گفتوگوی تفصیلی فارس با سرپرست باشگاه استقلال/-1 فتحاللهزاده: اگر بخواهم قلعهنویی را به استقلال بیاورم؛ به مظلومی خبر میدهم
خبرگزاری فارس: سرپرست باشگاه استقلال گفت: اگر بخواهم روزی امیر قلعهنویی را به استقلال بیاورم، ابتدا به مظلومی خبر خواهم داد.
به گزارش خبرگزاری فارس، علی فتحاللهزاده سرپرست باشگاه استقلال با حضور در خبرگزاری فارس و بازدید از قسمتهای مختلف خبرگزاری صحبتهایی را با تحریریه گروه ورزشی فارس انجام داده است.
وی در خصوص مسائل مختلف فوتبال از ابتدای فصل، حضور در نقل و انتقالات، امیر قلعهنویی و پرویز مظلومی، سقف قراردادها و مسائل دیگر صحبتهایی را انجام داده است که متن این گفتوگو را در زیر میخوانید؛
* هر وقت من میآیم مشکلات صف میکشند
شرایط آمدنم به استقلال خیلی سخت بود. نمیدانم چرا هر وقت که من میآیم همه مشکلات به صف میشوند و این یک مقدار کار من را سخت میکند. من باید توانم را برای ادامه کار مدیر گذشته بگذارم، ولی هنگامی که میرسم کار زمین مانده است.
در ابتدای فصل برای گرفتن بازیکنان فرصتی نداشتیم و 3 بازیکن خارجی ما در روزهای پایانی به استقلال اضافه شدند. آنها را با تماشای سیدی انتخاب کردیم و اندرسون نیز شب پایانی نقل و انتقالات با ما قرارداد امضا کرد. تیمی که در آن شرایط با آن اضطراب بسته شد، کار بزرگی انجام داد.
* ساختن کمپ به اندازه چند قهرمانی ارزش دارد
وقتی آمدم احساس کردم کمپ مهمترین چیز است. کمپ چیزی است که زیرساخت یک مجموعه است. مجبور بودم موازاتی روند ساخت کمپ را زیر نظر بگیرم. خوشحالم که وقتی سوزوکی وارد کمپ شد، از من چندین بار سئوال کرد که آیا واقعا اینجا به باشگاه استقلال تعلق دارد؟! یعنی او باور نمیکرد. او گفت، تحت تأثیر قرار گرفتهام و این حرف او نشان میدهد که این کمپ از دو سه قهرمانی حتی برای ما با ارزشتر است. به لحاظ اقتصادی نیز بنیه اقتصاد را محکم میکند. زمین خالی آن مجموعه ارزش افزوده محاسبه میشود و خوشحالم با توجه به قولی که به هواداران داده بودم کمپ را برای خردادماه آماده کردم.
* استقلال در فصل جدید در زمین اختصاصی خود تمرین میکند
چمن کمپ آماده است و آخر همین ماه استقلال میتواند تمریناتش را در آنجا برگزار کند. با توجه به اینکه زمین هنوز ریشهاش قوی نیست، گفتیم هفتهای یک جلسه در آنجا تمرین کنند که مشکلی برای چمن پیش نیاید. فکر میکنم تا فصل شروع شود بچهها میتوانند تمرینات را در زمین کمپ استقلال برگزار کنند.
* بیشتر از قولی که به سعیدلو داده بودم درآمدزایی کردم
تا به امروز همه مشکلات را اینگونه پشت سر گذاشتیم، اما فعلا وضعیت سازمان مشخص نیست و آن پولی را که باید به بازیکنان بدهیم نمیتوانیم پرداخت کنیم. من درآمدزایی خود را که نزدیک به 6 میلیارد بوده انجام دادهام. یعنی از توافقی که با آقای سعیدلو انجام داده بودیم نیز بیشتر درآمدزایی کرده ام. رفتن ناصر حجازی کلی به ما لطمه زد و ما را به هم ریخت. در مجموع وقتی به کارنامه نگاه میکنیم به این نتیجه میرسیم تیمی که در پنج روز بسته میشود و رتبه دوم لیگ را تصاحب میکند، یعنی تلاش زیادی انجام داده است.
* مظلومی فکر میکرد قهرمان میشویم
خودم در ابتدای فصل فکر میکردم که نایب قهرمان شویم. حتی زمانی که تیم در مقطعی به صدر جدول رسید، مظلومی گفت، ممکن است ما قهرمان هم بشویم، اما به ایشان گفتم نه چون ما فقط سهمیه میخواهیم و توقع مان بالا نیست. در جام حذفی هم امسال خوب بالا آمده بودیم و اگر به کارنامه استقلال در این چند سال نگاه کنید، متوجه میشوید که تا این مرحله بالا نیامده بودیم، اما در لیگ قهرمانان آسیا از تیم راضی نیستم. اعتقاد داشتم که تیم ما میتوانست به مرحله بعد صعود کند. فصل بعد از تیمم قهرمانی میخواهم و مظلومی باید حتماً جام بگیرد و در لیگ قهرمانان آسیا هم روند رو به جلویی داشته باشد.
* برخیها میخواستند به راحتی کمپ استقلال را واگذار کنند!
در دورههای گذشته فکر میکردم همه مثل من فکر میکنند. تصور میکردم همه کمپ استقلال را با آن زمین درست میکنند وقتی یکی دو بار رفتم و آمدم متوجه شدم که اصلا اینطور نیست. نه تنها علاقهای ندارند که کمپ را درست کنند، بلکه دوست دارند آن را واگذار کنند! این بار دیدم تا خودم کمپ را درست نکنم آخرش خود شما خبرنگاران میگفتید پس آنهایی که میگفتند کمپ متعلق به استقلال نیست درست میگفتند. پس فتحاللهزاده دروغ میگفت. من کمپ را ساختم که ثابت کنم این ملک متعلق به استقلال است. ممکن است این زمین معترضانی نیز داشته باشد، اما کسی که اعتراض میکند و میگوید مال ما نیست شاید از 40 هزار متر زمین هزار مترش متعلق به او باشد. همه آن را که نمیخواهد؟ کدام آدم عاقلی 40 هزار متر را رها میکند و به خاطر مثلاً هزار متر بیخیال ساخت کمپ میشود.
* سوزوکی میگفت، نکند ساختمان آماده کاشتهای؟
خیلی ساده می گویند که کمپ را آماده کردم، زمین فوتسال ساختم، رختکنها را آماده کردم، چمن را مهیا کردم، همه اینها یک دقیقه شد، اما انجام آن مستلزم هزاران ساعت کار بود. شما باورتان نمیشود که چه دوندگی انجام دادیم و با کسانی که شکایت میکردند مقابله کردیم. اشخاص دیگر این حوصله را نداشتند، ولی من اینکار را انجام دادم. شاید حدود 20 بار ساعت 12 شب به کمپ سر میزدم چون روزها وقت نمیکردم. وقتی سوزوکی اینجا آمد باورش نمیشد که این زمین را ساختم. او میگفت، سال گذشته اینجا بیابان بود، نکند شما اینجا ساختمان آماده کاشته اید و ما خبر نداریم!
کمپ را ساختم که وقتی رفتم دیگر کسی نگوید اینجا مال استقلال نیست. خوشحال هستم که اگر سالها بعد از کنار کمپ رد میشوم احساس خوبی به من دست میدهد. انشاءالله اگر عمری باقی باشد فاز دوم کمپ را سال آینده درست میکنم.
*مظلومی تحت تأثیر اطرافیانش قرار دارد
با مظلومی تا قبل از امسال کار نکرده بودم، اما کارنامه او را رصد میکردم. حواسم به همه استقلالیهایی که در لیگ حضور دارند، هست. او با تیم ملی «ب» در منطقه غرب آسیا قهرمان شده بود که کارنامه خوبی محسوب میشود. به این دلیل با ایشان قرارداد 2 ساله بستم که دیدم تحت تأثیر اطرافیانش قرار دارد. مظلومی آدمی است که اگر بگوید امسال تو را آوردهام ولی سال دیگر نیستی قبول میکند؛ به همین دلیل 2 ساله بستم که به او ثابت کنم که به این مربی اطمینان دارم. شاید همین حالا هم ذهنیت دارد که میخواهند او را عوض کنند. این نقطه ضعف پرویز مظلومی است. چون در استقلال تجربه سرمربیگری زیادی ندارد. یک روز به مظلومی گفتم، شما فرض کن من آخر فصل میخواهم با شما قطع همکاری کنم، اگر شما اول و یا دوم بشوید و من با شما قطع همکاری کنم، به ضرر کیست؟ پس عاقلانه است که کار کنی و توجهای به حرفها نداشته باشی. معلوم نیست که آخر فصل من باشم یا نباشم، اما تا روز آخر کارم را با قدرت انجام میدهم. این یک دستور حرفهای برای ما است که در فوتبال غیر خصوصی کار میکنیم. امیدوارم مظلومی این تفکرش را کنار بگذارد و به کارش ادامه بدهد.
*اگر مظلومی را کنار بگذارم مردم واکنش نشان میدهند
اگر این تفکر با مظلومی همراه باشد، تا آینده در ذهنش میماند. شما علی دایی را ببینید نمیخواستم این حرف را بگویم، اما اختلاف بین دایی و کاشانی آشکار شده، ولی از آن روز علی دایی آنقدر تلاش کرده که در تمام بازیها پیروز شده است. یعنی این اختلاف باعث نشد که دایی کنار بکشد اما قدرت را به او تزریق کرد. دایی خودش را به همه ثابت کرد. اینها درس است که باید از آنها استفاده کنیم. امیدوارم مظلومی خیلی محکم به حرفمان اطمینان کند. مردم همه چیز را میفهمند. اگر مظلومی که خوب نتیجه گرفته را کنار بگذاریم مردم واکنش نشان میدهند. روزی که من را از مدیرعاملی استقلال کنار گذاشتند همه انتقاد کردند که چرا در هفته پنجم یک مدیرعامل را نقد کردید و کنار گذاشتید.
* به جایگاه مظلومی نه، به نیمکت استقلال چشم دارند
کسی به جایگاه مظلومی چشم ندارد، اما چشم به جایگاه سرمربیگری استقلال دارند. این یک مسئله طبیعی است. مگر به جایگاه مدیرعاملی استقلال چشم ندارند؟ چه اشکالی دارد؟ ما برویم آنها ادامه میدهند. ما نباید خودمان را کوچک کنیم و فکر کنیم اگر این پست را از ما بگیرند همه چیز تمام شده است. اگر همین امروز بخواهند جای من را بگیرند مثل نظامیها احترام میکنم و میروم. شاید ناراحت شوم اما به خاطر این است که فرق دوغ و دوشاب مشخص نمیشود. یعنی کسی که کارنامه دارد با کسی که هیچ چیز را بلد نیست، هیچ تفاوتی پیدا نمیکند.
* مظلومی خیلی زود نگران میشود!
سعی من و پورحیدری این است که تفکر مظلومی را به سطحی برسانیم که فکر کند امروز هست و فردا نیست. مظلومی دارای توانمندیهای بسیاری است و اگر کمی فکرش را به موردی که اشاره کردم (به حرف اطرافیانش توجه نکند) شاید استقلال قهرمان لیگ میشد. مظلومی یک مقدار نگران میشود و داخل فکر میرود که این نقطه ضعفش است. اگر مظلومی اعتمادش را نسبت به مدیرش بیشتر کند، موفقتر خواهد بود.
* قلعهنویی هم بخواهد فعلا او را نمیخواهم
اول فصل هم گفتم، ابتدا به دنبال امیر قلعهنویی میروم چون تیم چیزی نداشت و شرایط بحرانی را سپری میکرد. میخواستم سکان استقلال را به دست او بسپارم. وقتی نتوانستم با قلعهنویی قرارداد ببندیم با مظلومی صحبت کردم البته این حرفها را به خود مظلومی هم گفتم. همین حرفی که من به شما زدم تبعات دارد. برخی دوستان مطبوعاتی کم لطف هستند. من که صادقانه میگویم انتخابم چه کسی بوده است ولی حالا هم میگویم که از مظلومی حمایت میکنم چرا کسی اینها را نمیبیند. حرفهای ما را قبول نمیکنند و حاشیه درست میکنند. حتی اگر قلعهنویی هم بخواهد دیگر برای فصل آینده او را نمیخواهم چون با پرویز مظلومی قرارداد دارم و به قراردادم پایبند هستم.
* اگر بخواهم قلعهنویی را بیاورم به مظلومی اطلاع میدهم
هر چیزی جایگاه خودش را دارد. دوست دارم مظلومی موفق شود چون موفقیت او، موفقیت من نیز هست. من در آن شرایط که اشاره کردم قلعهنویی را میخواستم. هیچ پیغامی به قلعهنویی برای فصل آینده ندادم و به دنبالش نبودم. اگر بخواهم قلعهنویی را بیاورم بدون تعارف میگویم که آقای مظلومی میخواهم با قلعهنویی کار کنم.
* من ریسک کردم ولی قلعهنویی ریسک نکرد!
قلعهنویی فصل پیش فکر نمیکرد من بتوانم میداوودی، مبعلی و آشوبی را به استقلال بیاورم. اگر میدانست که میتوانم این 3 نفر را به استقلال بیاورم میآمد. او میگفت: تیم خیلی ضعیف است و فکر میکرد آبرویش به خطر بیفتد. در واقع قلعهنویی به تیم ما اعتماد نکرد و ترسیده بود که تیم ضعیف باشد. من ریسک کردم ولی قلعهنویی ریسک نکرد. (با خنده)
* 2 ساعت لباس استقلال را میپوشند پیشکسوت میشوند
این یک واقعیت تلخ است. سیستم اطلاعرسانی و تحریمهای ما هنوز نتوانسته است واقعیت را به مردم انتقال دهد. یک شخص دو ساعت لباس استقلال را میپوشد اما همه از او به عنوان پیشکسوت این تیم یاد میکنند، اما یک مدیری مثل من 10 سال در این تیم کار میکنم، هیچوقت او را پیشکسوت خطاب نمیکنند. حتی آبدارچی باشگاه هم پیشکسوت محسوب میشود. کسی که استقلالی نیست ولی سرمربی استقلال میشود، پیشکسوت این تیم محسوب میشود.
* مشکل سازمان حل شود بمبها را منفجر میکنیم
بحث دولتی و خصوصی شدن که هنوز حل نشده به استقلال و پرسپولیس لطمه میزند. اکنون فصل نقل و انتقالات است. ما باید بدانیم که با وزارت طرف هستیم یا با سازمان. همه مشکلات در زمان ما ایجاد میشود و این از بدشانسی من است. امیدوارم این وضعیت زود حل شود و ما محکمتر به فکر انفجار بمبهایمان باشیم.
* هیچ ارادهای برای خصوصی شدن سرخابیها وجود ندارد
متاسفانه اراده جمعی مبنی بر حل موضوع خصوصی شدن 2 باشگاه استقلال و پرسپولیس نیست. اعتقاد دارم هیچ لزومی نیست که ما حتما خصوصی شویم. پیشنهادات خود را در قالب یک کتاب به مسئولان ارائه کردم. دقیقا نوشتهام که از کجا شروع کنید و به چه چیزهایی دست بیابیم، ولی وقتی به آن توجه نمیشود، پس معلوم است که نمیخواهیم مشکل این 2 تیم حل شود. حداقل معرفت داشته باشیم و پیمانکاری این دو تیم را 5 سال به کسی واگذار کنیم. بعد از 5 سال توافقاتی بنویسیم که اگر جواب داد، تمدید کنیم و اگر نداد به شخص دیگری واگذار کنیم. اگر شما هر ساله بخواهیم مدیر عوض کنید یک تیم را نه، بلکه فوتبال را نابود میکنید.
* پست مدیرعاملی مثل رئیس جمهوری است
سالها در استقلال یا من بودم یا آقای اولیایی، سپس غریب آمد، نجفنژاد آمد و بعد از آن آشتیانی. درحال حاضر هفت هشت نفر هستیم که هر کدام برای خودمان یک سری افراد مورد اطمینان انتخاب کردهایم. این تعویض مدیریت فوتبال را نابود میکند. ما باید یکپارچه باشیم. زمانی استقلال و پرسپولیس وقتی در آزادی بازی داشتند 80 هزار نفر به ورزشگاه میآمدند اکنون آن هواداران کجا هستند؟! به خاطر اینکه مردم ناراحت شدهاند. مدیرعاملی استقلال و پرسپولیس پست کوچکی نیست که به هر کسی بدهیم، آن هم همه ساله. این مسئله تبعات دارد. مدیرعاملی یک باشگاه حداقل باید 5 سال سر کارش باشد. در همین باشگاه خارجی هستند تیمهایی که 10 سال است یک مدیر دارند. مدیرعاملی یک پست استراتژیک در باشگاه است. مثل این میماند که هر 6 ماه یک رئیس جمهور عوض کنیم. این پستها تعریفهایی دارد. بی دلیل نمیگویند که رئیس جمهور باید 4 سال حداقل کار کند. چون روی این مسائل مطالعه شده است. مدیرعاملی باشگاه هم حداقل باید 4 سال کار کند.
ادامه دارد.....
















