برای استفاده از همه امکانات سایت باید جاوا اسکریپت مرورگر خود را فعال کنید.

چاقوی دایی در سینه استیل‌آذین

علی دایی در لحظه‌ای خاص و پرتنش از یک مسابقه حساس تصمیم به «انتقام» و مقابله به مثل گرفته است. و «انتقام» واژه‌ای است که در شرایط مختلف تعاریف گوناگون و شرایط خاصی را پیدا می‌کند.

علی دایی با دستور جنجال‌برانگیزی که در دقیقه94 بازی با استیل‌آذین صادر کرد به سوژه اول فوتبال ما تبدیل شده و در معرض اظهارنظرهای متفاوتی قرار گرفته است. عده‌ای او را ارائه‌گر تصویری زشت از یک ناجوانمردی و ناورزشکاری در ورزش می‌دانند و جمعی دیگر – از جمله خود دایی- این دستور را حرکتی درست و در راستای مبارزه با وقت‌کشی، تمارض و بازی ناجوانمردانه می‌دانند. واقعا دایی کدام‌یک از این‌هاست؟ یک «ناجوانمرد بزرگ» یا پیش‌قراول «مبارزه با مظلوم‌نمایی و ضدفوتبال»؟

2-تقریبا تمام کسانی که در مورد صحنه خاص بازی دیروز اظهارنظر کرده‌اند در مورد تمارض بودن حرکت سوشا مکانی اتفاق نظر دارند. حتی مخالفان سرسخت دستور تاریخی دایی هم اذعان دارند که سوشا از دقایقی قبل از این اتفاق علاوه بر وقت‌کشی با خنده‌های تمسخرآمیز و تحریک تماشاگران حریف، جلوه نازیبایی از بازی فوتبال را به نمایش گذاشته بود. ضمن این‌که ایجاد این‌گونه حاشیه‌ها از سوی دروازه‌بان پرحاشیه استیل‌آذین مسبوق به سابقه هم هست. به‌عنوان مثال نگاه کنید به درگیری او با کریم باقری در بازی سال گذشته پرسپولیس و پاس.

اما نکته‌ مهم این است که آیا دایی حق داشت برای برخورد با این حرکات شخصا وارد عمل شده و جواب ناجوانمردی را با ناجوانمردی بدهد؟ در نظر داشته باشیم که حرکات غیرورزشی سوشا در میدان حرکات عجیبی نیست که نمونه‌ دیگری در میادین فوتبال نداشته باشد و این گونه وقت‌کشی‌ها از دروازه‌بانان زیادی سر می‌زند، اما اوتی که پرسپولیسی‌ها با پرتاب آن به گل رسیدند اتفاقی نادر در فوتبال دنیا بود. در واقع دایی یک حرکت غیرورزشی اما معمولی را با یک حرکت غیرمعمول پاسخ داد.

3- علی دایی در لحظه‌ای خاص و پرتنش از یک مسابقه حساس تصمیم به «انتقام» و مقابله به مثل گرفته است. و «انتقام» واژه‌ای است که در شرایط مختلف تعاریف گوناگون و شرایط خاصی را پیدا می‌کند. انتقام در جایی رخ می‌دهد که شخصی یا جریانی احساس می‌کند مورد ظلم قرار گرفته و اگر گرفتن حق خود از ظالم را به قانون بسپارد، هرگز حق مطلب به درستی ادا نخواهد شد، پس آستین‌ها را بالا می‌زند و شخصا وارد عمل می‌شود. درست مثل قیصر که برای مجازات برادران آب‌منگل منتظر عوامل قانون نماند و در یک ماجراجویی فردی پاشنه‌های انتقام را ورکشید. این‌جا همان نقطه‌ای است که ماجرا شکل دیگری پیدا می‌کند و «اخلاق» تعریف همیشگی خودش را از دست می‌دهد.

چه کسی می‌تواند سلاخی شدن یک انسان در سلاخ‌خانه را حرکتی اخلاقی بداند؟ یا برای گیر انداختن یک نفر در زیر دوش حمام و تیزی کشیدن بر قامت او چگونه می‌توان توجیه اخلاقی پیدا کرد؟ اما چنان که می‌بینیم قیصر با همین کارها تبدیل به قهرمان می‌شود و همین حرکات به‌ظاهر غیراخلاقی از سوی او با سمپاتی و تایید فراوان تماشاگرش روبه‌رو می‌شود. ظاهرا دنیای درام قواعد خاص خودش را دارد.

4-قصد این یادداشت تایید بی‌چون‌وچرای تصمیم دایی نیست. قیاس حرکت تلافی‌جویانه دایی با انتقام خونین قیصر صرفا به‌خاطر این است که الگوی آشنایی برای این حرکت نامتعارف به دست آورده و با قرار دادن دایی در این فرمول ارزش‌گذاری بر این حرکت را ساده‌تر کنیم. حالا این که این حرکت قیصرمآبانه آیا مورد تایید ناخودآگاه جمعی اجتماع ما هست یا نه، بحث گسترده‌تری را می‌طلبد. چنان‌که راه و روش قیصر هم از دوره‌ای به دوره دیگر ارزش‌ها و واکنش‌های متفاوتی را برانگیخته و از «قهرمان‌بازی» تا «لات‌بازی» تغییر شکل داده است.

فراموش نمی‌کنیم که سازنده قیصر هم بعد از گذشت 40سال در آثار اخیر خود ترجیح می‌دهد قهرمانش را در حالی که مورد خیانت قرار گرفته و مظلوم واقع شده بدون فرصتی برای انتقام‌گیری در شهر رها کرده و تنها به یک «محاکمه در خیابان» اکتفا کند.

 

 

سایت گل

تاریخ: 1390/1/28
کلمات کلیدی: ، ، ،
اشتراک گذاری:          
لینک کوتاه:

نظرات
نام:
ایمیل:
وب سایت:
متن:
کد امنیتی:کد امنیتی
تکرار کد امنیتی: