برای استفاده از همه امکانات سایت باید جاوا اسکریپت مرورگر خود را فعال کنید.

خاطرات داوود فنایی از داربی معروف 9 به 11

نام داوود فنایی دروازه بان سابق پرسپولیس و تیم ملی هم با داربی معروف 9 به 11 عجین شده است.داربی که پرسپولیس 9 نفره به استقلال نباخت

سایت گل - نام داوود فنایی دروازه بان سابق پرسپولیس و تیم ملی هم با داربی معروف 9 به 11 عجین شده است.داربی که پرسپولیس 9 نفره به استقلال نباخت.فنایی دروازه بانی بود که شاید خیلی زود از فوتبال خداحافظی کرد و هنوز هم می توانست در دروازه بایستد.او با یک مصدومیت از چشم علی پروینی افتاد که بارها وبارها او را جایگزین احمدرضاعابدزاده می کرد.فنایی به اختلافی که با عابدزاده ممکن بود بر سر نیمکت نشینی اش پیش بیاید اشاره نمی کند اما زمانی که پروین و وحید قلیچ به این نتیجه می رسند که باید یک هفته در میان این دو دروازه بان را درون دروازه بگذارند همه چیز روشن شده باشد.فنایی البته از آن دسته بازیکنانی است که از همان دوران بازیکنی اش به مطالعه و دیدن فیلم علاقمند بوده و حتی تمرینات مدی تیشن هم داشته است.او خیلی زود وارد جرگه مربیگری شده و همه مدارک کنفدراسیون فوتبال آسیا و فیفا را گرفته است و مدتی هم مربی دروازه بانان تیم ملی نوجوانان ایران بود.

اسم داربی را که می آوریم چشمهایش برق می زند...

با شنیدن نام داوود فنایی، دو خاطره به ذهن طرفداران فوتبال متبادر خواهد شد؛

حتما یکی اش گل ثانیه 30 علی سامره است...

دقیقا یکی گلی که در ثانیه 30 بازی با استقلال از علی سامره خوردی و دیگری داربی معروفی که پرسپولیس با اخراج حلالی و محمدخانی، 9 نفره شد ...

خواستم دومی اش را بگویم که شما گفتی...

قبول داری ، ستاره آن بازی بودی؟

خب دست‌کم با دو تک به تکی که از فرهاد مجیدی گرفتم، پرسپولیس را از باخت نجات دادم.

قبل از این بازی درباره گل 30 ثانیه علی سامره صحبت کنیم...
صحبت کنیم.ببینید وقتی یک تیم گل می‌خورد، دروازه‌بان مقصر اصلی است. باید اعتراف کنم در آن بازی به لحاظ روانی، آمادگی مطلوبی نداشتم.

البته می گویند همه تیم مقصر است...

من گفتم دروازه بان مقصر اصلی است.اما فکر می‌کنم اعتماد زیاد من به دفاع هم در آن گل نقش داشت؛ یحیی گل‌محمدی خیلی بد عمل کرد.اما باز هم تاکید می‌کنم که مقصر اصلی خود من بودم. مربی دروازه‌بان‌های ما وحید قلیچ بود که شیوه کارش تجربی و غیرعلمی بود و خیلی به مسائل روانی توجه نداشت. در آن بازی در پنج دقیقه اول تمرکز لازم را نداشتم. وقتی سامره ضربه را زد، به جای شیرجه‌زدن، اشتباه کردم و عقب رفتم.

- در چند داربی بازی کرده‌ای ؟
من 20 تا داربی دیدم و در هشت تایش فیکس بودم. در بین این هشت بازی، فقط در یک داربی عملکرد ضعیفی داشتم؛

همان داربی که از علیرضا اکبرپور گل خوردی؟

سال 79 در بازی برگشتِ آن بازیِ جنجالیِ دو بر دو، که کلی محرومیت هم در پی داشت. آن بازی در صحنه تک به تک اکبرپور، گل بدی خوردم.من در دوره‌ای که بازی می‌کردم، به سبب علاقه به روان‌شناسی و سینما، متأثر از آنها تمرین تمرکز و ریلکسیشن و مدی تیشن انجام می‌دادم. همیشه در هتل‌های محل اقامت و در اتوبوس تیم، چشم‌هایم را می‌بستم و تمرین تمرکز می‌کردم. بعضی وقت‌ها رژیم می‌گرفتم و خودم را از خوردن یک آدامس ساده به خاطر شیرینی‌اش، منع می‌کردم.

این کارها را می شود گفت که آن زمان بازیکنی انجام نمی داد...

همیشه سعی می‌کردم از بازیکنان دوره خودم جلوتر باشم. حتی می‌خواستم فیلم‌های بازی رقیبان هفته بعد را برای من ضبط کنند تا بتوانم روش تهاجمی آنها را ارزیابی کنم.

خب در آن داربی چه اتفاقی افتاد که ضعیف بودی؟

به هر حال داربی حساسیت زیادی دارد و من نمی‌خواهم کلیشه‌ای حرف بزنم و بگوبم سه امتیاز بیشتر دارد یا ندارد. در آن بازی، یک مسئله شخصی برایم رخ داد که روحیه‌ام به شدت به هم ریخت. شب آن بازی، من در لابی هتل، به میان هواداران رفتم و تشویق‌ها و انتظارات آنها باعث شد که توقع بیش از اندازه‌ای در من ایجاد شود.

البته این که طبیعی بود چون عابدزاده در داربی رفت دو گل خیلی بد خورده بود...

بله ، احمدرضا هم در بازیِ رفت دو تا گل بد خورده بود و انتظار از من بالا رفته بود. من به خودم تلقین کردم که نباید اجازه بدهم پرسپولیس گل بخورد، اما متاسفانه در آن بازی استقلال در ضدحمله، صاحب فرصت شد و اکبرپور گل آنها را روی اشتباه من به ثمر رساند تا من از هشت تا داربی که بازی کردم، یک باخت در کارنامه‌ام ثبت شود.

احمدرضا عابدزاده، تنها دروازه‌بانی بود که در داربی‌ها نباخت، چه وقتی که در استقلال بود و چه آن وقت که به پرسپولیس رفت.
بله، او خوش‌شانس بود. من از این شانس‌ها نداشتم.

خوش شانس؟فکر نمی کنی هوادارانش از این جمله نارحت شوند؟

من واقعیت را گفتم...

خب برسیم به بازی رویایی 9 به 11 . پرسپولیس 9 نفره شد.

خیلی بازی عجیب و غریبی بود.

راستی چطور در آن شرایط دشوار، پرسپولیس از هم نپاشید؟
اجازه بدهید اول بگویم که من در هفته قبل از آن بازی، یک گل بد از ذوب آهن خورده بودم. یک مشکل شخصی هم پیش آمده بود که از شرایط روحی مناسبی برخوردار نبودم. محمود خوردبین و علی پروین، پا پیش گذاشتند و مشکل من را تا حدی حل کردند. وحید قلیچ هم وقت زیادی برای کمک به من صرف کرد. همه اینها باعث شد تا من آن روز ستاره بازی باشم. دو تک به تک از مجیدی گرفتم و کلی توپ را از روی خط دروازه، زمین و هوا، بیرون کشیدم.

ولی پرسپولیس کلا می‌کشید زیر توپ!نه؟

شما هم بودید، همان کار را انجام می‌دادید. تازه ما به دیرک استقلال هم کوبیدیم. اول که حلالی اخراج شد، شوک شدیدی به تیم وارد شد. با اخراج نادر هم تیم به بحران عجیبی فرو رفت. از اینجا، علی آقا که هیچ وقت از نیمکت بلند نمی‌شد، ناگهان مثل لحظه‌های تمرین، به سمت کنار زمین آمد تا تیم را از بحران خارج کند. گزارشگر تلویزیون بازی گفته بود که پرسپولیس می‌خواهد زمین را ترک کند، اما اصلا این‌طور نبود. علی آقا می‌خواست تیم را جمع و جور کند و از بار فشار روانی بکاهد.علی آقا به ما گفت که مهدی هاشمی‌نسب یک خط بیاید عقب و دفاع آخر بایستد. من هم حس کردم باید جای نادر محمد خانی را پر کنم.

- دروازه‌بان جای دفاع هم شدی؟
بله،در آن بازی هم داوود فنایی بودم و هم نادر محمد خانی. بچه‌ها آن روز واقعا فداکاری کردند. مخصوصا بین دو نیمه، علی پروین در رختکن برخلاف همیشه عصبانی نشد. بعد بازی هم مهندس عابدینی، 300 دلار به من پاداش داد.

این راست است که بعد از داربیِ مسئله‌ساز دو بر دو، توصیه می‌کردند که در بازی داربی، مواظب رفتار و حرکاتتان باشید.

بله، شب قبل از داربی‌ها، حراست سازمان، چهره‌های تیم را گرد هم می‌آورد. مثل تاتار، استیلی، بهروز، افشین و من و توصیه می‌کرد که تحریک نکنید، شادی نکنید. ولی خب اینها رعایت نمی‌شد، چون شرایط خاص داربی، با بازی‌های دیگر به کلی متفاوت بود.اثر نمی کرد.

در داربی دو بر دو سال 79، شما روی نیمکت، ذخیره عابدزاده بودی . در آن صحنه درگیری، چه نکته خاصی دیدی؟

خب تلویزیون که همه چیز را پخش کرد.شما چه چیزی می خواهید بدانی ؟

خب چه اتفاقی افتاد؟ آیا این درست بود که به گونه رأفت، سرخاب و سفیدآب مالیدند تا سریع شکل کبودی به خودش بگیرد؟
آن مشت را پرویز زد. من با پرویز دوست هستم. اگر آن کار را نمی‌کرد، هنوز گلر اول تیم ملی بود، ولی با آن حرکت، محروم شد و فوتبالش از ریتم افتاد.به هر حال، همه مردم دیدند که مشت را پرویز زد. من روی نیمکت بودم. پایان رأفت چیزی نگفت، اما خب، پرویز با مشت به صورت او کوبید. شاید چون از گل مساوی علی کریمی عصبانی بود.سرخاب سفیداب دیگر چه صیغه ای است؟نه بابا...فکر نمی کنم!

- ناصر ابراهیمی که آن زمان دستیار پروین بود، نقشی در آن درگیری نداشت؟ فحش نداد؟
نه، ناصرخان اهل این حرف‌ها نبوده و نیست.

- پس ماجرای آن شادی کله معلق چه بود؟
نمی‌دانم. شاید آن دوران، شادی کله معلقی مُد بوده است. ضمن این‌که به خاطر حضور مهدی هاشمی‌نسب در استقلال، آن بازی، شرایط خاصی داشت. حتی بیشتر از زمانی که شاهرخ یا نیکبخت به پرسپولیس آمدند.اول بازی هم احمدرضا، روح و روان مهدی را به هم ریخت، با آن شال قرمزی که به گردنش انداخت. ولی به هر حال مهدی گل را زد. علی آقا هم از جای خودش تکان نخورد، انگار هیچ اتفاقی نیفتاده است. او کاریزمای زیادی داشت و همین کاریزما باعث شد تا تیم گل مساوی را بزند.

-برای داوود فنایی جدا از بازی 9 به 11، کدام داربی نقش ویژه و خاطره‌سازتری دارد؟
خیلی ناراحت کننده است اما می گویم.یک داربی هست که وقتی یادم می‌آید، بغض گلویم را می‌گیرد. اولین فصل لیگ برتر بود که بازی صفر - صفر شد و هادی طباطبایی گلر استقلال بود. در آن بازی مچ پای من به شدت درد می‌کرد و به زور آمپول و مداوای دکتر زرینه، به بازی رسیدم. بعد بازی، حتی نتوانستم از کنار دروازه تکان بخورم. کارم به بیمارستان کشید. وقتی من را به بیمارستان بردند، دکتر با تعجب گفت که نازک‌نی پایت 10 روز است که شکسته. همچنین یادم هست در آن بازی قرار بود بهترین بازیکن زمین را به کربلا بفرستند. من وقتی بهترین بازیکن شدم، خواستم پدرم را به جای من راهی کنند که تا حالا این اتفاق نیفتاده،

-پیش‌بینی ات از نتیجه داربی 70چیست؟
پرسپولیس می خواهد انتقام بگیرد اما سخت است.به نظرم مساوی می شود.

 

تاریخ: 1390/1/9
اشتراک گذاری:          
لینک کوتاه:

نظرات
نام:
ایمیل:
وب سایت:
متن:
کد امنیتی:کد امنیتی
تکرار کد امنیتی: