برای استفاده از همه امکانات سایت باید جاوا اسکریپت مرورگر خود را فعال کنید.

از کسی در این فوتبال تورم زایی کرده چه دلجویی باید کرد؟

خبرگزاری پارس فوتبال / تورج عاطف

در صدر اخبار بین المللی این روزهای فوتبال اظهار نظر آرسن ونگر شنیدنی است مالک جدید تیم آرسنال یعنی اسن کرونکه که اخیرا صاحب 60% سهام باشگاه آرسنال شده حاضر است با پرداخت 80 میلیون پوند به ونگر از او بخواهد که بازیکن بزرگی را به ورزشگاه امارات بکشاند. آرسن ونگر که در رقابتهای امسال در کورس  قهرمانی با منچستر یونایتد است اعلام کرده است که در سیاستهای خود تغییری ایجاد نمی کند و کماکان بر روی  سیاست تربیت بازیکن با توجه به منابع مالی مبادرت خواهد ورزید و نیازی نمی بیند که ستاره ای بزرگ را به لندن بکشاند.

  نگاه به این گفته ونگر که می اندازیم واژه حرفه ای گری و خصوصی سازی و جذب سرمایه به فوتبال برایمان معنای جدیدی می گیرد. در فوتبال رسم شده است که خصوصی سازی را یک پروسه تزریق پول بی حساب و کتاب به مشتی بازیکن بدانند و بعد هم که نتیجه نگیرند سرد شوند و مالکیت را عوض کنند و تیم روز به روز تحلیل رود نظیر آنچه بر سر تیمهای ایتالیائی در سالهای اخیر آمده است.

 به مثال دیگری از تفکر حرفه ای گری و خصوصی سازی می نگریم بازی ال کلاسیکو در شب گذشته را شاهد بودیم بازی در ورزشگاه سنتیاگو برنابئو برگزار می شد و رئال نیازمند پیروزی بود ولی به تساوی رسید در ترکیب رئال انبوهی از ستارگان وارداتی بود رونالدو و اوزیل و خدیرا و بنزما و آدبایورو آلبلوآ و ... در سوی دیگر بارسلونا بود که ستارگان  خود ساخته بزرگی داشت از جمله سه مرد برتر فوتبال جهان در سال گذشته یعنی اینیستا و ژاوی و مسی اما در حالیکه رئال با آوردن اوزیل و آدبایور نشان از کلکسیونش می داد، گواردیولا چشم به آفلای از جوانانش دوخته بود و کیه تا و مکسس هم بازیکنانی هستند که نامی در جهان فوتبال ندارند اما با این همه در سالهای اخیر بارسلونا تیم حرفه ای تری نسبت به رئال بوده است.

رئال میلیونها پول خرج بازیکنان کرده و هر سال سر مربی عوض می کند اما بارسلونا حکایتی چون آرسنال دارد. آنها حرفه ای گری را در پول بی منطق و بی مدیریت و بی برنامه ریزی شده ندیده اند.  نگاهی به فوتبال خودمان می کنیم این روزها نگاهی به استیل آذین می شود که گوئی صاحب عناوین متعدد قهرمانی و کسوت در فوتبال ما است در صحنه ای از بازی دروازه بان تیم تمارض می کند و بعد  در صحنه بعدی با تمارض او و خط دفاعیش گل می خورند و تازه همان دروازه بان مصدوم به اندازه رمبو صاحب قدرت می شود و کتک کاری می کند و نتیجه به باخت استیل آذین ختم می شود که در 31 بازی صاحب 24 امتیاز است و جناب مدیر عامل قهر می کند و در اقدامی غیر حرفه ای و غیر ورزشی و غیر اصولی و صد البته ناجوانمردانه نسبت به فوتبال ما اعلام انحلال تیم می دهد.

در این هنگام داد آقایانی به آُسمان می رود  که کوچکترین اطلاعی از فوتبال و حرفه گری و اصولا خصوصی سازی ندارند. رئیس فدراسیون فوتبال می خواهد از هدایتی دلجوئی کند.از کسی که درد فوتبال ما  در این سالها بوده و با تورم زا کردن بازار فوتبال به ستارگانی پولهائی داده که هیچ نشدند و هر دم مربی و مدیر در تیمش عوض می کند و تازه چه دلجوئی باید از او کرد؟ تیمی که تمارض می کند و ضد فوتبال دارد چه دلجوئی دارد؟

کفاشیان نگاهی به افکاری چون ونگر و گواردیولا دارد و یا این که هر کسی پول دارد تبدیل به دلسوز و مهربان می شود؟ می پرسیم مگر در این فوتبال مدیران ابومسلم و شیرین فرازدل رنجیده نبودند و به زندان بخاطر فوتبال نرفتند پس آن موقع چرا رئیس فدراسیون فوتبالی نبود؟دلجوئی رئیس نبود؟ازسوی دیگر جناب علیپوررئیس کمیته اخلاق حرفه ای صحبت می کند.

اولین سوال این است که ایشان بر اساس کدام اخلاق حرفه ای بدون داشتن هیچ گونه  سابقه در فوتبال پست  فوتبالی قبول می کنند و اظهار نظر در موردش دارند؟ مثلا به علی دائی می گویدفوتبال آدم بزرگ می خواهد و برخی در فوتبال ما به بزرگی رسیده اند بدون آن که به بلوغ فکری برسند!!

یکی نیست به این آقا بگوید که علی دائی در کمیته جوانان فیفا است و صد در صد آنها می دانند که چه کسی حرفه ای و بزرگ هست وگرنه در یک کمیته فرعی کنفدراسیون فوتبال ُآسیا بجای نماینده نپالی رئیس همین جناب علیپور را انتخاب می کردند!! از سوی دیگر ایشان می گویند در یک بازی فوتبال بخاطر این که گلی که تیمی زده بود جوانمردانه نبود آن تیم جوانمردانه گل خورد باید به جناب علیپور بگوئیم که این گونه گل خوردن را جوانمردانه نمی گویند  و باز هم می گوئیم مگر استیل آذین در فصل گذشته بخاطر حرکت جوانمردانه متوسل زاده در لیگ نماند پس چرا آن موقع جوانمردانه بازی نکرد به خودش گل نزد ؟ ( البته اگر این کار را جوانمردی گذاشت )

از جناب رئیس کمیته اخلاق حرفه ای می خواهیم به ذهن پر خاطره خود مراجعه کنند و بگویند تا به حال مسابقه ای در فوتبال دیده اند که در هنگام شادی گل به تیمی حمله فیزیکی کنند؟

بگذریم در آخر این گفتار باید بگوئیم مدیری که فوتبال ما ندارد  و می خواهد امثال هدایتی ها نیستند که از صدقه فوتبال صاحب شهرت و اعتبار شده اند و تازه  به سر فوتبال منت می گذارند بلکه مردانی هستندچون دکتر اکرامی که رئیس باشگاه شاهین بود و به دنبال آدم ساختن بود که دهداری و برومند و امیر آصفی و شیرزادگان و آَشتیانی و بهزادی و ... ساخت نه چون تازه به دوران رسیده هائی که دست پرورده هائی چون سوشا مکانی  و آن شبه برزیلی بدهند.

در آخر گفته ای ازکارلوس رکساچ  رئیس اسطوره ای  بارسلونا نقل می کنیم که گفت " ما می خواهیم کسانی از لاماسیا ( مدرسه فوتبال بارسلونا ) بیرون آیند که چون آدم ساخته شده باشند " و این گونه است که رکساچ و اکرامی وونگر و گواردیولا، جاودانه و عده ای چسبیده به این فوتبال نام می گیرند افسوس

تاریخ: 1390/1/28
موضوع: فوتبال
اشتراک گذاری:          
لینک کوتاه:

نظرات
نام:
ایمیل:
وب سایت:
متن:
کد امنیتی:کد امنیتی
تکرار کد امنیتی: