برای استفاده از همه امکانات سایت باید جاوا اسکریپت مرورگر خود را فعال کنید.

گفتگوی نوروزی با مجید جلالی؛ بعضی‌ها همه چیز را فدای خواسته خود می‌کنند/ فدراسیون فوتبال دلش با من نیست/ آقایان با هلی‌کوپتر مربی تیم ملی را می‌آورند!(قسمت اول)

او نیازی به ارائه کارنامه و معرفی های آنچنانی ندارد. مردی که قریب به 30 سال در فوتبال کشورمان سخت زحمت کشیده و به جرئت می توان گفت که امروز بعنوان بنیان گذار فوتبال علمی در ایران مطرح است. مجید جلالی جدای از سرمربیگری، در کسوت یک مدرس خوش ذوق و متفاوت نسبت به همکاران خود هیچ ابائی از انتقال اطلاعات فنی به دیگران نداشته و ندارد که این موضوع میزان محبوبیت او در بین اهالی فوتبال را افزایش داده است.

 

به گواه بسیاری از کارشناسان، مطالب آموزنده مجید جلالی در زمینه فوتبال هیچگاه برای مربیان این مرز و بوم کهنه نمی شود چرا که او هر روز مطلب جدیدی برای ارائه دارد.

 

با این حال پس از آخرین بازی فولاد خوزستان در لیگ برتر، هنگامیکه آقامجید برای چند روزی استراحت راهی تهران شده بود، تصمیم گرفتیم تا به منزل این مربی متفکر و مدرن گرا برویم و چند ساعتی را با حضور وی به مصاحبه نوروزی در خصوص مسائل فوتبالی و البته غیر فوتبالی بپردازیم.

 

جلالی پیش از شروع این گفتگو به بیان خاطرات خود می پردازد و اینکه در کنار بسیاری از خاطرات به یادماندنی هنوز آن موتور دنده ای چندین سال پیش را هم دارد، تا همیشه یادش باشد برای رسیدن به این مرحله از فوتبال، چه سختی ها کشیده است. و البته تا ما نیز بدانیم "نا برده رنج، گنج میسر نمی شود". مجید جلالی البته از این فوتبال دل خوشی ندارد. از فوتبالی که بعضی از مربیان و بازیکنان نه رنجی می برند و نه تعصبی دارند؛ بی هیچ اما ناگهان به گنج های میلیاردی می رسند.

 

اگر مایلید تا جدای از مسائل کلیشه ای، نقطه نظرات جالبی از مجید جلالی، این مربی ارزنده فوتبال کشورمان بدانید بنابراین پیشنهاد می کنیم که با این گفتگوی خواندنی که در دو قسمت منتشر می شود، تا پایان همراه باشید.

 

* * * * * * *

 

*سوال: چه معیارهایی سبب پیشرفت مجید جلالی در حیطه مربیگری شده است؟

 

**مجید جلالی: سه شاخصه برای من اهمیت داشته و دارد که این شاخص ها عبارتند از: 1- تحمل و حل ابهامات 2- تولیدات فنی 3- پشتکار و ممارست.

ما در جریان فوتبال به ابهاماتی برخورد می کنیم که حق رد شدن از آنها را نداریم. برای یک مربی نباید ابهامی باقی بماند. با تحمل و شکیبائی و تمرکز و خویشتنداری باید صورت مسئله بوجود آمده را پاک کنیم و در هر حالتی نمی توان ابهامات را نادیده گرفت و براحتی و بی توجه بدنبال شاخص های دیگر رفت. دومین شاخص از هنر  و علم یک مربی نشأت می گیرد. آنجا که مربی باید با بهره گیری از افکار و ایده های خود به تولید تمرین بپردازد که البته فرآیند آن تولید بازیکن می باشد. شاید ابتدا شما منتقدان سر سختی داشته باشید یا اینکه مورد تمسخر سنتی گرایان قرار بگیرید اما در ادامه این روال، حقایق، افکار و تولیدات شما را ماندگار و مورد بحث و ارائه نظرات دیگران قرار می دهد. سومین شاخصه که از اهمیت بسیاری برخوردار بوده و دو شاخصه قبلی را به شدت تحت تاثیر خود قرار می دهد، سخت کار کردن است. یک مربی نباید از کار زیاد خسته و دلزده شود. او باید با نشاط و عزمی استوار گام بردارد.

وقتی از این سه شاخصه فارغ می شویم آنچه در فوتبال برای یک مربی وجود دارد، تشکیلاتی زیر مجموعه از این سه شاخصه بوجود می آید. بنده هم طی این سالها همواره سعی کرده ام که این سه شاخصه را به طور کامل رعایت کنم.

 

*در حال حاضر شما سرمربیگری تیم فولاد خوزستان را بر عهده دارد. فکر می کنید بازیکنان فولاد قابلیت اجرای تفکرات و تز فنی خاص شما را دارند؟

 

**در باشگاه فولاد خوزستان، من نه تنها در دفتر کارم بلکه در رختکن و کلاسهای تئوری ام یک شعار را به وفور تکثیر و نصب کرده ام. این شعار عبارتست از "سرعت، جوهر فوتبال فرداست"  بوجود آورنده مرز بین فوتبال دیروز با امروز و امروز با آینده در سرعت خلاصه می شود. شما ببینید در گذشته ما بازیکنان فوق العاده تکنیکی و فنی داشته ایم که امروز از آنها بی بهره هستیم یا از سویی دیگر تاکتیکها سالهاست در فوتبال وجود دارد اما این سرعت است که بهبود یافته و باعث جذابیت فوتبال می شود. برای افزایش سرعت در فوتبال ابتدا یک مربی باید برای مالکیت توپ برنامه داشته باشد که این هدف مستلزم یک کارگروهی طاقت فرسا است. که با حوصله فراوان بوجود می آید. متاسفانه وقتی من مربی، در ابتدای فصل با یک باشگاه قرار داد منعقد می کنم. فقط امکان جذب 4 الی 5 بازیکن برایم باقی می ماند که در فولاد براساس محدودیت های مالی و شرایط جغرافیائی از این حق جذب هم محروم شدم. بر همین اساس مجبور شدم از لیگ دسته یک مهاجمی به نام مهدی مومنی را با وسواس فراوان به تیم اضافه کنم. اسم این بازیکن را یادداشت کنید و مطمئن باشید که در آینده از او بیشتر خواهید شنید. در همین حال بازیکنانی مثل آرش افشین یا مهرداد جماعتی سال پیش با قراردادهائی کمتر از 10 میلیون به تیم پیوستند اما امسال با توجه به جهش قابل قبول شان قراردادشان از لحاظ مالی پیشرفت خوبی داشته است. به هر روی، یک مربی نمی تواند هیچوقت از داشته های خود به صورت صددرصدی راضی باشد. نقاط ضعف همیشه وجود دارد و این بازی طبیعت است.

 

*مدیران فوتبال ما برای درجه بندی مربیان لیگ چه پارامتر هائی را باید در نظر بگیرند؟ چطور می شود که یک مربی 800 میلیون تومان قرارداد می بندد و مربی دیگری که از لحاظ فنی شاید در همان حد باشد زیر صد میلیون؟ این تفاوت در نحوه پرداختها را چطور ارزیابی می کنید؟

 

** پاسخگوئی به این سوال قطعا می تواند ذهن جامعه را از تفاوت های موجود در نحوه پرداخت ها مطلع کند. یک مربی در کاری که ارائه می دهد باید 4 اصل را در نظر بگیرد؛ 1- ساخت بازیکن2- ساخت تیم 3-ساخت نتیجه 4- ساخت فرهنگ بازی و ارائه الگوی رفتاری.

در لیگ برتر کشورما مربیانی هستند که بیشترین مبنای توجه و کار خود را معطوف به اصل 3 قرار می دهند. آنها بازیکنان گرانقیمت را بی محابا به استخدام در می آورند و بدنبال نتیجه گرائی می روند، غافل از اینکه هیچ توجهی به پی ریزی و ساخت بازیکن نمی شود. جالب آنکه مدیران هم توجهی به این مسئله ندارند و با نتیجه های بدست آمده دیگر اصل ها را پوشش داده و ارضاء می شوند. اما با پایان فصل و کوچ مربی و بازیکنان، دیگر سرمایه ای برای باشگاه باقی نمی ماند. شما به مهاجرت های مربیان گرانقیمت توجه کنید، متوجه میشوید که در سال های بعد تیم های تحت فرمان آنها دچار نزول می شوند.

در همین خوزستان بازیکنان و تماشاگران بیشتر از هر چیزی به توپ علاقمند هستند. حالا اگر قرار باشد ما در اصل چهارم برای فرهنگ سازی رفتاری و فنی قدم برداریم، تحقق این هدف نیازمند شکیبائی و زمانبری است. با این توصیف در فوتبالی که همه بدنبال نتیجه گرائی هستند کار سختی در پیش روی قرار می گیرد و کسی توجهی به کارهای زیر بنائی ندارد. بنابراین اگر بصورت اورژانسی یک مربی نتیجه بگیرد او را مربی خوب و گرانقیت می دانند و اگر مربی دیگر برای کارهای سخت و تغییرات ریشه ای وقت بگذارد ارزان قیمت و مورد کم لطفی قرار می گیرد. در چنین فضایی کار کردن نیازمند صلابت فراونی است.

 

*با توجه به فرصت اندکی که برای آماده سازی تیم ملی امید باقی مانده است، آیا همکاری مجید جلالی با فدراسیون فوتبال جنبه تحمیل دانش فنی یا ایجاد شهرت ملی را با خود در بر دارد؟ در مجموع انگیزه شما از قبول سرمربیگری تیم ملی امید در این شرایط چه چیزی می تواند باشد؟

 

**در این باره فقط یک جلسه در فدراسیون فوتبال برگزار شد و از آنجایی که فدراسیون قصد به چالش کشیدن 7 بند پیشنهادی بنده را داشت، برای قضاوت عمومی من آن 7 بند را رسانه ای کردم تا مورد توجه افکار عمومی قرار بگیرد. احساس من این است که فدراسیون فوتبال دلش با من نیست و بخاطر عدم همکاری من با تیم امید، سنگ اندازی می کند. البته برای خدمت به فوتبال این مرز و بوم، در همین خوزستان محیط خوبی وجود دارد و تجربه به من نشان داده که هر وقت فوتبال خوزستان و تهران ضعیف شده، تیم ملی ما هم به قهقرا رفته است. بنابراین کار کردن در خوزستان یا تیم ملی برای من فرقی ندارد. ضمن اینکه مربیگری من به یک روز و یک شب برنمیگردد که بخواهم از این لحاظ مشهور شوم. با این حال چنین وضعیتی برای من وجود ندارد و همواره مثل یک سرباز در خدمت رسانی به فوتبال کشورم حاضر بوده و هستم.

 

*به اعتقاد مجید جلالی که یکی از چهره های مورد قبول فوتبال ایران است، چرا در برخی از رده های ملی مربیان به اصطلاح یک شب ِ انتخاب و معرفی می شوند؟

 

**متاسفانه در کشور ما مربیگری فوتبال هلی کوپتری شده است! یک مربی برای رسیدن به نیمکت ملی نیاز به پیشینه و طی فرآینده 20 الی 25 ساله دارد. این سلسله مراتب اما در این فوتبال رعایت نمی شود. یک کوهنورد برای فتح قله باید رنج و زحمت فراونی بکشد. لازم است که او از دامنه شروع و در ادامه راه خود مسیرهای صعب العبور را طی کند و گاه در برخی مواقع حتی از اکسیژن هوا بهره ببرد تا وقتی به قله رسید قدر آن صعود را به شایستگی بداند. اما در کشور ما برخی از آقایان مربیان را از دامنه کوه سوار بر هلی کوپتر می کنند و درست بر سر قله پیاده اش می کنند.

من نمی توانم چشمهایم را بر روی برخی جریانات و حقایق ببندم. در این فوتبال افرادی هستند که با دو سال سابقه حکم ملی دریافت می کنند و به راحتی آب خوردن به نیمکت تیم ملی می رسند. با این وجود در فوتبال ما چیزی به نام شایسته سالاری وجود ندارد. باید علت این مواضع را در دیدگاه مسئولان جستجو کرد که واقعا اولویت و ملاک آنها برای چنین انتخاب هایی چه می تواند باشد که ما آن اولویت ها را نداریم. در رشته های دیگر هم این هلی کوپتر مدام در حال جابجایی مربیان است و متأسفانه این موضوع تنها به فوتبال خلاصه نمی شود. باید گفت مسئولان ورزش ما، مربیگری را یک فن نمی دانند.

 

*وارد شدن به جزئیات و فحوای این فوتبال سر هر انسانی را به درد می آورد. بهتر است از این فضا کمی فاصله بگیریم و به گذشته تان برگردیم! از بین تیمهای پاس، صبا و استقلال اهواز فکر می کنید در کدام تیم فعالیت شما مؤثرتر بوده است؟

 

**قطعا پاس را انتخاب می کنم چرا که اصول ذکر شده در بحث مربیگری به طور کامل در تیم پاس رعایت شد. من آنجا برای سه سال مدیر تیمهای پایه باشگاه بودم و استعداد های زیادی را کشف و به لیگ برتر معرفی کردیم. استعدادهایی که آن زمان کشف کردیم، امروز در بالاترین سطح فوتبال کشورمان حضور دارند. از بین آن بازیکنان چندتایی در ذهنم هست که از جمله آنها باید به آرش برهانی، حنیف عمران زاده، میلاد میداوودی و میثم منیعی اشاره داشته باشم. اینها بازیکنانی بودند که براساس یک برنامه ریزی مدون کشف و شکوفا شدند. ضمن اینکه مبحث آنالیزور در فوتبال ایران از همان زمان و در باشگاه باشگاه شروع شد. ما یک گروهی داشتیم که با فتح جام، نوعی از فوتبال جذاب و با کیفیت را به نمایش گذاشتیم که همین وضعیت به مرور در دیگر باشگاهها انعکاس پیدا کرد. با این وجود حیف از آن تیم چرا که در 10 دوره لیگ، من هنوز هم مشابه آن تیم و آن فوتبال را ندیده ام.

 

*از دستیار گذشته تان چه خبر! هنوز هم با فرشاد پیوس در ارتباط هستید؟

 

**بله. روند فعالیت هایش را دورادور پیگیر هستم و امیدوارم او هم در کارش موفق باشد.

 

*کار کدام مربی در ایران را نزدیک به پارامترهای شخصی خودتان می دانید؟

 

**پنج تا 10 سال دیگر صبر کنید. مربیان جوان، مستعد و تحصیلکرده در راهند. آنها در آینده وارد بدنه فوتبال شده و تاثیر گذار خواهند بود. در حال حاضر این مربیان در رده های پایه فعالیت می کنند و مدام با بنده در ارتباط هستند. گذشت زمان و تجربه، آنها را با کارهای دشوار به فوتبال معرفی می کند. ضمن اینکه این مربیان علاقه ای به سوار شدن به هلی کوپتر مورد اشاره ندارند و رفتار و شخصیت آنها به شدت مرا تحت تأثیر قرار داده است.

 

*این مربیان سابقه فوتبال در سطح حرفه ای را هم دارند؟

**بله، یکی از امتیازات آنها همین سابقه بازیگری شان است.

 

*به نظر می رسد که ناکامی در این فوتبال نهادینه شده است. با این وجود چرا مسئولان فوتبال ما با این ناکامی ها بی تفاوت و سرد برخورد می کنند؟

 

**در بحث ناکامی موارد متعددی را می توان کالبد شکافی و مطرح کرد. مهمترین مشکل و ریشه این فوتبال اما به عدم ثبات مدیریتی و تعدد تصمیم گیری ها برمیگردد. سازندگی وجود ندارد. پول زیاد باعث نتیجه گرائی در این فوتبال شده است. فوتبال ما با سیاست در هم آمیخته است. اینجا فوتبال محتاج دولت است در حالیکه اگر فوتبال را به حال خود رها کنند، فوتبال ما حتی می تواند از جنبه اقتصادی نیز کمک حال دولت باشد. ضمن اینکه فوتبال هیچ امتیازی برای خودش ندارد و هرکسی با هرگونه تخصصی که دارد به جان فوتبال می افتد تا کسب منافع کند. با این شرایط فوتبال نمی تواند براحتی نفس بکشدو هنگامیکه ناکامی بوجود می آید و در  ساختارها  تغییری نمی بینیم، به باخت و سردگرایی مسئولان باید عادت کرد. عادت کرده ایم که در شکستها فقط مربی را در مقابل مردم قرار بدهیم. در چنین مواقعی نیز کارگروه بررسی شکست را تشکیل می دهیم اما متأسفانه هیچگاه نتایج آن را عمومی نمی کنیم.

 

*در اجرای تمرینات تحت نظارت تان چند درصد از نوآوری و خلاقیت استفاده می کنید؟

 

**چندی پیش در کشور هلند یک کلاس حرفه ای فوتبال با تدریس "لوئیس فن خال" را گذراندم. یادم می آید که فن خال در این خصوص می گفت که وقتی بارسلونا بوده، روزانه 20 مربی جوان برای نت برداری از تمرینات بارسلونا به محل برگزاری تمرینات می آمدند و در پایان به مدت 7 دقیقه فرصت داشتند تا سئوالات خود را مطرح کنند. با این حال اما لوئیس فن خال معتقد بود که نت برداری و کپی نمودن عین تمرینات برای هر تیمی مناسب نیست چرا که قابلیت هر تیم و بازیکنان با هم متفاوت است. یک مربی نباید بصورت محض و چشم بسته تمریناتی که مشاهده کرده است را به مرحله اجرا درآورد. یک مربی باید خالق تمرین براساس قابلیتهای بازیکنان تیم خود باشد. بنابراین من در تیم فولاد، کار اصلی طراحی تمرینات را خودم انجام می دهم که وقت زیادی می برد. تمرینات باید برای بازیکن قابل اجرا، دست یافتنی و صدالبته توأم با ایجاد شعف باشد.

 

*این تجربیات شما قطعا مورد توجه اکثر مربیان جوان است. بر همین اساس چه توصیه ای برای این مربیان دارید؟

 

**مربیان جوان باید بدانند که راههای پیشرفت در داخل زمین وجود دارد. آنها بایستی ساعی بوده و ضمن با تلاش البته یقین داشته باشند که پیشرفت می کنند. مردم شایسته سالاری را مد نظر قرار می دهند و از آن حمایت می کنند. به عبارتی بهتر باید با کار خوب مردم را متقاعد کرد و با اثبات شایستگی می توان استقلال در شخصیت را ایجاد کرد.

 

*در این فوتبالی که یکروز مربیان برنده از مجید جلالی بعنوان «مرد» یاد می کنند، به نظر شما چه اتفاقی روی می دهد که همین مربیان بخاطر 3 امتیاز در نبرد با همان مرد از ادبیاتی نامناسب و زننده استفاده می کنند؟

 

**این موضوع باز هم به آن دسته از مربیانی برمیگردد که فقط به نتیجه فکر می کنند و به اصطلاح نتیجه گرا هستند. به همین خاطر این افراد همه چیز را فدای خواسته خودشان می کنند. این دسته از مربیان به خود زحمت کار کردن نمی دهند بلکه همیشه برای رسیدن به 3 امتیاز دلخواه شان از داشته های دیگران سود می برند. آنها میخواهند «به هر قیمتی» برنده باشند تا فوتبال سنتی هرگز از بین نرود! وقتی فقط با نتیجه می توانند در سطح کلان نگاهها را معطوف به خود کنند بنابراین به فراخور شخصیت شان باید که از هر نوع ادبیاتی در این راه استفاده کنند.

 

ادامه دارد.....

گل

تاریخ: 1390/1/3
موضوع: فوتبال
اشتراک گذاری:          
لینک کوتاه:

نظرات
نام:
ایمیل:
وب سایت:
متن:
کد امنیتی:کد امنیتی
تکرار کد امنیتی: