برای استفاده از همه امکانات سایت باید جاوا اسکریپت مرورگر خود را فعال کنید.

مبعلی: هنوز هم نمی‌دانم چه کسی تصمیم گرفت تا از تیم ملی خط بخورم!

هافبک تیم فوتبال استقلال گفت: بعد از گذشت چند سال از جام جهانی 2006، هنوز هم نمی‌‌دانم چه کسی تصمیم گرفت من از تیم ملی ایران خط بخورم.

ایمان مبعلی در ادامه گفت‌وگوی تفصیلی خود مطالب تازه تری را عنوان کرد که آن را در زیر می‌خوانیم:

* حقم را از این فوتبال گرفته‌ام
شاید خیلی‌ها فکر کنند من حقم را نگرفتم، ولی اینگونه نیست. من حقم را از فوتبال گرفتم. هر چند شاید در تیم ملی زیاد بازی نکرده باشم. سالی که با فولاد قهرمان شدم بهترین بازیکن ایران بودم. بیشترین بازی را داشتم. 14 پاس گل دادم و 12 گل زدم و شرایط برایم فوق‌العاده بود.

* در بین 5 ستاره تیم ملی ضربه آزاد زدم
شاید به خاطر بودن بازیکنان بزرگ در تیم ملی نتوانستم زیاد بازی کنم. یک عکس دارم از جام ملت‌های 2002 ژاپن. در آن زمان برانکو سرمربی تیم ملی بود. وقتی پشت 17 قدم کاشته شد، دایی،‌ مهدوی‌کیا، نکونام،‌علی کریمی و من دور توپ بودیم که ضربه بزنیم، اما آن ضربه را من زدم و این برایم بزرگ‌ترین افتخار است. یک جوان 19 ساله در بین آن همه ستاره ضربه ایستگاهی می‌زند.

* شاید خیلی‌ها حقم را ندادند اما...
نمی‌دانم چرا به تیم ملی دعوت نمی‌شوم. اگر کسی در حق من بدی کرده باشد، من او را می‌بخشم. نمی‌دانم چه اتفاقاتی می‌افتاد ولی من مدعی اصلی حضور در جام جهانی بودم. مگر می‌شود در حساس‌ترین شرایط از تیم ملی خط بخورم؟! من 6 سال در تیم ملی بودم و به یک باره کنار رفتم. نمی‌دانم چه کسی تصمیم گرفت که مبعلی به جام جهانی نرود. اما من یک اعتقاد قلبی دارم. اگر در جایی حقت را بخورند و مانع پیشرفتت شوند، تو در جایی دیگر با عزت و سرافراز می‌شوی و خدا نیروهای دیگرش را در زمان دیگر به کمک تو می‌فرستد. شاید خیلی‌ها حق مرا ندادند، ولی من به شکل دیگری حقم را گرفتم به این خاطر می‌گویم حقم را از فوتبال گرفتم.

* زمان به عقب برگردد باز هم این اتفاقات می‌افتد
شاید اگر به تیم ملی دعوت می‌شدم به امارات نمی‌رفتم. می‌توانستم 4-5 سال در تیم‌های سطح اول کشور بازی کنم یا حتی در فولاد می‌ماندم، اما قسمت من این بود که شرایط زندگی‌ام تغییر کند. آنجا در حقم بدی شد اما من به امارات رفتم و قرارداد 2 ساله میلیون دلاری بستم. 5 سال از لحاظ مالی به شرایط ایده‌آل رسیدم و اینها را از تقدیر می‌دانم. مطمئن باشید باز هم اگر به عقب برگردیم باز هم این اتفاقات تکرار می‌شود و باز هم من این تصمیم را خواهم گرفت.

* با دعوت قلعه‌نویی از بی‌انگیزگی درآمدم
زمانی که قلعه نویی آمد مرا به تیم ملی دعوت کرد و پس از مدت‌ها بی‌انگیزگی انرژی مثبت گرفتم. در یکی دو سال اول همه‌اش به دنبال این بودم که از امارات برگردم، اما رفته رفته عادت کردم. اینکه چرا ایرانی‌ها به لیگ خودمان بازگشتند به خاطر افت ما نبود. آنها نظرشان نسبت به ما عوض شد و در سال قبل یکی دو مسائل انضباطی به وجود آمد. سپس شکست‌های اقتصادی به خاطر پول‌های پرداختی به ایرانی‌ها خوردند و مسئله دیگر این بودکه اماراتی‌ها در آسیا با ما هم‌گروه شده بودند. اینها مسائل بازگشت لژیونرهای ایرانی بود نه اینکه آنها ما را نخواستند.

* قصدم از آن حرف متلک به مربی‌ام نبود
همین چند وقت پیش مصاحبه کردم و یکی از روزنامه‌ها تیتر زد عادت ندارم با مربی ایرانی کار کنم. این حرف من خدای نکرده متلک به مربی‌ام نباشد. من واقعیت را گفتم. چون امسال اولین سالی است که در لیگ باشگاهی با مربی ایرانی کار می‌کنم. در تیم جوانان با آقای مناجاتی،‌در بزرگسالان با آقایان شاهرخی، قلعه‌نویی و قطبی ولی در رده باشگاهی با هیچ مربی ایرانی کار نکرده بودم.

* بارسا بهترین تیم دنیا است ولی من رئالی‌ام
بارسلونا بهترین تیم دنیا است، اما من رئالی هستم. از اینکه مورینیو شخصیت خاصی دارد. روانشناس است و با بازیکنانش رابطه گرمی دارد خوشم می‌آید. او گفته بازیکنش را با هیچ کس عوض نمی‌کند و از هیچ چیز به همه جا رسیده. مورینیو مربی عنوان‌ها است. وقتی به همه می‌گویم رئالی هستم تعجب می‌کنند. من می‌دانم بارسلونا بهترین تیم دنیا است. اصلا مگر می‌شود بارسا را قبول نداشت، اما همه اینها را بگویید و باز من می‌گویم رئالی‌ام.

* ما به جای سپاهان باید قهرمان می‌شدیم
استقلال این فصل نقاط ضعف زیادی داشت ولی با وجود اینکه همه می‌گویند که سپاهان باید قهرمان می‌شد را قبول ندارم. با احترام به اصفهانی‌ها می‌گویم شانس ما و آنها 50-50 بود اما آنها مثل ما در برخی مسابقات راحت امتیاز از دست ندادند. به خاطر اینکه تیمم را قبول دارم می‌گویم استقلال مستحق قهرمانی بود. ما امروز با سپاهان 4 امتیاز فاصله داریم و آنها قهرمان شدند. شاید اگر در 3-4 بازی که در تهران اشتباه داشتیم آن اتفاقات نمی‌افتاد قهرمان بودیم.

* با مظلومی حرف نزدم تا فکر منفی نکنند
اواسط فصل مصاحبه‌ای انجام دادم که از آن صحبت‌ها سوء برداشت شد. منظور من از اینکه مربیان حمایتم نکردند، این بود که اگر در دو بازی هم بد بازی می‌کردم می‌توانستند به من فرصت بیشتری بدهند و اعتماد کنند. البته من یک بازیکن حرفه‌ای هستم و همیشه به مربی حق می‌دهم. نمی‌دانستم مربیان هدفشان این است که از آن نیمکت نشینی به من آمادگی تزریق کنند. یک مقدار هم خودم توقعم از مربیان بالا رفته البته نگرانی‌هایی در دل داشتم که تا جام ملت‌های آسیا و قبل از گل به عراق ادامه داشت، اما حمایت مربیان پس از آن بازی فوق‌العاده بود. البته در خصوص مشکلاتم هرگز با مظلومی حرف نزدم که خدای نکرده برخی‌ها فکر منفی نکنند.

* خوزستانی‌ها در استقلال باند ندارند
از برخی دوستانم شنیده‌ام که به شوخی گفته‌اند شایعاتی پیرامون باند خوزستانی‌ها در استقلال شنیده می‌شود. پژمان منتظری دوست خوبم است. شریفات و میداودی به همین شکل و شاید همین حرف‌ها بود که در ابتدای فصل روی آقای مظلومی تاثیر هم داشت ولی خدا می‌داند ما اهل باند و باندبازی نیستیم. من ایران پرستم و شمال و جنوب برایم فرقی نمی‌کند و تمام بازیکنان دوستان صمیمی من خواهند بود.

* به هیچ بازیکن ایرانی در امارات 2 میلیارد نمی‌دهند
آن بازیکنی که همه می‌گویند در فوتبال امارات برای فصل آینده قرارداد 2 میلیاردی می‌بندند من نیستم و واقعا نمی‌دانم چه کسی است، اما این حرف‌ها را جدی نگیرید چون به هیچ بازیکن ایرانی در امارات 2 میلیارد نخواهند داد.

* منتظری در استقلالی شدنم نقشی نداشت
در ابتدای فصل که می‌خواستم به استقلال بیایم با صمیمی‌ترین دوستانم مشورت کردم البته پژمان راهنمایی‌های خوبی به من کرد اما خودم استقلال را انتخاب کردم و همیشه حرف آخر را خودم می‌زنم.

* پیشنهاد پرسپولیس رسمی نبود
در ابتدای فصل صحبت‌هایی انجام شد که این صحبت‌ها همیشگی است و این پیشنهادات که از سوی باشگاه پرسپولیس مطرح شده بود، به شکل رسمی نبود و من هم فکری به آن صحبت‌ها نکردم.

* میداودی 10 بار دیگر هم اول فصل باشد به استقلال می‌آید
نسبت به آقای امیدوار رضایی و محسن رضایی ارادت دارم. آنها کسانی هستند که ما به وجوشان افتخار می‌کنیم اما این مسئله هم باعث نشد ما به استقلال بیاییم. خودتان می‌دانید میلاد یک استقلالی دو آتیشه است و اگر 10 بار دیگر هم شرایط اول فصل رخ دهد او به استقلال می‌آید. البته من و میلاد می‌دانستیم که کسی مثل امیدوار رضایی در استقلال هست که او را می‌شناسیم و انتخاب‌مان راحت‌تر بود.

* شرایط استقلال از لحاظ فوتبالی بهتر از پرسپولیس است
در صحبت‌هایم اشاره کردم من به سطحی رسیدم که برای هر دو تیم استقلال و پرسپولیس ارزش قائلم. شاید عده‌ای بگویند اگر دایی در پرسپولیس نبود من به این تیم می‌رفتم ولی من شرایط فوتبالی و مالی استقلال را بهتر دیدم و به همین خاطر اشتباه بود که بخواهم تصمیم دیگری بگیرم.

* در استقلال رکورداد شدم
تا به امروز در استقلال رکورد زدم که شاید کسی این مسئله را نداند. رکورد من این است که یک هافبک وسط نفوذی تا امروز گلی برای این تیم نزده است. شاید این ناراحت کننده باشد اما خوشحالم که در اکثر بازی‌ها بازی کردم و شاید باورتان نشود در 4 مسابقه که تیم ما شکست خورد من در ترکیب نبودم.

* با اولادی بحثم شد، کاظمیان قهر کرد
ماجرای اختلاف من و کاظمیان جالب است. روزی من با مهرداد اولایی در اردوی اتریش قهر کردیم. جواد کاظمیان وساطت کرد که ما را آشتی بدهد و حرفی زد که باعث ناراحتی‌ام شد. باورتان نمی‌شود من آدمی هستم "که دست به قهرم خوب است " حتی اسم همدیگر را نمی‌آوردیم، ولی بعد از مدتی آشتی کردیم و الان هم با مهرداد و هم با جواد کاظمیان رابطه خوبی دارم.

* مظلومی مثل من اولین تجربه‌اش را سپری می‌کند
تعریف ایمان مبعلی از پرویز مظلومی این است که او مثل من اولین تجربه‌اش را سپری می‌کند و فشار زیادی را متحمل شده است. فکر می‌کنم استقلال تا به امروز خوب نتیجه گرفته و فراتر از حد تصور ظاهر شده است.

* سرزو بهترین مربی فوتبالم بود
با مربیان زیادی کار کردم و چیزهای زیادی آموخته‌ام اما سرزو در الشباب مربی‌ام بود که فوق‌العاده کار می‌کرد و با او توانستیم قهرمان امارات شویم. البته یک مربی خوب دیگر که در حال حاضر سرمربی الشباب است با من کار کرده و از او چیزهای زیادی یاد گرفتم.

* فکر می‌کنم حقم است که به تیم ملی دعوت شوم
از کی‌روش یک شناخت کلی دارم و می‌دانم که مربی بزرگی است. او به فوتبال و بازیکنان ایرانی کمک زیادی می‌کند. نمی‌دانم نظرش نسبت به من چیست اما فکر می‌کنم حقم است که به تیم ملی دعوت شوم هر چند بازی در تیم ملی سخت است و در این 12-13 سال همیشه شرایط سختی داشتم.

* به باشگاه استقلال که رفتم با مظلومی تصادف کردم
روز اولی که به باشگاه استقلال رفتم تا به آقای فتح‌الله زاده صحبت کنم ماشینم برخوردی کوچک با ماشین پرویز مظلومی داشت. خیلی برایم جالب بود البته من یک پورشه با مدل کایان توربو داشتم که باطری‌اش خالی شده بود و وقتی قصد داشتم سوار ماشین شوم روشن نمی‌شد. هیچ کس باور نمی‌کرد چنین ماشین مدل بالایی روشن نشود. چون ماشین یک مدت خوابیده بود و استارت نخورده بود روشن نمی‌شد.

* با جباری در خط هافبک راحتم
خیلی‌ها می‌گویند یا من باید بازی کنم یا جباری. یکی از بازی‌ها استقلال خوب نتیجه نگرفت ومن و جباری کنار هم بودیم. بعد از آن همه انتقاد کردند که چرا مظلومی از این دو نفر کنار هم استفاده می‌کنند. اکنون ما 8 بازی است که با یک هافبک دفاعی بازی می‌کنیم و می‌بینیم که چقدر خوب هستیم و همه راضی هستند. من مجبورم کمتر در 18 قدم حریف و بیشتر توپ بگیرم و به او برسانم. اما او بازیکن باهوشی است و ما در کنار هم راحت هستیم.

* کنار خانواده‌ام راحت هستم
بیشتر سرگرمی من حضور در کنار خانواده است و دوست دارم در کنار آرشا که فردا 2 سالش تمام می‌شود و آریو که 6 ماهش است، باشم. کلا فوتبالیست کم حاشیه‌ای هستم و سعی می‌کنم زندگی سالمی داشته باشم.

* اگر به کسی کمک کردی بدان خدا تو را دوست دارد
در مورد کمکم به فاطمه کوچولو صحبتی نمی‌کنم اما این را می‌دانم که کمک کردن به دیگران چه از لحاظ مالی و چه از لحاظ عاطفی بزرگترین نعمت است.اگر شرایطی پیش آمد که به کسی کمک کردی بدان که خدا تو رادوست دارد. خدا این را به هر کسی نمی‌دهد. مطمئن باشید در درازمدت به خاطر آن کمکی که انجام دادی خدا یکی از گره‌های زندگی‌ات را باز کرده و شاید تو اصلا خبر نداشتی.

* از کسانی که نمی‌دانند به من کمک کردند تشکر می‌کنم
رسم بر این است که بعداز مصاحبه از مربیان و کسانی که به تو کمک کرده‌اند تشکر کنیم اما من این را نمی‌گویم من از کسانی که ناخواسته به من کمک کردند و خودشان هم خبر ندارند،‌تشکر می‌کنم. شاید کسی روزی با نخواستن ایمان مبعلی او را به تقدیر اصلی خود رسانده است و خودش هم خبر ندارد. من از او تشکر می‌کنم و برایش آرزوی موفقیت دارم.
تاریخ: 1390/2/27
موضوع: فوتبال
اشتراک گذاری:          
لینک کوتاه:

نظرات
نام:
ایمیل:
وب سایت:
متن:
کد امنیتی:کد امنیتی
تکرار کد امنیتی: