی در رشتههای مختلف است. متاسفانه در این زمینه هم عملکرد خوبی نداشتیم. در حال حاضر تنها میزبانی ما به برگزاری بازیهای رفت یا برگشت تیمهای فوتبال باشگاهی در لیگ قهرمانان، بعضی از ردههای والیبال و بسکتبال و نیز برخی تورنمنتهای کشتی، معطوف شده است. اگر ما بتوانیم میزبانی رشتههای متعدد را بگیریم و البته با برنامهریزی و قدرت اجرایی بالا، مسابقههای خوبی برگزار کنیم، به اعتبارمان افزوده میشود. تواناییهای ایران در همین فرصتها نمایان شده و میتوانیم موقعیت کشور را در مجامع بینالمللی قوی کنیم.
به گزارش ایسنا سجادی در پایان هدفش را از این گفتوگو تنها دلسوزی برای ورزش کشور و روشن ساختن مسیر پیشرو عنوان کرد و گفت: بنده سیسال به عنوان یک دلسوز در مقاطع مختلف، دخالت مستقیم در ورزش کشور داشتم. با تجربههایی که از داشتن مسوولیت در منصبهای متعدد کسب کردم حداقل میتوانم به عنوان یک کارشناس نظرهایم را بگویم و واقعا میخواهم اوضاع ورزش ایران بهتر شود و هدف دیگری ندارم.
نصرالله سجادی، یکی از اساتید برجسته تربیت بدنی در دانشگاه که سابقه ریاست فدراسیون فوتبال و دبیرکلی کمیته ملی المپیک را داشته و از سال 1990 هم در شورای المپیک آسیا عضویت دارد، در گفتوگویی تفصیلی چنین موضعی داشت و به تشریح علل این شکست و لزوم داشتن استراتژی و برنامه برای آینده ورزش ایران پرداخت که در زیر میآید:
سجادی در ابتدای صحبتهایش گفت: فعالیتهای یک کشور در عرصه بینالمللی ورزش متفاوت است که یکی از آنها حضور در مسابقهها، دیگری اعزامی مربیان و داورها، گرفتن میزبانی تورنمنتهای مختلف و... که در نهایت یکی هم سهم آن کشور در سازمانهای بینالمللی ورزش است. باید دید سهم ایران در این مقوله چه در سطح آسیا و چه جهانی چقدر است؟
*** در قبل و بعد از انقلاب هنوز هیچ جایگاهی در شان ورزش ایران بدست نیاوردیم
با جرات میتوانم بگویم، قبل و بعد از انقلاب هنوز نتوانستیم، جایگاه یا کرسی را که در خور شان کشور و ورزش ما باشد، به دست نیاوردیم. ممکن است، در مقاطعی پستهایی را در سطح نایبرییسی که بیشتر تشریفاتی است، کسب کرده باشیم، ولی از داشتن منصبهای استراتژیک محروم بودیم. در پستهایی که میتوانستیم، اثرگذار باشیم، کمتر حضور داشتیم لذا عضویت در کمیتههای مختلف ورزشی در آسیا نمیتواند، داشتن کرسیهای مهم تلقی شود؛ چرا که در تصمیمگیریها و اداره ورزش قاره آسیا دخالت بسیار کمی دارند.
*** نایبرییسی غرب آسیا کمتر از عضویت در هیات اجرایی است
پستهای حساس و کلیدی به لحاظ قانونی، ریاست و دبیرکلی یک سازمان است. لذا حرکت ما همواره باید به سمت کسب این عناوین باشد. به طور مثال هیات اجرایی AFC در تصمیمگیریها دخالت دارد و ما یازده سال در این هیات عضو بودیم که متاسفانه این جایگاه را هم از دست دادیم. در حالی که میتوانستیم در انتخابات اخیر برای کسب دو جایگاه کاندید شویم، برای عنوان مهم تر کاندید نشدیم و در پست دیگر هم مشخص بود، رای نمیآوریم. مشخص است که نایب رییسی غرب آسیا به اندازه عضویت در هیات اجرایی مهم نیست.
*** برای حضور در نهادهای بینالمللی استراتژی و برنامه نداریم
این رویه ناشی از آن است که برای حضور در نهادهای بینالمللی، استراتژی مشخصی نداریم و چون استراتژی نیست، برنامهای هم وجود ندارد و چون بیبرنامه هستیم، فعالیت هم نمیکنیم. در هر استراتژی مشخص میشود که میخواهیم از کجا به کجا برسیم. ممکن است بر اساس یک برنامه، رسیدن به جایگاه هدف، 10 سال هم طول بکشد اما باید پذیرفت تنها راه رسیدن به موفقیت همین است. تمام کشورهای دنیا برای پیشرفت در زمینههای مختلف ورزشی برنامههای بلندمدت دارند. باید کار کنیم تا پله پله بالا رویم.
*** به رییس فدراسیون گفته بودم، مطمئن باشید رییس سازمان تربیت بدنی در انتخابات رای نمیآورد!
در این بحث حضور مستمر در هیات اجرایی AFC عاملی برای شناخت و اعتبار بیشتر ما میشود که در سالهای دیگر میتوان همزمان با حفظ مسوولیت فوق، برای پستهای دیگر هم کاندید شد. متاسفانه عدم شناخت ما نسبت به ورزش و چگونگی پیشرفت در ابعاد مختلف آن، اتفاقهای کنونی را رقم میزند. برای رای دهندگان در انتخابات AFC اهمیت ندارد چه کسی با چه جایگاه سیاسی وارد انتخابات میشود؛ برای آنها حضور مستمر کاندیدا در مجامع بینالمللی ورزش، اعتبار، صلاحیت، دانش و توانایی در ورزش و مواردی از این دست مهم است. به کفاشیان گفته بودم، مطمئن باشید، در انتخابات نایبرییسی موفق نخواهید شد چون رویه چنین مجامعی مشخص است. نباید قواعد آنجا را با قواعد داخل کشورمان یکسان بدانیم. لابی کردن بخش پایانی کار است اما پایه قضیه را مسایل دیگر شامل میشود.
*** به خاطر نگاه سلیقهای عضویت در کمیته بینالمللی المپیک را هم از دست دادیم!
بیتردید آنها کاندیدایی که تاکنون در هیچ جای فوتبال داخلی ایران و عرصه بینالمللی جایگاهی نداشته را نمیپذیرند. حداقل باید ابتدا در داخل کشور به تواناییها، جایگاه و موفقیتهایی در مسیر پیشرفت برسیم و بعد به دنبال کسب کرسیهای بینالمللی باشیم. جای تاسف است به خاطر نگاه سلیقهای پستهای مهمی چون IOC MEMBER (عضویت در کمیته بینالمللی المپیک) که بعد از بیست سال آن را بدست آورده بودیم هم در سالهای پیش از دست رفت. ما منافع ملی را نگاه نکردیم و نمیکنیم.
*** در سیسال بعد از انقلاب تنها سه کرسی دبیرکلی در سطح آسیا گرفتیم
وقتی نحوه حضور ما در مجامع بینالمللی از هیچ نظم و قاعدهای پیروی نکرده و فعال نیست، حداکثر سهم ما در سیسال ورزش بعد از انقلاب میشود کسب سه پست دبیرکلی در رشتههای شنا، وزنهبرداری و شمشیربازی آن هم در سطح آسیا! خیلی از کشورهای آسیا در فوتبال از ما عقبتر هستند، به اندازه ما قدرت ندارند و حتی قدمت کشورشان قابل قیاس با ایران نیست اما میبینیم کرسیهای مهمی را بدست میآورند. ایران در فوتبال آسیا حداقل جزو هفت، هشت کشور اول که هست اما چرا در کنفدراسیون آسیا کرسی ندارد؟ این غیرطبیعی نیست؟ آیا این جز عدم شناخت نسبت به امور ورزشی است؟ این شرایط اتفاقی بوجود نمیآید.
*** تمام تجربه کاندیدای ایران دیدن از نزدیک یک دوره بازیهای آسیایی و چهار، پنج ملاقات بود!
تمام تجربه کاندیدای ما به دیدن از نزدیک بازیهای آسیایی گوانگ جو و برگزاری چهار، پنج دیدار با مسوولان مختلف ختم میشود. این ابتداییترین تجربه یک مدیر ورزشی است. بدون شک چنین شخصی برای کارشناسان و مسوولان ورزش جهان و آسیا با کسی که 20 سال در ورزش تجربه کسب کرده و در عرصههای مختلف بینالمللی حضور داشته یکی نیست. یک مدیر برای قدم گذاشتن در مسیر میتواند مشورت کند و بعد تصمیم نهایی را خودش بگیرد. تامل و تفکر در این مقاطع لازمه کار یک مدیر است.
*** اگر به فکر موفقیت ورزش ایران هستیم باید منافع ملی را به منافع شخصی ترجیح دهیم
اگر ما به فکر موفقیت ورزش کشورمان و حتی خودمان هستیم باید در چنین جاهایی منافع ملی را به منافع شخصی ترجیح دهیم. حضور در کنفدراسیون فوتبال آسیا حق ایران است. فوتبال ایران موفقیتهای مختلفی را در سالهای گذشته بدست آورده است. ما قهرمانی در جام ملتهای آسیا، جام باشگاههای آسیا، رسیدن به دیدارهای پایانی لیگ قهرمانان، قهرمانی فوتسال و ... را در کارنامه داریم؛ چطور با این پشتوانهها نمیتوانیم در AFC صاحب کرسی باشیم. از نظر بنده وقتی از حضور یازده ساله در هیات اجرایی انصراف داده و شانس را به کشور دیگری میدهیم، چنین تصمیمی نمیتواند فردی باشد و بیشتر دستوری به نظر میآید.
*** انصراف از انتخابات هیات اجرایی ربطی به پررنگ شدن شانس رای در انتخابات نایبرییسی نداشت
این دو اصلا به هم ارتباطی ندارند. تعجب میکنم مدیران ما چطور نسبت به این موضوع آگاهی نداشتند. همانطور که گفتم این هم به عدم شناخت آنها برمیگردد. در یک انتخابات داخلی یک نفر حتی میتواند برای دو جایگاه کاندید شود.
*** کفاشیان حق انصراف از انتخابات هیات اجرایی را نداشت
عضویت در هیات اجرایی AFC سابقه یازده ساله دارد و این جایگاه متعلق به ایران است و رییس فدراسیون حق انصراف از انتخابات هیات اجرایی را نداشت. او باید با کاندید شدن دوباره تنها جایگاه فوتبال ایران در کنفدراسیون آسیا را حفظ میکرد.
*** اگر کفاشیان در ریاست فدراسیون ابقا نشود باز هم جایگاه هیات اجرایی از دست نمیرفت
جایگاه هیات اجرایی به نام ایران بود و اگر در انتخابات این دوره کاندید میشدیم و قطعا هم رای میآوردیم باز برای ایران حفظ میشد. حال اگر سال آینده شخص دیگری رییس فدراسیون شود هم آن کرسی از دست نمیرفت.
*** مسوولان AFC به راحتی هرکسی را به گروهشان راه نمیدهند
بیتردید به اندازه جایگاه هیات اجرایی مفید نبود هرچند داشتن این کرسی نمیتواند برای ما چندان بیتاثیر باشد؛ اما اصلا برای معاون رییس جمهور ایران خوب نبود که در انتخابات نایبرییسی AFC در غرب آسیا کاندید شود که متاسفانه رای هم نیاورد. مسوولان کنفدراسیون آسیا در مناصب مختلف یک گروه دارند که به آسانی هر کسی را به داخل آن راه نمیدهند.
*** کاندیداتوری یک رییس سازمان در انتخابات نایبرییسی AFC در تاریخ ورزش ایران بیسابقه بود
در طول سابقه 60 ساله ورزش ما بیسابقه بود که رییس سازمان تربیت بدنی بخواهد در این سطح از انتخابات ورزشی شرکت کند و واقعا در شان جایگاه او نیست. البته کرسی عضویت در کمیته بینالمللی المپیک اررزش این را دارد تا رییس سازمان تربیت بدنی برای رسیدن به آن تلاش کند؛ کما اینکه مصطفی هاشمیطبا از سال 1367 به مدت 12 سال کار مضاعف کرد تا توانست به عضویت این کمیته درآید. غفوریفرد هم خیلی تلاش کرد اما، نشد.
*** اگر رییس سازمان رای میآورد مدت زیادی را باید صرف کارآموزی میگذراند
اصلا فرض را بر این بگیریم که نایبرییسی AFC را هم بدست میآوردیم، پس از آن میخواستیم چه کنیم؟ کاندیدای ما دارای چه شخصیت ورزشی در خارج از کشور بود که سعی کند در تصمیمگیریها ایفای نقش کند؟ او چگونه میخواست فعالیت کند؟ با شرایطی که ما میبینیم وی باید مدت زیادی را صرف کارآموزی میگذراند. زمان میخواهد تا بتواند نسبت به همه امور شناخت پیدا کند.
*** بهتر بود در انتخابات هیات اجرایی و ریاست یکی از کمیتهها کاندید میشدیم
بهتر بود همچنان برای عضویت در هیات اجرایی کاندید میشدیم و نیز در انتخابات ریاست یکی از کمیتهها هم همزمان شرکت میکردیم. تلاش میکردیم تا ریاست یک کمیته دیگر را بگیریم تا آرام آرام و با برنامهریزی بلندمدت در سالهای آینده برای پستهای کلیدیتر چون ریاست کنفدراسیون یا دبیرکلی خیز برداریم. شاید با وضع موجود کمی خندهدار به نظر آید اما منطقیترین کار این است که از الان برای چهار سال آینده برنامهریزی کنیم؛ البته فعلا برای ریاست کمیتههای دیگر نه ریاست یا دبیرکلی.
*** در انتخابات شورای المپیک آسیا هم شبیه به انتخابات AFC عمل خواهیم کرد!
رویه منطقی و برنامهمدار را باید برای آن انتخابات هم داشت اما فکر میکنم با رویه کنونی، متاسفانه در انتخابات شورای المپیک هم چیزی شبیه به همین انتخابات AFC عمل خواهیم کرد. ما حداقل برای حفظ پستهای بدست آمده هم تلاش نمیکنیم تا در آینده بتوان جایگاهی را به آنها اضافه کرد.
*** ارتباط با فیفا میتواند شانس کسب کرسیهای AFC را بیشتر کند
فیفا بدون شک برای پستهای کلیدی کنفدراسیون آسیا نظر داشته و سعی میکند دیدگاههایش را اعمال کند. ارتباط بیشتر با فیفا قطعا در انتخابات درون قاره موثر است؛ ما باید در حوزه ارتباطی پا را فراتر از آسیا بگذاریم اما این کار در انتخابات مناصب مهم و کلیدی اهمیت دارد و برای کرسیهای پایینتر، AFC کاملا مستقل و بدون تاثیرپذیری از فیفا عمل میکند.
*** تا زمانی که برای ورزش داخلی طرح و برنامه منسجمی نداشته باشیم، در عرصه بینالمللی موفق نخواهیم بود
باز هم تاکید میکنم تا زمانی که در داخل طرح و برنامه منسجمی برای اجرا و پیشرفت ورزش نداشته باشیم، نمیتوانیم در عرصههای مختلف بینالمللی موفق باشیم. ما البته فدراسیونهای منسجم هم داریم که هم در فعالیتهای داخلی و هم خارجی عملکرد خوبی دارند و سعی کردند با برنامه حرکت کنند. ما افراد برجسته هم داریم اما باید از آنها حمایت و پشتیبانی شود تا رشد بیشتری کنند. کشورهایی مثل ژاپن، کره جنوبی، کشورهای عربی، حتی هند، پاکستان و... برای آینده فوتبالشان برنامههای مهم و استراتژیکی دارند.
*** در گرفتن یکی دیگر از عوامل موفقیت یعنی میزبانیهای متعدد هم ناکام بودیم
یکی دیگر از عوامل کسب موقعیت و اعتبار بیشتر در عرصه بینالمللی گرفتن میزبانی در رشتههای مختلف است. متاسفانه در این زمینه هم عملکرد خوبی نداشتیم. در حال حاضر تنها میزبانی ما به برگزاری بازیهای رفت یا برگشت تیمهای فوتبال باشگاهی در لیگ قهرمانان، بعضی از ردههای والیبال و بسکتبال و نیز برخی تورنمنتهای کشتی، معطوف شده است. اگر ما بتوانیم میزبانی رشتههای متعدد را بگیریم و البته با برنامهریزی و قدرت اجرایی بالا، مسابقههای خوبی برگزار کنیم، به اعتبارمان افزوده میشود. تواناییهای ایران در همین فرصتها نمایان شده و میتوانیم موقعیت کشور را در مجامع بینالمللی قوی کنیم.
به گزارش ایسنا سجادی در پایان هدفش را از این گفتوگو تنها دلسوزی برای ورزش کشور و روشن ساختن مسیر پیشرو عنوان کرد و گفت: بنده سیسال به عنوان یک دلسوز در مقاطع مختلف، دخالت مستقیم در ورزش کشور داشتم. با تجربههایی که از داشتن مسوولیت در منصبهای متعدد کسب کردم حداقل میتوانم به عنوان یک کارشناس نظرهایم را بگویم و واقعا میخواهم اوضاع ورزش ایران بهتر شود و هدف دیگری ندارم.
تاریخ: 1389/11/7
موضوع: فوتبال
نظر: 0
کلمات کلیدی: ، ، ، ، ، ، ، ، ،
















