با فوتبال زندهام زنگا: خداوند به من استعداد بخشید و هدایتم کرد
خبرگزاری فارس: دروازهبان اسبق تیم ملی ایتالیا و سرمربی کنونی النصر امارات گفت: خداوند به من استعداد بخشید، مرا خوب هدایت کرد و اجازه محو شدن نداد.
به گزارش خبرگزاری فارس، والتر زنگا که در دوران جوانی بهخاطر واکنشهایش به مرد عنکبوتی معروف بود در گفتوگویی مبسوط با سایت فیفا مطالبی را عنوان کرده است که بهشرح زیر است:
* آقای زنگا، زندگی در حاشیه خلیج فارس تا چه حد مورد پسند است؟
بدیهی است، با جاهایی که تا به حال بودهام، کاملا متفاوت است. هرجایی یک سری مشخصات خاص خود را دارد که آب و هوا بارزترین مورد آن است. زندگی در عربستان و امارات شبیه به ترکیه که مدت کمی در آن زندگی کردم، است. ولی خود فوتبال، جدا از اینکه در کجا باشد، خیلی متفاوت نیست. تلاش میکنم درسهایی از حرفهایگری اروپاییان را به آنها منتقل کنم. چون از این حیث کمبود دارند. در اینجا هر بازیکن خصوصیات و استعداد خاص خودش را دارد. وظیفه من این است که بهترین بازی را از بازیکنی که با آن سرو کار دارم، بگیرم تا همه در زمین قدرت بالایی را نشان دهند.
*تا به حال فکر نکردهاید فوتبال این بخش از جهان شما را به بیراهه میبرد؟
گاهی اوقات آدم به قدر کافی، فرصت ندارد تا درمورد همه امور کامل فکر کند. از راه فوتبال من به عنوان بازیکن به آمریکا آمدم که دوره ورزشیام به پایان رسید و بهعنوان مربی با تیم نیوانگلند کار را شروع کردم. بعد به ایتالیا بازگشتم که در میلان تیم آماتوری برهراکالچو را تمرین دادم. پس از این بود که سفر جهانی من شروع شد. سفری که تا به الان با حضور در کشورهای مختلف و تیمهای بسیاری ادامه داشته است.
*واقعاً این کار راحت بود؟ مردم تصور میکنند، چون قبلا دروازهبان بودید، شاید بهتر بود مربی دروازهبانان میشدید؟
چیزی به اسم کار سهل و ساده وجود ندارد. این باور که دروازهبانان، مربیان خوبی نیستند، واقعا تفکری ابلهانه است که پایه و اساسی هم ندارد. در فوتبال افکار نادرستی هست و همچنین مردمانی که دوست دارند یکسری چیزها را دائما تکرار کنند تا یک باور، واقعی به نظر آید. بهعنوان مثال بازیکنانی هستند که دیوانه خطاب میشوند چون فقط یک بار در میدان از کوره در رفته و عصبانی شدند. ولی به خاطر همین یک خطا، مجبورند تمام عمر اسیر آن رفتارشان باشند.
همین مورد در مورد دروازهبانی نیز مصداق دارد که میگویند یک دروازهبان نمیتواند سرمربی خوبی باشد. لازم است از همان کسانی که اینگونه فکر میکنند بپرسم چرا نمیتواند مربی باشد؟ و دلیل مخالفتشان چیست؟
ظاهرا مردم یادشان نمیآید یکسری از دروازهبانان بزرگ، مربیان بزرگی مثل والنتین استانسکو رومانیایی یا میشل پرودوم بلژیکی شدند. همین دو مثال خود مشخص میکند دروازهبانان هم قابلیت تبدیل شدن به مربیان بزرگ را دارند.
*ارزیابی شما از دوران ورزشی که تا به الان سپری کردهاید، چیست؟
از آنچه تا به الان کسب کردهام، راضی هستم. با فوتبال زندهام. فوتبال به من تا به الان 40 سال عمر بخشیده است. چند سال دیگر هم به آن اضافه میشود. تمام عمرم را به فوتبال اختصاص دادهام و احساس میکنم کار درستی کردهام. اگر تنها به خاطر پول این کار را انجام میدادم، اشتباه بود. مثل هر ورزشکار دیگری لحظات بسیار دلانگیز و تلخ در دوره ورزشیام وجود داشته است. ولی زندگی مرا به نقطهای رسانده که دیگر به گذشتهها نگاه نکنم.
در خانه هیچ تصویری از خودم به عنوان بازیکن ندارم و جزو آن عده که مرتب با یاران سابق در گذشتهها سیر میکنند، نیز نیستم. آنچه گذشته، دیگر گذشته است و دیگر به تاریخ پیوسته است. لزومی ندارد به چیزهایی بپردازیم که 20 سال قبل روی دادهاند. برای من نکته جالب، زمان حاضر و آینده است.
من در تمام دوران زندگیام خیلی فوتبال بازی کردم. 9 سالم بود که بازی کردن را شروع کردم و بعد تا بالاترین درجه هم پیش رفتم. الان هم تیمها را در بالاترین سطح تمرین میدهم. شاید بتوان گفت که حضور با تیم ملی ایتالیا در جام جهانی 1990 نقطه اوج دوران ورزشیام بود. ولی همانگونه که گفتم هرچه بوده، مربوط به گذشته است.
*در تمام دوران ورزشی که داشتهاید، چیزی بوده که از اهمیت خاصی برای شما برخوردار باشد؟
شک ندارم خداوند به من استعداد بخشید ، مرا خوب هدایت کرد و اجازه محو شدن نداد. به عنوان بازیکن به خیلیچیزها رسیدم. به عنوان مثال در یک دوره جام جهانی حضور یافتم و نماینده کشورم در رقابتهای مختلفی بودم. پس از آن در باشگاههای بزرگی بازی کردهام که مهمترین آن تیم شهر زادگاهم اینترمیلان بود که همراه با آن به مقام قهرمانی رسیدم.
*در رویایتان بازگشت به اینتر و مربیگری آن نیست؟
اگر از طرف این تیم به من پیشنهاد داده شود، به طور قطع رد نخواهم کرد. ولی من در دنیای خواب و رویا بسر نمیبرم. در فاصله کمی از اینتر هم قرار نمیگیرم تا در تیررس قرارگیرم. کارم را دوست دارم و تصمیم دارم نیز روی آن تا جایی که بشود تمرکز کنم. اکنون مربی تحت قرارداد با النصر هستم و با تمام وجود تلاش خواهم کرد وضعیت تیم بهبود یابد.
*آدمهایی هستند که ادعا میکنند محیطی که شما در دنیای عرب در حال کار هستید، بختتان را برای کار در اروپا کاهش میدهد. در اینباره چه نظری دارید؟
ممکن است همانگونه که برخی فکر میکنند قادر نباشم. اگر کسی فکر کند من مربی ضعیف هستم که در اروپا نمیتوانم کار کنم، برایم مهم نیست. زندگی من در هر جایی که خواستم باشم، شکل گرفته است. ضمن این که الان هم برای تیمی بزرگ دارم کار میکنم. تمام تیمهای که تمرین دادهام، بزرگ بودهاند. فقط کافیست بشماریم، استوا و دیناموبخارست در رومانی، ستاره سرخ بلگراد در صربستان، العین در امارات، النصر عربستان تیمهای بزرگی در کشور خود هستند. علاوه بر این کاتانیا و پالرمو در ایتالیا، تیمهای درجه اولی هستند. با این حال موفقیتام را با این جور چیزها نمیسنجم.
*پس چگونه میسنجید؟
نه براساس موقعیت جغرافیایی که در آن دارم کار میکنم بلکه نحوه عملکردم. نام این تیمها که برده شد چیز خاصی به ذهن متبادر نمیکند ولی اینکه در نقش مربی و بازیکن همراه با آن رسیدهام، اهمیت دارد. من سه تیم بزرگ رومانی را تمرین دادهام. در فصل 2005- 2004 با استهوابخارست قهرمان لیگ رومانی شدم. در فصل 2006-2005 با ستاره سرخ بلگراد صاحب دو جام صربستان شدم ولی با این وجود همه چیز در مورد من در کسب نتیجه خلاصه نمیشود.
چون مثلا وقتی هدایت کاتانیا را قبول کردم، تیم در حال سقوط به دستهای پایین تر بود. در اولین فصل حضورم با آن، به نیمههای جدول رسیدیم. ضمن اینکه معروف شدیم فوتبال جذابی را ارائه میکنیم. تازه در تیمهایی که مدت زیادی نماندم، مثل پالرمو ،العین امارات و گازیانتپ اسپورترکیه، چیزهای مثبت از خود به جای گذاشتم.
وداع با النصر ریاض برای من ناخوشایند بود. زیرا تیم را به مقام نایب قهرمانی لیگ عربستان رساندم و مقابل قدرتهای این لیگ بیشکست ماندم. تازه این درحالی بود که تیمی جوان و خام را در اختیار داشتم.
*بزرگترین مشکل شما که با آن بهعنوان مربی دست به گریبان شدید، چه بوده؟
زبان. در کاتانیا و پالرمو، هیچ مشکلی وجود نداشت. چون میتوانستم با بازیکنان، مسئولان و رسانهها به ایتالیایی حرف بزنم. هرچند انگلیسی حرف میزنم، ولی خب مشخص است که زبان مادریام نیست. درتمام تیمهایی که تا به الان تمرین دادهام بازیکنان بومی و خارجی بودهاند. در النصر، دستوراتم به سه زبان فرانسوی برای اسماعیل بونگرا، اسپانیایی برای لئو لیما و عربی برای جوانان کادر تیم ترجمه میشد. راحت نیست که انتظار داشته باشی هر جمله درست ادعا شود و بار معنایی خود را از دست ندهد.
از این رو سعی میکنم همیشه جملات سادهای را مورد استفاده قراردهم تا به بازیکنان تا جایی که امکان دارد، راحت نقطه نظرم را منتقل کنم.
*ایام خود را در دبی چگونه سپری میکنید؟
برنامههای تمرینی، جلسات تمرینی و مسابقات را برنامه ریزی میکنم. بطور متوسط چیزی حدود 5 ، 6 ساعت در روز ، برای مدت زیادی کار میکنم. در کنار فوتبال، وقت برای خانوادهام میگذارم. با سمیرا، دخترم بازی میکنم .گاهی اوقات هم با دوستان یا همکاران مربی ناهار میخورم.
*در مدتی که اینجا هستید، با فابیو کاناوراو هم دیداری داشتید؟
بله. ما دوست هستیم و در یک نقطه از جهان زندگی میکنیم . ضمن اینکه همسران مان نیز درک خوبی از یکدیگر دارند.
*چرا روی دخترتان اسمی عربی گذاشتید؟
همسرم به هشت زبان حرف میزند که یکی از آن، عربی است. او این زبان را در رومانی که بودیم، یادگرفت. ما این بخش از کرهخاکی را دوست داریم و با هم تصمیم گرفتیم روی دخترمان چنین اسمی بگذاریم. سمیرا یعنی عزیز دلبندم. اگر صاحب فرزندی دیگر شویم، بازهم یک نام عربی برایش انتخاب میکنیم. اینجا خیلی راحتیم. اگر چه فقط شش ماه در ریاض بودیم، ولی وقتی داشتیم آنجا را ترک میکردیم، همسرم از فرط ناراحتی گریست. او یک روز تمام گریه میکرد.
*بین امارات و عربستان خیلی تفاوت است؟
نه خیلی زیاد. آداب و رسوم و کلا منش یکی است. از نظر فوتبالی هم، اندکی تفاوت است. فضا ورزشگاهها فرق میکند. در عربستان سکوها در ورزشگاه پر میشوند. تماشاگران بسیار پرسر و صدا هستند. اگر 30 تا 40 هزار نفر برای یک مسابقه بیاید، رقم تماشاگری عادی است. در امارات ورزشگاهها تا حدی خالیتر از تماشاگر هستند.
*برداشت شما از دربی شهر ریاض میان النصر و الهلال چیست؟
النصریها تا الان بازی های بزرگی مقابل الهلال، الشباب و الاتحاد انجام دادهاند که ما در هیچیک نباختیم. تماشاگران عالی بودند و از تیم در هر جایی که بازی کردیم، حمایت کردند.
*فکر میکنید اینترمیلان در فصل جدید بتواند صاحب اسکودتو شود؟
دوست ندارم در این باره نظر دهم. بخاطر تفاوت وقت برنامههای بازی تیمم ، از این جا بطور دقیق کالچو را نمیتوانم تعقیب کنم. تیمی که بخواهد قهرمان شود باید کل فصل را قوی بازی کند تا در بالای جدول باشد. آنوقت به آنچه استحقاقش را داشته باشد، خواهد رسید.
انتهای پیام/آ
















