برنامه 90 پاسبان فوتبال است !
فوتبال بوشهر را انگار باید با روحانیون فوتبال شناسش شناخت. اگر آیت الله صفایی بوشهری امام جمعه این شهر میزان آگاهی اش از مسائل روز فوتبال در حد بالایی است تا جایی که یکی مثل حشمت مهاجرانی را هم به تعجب وامی دارد، یکی دیگر از روحانیون این استان هم کار را تاجایی جدی گرفته که وقتی با او وارد مباحث فنی فوتبال شدیم، ماژیک را برداشت وپای وایت برد تاکتیک های مربوط به فینال جام قهرمانان اروپا را برایمان آنالیز کرد! افسوس که عکاس همراهمان نبود تا رقیب جدی مرتضی محصص و جلال چراغپور و امثالهم را به صورت مصور معرفی کنیم!
به گزارش ایسنا ، منطقه فارس، سیدمحمد مهدی پور فاطمی نماینده مردم دشتی و تنگستان در مجلس از آن دست روحانیونی است که میزان شناختش از فوتبال هر مخاطبی را به تعجب وامی دارد. در روزی که با ما قرار ملاقات (ساعت12) در دفترش در بهارستان داشت، آنقدر گرفتار ارباب رجوع هایش شد که گفت وگویمان ساعت 13:45کلید خورد وهم خودش ار ناهار خوردن جا ماند وهم ما. اوعضو هیات رییسه کمیسیون اجتماعی مجلس، رییس کمیته امور اجتماعی کمیسیون اجتماعی، عضو فراکسیون خط امام (ره) و رییس مجمع نمایندگان استان بوشهر است. با ما تا پایان این گفت وگو باشید تا خودتان میزان آگاهی او از مباحث فنی فوتبال را دریابید.
*ممنون از وقتی که به ما دادید. بحث را از تشکیل وزارت ورزش آغاز کنیم.
منظورتان تشکیل نشدن آن است؟( با خنده)
*به آن هم می رسیم. فلسفه تشکیل این وزارتخانه چیست؟ من به شخصه احساس می کنم دولتی کردن ورزش به این شکل پارادوکسی بر همه برنامه هاست. هم خصوصی سازی را زیر سئوال برده وهم بر خلاف قوانین جاری که کوچک شدن بدنه دولت را می خواهد،عکس آن عمل کرده است.
ورزش ما به خودی خود باعث این موضوع شد. شما به 8آذر1376برگردید. لحظه ای که توپ خداداد داشت از روی بند کفش مارک بوسنیچ پله می شد، چندتا از مادران این مملکت سر سجاده بودند؟ ساندروپل مجاری که 8 دقیقه وقت اضافه گرفت تپش قلب چند نفر بالا رفت؟ او که در سوت خود به علامت پایان بازی دمید چند میلیون نفر به خیابان ها آمدند؟
* یعنی الان باید ما جواب بدهیم؟
نه.نیازی نیست.همه جواب سئوالات را می دانند. من می خواهم بگویم که ورزشی که پتانسیل اجتماعی بالایی دارد چگونه باید اداره شود؟ شما به روسای سازمان تربیت بدنی در سالیان اخیر توجه کنید. کدامشان ورزشی بوده اند؟ یعنی مقوله مهمی به آن عظمت که یک جشن عظیم ملی را رقم می زند نیازی به تخصص ندارد؟ عزل ونصب ها در دو باشگاه پرطرفدار کشور بر اساس کدام معیارهای ورزشی است؟ وقتی همه این موارد رخ می دهد ومجلس به عنوان نماینده مردم نمی تواند هیچ دخالت قانونی کند ناچاریم فضا را به سمتی ببریم که بشود از مسئولین سئوال کرد وجواب گرفت. باید بستری باشد تا هرکسی که ورزشی نیست نتواند از فیلتر مجلس بگذرد ومسئولیت ورزش کشور را برعهده بگیرد.
شما به بحث فدراسیون فوتبال نگاه کنید. ما می رویم تیم های پایه را می سپاریم به دست مربیان بدون تجربه. من توهین به عزیزان نمی کنم و از واژه بدون کارنامه هم استفاده نمی کنم. مگر می شود همه رده های پایه را باخت و بعد توقع داشت کارلوس کی روش معجزه کند؟ این ها را مردم چگونه باید بپرسند؟ ما در رنکینگ جهانی چه رتبه ای داشتیم وحالا کجاییم؟
ما رفته ایم بندرعباس، ورزشگاه افتتاح کرده ایم. بعد روز بازی می گوییم بروید در همان ورزشگاه غیراستاندارد قدیمی بازی کنید. اگر در بازی فجر و آلومینیوم یکی می مرد چه کسی پاسخگو بود؟ مگر می شود ورزشگاه را افتتاح کرد وبعد گفت آماده بازی نیست؟ این همه هزینه در ورزش می شود، مجلس حق ندارد سراغ بیت المال را بگیرد؟ یک تیم پرطرفدار می رود برای دو بازیکن خارجی حدود یک ونیم میلیارد تومان هزینه می کند. این خانمی که آمده بود دفتر من را دیدید؟ ( یکی از ارباب رجوع هایش را می گوید) اومعطل 100هزار تومان بود.ایرانی هست یا نیست؟ نمی شود که هرجور خواستیم بیت المال را خرج کنیم. مجلس با تصویب طرح تشکیل وزارت ورزش بهترین تصمیم ممکن را گرفت و شما در این شک نکنید. ما طرح تحقیق وتفحص از سازمان را داشتیم، هنوز می ترسند آن را بخوانند. ورزشی با این همه علاقمند و ورزشکار وهزینه باید از مدتها قبل وزارتخانه می شد. همه دنیا هم دارند.
* خب حالا بفرمایید چرا این وزارت خانه تشکیل نمی شود؟
ما قانونگذاریم نه مجری قانون. دولت یا نهاد قضایی باید جواب این سئوالتان را بدهد.
* یعنی الان تضمین می دهید که از فیلتر مجلس یک فرد غیر ورزشی عبور نکند و وزیر ورزش نشود؟
من این قول را از طرف خودم می دهم اما از طرف مجلس نه!
* چرا؟
چون متاسفانه مجلس خودش نمی خواهد در راس همه امور باشد. برخی دوستان می خواهند به آب بزنند اما خیس نشوند. دوست دارند موضعی بگیرند که ترکشی متوجه آنها نباشد.
* حالا که شما از طرف خودتان لااقل این قول را می دهید می شود شاخصه های یک وزیر برای این وزارتخانه با این تذکر آیین نامه ای که این وزارتخانه سازمان ملی جوانان را هم در برمی گیرد بگویید؟
وزیری که در راس این وزارتخانه قرار می گیرد باید هم تحصیلات ورزشی داشته باشد وهم سابقه ورزشکاری. دغدغه های جوانان را بشناسد و با مبانی مدیریت هم آشنا باشد.
* می شود یک نمونه از این فرد مدنظرتان را نام ببرید؟
من نماینده مجلسم. برای معرفی این فرد نظر رییس جمهور را بپرسید. من شاخصه ها را گفتم ولی یک راهکار هم دارم.
* چه راهکاری؟
از اهالی ورزش و کارشناسان یک نظرسنجی انجام بگیرد و خروجی آن ملاک قرار گیرد.
* یعنی یک نوع خرد جمعی؟ ما یک بار این را در فوتبال آزموده ایم...
(حرفمان را قطع می کند) می دانم. منظورتان تصمیم آقای مصطفوی برای انتخاب آقای قلعه نوعی برای سرمربیگری تیم ملی است. به هرحال این هم یک راهی است.
* شما که اینگونه به همه مسائل فوتبال اشراف دارید چرا به راحتی با این انتقال باشگاهها کنار می آیید وهمکارانتان هم در برنامه 90 به فردوسی پور حمله می کنند وتقوا و دینداری او را هم به دلیل یک انتقاد ورزشی زیر سئوال می برند؟
من اگر نماینده یک منطقه باشم وبه من بگویند با انتقال یک تیم، سرتا پایت را هم طلا می گیرند حاضر نمی شوم این موضوع را بپذیرم. متاسفانه برخی دوستان چون فوتبالی به این ماجرا نگاه نمی کنند مهر تایید به آن می زنند. شیخ حمد بن خلیفه امیر قطر، می رود دنبال خرید منچستر یونایتد. شیخ منصور بن زاید آل نهیان معاون نخست وزیر امارات هم مالک منچسترسیتی است. حالا تصور کنید آنها هم از زاویه دید برخی دوستان به آن نگاه کنند. مگر می شود منچستر را برداشت آورد در لیگ قطر و گفت آقای فرگوسن تو باید مقابل السد والریان بازی کنی؟ یا مثلا منچستر سیتی برود در لیگ امارات با الاهلی مسابقه بدهد؟اصلا برعکس آن ،منچستر را بخرند و الاهلی را به جایش به لیگ جزیره ببرند؟دنیا به این ها می خندد. من برای مردم همدان و قزوین احترام زیادی قائلم اما باید صادقانه اعتراف کنم آرزو داشتم پاس وپیکان سقوط کنند.
*چرا؟
به قول شاعر که می گوید«چندین چراغ دارد و بیراهه می رود، بگذار تا بیافتد و ببیند سزای خویش». می خواستم عاقبت این تصمیم غیر کارشناسی را ببینیم. پاس آخرین تیم ایرانی بود که قهرمان آسیا شد. بیشترین مربی و مدیر را هم در فوتبال ما تربیت کرده. بهترین امکانات را هم داشت. چرا باید برود همدان و سقوط کند؟ اگر مصر به وزارتخانه شدن سازمان ورزش هستیم به خاطر پیشگیری از همین تصمیم هاست. تصمیم هایی که هیچ ایده کارشناسی پشت آنها نیست. همدان خودش بنیه فوتبالی دارد. چرا به آن توجه نمی کند. این همه پول که خرج پاس شد را اگر خودشان خرج می کردند تیمشان با جوانان بومی به لیگ برتر می رسید.
*یعنی شما معتقدید مجلس عمدتا" کارشناسی به قضایا نگاه می کند؟
تا آنجایی که بحث ها به نتیجه برسد ایده های بسیاری مطرح می شود.همین از تک بعدی بودن جلوگیری می کند.
* وآیا معتقدید آنجایی که لایحه قانون برنامه پنجم توسعه که توسط دولت به مجلس تقدیم شد ودر ماده 16آن آمده بود«به منظور توسعه ورزش همگانی، ورزش قهرمانی و توسعه زیر ساختهای ورزشی، دستگاه های اجرایی مکلفند یک درصد از اعتبارات خود را در امر تربیت بدنی ورزش هزینه کنند.» واهالی بهارستان در ماده 13 آن را منعکس کردند وتبصره ذیل بند2آن می گوید« پرداخت هرگونه وجهی از محل بودجه کل کشور به هر شکل به ورزش حرفهای ممنوع است.» یک اقدام کارشناسی بود؟
اصلا" وابدا".من مخالف صد در صد آن تبصره بوده، هستم وخواهم بود. مگر می شود بچه آدم که یک عمر از جیب بابا ارتزاق کرده را شبانه بیرون انداخت وگفت تو را به خیر و ما را به سلامت.خودت برو خرج خودت را در بیاور. خب آن بچه می رود به هزار راه ناصواب کشیده می شود. من معتقدم نمایندگانی که به آن قانون رای دادند کسانی بودند که هیچ تیمی در حوزه انتخابی خود نداشتند یا با عرض معذرت درد ورزش را هم نمی فهمیدند. شنیده بودند هزینه ها زیاد است گفتند کمش کنیم. مگر می توان باشگاهها را یک شبه خصوصی سازی کرد؟ بفرمایید. استیل آذین نمونه عینی خصوصی سازی. کلی هزینه کرد و رفت لیگ دسته اول. هرگاه هم داور علیه شان سهوا" سوت زد گفتند بازی نمی کنیم. اگر ما دنبال این جور خصوصی سازی هستیم بسم الله. همین قانون برایش عالی است. نام دیگر این نوع خصوصی سازی را هم می شود نابودی باشگاهها گذاشت!
* پس چه باید کرد؟
باید نشست مطالعه کرد. فوتبال یک ورزش وارداتی است. میل وکباده نیست که مال ما باشد. برویم ببینیم دیگران چه کرده اند، ما هم الگو برداری کنیم. بخش خصوصی اگر بدون در نظر گرفتن سود خود پا به هر عرصه ای بگذارد باید شک کرد. کسی که یک دکه سیگار فروشی هم دارد دنبال سود است. مگر می توان تصور کرد بخش خصوصی بیاید سالی 10 میلیارد هزینه کند و بعد سود هم نخواهد؟ باید زیر ساخت ها را آماده کرد. به متقاضیان وام داد وتعهد گرفت که در همین مسیر کارشناسی پیش برود.این که یک شبه بگویید از فردا بروید خودتان خرج خودتان را دربیاورید یک ایده صد در صد اشتباه است که تاوانش را پس خواهیم داد.
* حالا خیلی از تیم ها سردرگم مانده اند. یکی همین تیم استان بوشهر، شاهین.
اگر قرار است قانون اجرا شود ابتدا تکلیف استقلال وپرسپولیس را مشخص کنند بعد بیایند سروقت شاهین.
* ولی وزارت نفت صراحتا اعلام کرده نمی خواهد تیمداری کند.
این هم کارشناسی نیست. اولین توپ فوتبال ایران در بوشهر زمین خورده ،حالا یک نماینده در لیگ برترکه تنها دلخوشی مردم است را هم می خواهیم از آنها بگیریم. یعنی سهم بوشهر از ان همه منابع ارزشمند یک تیم فوتبال هم نیست؟
* ولی به هرحال این قانونی است که تصویب شده.
من هم گفتم اول سرخابی ها را از زیر دروازه این قانون رد کنند بقیه هم دنبالشان می آیند.کلی راه وجود دارد که بتوان کار را جلو برد.
* مثلا چه راهی؟
سپاهان قرار است چه کار کند؟
* می گویند فولادمبارکه خصوصی است.
خدا پدرتان را بیامرزد. وزارت نفت و نیرو وصنایع هم کلی شرکت خصوصی زیر مجموعه خود دارند. از آنها باید کمک گرفت.
* یعنی یک جور دور زدن قانون.
قانون باید کارشناسی باشد و راههای دور زدن را ببندد. مگر امسال وقتی قرار بود یک مربی تنها بتواند در دوتیم کار کند، برخی برای رفتن به تیم سوم عنوان سرپرست را انتخاب نکردند؟ من برای قانون احترام قائلم ولی وقتی فلان شرکت نفتی خصوصی است قانون چه ایرادی برآن می گیرد؟ حق پخش تلویزیونی وکپی رایت باشگاهها را بدهیم بعد از بودجه دولت جدایشان کنیم.
* تا بحث شاهین است به این تیم هم بپردازیم. این تیم با سلام وصلوات در لیگ ماند.دلیل ناکامی ها چه بود؟
فوتبالی که دولتی است عزم همگانی یک استان را می طلبد تا یک تیم موفق شود. شاهین ابتدای فصل بودجه 9میلیاردی تصویب کرد. بر اساس آن هم تیم را بستند. کسی هم نمی تواند بگوید فوتبال بدی بازی می کرد اما رفته رفته دچار مشکل شد.
* چرا؟ یعنی مشکل فقط پول بود؟
پول بی تاثیر نبود. وقتی به شما بگویند با 9میلیارد خرید کنید و بعد ثلث آن را به شما بدهند به مشکل می خوردید اما این همه مشکلات نبود. باید پایه ها را تقویت می کردند. بازیکن بومی می توانست بازدهی بیشتری داشته باشد. آقای استیلی در اوایل فصل از گرما وتاثیر آن بر بدن بازیکنان گلایه می کرد. از نظر علمی هم محق بود. آیا اگر بازیکنان بومی بودند هم با این موضوع مشکلی داشتند؟من می دانم از نظر حرفه ای صحیح نیست که دنبال بومی گرایی محض باشیم اما باید به آن هم توجه داشت. البته به یک مشکلی هم واقفم.
* چه مشکلی؟
ما وقتی رفتیم برای داربی های تهران داور خارجی آوردیم این استدلال را داشتیم که داور خارجی چه اشتباه کند یا نکند پولش را می گیرد و می رود، اما داور ایرانی اگر اشتباه کرد نابود می شود و دیگر نمی تواند قضاوت کند زیرا هر روز باید جوابگوی همان اشتباه باشد. بازیکن بومی هم همین گونه است. این متاسفانه درد بزرگی است. مثلا اگر حمید کللی فر مربی باشد و ببازد تا عمر دارد باید در کوچه و خیابان پاسخگو باشد. این هم ناشی ازحرفه ای نبودن ماست.
* به هرحال تکلیف شاهین چه می شود؟
در بوشهر حضرت آیت الله صفایی بوشهری برای همه عرصه ها یک نعمت است و در ورزش هم که صاحب نظرند. به غیر از ایشان کسی نخواست دست شاهین را بگیرد. گفتم که تیمداری دولتی و رقابت با رقبا نیازمند یک عزم عمومی است که من در بوشهر ندیدم. این فصل قانون می گوید پول ندهید فصل قبل که این قانون نبود و اتفاقا پول دادن الزامی بود هم ندادند.
* تیم هایی با بضاعت مالی پایین تر از شاهین در جدول جایگاه بهتری داشتند.چرا؟
روزی که آقای مایلی کهن را درسال 1997بعد از شکست از قطر از تیم ملی اخراج کردند از او پرسیدند چرا ایران به قطر 200 هزار نفری باخت؟ و او هم جواب داد: اگر ملاک جمعیت بود، چین جام ژول ریمه را هم می برد. این گونه قضاوت نکنید. من گفتم همه چیز پول نیست وگرنه چرا استیل آذینی که حداقل دوبرابر شاهین خرج کرد را در نظر نمی گیرید. ما حرفه ای نبودیم.تیم را خوب نبستیم.
* این خوب نبستن یعنی چه؟
(بلند می شود وپای وایت برد با ماژیک می ایستد) سیستم پایه شاهین چه بود؟
* معمولا1-3-2-4.
( شروع می کند روی تخته ماکت یک سیستم مشابه آن را می چیند)، در این سیستم باید مهاجم تیم، بازی پشت به دروازه را بلد باشد. توپ را نگه دارد تا موج دوم به حمله اضافه شود. فوتبال روز دنیا هم درگیر کردن دومهاجم بین 4 دفاع را نمی پسندد. حالا مهاجم شاهین چه کسی بود که بتواند این کار را انجام دهد؟ منصور تنهایی و پورخسروانی و ایمان حیدری هیچ کدام این نوع بازی را نمی توانستند انجام دهند. توپ که جلو لو می رفت هم پرسینگ را از موج دوم نمی دیدیم. بازیکنان ضربه نهایی را به دلیل کور کردن زاویه خود نمی زدند چون مهاجم تمام کننده نبودند.اوچه هم که از همان ابتدا نشان داد کارآیی ندارد.حالا برای رفع این عیب چه کردند؟
* رفتند سراغ عمادرضا.
همین اشتباه بود. من برای مربیان شاهین احترام زیادی قائلم. آقای مهاجرانی پدر فوتبال ایران هستند ولی من هم تاحدی فوتبال را می فهمم. عمادرضا یک مهاجم است که باید با پاس عمقی تغذیه شود. سبک بازی شاهین با او نمی خواند. در تیم شاهین، محرم نوید کیایی وجود نداشت که پاس تو در بدهد. وقتی می گویم تیم جور نبود به همین دلایل برمی گشت. گاهی اوقات اگر ببازی هم نمی شود مربی را مقصر دانست.شما بازی منچستر و بارسا را دیدید؟
* بله.
فرگوسن رفت برای انجام پرسینگ. تیمش که تحلیل رفت نیمه دوم را باخت.او ولی چاره دیگری نداشت.مقابل تیم گواردیولا باید با همین حربه کار می کرد. فوتبال بازی تدابیر است و بازیکن ابزار تاکتیک هاست. مربی باید شطرنج باز باشد وبتواند با مهره هایش بازی کند.
* این شناخت شما از فوتبال روز دنیا مثال زدنی است.
لطف دارید. به هرحال از بچگی فوتبال را دنبال را می کردم وهنوز هم می کنم.
* برنامه 90 را می بینید؟
معمولا می بینم. عادل فردوسی پور را به دلیل صداقتش دوست دارم.البته یکسری جاهایی باید حرمت ها رعایت شود. در مجموع این برنامه را پاسبان فوتبال می دانم. متاسفانه فضای فوتبالمان به سمت غیر فرهنگی پیش می رود.
* چرا دچار این مشکل شده ایم؟
چون فرهنگ سازی نکرده ایم. رسانه ملی برای کمربند ماشین آنقدر برنامه ساخت تا حالا نه به خاطر جریمه نشدن که به عنوان یک الزام مورد توجه قرار می گیرد. در این باب هم باید فرهنگ سازی کرد. بازیکن اگر بالای سرش مدیران ورزشی ببیند که خودشان این راه را رفته اند نمی تواند او را نادیده بگیرد وهر کاری خواست انجام دهد.مطبوعات هم برای فروش رفته اند دنبال تیترهایی مثل دستگیری فلان بازیکن در فلان محفل و...اینها مشکل آفرین است.
* فرهنگ سازی وظیفه کیست؟
در همه جای دنیا ورزش را در مدارس آغاز می کنند. ما هم تا نرویم این امر را رواج دهیم موفق نمی شویم. سن طلایی همان سن دانش آموزان ابتدایی و راهنمایی است که ما به آن توجه ای نداریم.به همین دلیل رفته ایم دنبال ستاره ها. قیمت ها بالا رفته. نتیجه گرایی اصلی اساسی شده و با یک شکست مدیر و مربی عوض می کنیم.باید از مدارس و سنین پایه فرهنگ سازی کرد ولی ما نگاهمان ورزشی نیست.
* این نوع نگاه را از کجا بررسی می کنید؟
از آنجا که آقای سعیدلو می روند تبریز و تصمیم می گیرند آقای کرار را ببخشند. این آیا تصمیمی ورزشی است؟ همین رفتارها ما را نگران می کند. ورزش ابزار نیست. من همه آذری های عزیز را دوست دارم و حقشان کسب سهمیه آسیا بود. اما رفتار آقای سعیدلو قابل توجیه نبود.
* شما به مدیریت سعیدلو چه نمره ای می دهید؟
من کار خاصی از ایشان ندیده ام ونمره ای نمی توانم بدهم. علی آبادی عملکرد بهتری داشت و چند سالن ساخت اما حقیقتا من از سعیدلو کاری ندیده ام که لایق نمره دادن باشد.
* این یعنی آن که سعیدلو کاندیدای وزارت ورزش باشد رای نمی آورد؟
مگر با رای من وزیر می شود؟ من نظر خودم را گفتم ویک رای دارم.
* شما معتقدید مبلغ قرارداد بازیکنان بالاست؟
فوتبالیست باید نهایتا در 10سال خرج یک عمرش را تامین کند. من معتقدم اگر همه چیز در ورزش سرجایش باشد این ارقام البته اگر به هرکس براساس توانایی اش پرداخت شود زیاد نیست.
* حرف پایانی؟
من درگذشت آقای حجازی را به خانواده اشان و همه جامعه ورزش تسلیت می گویم. ایشان اگر محبوب بودند به خاطر صداقت شان بود. کاش همه از او الگو برداری کنند. من معتقدم درگذشت حجازی به ما تلنگر زد که قدر پروین و روشن و دایی و ...را بیشتر بدانیم. امیدوارم ورزش ما باعث به اهتزاز درآمدن پرچم خوشرنگ ایران در دنیا شود. از شما هم ممنونم که وقتتان را در اختیار من قرار دادید.
















