والدراما:در فوتبال امروز مربیان اجازه ظهور بازیسازها را نمیدهند
کاپیتان اسبق تیم ملی کلمبیا و اسطوره این کشور آمریکای جنوبی گفت: در فوتبال امروزی این مربیان هستند که اجازه نمیدهند بازیکنان توانمند در بازیسازی ظهور کنند.
کارلوس والدراما اظهار داشت: به نظرم هنوز هم بازیکنان ذاتا بازیساز وجود دارند، ولی به آنها توسط مربیان، مجالی داده نمیشود. این روزها تاکتیک بازی به 2-4-4 تغییر کرده و بعد همه چیز خلاصه شده در دویدن و دویدن. اگر این ویژگی ها را داشته باشی، بدیهی است آرامش را به ارمغان میآوری، گل میزنی، اما اگر خودت را به دردسر نیندازی و نبرد نکنی، تو را بیرون میاندازند. فرق موضوع در همین است. از نظر من هنوز هم بازیکن بازی ساز در فوتبال جهان هستند، ولی مربیان کمی حاضرند چنین ریسکی کنند.
بازیکن سالهای1985 تا 1998 کلمبیا که هوادارانش به او در وطن "بچه " میگفتند و علاقمندانش در جهان از او به خاطر شکل ظاهری و سبک بازی به عنوان "رودگولیت دوم " نام می بردند، پس از آنکه سالها پیراهن شماره 10 تیم ملی را برتن داشت، اکنون به عنوان یک کارشناس و منتقد در متن فوتبال باقی مانده است.
وی در گفتوگو با سایت فیفا به نکات جالبی در فاصله کوتاه تا شروع مسابقات قهرمانی آمریکای جنوبی موسوم به کوپا آمریکا اشاره کرد که در زیر صحبت های وی را میخوانیم:
*آقای والدراما، شنیدیم به تازگی به خاطر نقصان فرهنگ بازی در تیم ملی کلمبیا که خودش را در فاصلهای اندک تا مسابقات کوپا آمریکا آماده میکند، گلایه و شکایت داشتید. واقعا انتقاد کردید؟
اوضاع اینگونه است. تیم ملی فاقد قالب بازی است. برای گلزنی باید ایجاد موقعیت کرد که بازیکنانی با این خصوصیات را کم داریم. البته صاحب بازیکنان خوبی هستیم که دوندهاند و در تصاحب توپ قوی عمل میکنند. آنها 90 دقیقه میجنگند، ولی خلاقیت کمی دارند. به این ترتیب کار مشکل می شود. هرچند شانس آوردهایم مهاجمین خیلی خوبی داریم.
*فکر میکنید بازیکنان بازیسازها کلاسیک در فوتبال مدرن امروزی دیگر وجود ندارند؟
به نظرم هنوز هم چنین بازیکنانی حضور دارند، ولی به آنها مجالی داده نمیشود. اکنون تاکتیک بازی به 2-4-4 تغییر کرده و بعد همه چیز خلاصه شده در دویدن و دویدن. اگر اینگون باشی، عزیزکرده خواهی بود. اگر با این مشخصه باشی، بدیهی است آرامش را به ارمغان میآوری،گل میزنی و از سایرین فاصله می گیری، اما اگر خودت را به دردسر نیندازی و نبرد نکنی، تو را بیرون میاندازند. فرق موضوع در همین است. از نظر من هنوز هم بازیکن بازی ساز هست، ولی مربیان کمی حاضرند چنین ریسکی کنند.
*بازی ساز توانمندی در کلمبیا هست که شما علاقه خاصی به او داشته باشید؟
من شیفته مکنلی تورس هستم. بازیکنی که تا کنون مجالی نیافته است. جیووانی مورنو نمونه ای دیگر از این دست است که میتوانست در کوپا آمریکا به ما از این جهت کمک کند. من روی این 2 ستاره تاکید دارم. چون نمای بازی مشخصی دارند و از آرامش لازم برخوردار هستند. خودشان را بیهوده آنگونه که مربیان بخواهند مطرح نمیکنند، ولی واقعا با بقیه متفاوت هستند.
*در گستره جهانی چطور؟
هنوز هم به بازی خوان ریکلمه علاقمندم. بدون هیچ بحثی در کل زندگیام، او را دوست داشتهام. خوان ورون نیز پست دیگری دارد، ولی دقیقا همین فرم بازی را دارد. من به بازیکنانی از این دسته، همیشه 10 امتیاز می دهم. حتی وقتی که خیلی توی چشم نباشند.
*بگذارید قدری هم در مورد مهاجمین حرف بزنیم. اجازه هست از شما خواهش کنیم مهاجمین کلمبیا را درجهبندی کنید؟
این بحثی پیچیده است. نمیتوان فهرستی را ردهبندی کرد. تئوفیلو گویترس در آرژانتین است و هوگو رودالگو در انگلیس حضور دارد. این دو در لیگها و تیمهای متفاوت بازی میکنند و به هر شکل صاحب حق هستند. باید گفت نکته مهم در مورد این دو آن است که سطح بالای بازی را در تیم ملی حفظ کردهاند.
*در مورد بحث حضور در کوپا آمریکا، از نظر شما مدعیان چه تیمهای هستند؟
آرژانتین. این تیم خودش میزبان است که خوب بازی میکند و بازیکنان خوبی هم در کادرش دارد. فکر میکنم آنها از امتیاز و برتری خوبی برخوردارند تا بتوانند با حمایت تماشاگران خودی برنده شوند.
*شما پنج دوره در کوپا آمریکا حضور داشتید. جالب اینکه اولین حضورتان در این مسابقات هم در آرژانتین برگزار شد. از آن دوره خاطرهای خاصی دارید؟
خیر، چون همه خاطرات گذشته ام به صورت کلی است، بنابراین خاطره خاصی در این زمینه ندارم.
*دوست داشتید زمانه عوض میشد و اکنون بازهم لباس فوتبال به تن کرده و راهی میدان میشدید؟
نه واقعا(میخندد). همان زمان که بودم، مشخص است که بهترین نتایج تاریخ فوتبال کلمبیا ثبت شد. آرژانتین تا آن زمان هرگز در خانه 5 بر صفر نباخته بود و با آن نتیجه باعث صدرنشینی در گروه برای ما شد.
*چرا فکر میکنید مردم نسبت به آن نتیجه باوری اینگونه دارند؟
آدمهایی هستند که از فوتبال اطلاعی ندارند. آدمهای که اگر ببازند فقط بلدند حرف بزنند و توجیه کنند. این که به یک باره 5 بر صفر بر آرژانتین غلبه کنی، نتیجه ای است که دیگر تکرار نخواهد شد.آدمهای که چیزی از فوتبال متوجه میشوند، می دانند ما در آن بازی با ارائه فوتبالی برتر برنده شدیم. پس بردی شانسی نبود.
*این چیزی که گفتید یکی از همه خاطرات خوب به جای مانده از دوران ورزشیتان است. متاسفانه یک سال پس از آن قتل آندرس اسکوبار، همتیمیتان پس از مراجعت از جام جهانی به خاطر توپی که به اشتباه وارد دروازه خودی کرد، پیش آمد. در مورد آن اتفاق چه نظری دارید؟
این ماجرا خاطرهای تلخ است که دل همه ما دوستان، همتیمیها و وابستگان خانوادگی را به درد آورد. واقعا زشتترین اتفاقی که میتوانست در فوتبال روی دهد، همین بود. از کنار این اتفاق نمیتوان بیتفاوت گذشت و هیچ چیزی نیز با آن قابل قیاس نیست. در فوتبال میتوان نتیجه بازی را یا برد، مساوی کرد یا باخت، ولی آن اتفاق را نمیتوان توصیف کرد. حیف که آندرس که دیگر با ما نیست. هرچند برای شادی روحش همیشه آرزو کردهایم.
* سئوال آخر. چرا ما شما را هیچوقت به عنوان مربی نمیبیینیم؟
مربیگری، اصلا. من سالها قبل راه خود را جدا کردم. از زندگی یک مربی خیلی چیزهایش را دوست ندارم. این که در اردوی آمادهسازی باشم و به خاطر یک گروه سومی دسترنج تلاشم به خطر افتد. از این گذشته من خیلی صاف و صادق حرفم را میزنم و مشکلات را بی پیرایه بر میشمارم. فکر می کنم بیشترین کاری که دوست داشتم آنجام دهم ،همان فوتبال بازی کردن بوده است.
کارلوس والدراما اظهار داشت: به نظرم هنوز هم بازیکنان ذاتا بازیساز وجود دارند، ولی به آنها توسط مربیان، مجالی داده نمیشود. این روزها تاکتیک بازی به 2-4-4 تغییر کرده و بعد همه چیز خلاصه شده در دویدن و دویدن. اگر این ویژگی ها را داشته باشی، بدیهی است آرامش را به ارمغان میآوری، گل میزنی، اما اگر خودت را به دردسر نیندازی و نبرد نکنی، تو را بیرون میاندازند. فرق موضوع در همین است. از نظر من هنوز هم بازیکن بازی ساز در فوتبال جهان هستند، ولی مربیان کمی حاضرند چنین ریسکی کنند.
بازیکن سالهای1985 تا 1998 کلمبیا که هوادارانش به او در وطن "بچه " میگفتند و علاقمندانش در جهان از او به خاطر شکل ظاهری و سبک بازی به عنوان "رودگولیت دوم " نام می بردند، پس از آنکه سالها پیراهن شماره 10 تیم ملی را برتن داشت، اکنون به عنوان یک کارشناس و منتقد در متن فوتبال باقی مانده است.
وی در گفتوگو با سایت فیفا به نکات جالبی در فاصله کوتاه تا شروع مسابقات قهرمانی آمریکای جنوبی موسوم به کوپا آمریکا اشاره کرد که در زیر صحبت های وی را میخوانیم:
*آقای والدراما، شنیدیم به تازگی به خاطر نقصان فرهنگ بازی در تیم ملی کلمبیا که خودش را در فاصلهای اندک تا مسابقات کوپا آمریکا آماده میکند، گلایه و شکایت داشتید. واقعا انتقاد کردید؟
اوضاع اینگونه است. تیم ملی فاقد قالب بازی است. برای گلزنی باید ایجاد موقعیت کرد که بازیکنانی با این خصوصیات را کم داریم. البته صاحب بازیکنان خوبی هستیم که دوندهاند و در تصاحب توپ قوی عمل میکنند. آنها 90 دقیقه میجنگند، ولی خلاقیت کمی دارند. به این ترتیب کار مشکل می شود. هرچند شانس آوردهایم مهاجمین خیلی خوبی داریم.
*فکر میکنید بازیکنان بازیسازها کلاسیک در فوتبال مدرن امروزی دیگر وجود ندارند؟
به نظرم هنوز هم چنین بازیکنانی حضور دارند، ولی به آنها مجالی داده نمیشود. اکنون تاکتیک بازی به 2-4-4 تغییر کرده و بعد همه چیز خلاصه شده در دویدن و دویدن. اگر اینگون باشی، عزیزکرده خواهی بود. اگر با این مشخصه باشی، بدیهی است آرامش را به ارمغان میآوری،گل میزنی و از سایرین فاصله می گیری، اما اگر خودت را به دردسر نیندازی و نبرد نکنی، تو را بیرون میاندازند. فرق موضوع در همین است. از نظر من هنوز هم بازیکن بازی ساز هست، ولی مربیان کمی حاضرند چنین ریسکی کنند.
*بازی ساز توانمندی در کلمبیا هست که شما علاقه خاصی به او داشته باشید؟
من شیفته مکنلی تورس هستم. بازیکنی که تا کنون مجالی نیافته است. جیووانی مورنو نمونه ای دیگر از این دست است که میتوانست در کوپا آمریکا به ما از این جهت کمک کند. من روی این 2 ستاره تاکید دارم. چون نمای بازی مشخصی دارند و از آرامش لازم برخوردار هستند. خودشان را بیهوده آنگونه که مربیان بخواهند مطرح نمیکنند، ولی واقعا با بقیه متفاوت هستند.
*در گستره جهانی چطور؟
هنوز هم به بازی خوان ریکلمه علاقمندم. بدون هیچ بحثی در کل زندگیام، او را دوست داشتهام. خوان ورون نیز پست دیگری دارد، ولی دقیقا همین فرم بازی را دارد. من به بازیکنانی از این دسته، همیشه 10 امتیاز می دهم. حتی وقتی که خیلی توی چشم نباشند.
*بگذارید قدری هم در مورد مهاجمین حرف بزنیم. اجازه هست از شما خواهش کنیم مهاجمین کلمبیا را درجهبندی کنید؟
این بحثی پیچیده است. نمیتوان فهرستی را ردهبندی کرد. تئوفیلو گویترس در آرژانتین است و هوگو رودالگو در انگلیس حضور دارد. این دو در لیگها و تیمهای متفاوت بازی میکنند و به هر شکل صاحب حق هستند. باید گفت نکته مهم در مورد این دو آن است که سطح بالای بازی را در تیم ملی حفظ کردهاند.
*در مورد بحث حضور در کوپا آمریکا، از نظر شما مدعیان چه تیمهای هستند؟
آرژانتین. این تیم خودش میزبان است که خوب بازی میکند و بازیکنان خوبی هم در کادرش دارد. فکر میکنم آنها از امتیاز و برتری خوبی برخوردارند تا بتوانند با حمایت تماشاگران خودی برنده شوند.
*شما پنج دوره در کوپا آمریکا حضور داشتید. جالب اینکه اولین حضورتان در این مسابقات هم در آرژانتین برگزار شد. از آن دوره خاطرهای خاصی دارید؟
خیر، چون همه خاطرات گذشته ام به صورت کلی است، بنابراین خاطره خاصی در این زمینه ندارم.
*دوست داشتید زمانه عوض میشد و اکنون بازهم لباس فوتبال به تن کرده و راهی میدان میشدید؟
نه واقعا(میخندد). همان زمان که بودم، مشخص است که بهترین نتایج تاریخ فوتبال کلمبیا ثبت شد. آرژانتین تا آن زمان هرگز در خانه 5 بر صفر نباخته بود و با آن نتیجه باعث صدرنشینی در گروه برای ما شد.
*چرا فکر میکنید مردم نسبت به آن نتیجه باوری اینگونه دارند؟
آدمهایی هستند که از فوتبال اطلاعی ندارند. آدمهای که اگر ببازند فقط بلدند حرف بزنند و توجیه کنند. این که به یک باره 5 بر صفر بر آرژانتین غلبه کنی، نتیجه ای است که دیگر تکرار نخواهد شد.آدمهای که چیزی از فوتبال متوجه میشوند، می دانند ما در آن بازی با ارائه فوتبالی برتر برنده شدیم. پس بردی شانسی نبود.
*این چیزی که گفتید یکی از همه خاطرات خوب به جای مانده از دوران ورزشیتان است. متاسفانه یک سال پس از آن قتل آندرس اسکوبار، همتیمیتان پس از مراجعت از جام جهانی به خاطر توپی که به اشتباه وارد دروازه خودی کرد، پیش آمد. در مورد آن اتفاق چه نظری دارید؟
این ماجرا خاطرهای تلخ است که دل همه ما دوستان، همتیمیها و وابستگان خانوادگی را به درد آورد. واقعا زشتترین اتفاقی که میتوانست در فوتبال روی دهد، همین بود. از کنار این اتفاق نمیتوان بیتفاوت گذشت و هیچ چیزی نیز با آن قابل قیاس نیست. در فوتبال میتوان نتیجه بازی را یا برد، مساوی کرد یا باخت، ولی آن اتفاق را نمیتوان توصیف کرد. حیف که آندرس که دیگر با ما نیست. هرچند برای شادی روحش همیشه آرزو کردهایم.
* سئوال آخر. چرا ما شما را هیچوقت به عنوان مربی نمیبیینیم؟
مربیگری، اصلا. من سالها قبل راه خود را جدا کردم. از زندگی یک مربی خیلی چیزهایش را دوست ندارم. این که در اردوی آمادهسازی باشم و به خاطر یک گروه سومی دسترنج تلاشم به خطر افتد. از این گذشته من خیلی صاف و صادق حرفم را میزنم و مشکلات را بی پیرایه بر میشمارم. فکر می کنم بیشترین کاری که دوست داشتم آنجام دهم ،همان فوتبال بازی کردن بوده است.
تاریخ: 1390/3/24
موضوع: فوتبال
نظر: 0
















