سالروز تولد حجازی را روز "فوتبال پاک" بنامیم!
خلیل صالحی در گفت و گو با ایسنا ادامه داد: در دورانی که فوتبال بازی می کردم مقابل حجازی قرار گرفته و بزرگی او را درون دروازه دیدم. من عضو ذوب آهن بودم و روزی مقابل آنها در امجدیه بازی داشتیم. شوتی سرکش را سمت دروازه زدم و آنقدر به آن مطمئن بودم که دست هایم را بالا بردم تا به خاطر گل شدنش خوشحالی کنم. ناصرخان شیرجه زد و بعد که دید به توپ نمی رسد روی هوا یک تکان دیگری به خودش داد و توپ را دفع کرد که به محل تلاقی دیرک عمودی و افقی دروازه خورد و به کرنر رفت. کیهان ورزشی در مورد آن صحنه نوشته بود«شلیک صالحی دیدنی بود، شیرجه حجازی معجزه» اینکه یک گلر در حالتی که روی هواست و به جایی تکیه ندارد بتواند رفلکسش را با حرکتی مکمل، تشدید کند باور کردنی نیست اما او این کار ار کرد. چنان حرکتی را فقط یک ماهی در آب می توانست انجام دهد. به نظر من که مقابل این دروازه بان بازی کرده ام، توان فنی وی از گلری مثل الدعایه بالاتر بود و تنها لابی اعراب باعث شد تا حجازی گلر دوم قرن در آسیا لقب بگیرد. ناصرخان از آن دست دروازه بانان با شعوری بود که کمتر نیاز به شیرجه زدن داشت وبازیخوانی اش سبب می شد تا در مسیر توپ قرار بگیرد. بازی با پایش هم عالی بود.
وی افزود: من با پرویز دهداری زندگی کرده ام و اگر بر اساس منش های اخلاقی اش که البته در دوران حیاتش دیده نشد و سهمش گلوله برف ها بود، لقب معلم اخلاق را گرفت باید ناصر حجازی را هم تندیس صداقت نامید. امروزه در فوتبالمان آدم های زیادی داریم که یک شبه رنگ عوض می کنند، امروز با یکی دست یا علی می دهد وفردا با دیگری ، اما یکی مانند ناصرخان که هیچ وقت زبانم نمی چرخد واژه «مرحوم» را پیش از نامش بیاورم وقتی با بی مهری مواجه شد راهش را کشید و رفت تا در بنگلادش ثابت کند که بی جهت در دل مردم جا نگرفته است.او اگر مجیز گو بود لا اقل یک بار می توانست روی نیمکت تیم ملی بنشیند.
جوانترین سرمربی تاریخ لیگ ایران تصریح کرد: حجازی ها تا زمانی که زنده اند باید روی دوشمان قرار بگیرند نه اینکه بعد از کوچ ابدی شان تابوتشان را بر دوش بگذاریم و در دوران زندگی برای به زیر کشیدنشان از هیچ تلاشی فروگذار نباشیم. بابت تمام سال هایی که او را خانه نشین کردیم فوتبال ما ضرر کرد.هنگامی که در بیمارستان بستری شد مسابقه گذاشتیم تا بر پیشانی و صورتش بوسه بزنیم و عکس بگیریم. ما به این ظاهر سازی ها عادت کرده ایم اما اگر حجازی محبوب شد به خاطر باطن صادقش بود که هیچگاه زیر بار حرف زور نرفت و در کمال صداقت زیست.
کاپیتان و مربی سابق تیم سپه آبادان افزود: حجازی به دنبال یک فوتبال پاک بود و متاسفانه این متاع ارزشمند را کسی خریدار نبود. فوتبالی که خودمان می دانیم در پشت پرده اش چه می گذرد اما کودکی پیدا نمی شود تا لخت بودن پادشاه را فریاد بزند. حجازی شاید همان کودک صادق بود که هرگاه هم دم برآورد مورد بازخواست قرار گرفت.امروز حجازی نیست و خیلی ها می خواهند از نردبان نام بزرگش بالا بروند و به نفع خود بهره برداری کنند.روزهایی که او زنده بود این ها کجا بودند.خواجه شیراز می فرمایند«امروز که در دست توام مرحمتی کن، فردا که شوم خاک چه سود اشک ندامت؟»حالا یادمان آمده ورزشگاه به نامش کنیم؟ باشگاه استقلال فصل قبل آتیلا را در حد آنالیزور می دانست و حالا وعده حضورش در کادر فنی را می دهد.نمی شد سال قبل هم به او میدان داد تا دل ناصرخان هم شاد شود؟ حتما او باید از دنیا می رفت تا پسرش مربی شود؟ این هم مثل همان حکم مشاور فنی است که به محض بیماری حجازی در بیمارستان و روی تخت به نامش زدند یا مسئوولی با اطلاع از اوضاع نابسامان جسمانی او وعده می داد بیا رییس هیئت مدیره استقلال شو. ما اسطوره هایمان را زیر خاک دوست داریم و برایشان حکم می زنیم اما این احکام کاربردی ندارد، به قول شهریار«بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا؟». باید دهداری ها وحجازی ها را بعداز مرگشان محترم بشماریم؟
فوتبالیست اسبق باشگاه ذوب آهن اصفهان خطاب به همه اهالی فوتبال وبه خصوص مسئولین فدراسیون وباشگاهها گفت:در این فوتبال خیلی ها آمده و رفته اند اما فقط یک نفر ناصر حجازی می شود. چرا؟همه دیدیم که مردم در برنامه 90 راز محبوبیت او را نه در دوران بازیگری و نه دردوران مربیگری اش دانستند، بلکه پای دیوار صداقت و راستی و پاکی اش کلاه از سر برداشتند. او دروغ گفتن بلد نبود. بیایید برای این که این منش حجازی ماندگار باشد 28 آذر سالروز تولد او را روز فوتبال پاک نامگذاری کنیم. این به منزله ناپاکی فوتبال در سایر روزها نیست. نه؛ یادمانی است برای بزرگداشت یک ایده و روش رفتاری. کما اینکه همه روزها خواستار هوای پاک هستیم اما یک روز را به آن نام می نامیم. کتاب و کتابخوانی در تمام روزها اهمیت دارد اما یک روز خاص را به آن اختصاص می دهیم. این هم همان حکم را دارد.همان یک روز را سعی کنیم دروغ نگوییم. نیازی به بررسی نیست. کافی است خودمان به رفتارهایمان نگاهی حسابگرانه بیاندازیم تا ببینیم روزانه در این فوتبال چند درصد از گفتارمان بوی راستی و چه حجمی از آن طعم دروغ می دهد.
مدیر فنی سابق تیم فوتبال برق شیرازدر پایان خاطر نشان کرد:امروز فوتبالیست هایی را می بینیم که با کسب درآمد دست به تغییر چهره ظاهری می زنند و به دنبال مسائلی می روند که گفتنش صحیح نیست. منشور اخلاقی را خلق می کنیم تا از اینگونه رفتارها جلوگیری کنیم.من معتقدم روی جلد کتابچه منشور اخلاقی باید عکس حجازی رابه عنوان یک الگو نصب کرد. او نماد پاکی است.تمام بندها و قواعد را به صورت عینی در وجودش داشت .همه این فوتبالیست ها با همان لباس های آنچنانی و تیپ و قیافه هایی که با صدمن ژل می سازند به پای تیپ و قیافه حجازی حتی در دوران بیماری هم نمی رسند اما آیا کسی دید او حتی یک بار پا را از دایره اخلاق بیرون بگذارد؟اگر می گویم عکس ناصرخان را روی جلد آن کتابچه نصب کنید به این خاطر است. الگویی بالاتر از این؟اگر امروز مثلا" فلان مسئوول در فدراسیون به فلان بازیکن مطرح بگوید دنبال این مسائل نرو نمی پذیرد ودر دلش می گوید چون خودش در جوانی شرایطش را نداشت حسودی اش می شود اما آیا به حجازی هم می شود این را گفت؟ ما الگوهایمان را پاس نمی داریم.
















