برای استفاده از همه امکانات سایت باید جاوا اسکریپت مرورگر خود را فعال کنید.

عابدینی: حجازی بزرگ بود، به بزرگی یک تاریخ

بغض آدمی مثل "امیر عابدینی" شکست. وقتی حرف از اسطوره‌ها می‌شود او با شکوه و عظمت خاصی از اسطوره‌ها صحبت می‌کند اما تأسف می‌خورد که چرا قدر بزرگ مردان و تاریخ‌سازان را نمی‌دانیم و به راحتی آنها را از دست می‌دهیم.

مدیرعامل باشگاه داماش ایرانیان در گفتگو با ایپنا، درمورد "ناصر حجازی"  حرفهایی زد که در ذیل می‌خوانید:
 
*اتفاق بزرگ هفته گذشته درگذشت ناصرحجازی بود. در این رابطه صحبت می‌کنید؟
 
- همه ما یک روز به دنیا می‌آییم و یک روز هم از دنیا می‌رویم. این طبیعت زندگی است و نمی‌شود آن را تغییر داد. چه زیباست که آدم در آمدن و رفتنش مؤثر و هدفمند زندگی کند. با مردم آشنا باشد و به آنها عشق بورزد. ناصر حجازی قلبی مانند دریا داشت و مردم را عاشقانه در قلبش جای داده بود و مردم پاسخگوی این عشق بودند. او با مردم زندگی کرد و به خاطر مردم زندگی کرد و همیشه دغدغه‌اش مردم بود. ناصر کمتر از غصه‌های خودش گفت و کمتر از دردهای خودش حرف زد. شهامت و شجاعت او برای کسانی که در مسیر ورزش گام برمی‌دارند باید الگو باشد. ناصر این اواخر مبارزه سختی با بیماری داشت اما تمام سعی و تلاشش این بود که اخم و دردش را برای مردم پنهان کند. اینها رفتار کسانی است که بزرگ هستند به بزرگی یک تاریخ.
 
*هنوز هم خیلی‌ها مرگ حجازی را باور نمی‌کنند یعنی حجازی هنوز زنده است؟
 
- آدم‌های بزرگ ممکن است از نظر فیزیکی بین ما نباشند اما نام و خاطره آنها بین مردم هست و سینه به سینه نقل می‌شود و اتفاقا به نیکی و بزرگی از آنها یاد می‌شود. ناصر همیشه در میان مردم ایران‌زمین زنده است. او با جوانان این مملکت زندگی می‌کند و جوانان با یاد او و او را برای بزرگ شدن و اسطوره شدن الگو قرار می‌دهند.  مردم ما قدرشناس هستند، قدرشناس هنرمندان، اسطوره‌ها، سلحشوران، شهدا، دانشمندان و ادبا هستند. این مردم بزرگان را فراموش نمی‌کنند چون بزرگان تاریخ این سرزمین را رقم زده‌اند و الگو هستند.
 
*حالا که حجازی از بین ما رفته، مسئولان دنبال این هستند تا خیابان یا ورزشگاهی به نام او کنند. به نظر شما تا وقتی حجازی زنده بود رفتار خوبی با او داشتند؟
 
- بی‌مهریها و عدم بروز عواطف متأسفانه گاهی اوقات چنان ما را پشیمان و نادم می‌کند که برای جبران آن زمان نداریم.  کسانی که با تنگ‌نظری و کوته‌فکری در جایگاه تصمیم‌گیری قرار می‌گیرند گاهی اوقات به آن نسل چنان ظلمی می‌کنند که فراموش شدنی نیست. این افراد گاهی اوقات حب و بغض هم ندارند اما چون تنگ‌نظر هستند تصمیماتی می‌گیرند که به یک نسل  ضربه می‌زنند، به یک تفکر ضربه می‌زنند.
 
*مثلا چه تصمیماتی؟
 
- آن روزی که تصمیم گرفتند بازیکنان بزرگ را در سن 28 سالگی از فوتبال ملی کنار بگذارند. اولین ضربه را به پیکر ناصر حجازی زدند چون با فیزیک خاصی که  او داشت تا 38 سالگی می‌توانست بازی کند اما 10 سال زودتر او را از عشقش جدا کردند. ناصر همیشه با این غم زندگی کرد. جایگاه حجازی در فوتبال ما بیش از آنکه اصالت سیستمی داشته باشد اصالت مردمی داشت. مردم همیشه او را دوست داشتند اما در شأن دانش ورزشی‌اش هیچوقت جایگاهی نگرفت. اینها غصه‌های زندگی یک انسان است و ناصر از این قصه‌های پرغصه زیاد در دل داشت. من نمی‌گویم ورزشگاه یا خیابانی را به نامش نکنند اتفاقا کار خوبی است شاید اگر اسم ابن‌سینا را تکراری سر در داروخانه‌ها نمی‌گذاشتیم بچه‌های ما با این شخصیت بزرگ آشنا نمی‌شدند چون ذات انسان اینگونه است که باید مدام به او متذکر شد تا نامی در خاطرش بماند. نام ناصر را هر روز باید گفت. او خیلی سالم بود. خیلی اصالت خانوادگی داشت و با تمام وجود به خانواده احترام می‌گذاشت و خانواده هم او را دوست داشتند. بزرگ شدن حجازی میان مردم، هیچ وقت او را از خانواده‌اش دور نکرد که یک الگوی خوب برای جوانان است.
 
*چرا قدر اسطوره‌هایی که داریم را نمی‌دانیم؟
 
- می‌دانیم.  اتفاقا قدر اسطوره‌هایی که داریم را می‌دانیم. چرا نمی‌دانیم؟ وقتی می‌گویید چرا قدر اسطوره‌ها را نمی‌دانیم یعنی همه جامعه اما مردم قدر اسطوره‌ها را می‌دانند. مشکل اینجاست که جایگاه تصمیم‌گیری را آدم‌های تنگ‌نظردر اختیار دارند. شما دیدید که در مراسم تشییع و ختم مردم چطور از ناصر حجازی قدردانی کردند و جمعیت زیادی آمدند و پیکر نازنین او را  تشییع کردند و یک استادیوم جلوی او و به احترام او بلند شدند. ما به عنوان مسئولان قدر اسطوره‌ها را نمی‌دانیم چون سلایق خودمان را اعمال می‌کنیم و طوری با یک اسطوره برخورد می‌کنیم که حقش نیست اما مردم نشان دادند که چه احترامی برای حجازی قائل هستند.
 
*و چه خداحافظی باشکوهی شد برای کسی که بازی خداحافظی ملی و باشگاهی برایش نگرفته بودند، مردم یک خداحافظی بزرگ و باشکوه ترتیب دادند.
 
- ناصر هیچ وقت نمی‌خواست از فوتبال خداحافظی کند. او فوتبال را جزئی از زندگی‌اش می‌دانست. بارها پیشنهاد بازی خداحافظی به او شد اما قبول نکرد. معنی و مفهوم بازی خداحافظی یعنی خانه‌نشین شدن اما ناصر خانه‌نشینی را دوست نداشت و این اواخر حتی به اروپا رفت و مدیر فنی شد چون خانه‌نشینی برایش مفهومی نداشت و بلد نبود.
 
*برای اسطوره‌هایی که مانده‌اند چه کار کنیم؟
 
- فقط دلشان را نشکنیم.
 
*می‌شود چنین کاری کرد و دل آنها را نشکست؟
 
- نه نمی‌شود. عادت کرده‌ایم به دل شکستن اسطوره‌ها، متأسفانه عادت کرده‌ایم،‌ عادت کرده‌ایم، عادت کرده‌ایم.
 

تاریخ: 1390/3/6
کلمات کلیدی: ، ،
اشتراک گذاری:          
لینک کوتاه:

نظرات
نام:
ایمیل:
وب سایت:
متن:
کد امنیتی:کد امنیتی
تکرار کد امنیتی: