برای استفاده از همه امکانات سایت باید جاوا اسکریپت مرورگر خود را فعال کنید.

نتیجه کارهای غیرکارشناسی همین است

وقتی عادل فردوسی‌پور پس از گذشت چندین ماه هنوز ماجرای نفت و جابه‌جایی این تیم از تهران به اراک را به نوعی و به نحوی به برنامه‌اش می‌آورد دلیل دارد؛ دلیل و مدرکش شاید حالا بهتر دیده شود وقتی می‌بینیم که پاس یعنی تیمی که قهرمان آسیا بود و همیشه یک پای ثابت قهرمانی در کشور به دسته دوم سقوط کرده بهتر می‌فهمیم که دلیل این همه ناراحتی و ادامه بحثی که چند ماه قبل به راه افتاده بود چیست؟

وقتی عادل فردوسی‌پور پس از گذشت چندین ماه هنوز ماجرای نفت و جابه‌جایی این تیم از تهران به اراک را به نوعی و به نحوی به برنامه‌اش می‌آورد دلیل دارد؛ دلیل و مدرکش شاید حالا بهتر دیده شود وقتی می‌بینیم که پاس یعنی تیمی که قهرمان آسیا بود و همیشه یک پای ثابت قهرمانی در کشور به دسته دوم سقوط کرده بهتر می‌فهمیم که دلیل این همه ناراحتی و ادامه بحثی که چند ماه قبل به راه افتاده بود چیست؟

پاس قهرمان آسیا بود و همیشه جزء 3 تیم اول جدول برای قهرمانی اما کندن ریشه‌اش از تهران و چسباندنش به جایی که به هیچ وجه با آنجا هماهنگی نداشت و ریشه‌ای نداشت همین شد که امروز شده است!

جابجایی پاس و پیکان و وصل کردن آنها را شاید باید شبیه به جابجایی درخت بدانیم. وقتی که درختی در جایی ریشه دارد و با آن آب و هوا مأنوس است آن را می‌کنیم و به جایی می‌بریم که هیچ سنخیتی از نظر آب و هوایی با آن ندارد و زمینش هم با زمین قبلی جور نیست نتیجه خشکیده شدن آن درخت است!

حالا پاس و پیکان سقوط کرده‌اند! جالب اینجاست که سایپا و راه‌آهن هم که درگیر همین قصه‌های جابه‌جایی بودند تا مرز سقوط رفتند!

در واقع باید گفت راه‌آهن و سایپا اینبار تنها به این دلیل ماندند که از پاس و پیکان به موطن و ریشه خود نزدیک‌تر بودند و نه هیچ چیز دیگر.

آن روزها که فریاد می‌زدیم که آقایان این کار کارشناسی نیست هیچکس گوش نکرد!

در واقع رونماها را رنگی کردند و آن را پخش کردند تا سر و شکل لیگ برای چند روزی خوش رنگ و لعاب‌تر شود غافل از اینکه این کار تنها چند روز نتیجه می‌دهد و بس!

به جای تقویت تیمهای بومی و کمک به آنها آمدیم تیمهایی را از ریشه کندیم و آنها را هبه کردیم اما نتیجه‌اش همین شد که شده است!

پیکان یکی از سازنده‌ترین تیمهای لیگ برتر ایران بوده است اما آنها هم رفتند تا فوتبال تهران هر روز ضعیف و ضعیف‌تر شود!

به راستی چه بدست آوردیم به جز سقوط فوتبال پایتخت و سقوط قهرمان آسیا و سقوط یکی از سازندگان لیگ؟

فوتبال یک تخصص است. اتفاقا تخصصی کاملا پیچیده هم هست و برای هر حرکتی به جهت پیشرفت باید درست عمل کرد و کار را کارشناسی کرد نه اینکه هر کسی برای استان خودش بخشی از این فوتبال را بکند و آن را با افتخار تقدیم آن استان کند!

تقریبا همه استانها برای خودشان تیمهایی دارند قدرتمند و ریشه‌دار! از سپیدرود رشت و نساجی مازندران که برای بازیهایش گهگاه بیش از 30 هزار نفر به ورزشگاهها می‌آیند بگیرید تا برسید به شیرین‌فراز کرمانشاه و ابومسلم خراسان و پیام مشهد و استقلال اهواز که در لیگ یک بیش از 10 هزار نفر را به ورزشگاهها می‌کشانند و صدها میلیون را پای تلویزیون‌ها در طول یک فصل می‌نشانند!

اما به اینها کمک نمی‌شود تا حاضری خوری باب شود و جالب اینجاست که هیچکدام از آن تیمها هم هرگز نتوانستند حتی یک دهم تیمهای بومی هم مردم را با خود همراه کنند!

جالب اینجاست که انگار نفت هم به اراک می‌رود و لابد باید سال بعد به لیگ دسته اول سقوط کند!

در عجبم از خودمان که آزموده را 100 بار می‌آزماییم و 100 بار نتیجه نمی‌گیریم و باز هم سعی داریم بگوییم کارمان از اولی که همه می‌گفتند خطاست، درست بوده است!

*سررشته‌داری
 

تاریخ: 1390/3/1
اشتراک گذاری:          
لینک کوتاه:

نظرات
نام:
ایمیل:
وب سایت:
متن:
کد امنیتی:کد امنیتی
تکرار کد امنیتی: