در سوک خورشید عرفان
در سوک خورشید عرفان
ماییم و بی حضور تو شبها گریستن شبها ز سوز داغ تو تنها گریستن
چون شمع از گداز جگرسوز درد و داغ آتش به سر نهادن و شب را گریستن
بر زانوی ملال، سرغم گذاشتن با قامت دوتای تمنا گریستن
دریا شدن، به موج نشستن، به سرزدن در خیز و تاب شیون و غوغا گریستن
از مویه، موی کندن و از پویه در خروش از دست بی وفایی دنیا گریستن
باسینه ای که هر چه در او هست حسرت است این جا به غم نشستن و آن جا گریستن
چون موج، سر به صخره آشفتگی زدن بی تاب پا کشیدن و دریا گریستن
با گرد باد، رو به بیابان گذاشتن با ابر نوبهار به صحرا گریستن
در آتش فراق، دمادم گداختن در مویه ملال، سراپا گریستن
پرسیدن ترا ز نسیم و گل و بهار در باغ، بی حضور تو شیدا گریستن
با خاکیان نشستن و از ناله سوختن با عرشیان خلوت بالا گریستن
خاکم به سر ز داغ تو، این باورم نبود بر شانه سرنهادن و غم را گریستن
یک عمر بی حضور دل ما گریستی زین پس فراق و ما و به شبها گریستن
فرا رسیدن سالروز ارتحال ملکوتی بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران(ره) بر ملت بزرگ ایران تسلیت باد.
روابط عمومی فدراسیون تنیس
















