سقف قرارداد قانون است یا تنها یک قصه؟
ایسنا:"با باشگاهها و بازیکنانی که سقف قرارداد را رعایت نکنند، برخورد میکنیم" جملهای تکراری اما بیاثر. تهدیدی که پاسخ نداده و در این بازار مکاره بازیکنان و مربیان زیادی پیدا میشوند که بالاتر از سقف قرارداد پول طلب میکنند و باشگاههای پرتعدادی هم هستند که "چشم" میگویند و ناز بازیکنان و مربیان را میخرند.
ده سالی میشود که از حرفهای شدن لیگ برتر ایران میگذرد، اما این به اصطلاح "حرفهای" شدن به جای اینکه برای فوتبال ایران سودی به همراه داشته باشد برای بازیکنان و مربیان "آب و نان" داشته.
اگر در اواخر دهه 60 و سالهای میانی دهه 70 بازیکنان بزرگ این فوتبال با رقمهایی عادی و معمولی در تیمها جا به جا میشدند و هنوز هم به بزرگی از آنها یاد میشود و مردم همچنان با خاطرات آنها زندگی میکنند، در تمامی سالهای اخیر تنها خاطره مردم از بازیکنانی که در فوتبال ایران رقمهای چند صد میلیونی گرفتهاند، تعداد صفرهایی بوده که از رقمهای قراردادشان در ذهن به تصویر کشیدهاند.
نمونه اخیرش هم بازیکنی است که برای امضای قرارداد با باشگاه پرسپولیس رقمی یک میلیارد تومانی طلب کرد و گفت تنها با این قرارداد و گرفتن 400 میلیون تومان در ابتدای کار حاضر است پای قراردادش با پرسپولیس را امضا کند و دست آخر حضورش در پرسپولیس منتفی شد. البته مشکل بازیکن نیست. مشکل مدیری است که از بودجه دولتی و بیتالمال حاضر است بیش از 800 میلیون تومان به بازیکنش بدهد و سند موفقیت و بقایش را با پول بیتالمال امضا کند و طبیعی است که سال بعد مدیر دولتی باشگاه دیگری با پیشنهادی بالاتر از 800 میلیون تومان از سوی آن بازیکن روبهرو میشود، حالا اگر باشگاهش پول داشته باشد، این پول را میدهد و آن بازیکن را میگیرد و اگر هم در کیسهاش پول آن قدر نباشد، بر خلاف میل باطنیاش به بازیکن پاسخ منفی میدهد. البته این تنها یک نمونه است و این روزها تعداد بازیکنانی که چنین درخواستهایی مطرح میکنند به وفور یافت میشود.
سال قبل باشگاه الزمالک مصر برای سه سال به عماد رضا 600 هزار دلار داد، اما وقتی این بازیکن عراقی در نیم فصل قصد کرد به صورت قرضی به ایران بیاید از پرسپولیس سر جمع درخواست 850 میلیون تومان برای نیم فصل کرد و جالب اینکه با وجود پاسخ مثبت قرمزهای تهران به این پیشنهاد سنگین، راهی بوشهر شد. این واقعیت فوتبال ایران است.
پاسخی که بیشتر اهالی فوتبال به انتقادها میدهند عجیب است و - البته آدم را بیشتر غصهدار میکند - میگویند "دیگر فوتبال حرفهای شده و بازیکنان نمیتوانند شغل دیگری داشته باشند". بله، فوتبال به اصطلاح حرفهای شده و بازیکنان تنها یک شغل دارند، اما مگر در این جامعه یک کارگر یا یک کارمند شغل دیگری دارند و کار روزانه بیش از ده ساعت به آنها اجازه میدهد منبع درآمد دیگری داشته باشند. اگر هم به تخصص باشد و جامعه فوتبال پای تخصصشان را به میان بکشند و بگویند کارشان تخصصی است و باید به خاطر این تخصص چنین پولی بگیرند، باید از آنها پرسید که در این دوره و زمانه کدام کار تخصصی نیست. در این جامعه راننده تاکسی هم در کار خودش متخصص است و باید بداند که چطور با مسافرش برخورد کند، چه اینکه معلم و خبرنگار و مهندس و وکیل هم نان تخصصشان را میخورند.
به هر حال با وجود اصرار و پافشاری مسوولان فدراسیون فوتبال در برخورد با بازیکنان و باشگاههایی که بالاتر از سقف قرارداد پول رد و بدل میکنند، این قانون به راحتی زیر پا گذاشته میشود و گویی امسال وضع بدتر از قبل هم شده است، اما تکرار مکرارت فدراسیون که "با متخلفان به شدت برخورد میکنیم" هم بی اثر بودنش را بیشتر از پیش نشان داده است. فدراسیون فوتبال اگر واقعا میخواهد با این قانون شکنی واضح برخورد کند، باید در ابتدا به سراغ مدیرانی برود که با اسکناسهای دولتیشان وضع فوتبال ایران را به این روز درآوردهاند. فوتبالی که هیچ بازدهی در سالهای اخیر نداشته و تنها غمی افزوده بر غمهای مردم در این روزگار.
















