دلاوران شهر هرت و عالم هپروت!!
تورج عاطف/خبرگزاری پارس فوتبال
در میان اصطلاحات فرهنگ عامه ترکیبهای کلامی عجیبی می بینیم که نمونه های آن " شهر هرت " و " عالم هپروت " است شاید نیازی به توضیح اضافی نباشد اما همه می دانند شهر هرت جائی است که هیچ چیز آن سر جای خود نیست و عالم هپروت ماوائی است که رویا پر دازی و خیال بافی به خوبی رواج دارد و حکایت آن کس را دارد که دنیا را آب می برد و او را خواب و یا قصه سعدی است که خانه از پای بست ویران است /خواجه در نقش ایوان است
را تداعی می کند و متاسفانه باید بگوئیم داستان فوتبال ما و مدیریت دیار ما بخوبی بیانگر قصه های " شهر هرت " و " عالم هپروت " است ... خوب به یاد داریم که نخستین بار علی فتح الله زاده حکایت آوردن یک سر مربی بزرگ خارجی را در دو ماه مانده به بازیهای جام ملتهای آسیا داد و باعث جنجالی شد و بعد از او بسیاری سخن از آوردن مربیان بزرگ خارجی کردند مردانی چون علی سعید لو و علی کفاشیان و درمیان مثلث علی ها ( فتح الله زاده – کفاشیان – سعید لو ) باز این فوتبال است که پس از دو هفته حذف از جام ملتهای آسیا و ماهها گذشته از آن ادعای آوردن یک سر مربی بزرگ ! خارجی و با داشتن این همه علی همچنان چون همان علی خیالی است که تنها مانده و حوضش را می نگرد حقیقتا از روز اول ندانستیم مربی خارجی بزرگ چه معنائی دارد ؟
تا آنجا که همه می دانند مربی بزرگ کسانی چون فرگوسن و ونگر و گواردیولا و مانچینی و مورینیو و ... هستند که در میان فصل رقابتهای بزرگ ارو پائی بر مسند پستهای سر مربیگری خود هستند و نیازی ندارند که چون امثال تروسیه و یا دیگران به دنبال داشتن تیم به هتل تیمها سرک بکشند.
از سوی دیگر سر مربی بزرگ تنها یک نام نیست بلکه کارنامه بزرگ داشته باشد و چنین است که شاید امثال مارادو نا و زیکو و پله و دونگا و کرایوف و بکن بائر و پلاتینی و گو لیت و فن باستن و... نامهای بزرگی باشند اما سر مربی بزرگی نمی توانند باشند همان طوری که جکی چار لتون برادر سر بابی چار لتون اسطوره فوتبال انگلستان سر مربی بزرگ تیم ملی ایرلند شمالی شد اما سر بابی چارلتون چون سر بابی مور هیچگاه مربیگری را تجربه نکردند و چنین است که تا به امروز هیچگاه جز نامهای قدیمی فوتبال در شایعات چیزی به نام سر مربی بزرگ ندیدیم از سوی دیگر می پرسیم سر مربی بزرگ به غیر از فاکتور کارنامه باید مکتب داشته باشد و فوتبال ما دنبال چه مکتبی است ؟ آیا فوتبال ما می خواهد فوتبال لاتین بازی کند ؟ یعنی تکنیک و سرعت و پاسهای سریع و... را چاشنی کار خود کند و یا با قدرت بدنی و بدون خلاقیت کار کند و یا این که به روش فوتبالی که همیشه بازی می کرده یعنی سانترهای بلند بازی کند ؟هر کدام از این مکاتب با هم فرق دارد اما مدیران فوتبال ما بدون هیچ گونه آگاهی هم به سراغ مکتب تهاجی فوتبال برزیل رفته و صحبت از زیکو می کنند و در سوی دیگر دنبال کوئیرش پر تغالی می روند که یک فوتبال تدافعی را نشان داده که اکثرا ناموفق بوده است .
از سوی دیگر چرا دنبال مربیانی نمی روند که در منطقه های شبیه منطقه ما موفق بوده اند و باز به سراغ مردانی چون لومه می روند که دستیار ژاگه بوده و درست است که درسال 2000 قهرمان اروپا شده و لی همه می دانند تیم ژاگه در سال 1998 با همان ترکیب قهرمان اروپا شد و بعدها لومه هیچگاه از دستاوردهای خود در فرانسه به جائی نرسید که شاهد آن بازیهای جام جهانی 2002 بود و از سوی دیگر لومه در تونس و مراکش که شرایط مناسب سخت افزاری نداشته ناموفق بوده است همین اتفاق برای کوئیرش اتفاق افتاده است او یک مرد درجه دوم از بعد روانی است او در رئال مادرید موفق نبود چون شخصیت کاریزماتیک نداشت از سوی دیگر چرا کسی به کارنامه ناموفق او در آفریقای جنوبی و امارات نگاهی نکرده و نمی اندیشد او بدون امکانات بالا و ستاره های بزرگ به جائی نمی رسد هر چند که در رئال مادرید هم با داشتن این امکانات به جائی نرسید می پرسیم چرا فوتبال ما به دنبال مربیان ترکیه نمی رود ؟ چرا فوتبال ما مردی چون مصطفی دنیزلی را بعنوان مدیر فنی تیمهای ملی به ایران نمی آورد ؟
چرا به دنبال چر خاندن لقمه به دور سر خود هستیم امروز در امارات کاتانیچ سر مربی است که شاید کسی او را سر مربی بزرگی نمی دانست اما او با جوانان امارات خوب کار کرده است در فوتبال ما هم مردانی داشتیم چون رایکوف و استانکو پابلوکوویچ که بسیار موفق تر حتی از اوفارل بودند از سوی دیگر بیائیم برای یک بار هم شده نگاهی با دیده غیر هیجان زده داشته باشید بر روی نیمکت ژاپن زاکه رونی نشسته است مردی که بسیاری از همین آقایان فدراسیون نشین شاید امروز اگر بیکار بود او را بزرگ نمی دانستند بر روی نیمکت استرالیا هم مربی نشسته است که کمتر از هم وطنان مشهورش چون یو آخیم لو و کلینزمن و دام نام دارد و... چرا در شهر هرت فوتبال و در عالم هپروت مدیران آن اندکی فکر و تعقل و بی شتابزدگی وجود ندارد ؟ تا به کی دنبال توهم هستیم ؟
















