تمام جدالهای دایی در این سالها
جدال علی دایی با کاشانی که آخرین پرده آن دیشب در برنامه90 اجرا شد، اولین رویارویی علی دایی از این نوع نبوده و با شناختی که از خلقوخوی دایی داریم احتمالا آخرین آنها هم نخواهد بود. در حافظه فوتبال ما چندین نمونه دیگر هم از مصافهای مستقیم و جدالهای لفظی دایی با اهالی فوتبال وجود دارد که تعدادی از آنها مانند مصاف دیشب به صفحه تلویزیون کشیده و بعضی دیگر در صفحات روزنامهها به اجرا درآمدهاند.
1-دایی- پروین؛ یک اقلیم و دو سلطان
دایی بازیکن صباباتری بود و پروین سرمربی پرسپولیس. دو نفر چند هفتهای بود به مناسبتهای مختلف به پروپای هم میپیچیدند اما بازی پرسپولیس-صبا و درگیریهایی که روی سکوها میان اطرافیان سلطان با برادران شهریار رخ داد آتش جنگ را شعلهور کرد. علی پروین که عادت به حضور در تلویزیون ندارد، بیشتر حملات خود به حریف را از کانال مطبوعات پیگیری میکرد و دایی را بازیکنی مینامید که توانایی زدن 4روپایی را هم ندارد.
اما دایی در یک دوشنبهشب تاریخی به برنامه نود رفت و در زمانی بیش از دو ساعت تمام نقاط تاریک کارنامه علی پروین را از روی یک کاغذ نوشتهشده برای بینندگان 90 افشا کرد.از فردای آن روز دو طرف تهدیدهایی نثار هم کردند که مضمون کوچکترینش این بود: «کاری میکنم که دیگر نتوانی در ایران زندگی کنی!» اما بعد از چند روز طرفین به سازمان تربیتبدنی احضار و برای برگزاری یک آشتیکنان اضطراری توجیه شدند.
2-دایی-قلعهنویی؛ رزرو کردن فیفادی
«آقایان میگویند ما تمام روزهای فیفا را تا سال آینده رزرو کردهایم. مگر فیفادی هتل است شما بتوانید آن را رزرو کنید؟!» موضوع جدلهای لفظی دایی با امیر قلعهنویی بیشتر در مورد مسائل تیم ملی و با مضمونهایی مشابه ماجرای جالب و خندهدار فیفادی بود. امیر قلعهنویی بعد از شکست در جام ملتها برکنار و علی دایی بهجای او روی نیمکت تیم ملی مینشست. دایی برنامههای مربیان پیشین را بیپروا به نقد میکشید و ژنرال هم در جواب دادن کم نمیآورد. آتش این ماجرا هم بعد از مدتی خاموش و به دست فراموشی سپرده شد.
3-دایی- مایلیکهن؛ دعوای «داروغه» با «آقا قلدره»
مشکلات حلناشدنی میان دایی و مایلیکهن ریشه در تاریخی دور و دراز دارند. از همان زمانی که دایی بازیکن و مایلیکهن سرمربی تیم ملی بودند و حاجی به بهانه دخالت دایی در امور فنی او را مدتی از تیم ملی کنار گذاشت این اختلافات آغاز شده و هیچ وقت هم به پایان نرسیده است.رابطه دایی و مایلیکهن در این سالها فراز و نشیب زیادی داشته اما هرگز رنگ آشتی و رفاقت را ندیده است.
در روزهای اوج این جنگوجدلها مایلیکهن دایی را با لفظ «آقاقلدره» خطاب قرار میداد و دایی هم به مایلیکهن طعنههایی از این جنس میزد که «بعضیها فکر میکنند داروغه شهرند و در مورد همه چیز اظهار نظر میکنند.» این دعوا به مراجع قضایی هم کشیده شد و حتی دایی برای مایلیکهن حکم جلب گرفت.
4-دایی- کفاشیان؛ پول بهانه بود
اخراج از تیم ملی در فروردین88 اتفاق کوچکی برای دایی نبود و او هنوز هم اگر فرصتی پیدا کند در شکوه و شکایت از فدراسیونی که در آن زمان پشت او نایستاده و حمایتش نکرده کم نمیگذارد. یک دعوای مالی میان دایی و فدراسیون هم مزید بر علت شد تا شهریار این بار رئیس خندهروی فدراسیون را به میدان طلبیده و شیپور جنگ را برای او به صدا دربیاورد.
دایی با طرح یک شکایت مالی، فدراسیون را محکوم کرد که تمام حق و حقوق او در مدت باقیمانده از قراردادش را پرداخت کند، در حالی که تصور همگانی این بود که او بیشتر به دنبال انتقامجویی است تا مقاصد مالی.شبی که دایی مدارک خود را زبر بغل زد و برای افشاگری راهی استودیوی 90 شد خاطرات چند سال قبل و دعوای نودی شهریار با علی پروین دوباره زنده شد
5-دایی- کاشانی؛ خصومت نهانی
دعوا به قدری تر و تازه هست که نیازی به توضیح اضافی نداشته باشد. این بار هر دو طرف در برنامه 90 حاضر شدند اما به صورت جداگانه حرفهایشان را زدند تا حقانیت خود را به بینندگان اثبات کنند. وجه مشترک حرفهای هر دو طرف هم تقدیر و تشکر از هواداران همیشگی پرسپولیس بود. هوادارانی که ناخواسته به قضاوت در مورد این دعوا فراخوانده شدهاند و انگار هیچ چارهای ندارند جز اینکه طرف یکی از دو جناح را بگیرند و حکم به حقانیت او بدهند. بیچاره هواداری که هم باید شاهد شکستهای تیم محبوبش باشد و هم وظیفه شناسایی مقصر را هم شخصا به عهده بگیرد!
سایت گل
















