برای استفاده از همه امکانات سایت باید جاوا اسکریپت مرورگر خود را فعال کنید.

ریشه‌یابی زد و خورد در سریال راز بقا

آنروز که چند ساعت مانده به بازی راه‌آهن کمیته انضباطی حمله‌کنندگان به داور و به جنجال‌کشان بازی این تیم با پاس همدان را بخشید شاید باید فکر این روز را هم می‌کردیم که در دیداری دیگر شبیه به همان صحنه‌ها اینبار در ورزشگاه آزادی اتفاق بیفتد و هیچکس دیگر هراسی از درگیر شدن نداشته باشد.

ایپنا - آنروز که چند ساعت مانده به بازی راه‌آهن کمیته انضباطی حمله‌کنندگان به داور و به جنجال‌کشان بازی این تیم با پاس همدان را بخشید شاید باید فکر این روز را هم می‌کردیم که در دیداری دیگر شبیه به همان صحنه‌ها اینبار در ورزشگاه آزادی اتفاق بیفتد و هیچکس دیگر هراسی از درگیر شدن نداشته باشد.

بله، بازی استیل‌آذین با پرسپولیس تنها به یک دلیل به جنجال کشیده شد و آن دلیل چیزی نبود جز بخشش مبهم و بی‌دلیل آنها که دعوا به راه انداختند و از هر گزندی در امان ماندند!

دبیر محترم کمیته انضباطی البته سعی کرد آن حرکت عجیب را توجیه کند اما واقعیت این بود که چنین حرکتی به کل غلط بود چه اینکه حکم موقت قابلیت بررسی چند ساعته و تعلیق داشته باشد یا نداشته باشد!

علی کریمی به داور اشاره کرد و یکسال محروم شد اما اینجا داور را با لگد دنبال می‌کنند و حتی برای یک بازی به حکم بازی مهم و کمبود بازیکن بخشیده می‌شوند به راستی آیا غیر از این است چنین حرکتی یک اشتباه محض بوده است؟

پرسپولیس و استیل‌آذین به جنجال کشیده شد چون دیگر هیچکس در این فوتبال نگران زد و خورد نیست!

این اولین دلیل بود برای دعواهای غیراخلاقی در بازی راز بقا! اما تنها دلیل نبود!

وقتی نتیجه‌گرایی محض در فوتبال دولتی به اوج می‌رسد؟

وقتی مدیران مجبورند با انتقال به شهری دیگر با کمبود بودجه، با وزارت شدن و تغییرات پس از آن در ورزش، با امضای نمایندگان برای منحل شدن ورزشی دولتی، با سفارش این و آن برای بخشیده شدن خاطیان، با دلالها و واسطه‌هایی که چشم به پول بیت‌المال دارند و... بجنگند معلوم و مشخص است که با اعلام یک پنالتی غلط یا یک پرتاب اوتی که معتقدند باید با بازی جوانمردانه به سمت خودشان برگردد و با زمین خوردنهای غیر واقعی عنان اختیار از دست می‌دهند!

در واقع آن فشارها کاسه صبر را پر کرده و اجازه آرامش را به هیچکس نمی‌دهد!

به هدایتی نگاه کنید! در دنیای خصوصی منحصربه فرد این ثروتمند! بازگشت سرمایه وجود ندارد، نه حق پخش تلویزیونی هست؛ نه کپی‌رایت و نه حمایتی از بخش خصوصی! با این حال به هم می‌پیچند و فشارها به اوج می‌رسد و آن می‌شود که در غیرحرفه‌ای‌ترین تصمیم تاریخ فوتبال ایران ایشان استیل‌آذین را منحل اعلام می‌کند و تمام!

همیشه می‌گویند در و تخته باید با هم جور باشد!

در فوتبال ایران هم چنین است!

در این فوتبال آقای گل جهان دستور پرتاب اوت در شرایط ناجوانمردانه می‌دهد چون این اسطوره را "له" کرده‌ایم!

آنجا در باشگاه خودش با لیدر خود باشگاه کتکش زده‌ایم! رسانه‌ها او را خرد کرده‌اند! بازیکنش از او شکایت کرده و هوادارش از او روی برگردانده! همه اینها بدون در نظر گرفتن جایگاه دایی به عنوان یک اسطوره رخ داده است. در چنین شرایطی از دایی باید چه توقعی داشته باشیم؟ باید بگوییم چه کند؟

معتقدیم در تمامی این رخدادها خود دایی هم تقصیر داشته اما ما هم شرایط را برایش مهیا نکردیم!

و این می‌شود که آن شده!

اینگونه است که ورزشگاه آ‌زادی و در زمینی که خیلی‌ها به رسم پهلوانی آن را می‌بوسند و وارد زمین می‌شوند برای جدا کردن بازیکنان از هم نیروی انتظامی وارد عمل می‌شود!

بله، ریشه‌یابی چنین اتفاقی نه یک مقال که چندین روزنامه نیاز دارد! از فشار فراوان فوتبال دولتی گرفته تا تصمیمهای عجیب و غریب کمیته انضباطی و فشارهای خردکننده و غیراصولی به اسطوره‌ها و...!

به فاصله یک هفته 2 جنجال بزرگ رخ داد که ناشی از همین موارد و مسائل است و لاغیر!

به نظر می‌رسد باید روش اداره ورزش عوض شود البته که این روش را نه به مثابه آن نمایندگانی که یک شبه حکم به خداحافظی ورزش دولتی در خانه ملت می‌دهند و به ساز وکارها و پیش نیازهایش توجهی نمی‌کنند که به مثابه کشورهایی چون ترکیه باید باشد که طی یک پروسه 10 ساله از دولتی به خصوصی کامل می‌رسند.

در چنین شرایطی است که مسیر درست است وگرنه...

تاریخ: 1390/1/28
کلمات کلیدی: ، ، ، ،
اشتراک گذاری:          
لینک کوتاه:

نظرات
نام:
ایمیل:
وب سایت:
متن:
کد امنیتی:کد امنیتی
تکرار کد امنیتی: