برای استفاده از همه امکانات سایت باید جاوا اسکریپت مرورگر خود را فعال کنید.

کیمیای گمشده ورزشی؛ ورزشی‌ها کتاب نمی‌خوانند

حبیب الله نیک نژاد،روزنامه نگارومترجم:ورزشکاران تا با فرهنگ و هنر مطالعه خو نگیرند دنیای ورزشی را با میادین دیگر اشتباه گرفته و به همین خاطر است که بسیاری از بزرگان ورزشی ما وقتی دوران و دنیای بازیگری شان به سر می‌آید، با مشکلات خاصی روبرو می‌شوند و ...خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) حبیب الله نیک نژاد،روزنامه نگار و مترجم: برای رشد و ارتقای ورزش، دانش، یک رکن اساسی است. دانش، نه تنها برای مدیران، که برای بازیکنان و مربیان و کادرهای مدیریتی هم  ضرورتی اجتناب‌ناپذیر به حساب می آید.
متأسفانه ساختار غلط‌ آموزشی که ورزش و پرورش جسم را جزئی از خود نمی‌داند، باعث شده است طی سالها، جامعه ورزش ما از دانش و علم جدا باشد. بسیای از ورزشکاران،‌ برای آن که بتوانند در عرصه ورزش بمانند، ناگزیر تحصیل علم و دانش را رها کرده‌اند و بسیاری از استعدادهای ورزشی هم برای آن که خواسته‌اند در عرصه علمی رشد کنند، ورزش را کنار گذاشته‌اند. به همین دلیل این دو شاهین ترازو، همواره توازن خود را از دست داده و کفه ترازو، یا به سوی ورزش میل کرده است یا علم. در حالی که در کشورهایی که به طور پایه ورزش را دنبال کرده‌اند، تربیت علمی در کنار تربیت و پرورش بدنی مطرح بوده و ورزشکارانی که تربیت شده‌اند، گاه در زمینه رشته‌های علمی،‌ در حد استاد دانشگاه بوده‌اند، یا چنان بوده‌اند که در یک رشته علمی، از جایگاهی والا برخوردار بوده‌اند.
 
ریشه این مشکل را در بسیاری از رفتارهای نظام آموزشی می‌توان یافت. بسیاری از کادرهای آموزشی، دانش‌آموزان احیاناً‌ درس نخوان، اما ورزشکار خود را همواره نصیحت کرده‌اند که توپ را رها کن و به درس بچسب. حال آن که اگر نظام آموزشی، تربیت بدنی را در کنار تحصیل، جدی بگیرد، زمینه‌ای ایجاد می‌کند که بازیکن با استعداد در کنار ورزش، بتواند تحصیل هم بکند و این تحصیلات به موازات تربیت بدنی پیش می‌رود. 

ورزشکاران حرفه‌ای در لیگ‌های معتبری چون NBA، یا NFL یا NHL دوره پایه حرفه‌ای خود را در دانشگاه‌های می‌گذرانند و از این زمینه برکشیده می‌شوند و همزمان، به طور خاص تحصیل هم می‌کنند. این در حالی است که تعداد ورزشکاران با تحصیل دانشگاهی در ایران، به زحمت به عدد انگشتان دو دست می‌رسد و حتی در رشته‌هایی که به دانشگاهی معروفند، شمار تحصیلکردگان اندک است.
ریشه‌یابی مشکل ساده است، اما شاید بحثی دراز را بطلبد که جای آن، اینجا نباشد، لیکن این سئوال همواره پایه‌ای و مطرح است که چرا برای انتخاب بازیکنان، در کنار ملاک‌های مختلف فیزیکی و فنی،‌ ملاک تحصیلات را قرار نمی‌دهیم تا وقتی برای مثال از یک بازیکن ملی‌پوش پرسیده شود کتاب بوستان اثر کیست؟ نگوید حافظ! یا دیوان حافظ را به فردوسی و سعدی ارتباط دهد!
سواد، تحصیل و آگاهی باید در نظام ورزشی ما، نهادینه شود تا بتوانیم در این عرصه هم رشد کنیم. بدنهای قوی، بدون مغزهای آگاه و با دانش، ارزشی ندارد.
نگارنده طی سالها حضور در میادین و حشر و نشر با مربیان و بازیکنان بزرگ و حتی بسیاری از دست اندرکاران ورزشی به این نتیجه رسیده‌ام که کیمیای ورزش ما و آنچه بعد از حذف تیم ملی در پانزدهمین دوره از رقابتهای جام قهرمانی ملت‌های آسیا اتفاق افتاد، فقط و فقط نا آگاهی‌های تجربی و مکالمه‌ای افراد بود که چنین شرایطی را رقم زد، زیرا اگر آنان شناخت و معرفتی از دنیای کتاب داشتند، با درایت و شرایط بهتری تیم  ملی را سربلنبازیها‌ بیرون می‌آوردند.
ما باید گفت و گو و کسب دانش را برای بازیکنان در عرصه‌های مختلف نهادینه کنیم و تا زمانی که ورزشکاران ما با مطالعه نگارش و آشنایی با فرهنگ کتاب و کتاب‌خوانی آشنا نشوند، هیچ تغییری در فوتبال و اصولاً ورزشهای دیگر ما به وجود نخواهد آمد، زیرا ورزشکاران تا با فرهنگ و هنر مطالعه خو نگیرند دنیای ورزشی را با میادین دیگر اشتباه گرفته و به همین خاطر است که بسیاری از بزرگان ورزشی ما وقتی دوران و دنیای بازیگری شان به سر می‌آید، با مشکلات خاصی روبرو می‌شوند و ...
تاریخ: 1389/12/12
کلمات کلیدی: ، ، ،
اشتراک گذاری:          
لینک کوتاه:

نظرات
نام:
ایمیل:
وب سایت:
متن:
کد امنیتی:کد امنیتی
تکرار کد امنیتی: