تصفیه حساب شخصی ممنوع ! / آقایان کدام گاف بزرگ؟! / چرا این آقایان نویسنده از گاف های بزرگ قطبی حمایت هم می کردند؟!
تورج عاطف / خبرگزاری پارس فوتبال
حکایت شهر فرنگ فوتبال ما روز به روز زیاد می شود و گوئی هر حرف و حدیثی که در این فوتبال بوجود می آید دامنه اظهار نظرها زیاد می شود .حقیقتا قصد داشتم فقط از علی دائی بنویسم و حکایت آن که چگونه یک بازی چون استیل آذین و پرسپولیس تبدیل می شود و به مکانی برای تصفیه حسابهای شخصی و از مهدوی کیا که خود نمی داند اف سی هالیوود مفهوم توهین ندارد این قصه ادامه پیدا می کند تا کار به جائی می رسد که هر قلمی که دردش جای دیگر است به علی دائی لقب گاف می دهد در حالیکه در روزگار حضور رفیق گرمابه و گلستانشان بر مسند تیم ملی همین حرفها زده می شد و بارها از قطبی القاب مختلف نسبت به مربیان و مردم شنیدیم اما هیچ گاه از طرف این آقایان عنوان گاف بر خود نمی گرفت گفته نمی شد .
هنوز اندر حکایات این قصه ها بودیم که از کفاشیان هم صحبتهایی شنیدیم . حالا می خواهیم دردلی از فوتبال کنیم که از کفاشیان شروع می شود و جوابی هم برای مدعیان گاف دائی می تواند داشته باشد...
علی کفاشیان رئیس فدراسیون فوتبال را چگونه می شناسیم ؟ بسیاری معتقدند او مرد خنده و شوخی و توجیه بی معنی هست و به طرز بسیار ماهرانه ای توانسته است که پست ریاست فدراسیون فوتبال را به فدراسیون یویو تبدیل کند که در دست روسای ساختمان تربیت بدنی در سئول است اما روز گذشته از او سیمای یک مرد خشن هم به نمایش در آمد ایشان در دستور العملی اعلام کرد که هیچکدام از روسای کمیته های فدراسیون فوتبال حق مصاحبه ندارند . باید بگوئیم که بر خلاف بسیاری از دستور العملهای کفاشیان این دستور او را نه تنها بد نمی دانیم بلکه خواستار تعمیم آن هم هستیم !! تعجب کردید ؟ شاید با خواندن دلایل نگارنده که در بندهای دیگر عنوان می کنم شما هم با موافقت برسید ...
دلیل اول : فرض کنید که مصاحبه هم آزاد بود، آیا مسئولین حاضر در فدراسیون فوتبال و یا سازمان تربیت بدنی حاضر بودند که پاسخگوی مشکلات باشند ؟ همین آقای کفاشیان که به همت به اصطلاح کارشناسان برخی از رسانه های داخلی و خارجی از ما بهتران به عنوان رئیس موفق شناخته شده است آیا تا به حال یک مصاحبه موفق بجز آن مصاحبه پس از برکناری علی دائی از تیم ملی که گفته بود من در فدراسیون کاره ای نیستم کرده است ؟آیا او هیچگاه دلیلی در مصاحبه ها ی بی شمار خود در مقابل این همه کاستی ها عنوان کرده است ؟ پس چه اصراری دارید در این عصر که در سرتاسر دنیا برای وقت و انرژی بهایی بیش از طلا قائلند ،او و دیگر دوستان را وادار به مصاحبه ای کنیم که جز فرافکنی و مضحکه کردن شعور مردم فایده ای ندارد؟
دلیل دوم : فرض کنید که معجزه ای رخ دهد و سونامی در اذهان این آقایان رخ دهد فکر می کنید محدوده دانش این آقایان در ارائه پاسخهای صحیح چقدر است ؟ وقتی امثال کفاشیان این دانش از فوتبال دارد که حتی سر مربی تیم لیور پول را که یک بچه 8 ساله هم می دانست نمی شناسد ، وقتی مهدی تاج بدون هیچ گونه سابقه ای رئیس کمیته داوری می شود و به طور حتم تا به حال نه تنها یک بار هم سوت داوری نزده که اصلا از اولین شرط داوری یعنی انصاف هم به دور است ، وقتی ترابیان را بدون هیچ بررسی سرپرست تیم ملی می شود در حالیکه همه دنیا می دانند کسی که به بازیکن تیم ملی توهین می کند سرپرست تیم ملی نمی کنند و...آنگاه پاسخهای این آقایان چه ارزشی دارد ؟
دلیل سوم: اعلام کردیم که چه خوب است که این مسئله تعمیم پیدا کند و مثلا در باشگاهها هم مصاحبه ممنوع شود چه در آن صورت مدیر عامل آبی ها را نداریم که بگوید دلیل باخت بازیکنان استقلال در لیگ قهرمانان آسیا این است که بازیکنانش تا به حل نمی دانستند که فوتبال 90 دقیقه است و همیشه برای 85 دقیقه فوتبال بازی می کردند و یا یکی پیدا شود به علی دائی بگوید که بهتر است که به دیگران نگوید که از فوتبال درکی ندارند زیرا درک ما از فوتبال امروز می گوید که با بازیکنانی چون این یارانی که او دارد در لیگ آسیا که هیچ در حتی لیگ دسته اول هم نمی توان به موفقیت رسید. باید به او بگویند در فوتبالی که بازی منصفانه و یا جوانمردانه را تنها در انداختن یک اوت می دانند و از خود نمی پرسند چرا وقتی مثلا مربیان محبوب این آقایان نویسنده (قطبی) به مردم می گفت مخالفان من هیچ چیز از فوتبال نمی دانند کسی سخن از گاف بزرگ نمی کرد و تازه حرفهای او را توجیه و حسن تعبیر نیز می نمودند ؟
باید به علی دائی بگوئیم او چیزی از فوتبال نمی داند که فکر می کند بازیکن باید شخصیت و غیرت داشته باشد زیرا اگر این را می دانست دیگر امثالی چون آن مدافعان سابق ذوب آهن و سایپا پیدا نمی شدند که صبح با دائی قرار داد خود را تمام شده بدانند و بعد عصر با اف سی استیل هالیوود پولدار قرار داد ببندند و بعد یک فصل یویو جناب مدیر عامل شده و با ساز او برقصند و یا اگر این بازیکنان شان خود را رعایت می کردند چون آن مهاجم سابق آبی های تهران نبودند که از یک سو تیم استقلال را در آغاز فصل تنها بگذارند و بعد صحبت از عشق خود به آبی ها کنند و یا آن یکی جادوگر این فوتبال ما نباشند که با تیم پر پول امروز خود به پرسپولیس گل بزنند و بعد شادی خود را با در آوردن پیراهن خود و نشان دادن پیراهن قرمز پرسپولیس که زیر لباس خود دارند نشان دهند.
آقای دائی خبر ندارد که درک بالا از فوتبال این است که بی دلیل مسئولیت بزرگ را در این آشفته بازار نباید قبول کند که اگر قبول کند بر سر خودش و تیمش این بلا را می آورد و...
و این حکایتها همچنان ادامه دارد...
















