برای استفاده از همه امکانات سایت باید جاوا اسکریپت مرورگر خود را فعال کنید.

این ور خط ، اون ور خط

«گل ، گل ، توی دروازه...اما نه داور قبول نمی کنه...کمک داور پرچمش بالا نرفت...!» شنیدن این جملات آتشین آرزوی هر بیننده خوره فوتبالی است.اوج هیجان اصلا قبول کردن و قبول نکردن یک گل مشکوک است.

این را همه قبول داریم.بحث طرفداری از یک تیم را که کنار بگذاریم وقتی یک توپ از خط دروازه رد می شود و داور بازی قبول نمی کند یا یک توپ از خط دروازه رد نمی شود و داور بازی گل می گیرد ، هیجان و جذابیت فوتبال به اوج می رسد.باز هم تاکید می کنیم، طرفداری را کنار بگذارید و به این لحظات فکر کنید.لحظات سرنوشت سازی که سرنوشت یک بازی را تعیین می کنند.طبق قانون این وظیفه کمک داوران است که قضاوت چنین صحنه هایی را به عهده بگیرند.صحنه هایی که در صدم و یا حتی هزارم ثانیه اتفاق می افتند.ببینید یک کمک داور چه می کشد در آن لحظه ها.اصلا کمک داور که هیچ ، ببینید تیم داوری چه فشاری را تحمل می کنند.این را هم باز بدانید که این صحنه ها در صدم یا هزارم ثانیه اتفاق می افتند.دوربین های تلویزیونی به سختی می توانند گل بودن یا گل نبدون را مشخص کنند چه برسد به انسانهای جایزالخطا.فیفا منتقدانی دارد برای اینکه داوری را به صورت فناوری دیجیتال دربیاورند و دوربین هایی روی خط بگذارند که در صورت گل شدن به داور وکمک ها خبر دهند اما سپ بلاتر به دلیل کاهش جذابیت و هیجان فوتبال زیر بار فناوری دیجیتال نمی رود.البته هم حق با سپ بلاتر است.سال 89 دو نمونه خارجی در جام جهانی و لالیگا اتفاق افتاد که البته تعیین کننده هم بود.به هر جهت چند نمونه داخلی و خارجی را در این باره با هم مرور می کنیم که خالی از لطف نیست...

گل سویا به رئال مادرید سوخت یا نسوخت؟

همین چند وقت پیش بود که این گل جنجال زیادی در جهان فوتبال ایجاد کرد.اگر نگاه کنید به عکسهایی که گرفته شده تشخیص صحت یا عدم صحت مردود کردن گل فابیانو کار بسیار مشکلی است .در آخرین دقیقه نیمه اول بازی رئال مادرید و سویا ازسری مسابقات جام حذفی اسپانیا که شش بهمن برگزار شد لوئیز فابیانو پس از جا گذاشتن کاسیاس ، توپ را با پای راست روانه دروازه رئال مادرید کرد ، اما آلبیول با تکلی مانع از آن شد که توپ به گل برسد .چه کمک داور و چه داور در آن صحنه نتوانستند که تشخیص دهند که آن توپ گل بوده است یا نه و حتی تصاویر تلویزیونی نیز نمی توانند تشخیص دقیقی در باره این صحنه داشته باشند.جالب اینجاست که از یک زاویه توپ از خط رد شده و در زاویه دیگری انگار رد نشده ، در یک تصویر انگار بخشی از توپ از خط زد شده و در یک تصویر دیگر همه توپ رد شده.قانون می گوید حتی اگر 99 درصد هم توپ از خط رد شده باشد اما یک درصد آن رد نشده باشد توپ گل نیست و باید همه توپ رد شده باشد.تصمیم تیم داوری جنجال زیادی را باعث شد و رئال آن بازی را یک بر صفر برد و طرفداران سویا با طرفداران رئال درگیر شدند و حتی شنیده شد که درگیری های خارج از ورزشگاه کشته هم داده...می بینید که چقدر این تصمیم مهم بوده؟داوران خیلی کار سختی دارند...کاسیاس را از هم پشت با سنگ و بطری و خلاصه هر چه دست طرفداران سویا بود زدند تا در خلال بازی بارها و بارها کاسیاس و دیگر بازیکنان مورد هدف طرفداران سویا قرار بگیرند.کار به پلیس ضد شورش رسید اما فدراسیون فوتبال اسپانیا به نفع داوران رای داده تا بیش از پیش مورد اتهام حمایت از رئال مورینیو قرار بگیرد.

انتقام بهرام اوف از نازی ها

از هر کس بپرسید می گوید هیچ گلی در تاریخ فوتبال به اندازه گل جف هورست انگلستانی جنجالی وبحث برانگیز نبوده است.در فینال جام جهانی 1966 لندن و در وقت های اضافی و در حالی که آلمان غربی و انگلستان 2-2 مساوی به کار خود ادامه می دادند هورست توپی را در محوطه جریمه دریافت کرد و پس از چرخیدن به سمت دروازه شلیک کرد که توپ به دیرک افقی دروازه برخورد کرده و بعد روی خط فرود آمد. داور بازی اول گل را نپذیرفت اما پس از مشورت با کمکش بهرام اوف گرجستانی که البته آن زمان اهل شوروی سابق بود این توپ را گل اعلام کرد و به لطف این گل انگلستان از آلمان غربی پیش افتاد.البته کلا ان فینال بازی عجیبی بود.همه هنوز جنگ جهانی دوم را به یاد داشتند و آن بازی انگار جنگ بین بریتانیایی ها و ژرمن ها بود.این گل در دقیقه 101 به ثمر رسید و جف هورست یک بار دیگر و در دقیقه 120 ام گلزنی کرد تا این فینال حنجالی را انگلستان 4-2 ببرد و برای اولین و آخرین بار قهرمان جام جهانی بشود.توپی که بهرام اوف گرجی گل گرفت بعدها مشخص شد که همه توپ از خط رد نشده و نمی بایست گل اعلام می شد.آلمانها خیلی اصرار داشتند که تکلیف هر چه زودتر مشخص شود که به محض به وجود کامپیوترهای ابتدایی مشخص شد که همه توپی که جف هورست به سمت دروازه تیلکوفسکی دروازه بان آلمان غربی شلیک کرده از خط عبور نکرده.البته در همان روزها با فیلم هم می شد فهمید که توپ از خط رد نشده اما خب آلمانها اصرار داشتند تا علمی این موضوع را اثبات کنند.جالب اینجا بود که نئو نازیها بهرام اوف را آن زمان به مرگ تهدید کرده بودند.بهرام اوف که حالا یک ورزشگاه را در گرجستان به نام خودش دارد در آخرین لحظات عمرش اعلام کرد که به خاطر انتقام از نازی ها آن توپ را گل اعلام کرده چرا که نازی ها درجریان جنگ جهانی دوم در گرجستان همه را قتل عام کرده بودند.ببینید این سیاست چه ها که نمی کند و خط دروازه برای انتقام چه نقش مهمی دارد...

 


لحظه انتقام، 44 سال بعد

سال گذشته که جام جهانی برگزار شد دست روزگار انتقام ژرمن ها را گرفت.البته این بار دست سیاستی درکار نبود و کمک بولیویایی واقعا از صحنه عقب بود.بولیوی و آلمان نه با هم دوستند و نه بولیوی و انگلستان دشمن های خونی.بازی آلمان و انگستان در مرحله یک هشتم نهایی جام جهانی 2010 زیبا شده بود.آلمان ها بازی زیبایی به نمایش گذاشته بودند و یک بر صفر پیش بودند اما انگلستان کم کم با بازیخوانی فابیو کاپلو سوار بازی شده بود که لمپارد از فاصله چهل متری شوت زیبایی را روانه دروازه آلمانها کرد.توپ به دیرک افقی برخورد کرد و سی و چند سانتی متر پشت خط فرود آمد که کمک داور ندید و همه در حین پخش تصاویر عادی دیدند که توپ از خط رد شده چه برسد به اینکه در تصاویر آهسته وضعیت توپ مشخص شود.کمک داور به شدت از صحنه عقب بود اما سرعت شوت لمپارد هم انصافا بالا بود و هر کمک داور دیگری هم بود ممکن بود جا بماند.اما اینکه توپ چطور قریب به چهل سانتی متر داخل دروازه رفت و به بیرون برگشت اعجاب انگیز بود و ثابت کرد که بیخود در فوتبال نمی گویند توپ گرد است و فیزیکش باعث افتادن خیلی اتفاقها می شود.جنجال این گل باعث هجمه زیاد به کمیته داوران فیفا در آن روزها شد تا فناوری دیجیتال را به فیفا تحمیل کنند که باز هم بلاتر با سیاست اول یک جورهایی قبول کرد و همین که سر وصداها خوابید گفت که داوران را افزایش می دهد اما دیجیتال را وارد فوتبال نمی کند.آلمان ان بازی را چهار بر یک برد اما اگر آن توپ را گل می گرفتند شاید مسیر بازی عوض می شود.فوتبال ورزش اماو اگر است.البته روزهای بعد از کل با قوانین ریاضی و فیزیک ثابت کردند که کمک دید داشته و می توانسته از همان فاصله گل را اعلام کند.یک سری فرمول های ریاضی هم ثابت می کردند که کمک داور نمی توانسته گل را اعلام کند.کار خدا را ببینید که حق آلمانی ها را که 44 سال پیش خورده شده بود را تلافی کرد.به قول محمد مایلی کهن قربون برم خدا رو!

گل بهزاد داداش زاده به استقلال

کلا چنین صحنه هایی را برای نوشتن پیدا کردن کار راحتی نبود چرا که از این قبیل صحنه ها زیاد در فوتبال اتفاق نمی افتد.مثلا یک بار هم منچستر یونایتد در یک بازی توپ را دیوید بکام از وسط زمین شوت کرد که کمک عقب ماند و توپ از خط رد شد و به بیرون دروازه برگشت و کمک هم حسابی جامانده بود و گل نگرفت اما چون منچستر ان بازی را با اختلاف گل برده بود زیاد ماجرایش رسانه ای نشد.اما در فوتبال ایران هم از قبیل صحنه ها اتفاق افتاده که البته زیاد هم نبوده و شاید تعداد اشتباهات داوری از این قبیل به تعداد انگشتان یک دست هم نرسد.داربی هم که نزدیک است پس ذکر این خاطره هم خالی از لطف نیست.یکی از مهمترین صحنه های تاریخ فوتبال ایران ، در داربی جنجالی سال 1373 اتفاق افتاد.همان داربی که به خاک و خون کشیده شد.بهزاد داداش زاده که آن زمان در پرسپولیس بازی می کرد(و بعدها به استقلال آمد) روی یک شوت روی خط جریمه به نظر کمک داور گل برتری پرسپولیس را به ثمر رساند.توپ او هم داستان توپهای مشابه را داشت.توپ پس از برخورد به دیرک عمودی روی خط دروازه بهزاد غلامپور فرود آمد و ابهران به کمکش نگاه کرد و او پرچم را بالا برد و به سمت مرکز زمین حرکت کرد تا گل را اعلام کند.استقلالی ها اعتراض می کردند که توپ روی خط فرود آمده و گل نشده اما داور بازی قبول نکرد.جرقه های درگیری و تنش از همین صحنه آغاز شد.چهره امیر قلعه نویی در آن بازی به یادماندنی بود که از راه دور با کمک داور درگیری لفظی داشت ولی داور وسط جرات اخراج او را نداشت.البته آن زمان فناوری فیلم برداری مثل الان نبود و عکاسان نمی توانستند از روی خط عکس بگیرند اما بعدها از روی فیلم بازی معلوم شد که همه توپ از خط رد نشده.آن بازی هم پرسپولیس دو بر صفر پیش افتاد اما استقلالی ها دو گل را در عرض پنج- شش دقیقه جبران کردند و درگیری مجتبی محرمی و امیر قلعه نویی بازی را به جنجال و زدو خورد گلادیاتوری کشاند.جالب اینجا بود که تیم داوری کلا باعث تنش در بازی شد چراکه در دقیقه 9 هم گل فرشاد پیوس را که روی یک ضربه ایستگاهی بدست آمد را ابهران به این دلیل که زودتر از سوتش به توپ ضربه زده شده را مردود اعلام کرد.آن روزها مطبوعات ورزشی عقیده داشتند که ابهران گل داداش زاده را به نشانه جبران آن صحنه اعلام کرده است.می بینید این خط دروازه و داور چه ها که نمی کند؟تازه آن بازی کلی محروم دوساله و یک ساله و شش ماهه روی دست فدراسیون داریوش مصطفوی گذاشت...

برق اصغر شرفی را پراندند

اصغر شرفی دستیار حشمت مهاجرانی در جام جهانی 1978 آرژانتین بود.تیم ملی با اسم او نوستالژیک بود و حضور او پس از 20 سال در ایران و سرمربیگری در برق شیراز حسابی جذاب بود.این مربی که 20 سال در امریکا بود و خیلی ها بازگشت قطبی را با بازگشت او مقایسه می کردند.اما شرفی سرمربی تیمی بی حامی مثل برق شیراز شده بود.تیمش زیبا و جوانمردانه می کرد اما می باخت.زنگ تفریح تیم های دیگر هم نبود اما مثلا اگر دو بر صفر از استقلال جلو می افتاد سه بر دو شکست می خورد.البته از بخت بد شرفی در لیگ 79 اشتباهات داوری به ضرر تیم برق شیراز اتفاق می افتاد.این اتفاق برای تیم شموشک نوشهر بهمن فروتن هم می افتاد و این خیلی جالب بود.شرفی هم همیشه در روزنامه ها وبرنامه های نود که آن روز تازه پا گرفته بود مصاحبه های جالبی علیه اشتباهات داوری و پشت پرده فوتبال می کرد.در بازی پرسپولیس و برق شیراز در ورزشگاه آزادی در حالیکه برق بازی دو بر صفر عقب افتاده را دو بر دو کرده بود، در دقیقه 93 بازی ضربه سر مهاجم برق یک متر در دروازه احمدرضا عابدزاده قرار گرفت اما عابدزاده آنقدر توپ را زیبا بیرون کشید که کمک متوجه نشد.جنجال برقی ها به جایی نرسید.اصغر شرفی کنار زمین در حال سکته قرار گرفته بود.همه گفتند توپ گل بوده ، داور و کمکش ندیدند.برق اگر امتیاز برد را می گرفت سقوط نمی کرد.برنامه نود هم ثابت کرد که توپ گل شده.روزنامه ها تیتر زدند سر برق را داوران بریدند.برادران شیری آن روزها در برق کولاک می کردند.خط دروازه و کمک داور چه بلایی بر سر برق آوردند.البته باز هم می گوییم که از این قبیل صحنه ها در فوتبال ایران هم اتفاق افتاده اما خب این مورد پر سر وصداترین موارد بوده که تعیین کننده هم بوده است

فوتبال مدیا - چیا فوادی

تاریخ: 1390/1/9
اشتراک گذاری:          
لینک کوتاه:

نظرات
نام:
ایمیل:
وب سایت:
متن:
کد امنیتی:کد امنیتی
تکرار کد امنیتی: