برای استفاده از همه امکانات سایت باید جاوا اسکریپت مرورگر خود را فعال کنید.

گفت‌وگوی تفصیلی فارس با هافبک استقلال/-1 مبعلی: عملکرد من و اولادی در الشباب پای ایرانی‌ها را به امارات باز کرد

خبرگزاری فارس: هافبک تیم فوتبال استقلال گفت: به دلیل عملکرد خیلی خوبی که من و اولادی در الشباب داشتیم پای خیلی از بازیکنان ایرانی به لیگ امارات باز شد.


به گزارش خبرگزاری فارس، ایمان مبعلی در ابتدای این فصل از تیم فوتبال الشباب جدا شد و به استقلال آمد. وی در فصل جاری روزهای پر فراز و نشیبی را همراه با آبی‌های پایتخت تجربه کرده است.
هافبک تکنیکی با حضور در خبرگزاری فارس از شروع فوتبالی اش که از شش ماهگی بود تا سال 90 ناگفته های را بیان کرد که در زیر آن را می‌خوانیم:

* گذشته‌ام را فراموش نمی‌کنم
زندگی من، شغل و منبع درآمد، خانواده‌ام و همه اینها خاص بودند و همیشه در ذهنم این فکر را داشته‌ام که زندگی‌نامه‌ام را کتاب کنم ولی باید بگویم با گذشته‌ام زندگی می‌کنم و هرگز آن روزها را فراموش نخواهم کرد.

* عکس شش ماهگی‌ام را هنوز دارم
ما از یک خانواده معمولی بودیم. خودم چهار خواهر و سه برادر دارم و در یک خانواده 10 نفره بزرگ شدیم. افتخار می‌کنم که پدر و مادری داشتم که دست آنها جلوی کسی دراز نبود. از زمانی که یادم می‌آید عاشق فوتبال و فوتبالیست شدن بودم. هنوز عکس شش ماهگی خود را دارم که توپ کنارم است. آن صحنه در ذهنم عبور می‌کند. روزی خانه پدربزرگم بودم و آن توپ را مادربزرگم به من هدیه داد.

* با توپ بسکتبال روپایی می‌زدم
ما در ایذه و در خیابان شهید علیپور محله جنب استادیوم زندگی می‌کردیم. خانه ما نزدیک به ورزشگاه بود و کلا شهر ما یک زمین هم بیشتر نداشت. همیشه وقتی‌ بزرگ‌ها در زمین چمن فوتبال بازی می‌کردند ما پشت دروازه بودیم و وقتی توپ 40 تیکه سمت ما می‌آمد با سرعت آن را برمی‌داشتم و شوت می‌زدم. توپ تا وسط زمین هم می‌رفت. در آن زمان روپایی خوب می‌زدم و اگر فوتبالی بود بین دو نیمه آن را انجام می‌دادم. برادرم بستکبال بازی می‌کرد و توپ بستکبال وی استاندارد نبود. وقتی حیاط را می‌شستیم به آن توپ آب می‌خورد و شدیداً سنگین می‌شد ولی با آن توپ روپایی می‌زدم و تمرین می‌کردم.

* کلید برق را نشانه می‌گرفتم
همیشه آرزو داشتم تا کسی به من نگوید در حیاط بازی نکن. به داخل خانه می‌رفتم و یک کلید برق را نشانه می‌گرفتم. از دور تمرین می‌کردم تا به آن کلید ضربه بزنم و از این طریق لامپ را روشن می‌کردم. آن کلید هدف من بود و خیلی چیزها یاد گرفتم. نوع ضربه زدن و شعور فوتبال به بچگی برمی‌گردد. همه چیز را خودم یاد گرفتم و اگر کسی فوتبالیست است ذاتی اینگونه شده و شاید بعد از ورود به تمرینات حرفه‌ای چند درصد به داشته‌های او اضافه می‌شود. در ایذه شیشه، لامپ،‌ مهتابی و گلدان زیاد شکستم. یادم می‌آید وقتی یکی از شیشه‌ها را شکستم برادرم رفت یک تلق همرنگ شیشه خرید و آن را به جای شیشه گذاشت. آن تلق هنوز در آنجا هست.

* خیلی‌ها می‌گفتند به خاطر قدم به جایی نمی‌رسم
چون قدم کوتاه بود پیراهن آستین‌کوتاه بزرگسالان اندازه من نمی‌شد. من در سال دوم راهنمایی در تیم بزرگسالان خوزستان بازی می‌کردم البته تربیت بدنی استان مخالف این قضیه بود، اما سرپرست تیم پرسپولیس ایذه این اجازه را داد که من بازی کنم. خیلی‌ها می‌گفتند تو به جایی نمی‌رسی. شاید باورتان نشود در حمام قد خود را اندازه می‌گرفتم. دستم را به دوش آب می‌رساندم تا ببینم قدم چقدر تغییر می‌کند. مدام استرس داشتم که نتوانم پیشرفت کنم اما حالا که فکر می‌کنم می‌بینم که به آن چیزهایی که می‌خواستم رسیدم.

* برنج‌کاری می‌کردم و از دستانم خار بیرون می‌آمد
معمولا در دوران نوجوانی چند کار را با هم انجام می‌دادم تا کمک مالی شود شاید در ماه 10-12 روز برنج‌کاری می‌کردم و وقتی به خانه می‌آمدم شب‌ها خواهرم خارها را از دستم بیرون می‌آورد. زمین‌های جنوب مثل شمال نیست. اکثر شب‌ها نمی‌خوابیدیم و خیلی زحمت می‌کشیدیم.

* با یک گل چیپ به جوانان استقلال اهواز رفتم
قبل از فولاد برای تست دادن به تیم جوانان استقلال اهواز آمدم. آن زمان در مدارس نونهالان خوزستان یک روز در نیمی از زمین تیم بزرگسالان استقلال تمرین کرد و در نیمی دیگر تیم جوانان. اواخر تمرین دو تیم با هم بازی می‌کردند و من در ارنج اصلی تیم جوانان بودم. یادم نمی‌رود برای تماشای تمرینات استقلال اهواز 2 هزار نفر به استادیوم تختی می‌آمدند. آن زمان ابراهیم تهامی، سیروس نعمتی‌نژاد، رحیم حلفی و خیلی‌های دیگر در استقلال اهواز بودند در همان بازی یک گل چیپ زدم که تمام تماشاگران مرا تشویق کردند. در همان زمان به بازیکن فیکس جوانان استقلال اهواز تبدیل شدم.

* با کل تیم از استقلال به فولاد رفتم
آن زمان مشکلات مالی و مدیریتی در استقلال اهواز زیاد شد. این مسئله باعث شد که تمامی اعضای تیم به یک باره به فولاد برویم. حتی تدارکات تیم هم آمد. البته من دیرتر رفتم، ولی با توجه به شرایط استقلال به فولاد رفتم و نمی‌خواستم که این کار را انجام دهم. شرایط تیم فولاد از لحاظ مالی و مدیریتی خوب بود. سپس به تیم ملی جوانان دعوت شدم و در سال 76 به بزرگان فولاد خوزستان پیوستم. در یک بازی وینگو بگوویچ 15دقیقه مقابل فجر سپاسی به من بازی داد و در بازی دوم مقابل پاس در تهران عالی بازی کردم و به فیکس فولاد تبدیل شدم. زمانی که به فولاد رفتم هنوز علوی و کاملی مفرد نیامده بودند. در آن زمان بهنام سراج، یحیی گل‌محمدی و سعداوی در فولاد حضور داشتند.

* هر چه به خانواده‌ام کمک کنم حقشان است
چون انسان احساسی هستم در اهواز خانه خواهرم زندگی می‌کردم. نمی‌توانستم در خانه فامیل بمانم. خواهرم خیلی به من کمک کرد و بعدها همگی به اتفاق خانواده به اهواز رفتیم. ما هر جا هستیم با هم هستیم. خانواده‌ام خیلی دست مرا گرفتند. بعضی‌ وقت‌ها همه به من می‌گویند چرا اینقدر به برادرت می‌رسی و من هم می‌گویم به این خاطر که آن زمان که هیچ کس نبود دستم را بگیرد و من را کسی نمی‌شناخت، خانواده‌ام کنارم بودند هر چه به آنها کمک کنم حق‌شان است.

* سقف قرارداد به فوتبال ما کمک نمی‌کند
فوتبالیست جماعت با آدم معمولی فرق دارد. او سختی‌های زیادی می‌کشد و پولی که می‌گیرد حلال است. این روزها بحث سقف قرارداد در فوتبال ما مطرح شده و فکر نمی‌کنم این مسئله به فوتبال ما کمک کند. ستاره‌ها همه از لیگ ایران می‌روند و در همین لیگ امسال دیدیم که برخی تیم‌ها از قانون سقف قرارداد پیروی کردند و جایگاه‌شان مناسب نیست. راه‌هایی است که برخی از باشگاه‌ها که قدرت لازم را دارند پول‌های بیشتری هزینه کنند و فوتبال‌مان را در سطحی بالاتر نگه دارد.

* اگر قانون دستور بدهد باید اجرا کنیم
اینکه می‌گویند بازیکنان باید 150 میلیون تومان بگیرند هنوز برای ما قطعی نشده است. اما اگر قانون باشد، ما باید آن را اجرا کنیم ما فوتبالیستی هستیم که در ایران کار و زندگی می‌کنیم.

* خطا روی دایی یک فصلم را تحت الشعاع قرار داد
سالی که با فولاد قهرمان شدم همه چیز فوق‌العاده بود. پیشنهادات زیادی از امارات به من شد، اما آقای رضائیان مخالف بود چون قرارداد داشتم و ایشان نمی‌خواستند به راحتی من را از دست بدهند. به همین خاطر معتقد بودم باید به اروپا بروم. در فصل بعد بزرگ‌ترین مشکل ما نداشتن زمین بود که مجبور بودیم در آبادان بازی کنیم. شاید اگر مشکلات جمع نمی‌شد من به امارات نمی‌رفتم. آن زمان خطایی را که روی پای علی دایی انجام دادم تمام فصل را تحت‌الشعاع قرار داد و خیلی فکرم را مشغول کرد. روی پیشنهاد الشباب خیلی فکر کردم و همه چیز سبک و سنگین شد و پس از مشورت این تصمیم را گرفتم.

* با اولادی طوری بازی کردیم که در کل امارات پیچید
الشباب یک تیم معمولی بود که همیشه در وسط جدول قرار داشت. سالی که به امارات رفتم الوحده را در زمین خودشان بردیم . یکی دو ماه بعد مهرداد اولادی را آوردند که ما با هم فوق‌العاده کار کردیم. به شکلی بازی کردیم که در امارات شاید یکی از دلایلی که بازیکنان ایرانی خیلی زود پایشان به امارات باز شد، عملکرد من و مهرداد بود. البته پیش از من مجیدی و کریمی بازی کرده بودند و شرایط خیلی فرق داشت. در آن زمان قراردادم یک ساله بود.

* چون به تیم ملی دعوت نمی‌شدم با پرسپولیس مذاکره کردم
فصل که تمام شد قرارداد دوساله را مقابل من گذاشتند. نمی خواستم قرارداد را امضا کنم و فقط به فکر برگشتن به ایران بودم. برانکو من را به تیم ملی دعوت نمی‌کرد. درست تا روزی که روی پای دایی خطا کردم و حتی زمانی که رفتم به تیم ملی دعوت شدم، اما وقتی در امارات بهتر از ایران کار می‌کردم کسی من را نمی‌دید. حس رقابت داشتم و می‌خواستم به ایران بیایم. حتی در آن زمان به تهران آمدم و با محمد حسن انصاری‌فرد مدیر عامل پرسپولیس صحبت کردم. حتی به مدیران پرسپولیس پیشنهاد قرارداد 2 ساله مسئولان الشباب را نشان دادم اما فقط می‌خواستم به ایران بیایم و بروم جام جهانی. می‌خواستم نشان دهم ایمان مبعلی‌ام. وقتی با دوستانم مشورت کردم و گفتم می‌خواهم به پرسپولیس بیایم و الشباب چنین پیشنهادی داده همه به من خندیدند و گفتند در امارات بمان. حتی زمانی که رفتم دوست نداشتم بمانم اما رفته رفته عادت کردم.

* خیلی‌ها فکر می‌کنند پرسپولیسی‌ام،‌ اما اولین تیم من استقلال اهواز بود
شاید خیلی‌ها فکر می‌کنند من پرسپولیسی بودم. اولین باشگاه من در ایذه پرسپولیس بود. ولی اولین قرارداد حرفه‌ای را با استقلال اهواز بستم. شاید اگر آن زمان شرایط استقلال اهواز به هم نمی‌ریخت در این تیم می‌ماندم. آنهایی که تصور می‌کنند من پرسپولیسی بودیم شاید این ذهنیت به خاطر مذاکراتم با مدیریت سابق پرسپولیس بوده است که در ذهنشان چنین مسئله‌ای نقش بسته است. 6 سال در فولاد بودم و همه فولاد را تیم دوم پرسپولیس می‌دانستند، اما من حرفه‌ای هستم و هر جا که بهتر باشد کار می‌کنم.
ادامه دارد....

تاریخ: 1390/2/27
موضوع: فوتبال
اشتراک گذاری:          
لینک کوتاه:

نظرات
نام:
ایمیل:
وب سایت:
متن:
کد امنیتی:کد امنیتی
تکرار کد امنیتی: