بازخوانی پرونده امیدها؛ باری که کج بود و به منزل نرسید
تیم فوتبال امید ایران حذف شد. نسل جوانی که 40 سال پیش را ندیده حالا باید 4 سال دیگر صبر کند یا برای یادآوری خاطرات المپیک 1976 به نسلهای قبل رجوع کند!
در آخرین حلقه از اتفاقهای عجیب و غریب فوتبال ایران تیم فوتبال امید ایران در مرحلهی پلی آف المپیک حذف شد. اتفاقی که در مستطیل سبز رخ نداد تا شاهکارهای فدراسیون فوتبال تکمیل شود.
آخرین پرده در یک نگاه
تیم فوتبال امید ایران، عراق را در اربیل با یک گل شکست میدهد تا امیدها حداقل برای رسیدن به مرحلهی گروهی زیاد شود. همه چیز مرتب پیش میرود، اما غافل از این که تیمی که گمان میرفت برای صعود باید دروازهاش را بسته نگه دارد، باید بیش از سه گل در ورزشگاه آزادی بزند. اطلاع از این مساله چند ساعت پیش از آغاز بازی آن قدر کار را دشوار می کند که ایران 2 بر صفر شکست خورده و حذف میشود، تا حضور چند دقیقهای بازیکنی که محروم بوده برای ایران گران تمام شود.
علیرضا منصوریان به گفتهی خودش تنها چند ساعت پیش از بازی برگشت متوجه فاجعه میشود و بازیکنان را از این مساله مطلع میکند، آب سردی بر روی همه ریخته میشود و اشکها جاری. کیروش هم که از طریق منصوریان متوجه میشود تنها به نگاه تعجب آمیزی بسنده میکند و خدا میداند در آن دقایق در چشمان متفکرش چه فکری راجع به فوتبال ایرانی کرده است.
فلاش بک به گذشته: انتخاب سرمربی تیم امید
با وجود این که پس از حذف از هر دورهی المپیک تاکید میشد که تیم امید باید با برنامه و طبق کار اصولی حرکت کند از همان ابتدا نشانههایی وجود داشت که نشان میداد مارگزیده همچنان قصد ندارد از ریسمان سیاه و سفید بترسد. هومن افاضلی که به عنوان سرمربی موقت تیم امید انتخاب شد و میدانست آیندهای روی نیمکت این تیم ندارد تا بخواهد طبق برنامه مدونی پیش برود، تنها توانست دوبار امیدها را مقابل قرقیزستان هدایت کند.
موضوع انتخاب سرمربی تیم ملی فوتبال پس از ناکامی در جام ملتهای آسیا، بهترین فرصت را برای فدراسیونیها فراهم کرد تا در بوق و کرنا بدمند که برای حضور در تیم امید هم از یک مربی سطح بالای خارجی استفاده میشود تا این بار تیم امید راهی المپیک شود.
ابتدا اعلام شده بود که سرمربی تیم ملی، هدایت امیدها را هم بر عهده خواهد داشت و بر کار این تیم رسیدگی میکند. کیروش که پس از چند مرحله آمد و نیامد سرانجام دعوت ترابیان را اجابت کرد هیچگاه زیربار این موضوع نرفت که خلبان پروازی باشد که حتما سقوط میکند و در پایان مقصر شناخته میشود!
اعضای فدراسیون پس از این اعلام کردند که دستیاران کیروش هدایت تیم امید را بر عهده خواهند داشت، اما نه سیموئز، نه مک درموت و نه دن گاسپار سمتی را در تیم امید نپذیرفتند و کیروش با بیان این که تنها بر کار امیدها نظارت خواهد کرد، فدراسیون را مجاب کرد که یک مربی ایرانی برای این کار انتخاب شود و علیرضا منصوریان که تنها سابقهی یک بار نشستن روی نیمکت تیم ملی را به عنوان سرمربی مقابل روسیه داشت، هدایت امیدها را بر عهده گرفت تا باز هم مربی ایرانی برای امیدها انتخاب شود. رویای صعود به المپیک که برای جبران شکست در بازیهای آسیایی گوانگ جو مطرح شده بود، تحقق نیافت و المپیک لندن هم از دست رفت.
اردوی اروپا لغو شد، بار از اول کج بود!
تیم ملی فوتبال امید در مرحلهی اول پلیآف حریف نه چندان قدرتمندی به نام قرقیزستان را پیشرو داشت و توانست در مجموع دو دیدار رفت و برگشت با یک گل به پیروزی برسد. در حالی که برای دورهای بعدی انتخابی المپیک برنامهی به ظاهر قابل قبولی چیده شده بود، مشکل خروجی بازیکنان، اردوی دوستانه به اروپا و بازی با اوکراین را لغو کرد تا فدراسیون ترتیب بازی دوستانهای را با تیم ملی بزرگسالان بدهد. کارلوس کیروش که رفته رفته با اتفاقهای عجیب فوتبال ایران آشنا میشد، کم کم دریافت که همه چیز در آکادمی تر و تمیز و کمپ مرتبی که در آغاز زمان حضورش در ایران بازدید کرد ختم نمیشود.
تیم ملی امید به هر حال برای دیدار با عراق آماده شد. نمایش خوب ملی پوشان در اربیل به هیچ وجه با تدارکی که برای این تیم دیده شده بود، همخوانی نداشت، اما پیروزی یک بر صفر تا حد زیادی خیال همه را بابت صعود راحت کرد، اما ...
بازی ایران – عراق، دور برگشت
در حالی که فدراسیون از طریق رسانهها از مردم می خواست که در ورزشگاه حاضر شوند و حتی بلیت را رایگان کرده بود، هزاران نفر تماشاگری که روزپنج شنبه راهی ورزشگاه آزادی شدند متوجه نشدند چرا تیمی که بازی رفت را برده از دقیقهی یک ده نفره حمله میکند!
دو گلی که ایران مقابل عراق پذیرفت و البته تنها دلیلش جلو کشیدن بازیکنان بود، پرچم این کشور را در ورزشگاه آزادی به اهتزاز درآورد تا تماشاگران با حسرت و ناراحتی در حالی که نمیدانند اصل ماجرا چیست ورزشگاه را ترک کنند.
آغاز سقوط و جستجو برای یافتن جعبه سیاه!
گشتن مقصر و کسی که گناه حذف تیم امید را به گردن بگیرد دقایقی بعد از بازی شروع شد، اما کیست که نداند که این جستجوها نه پای کسی را از میز ادارهای قطع خواهد کرد و نه کسی را به میز محاکمه خواهد کشاند. سعیدلو هنگام خروج از ورزشگاه آزادی با بیان این که " جلسه دارم، علت شکست را از فدراسیون و کمیته المپیک بپرسید" از جمع خبرنگاران خارج میشود.
فدراسیون اعلام میکند که تیم، سرپرست و کادر فنی دارد و باید در جریان این موضوع قرار میگرفت. کمال کامیابی نیا قسم میخورد که نمیدانسته دو کارته بوده است. منصوریان میگوید فدراسیون باید به ما اطلاع میداد چرا که کادر فنی پس از بازی با قرقیزستان عوض شده است. شاید فقط پستچی مقصر بوده است!
نامهای که مقصر بود و عید نوروز به ایران رسید!
AFC در نامهای به فدراسیون فوتبال ایران اعلام میکند که کمال کامیابی نیا به دلیل دریافت دو کارت زرد حق همراهی تیم ملی امید را در دیدار رفت مقابل عراق ندارد. نامهای که گفته شد 4 اسفند به فدراسیون رسیده. کسی که برای درست کردن یک تاریخ این نامهی گمشده تلاش کرده هرگز به این مساله فکر نکرده که در آن زمان (چهارم اسفند) هنوز بازی برگشت انجام نشده بود که کامیابی نیا بخواهد محروم شده باشد. پس ماجرا چیست؟
نامه شماره 37 نه چهارم اسفند بلکه ششم فروردین سال 90 به فدراسیون فوتبال ارسال شده است. زمانی که احتمالا به دلیل تعطیلات نامه ناپدید شده و سرنوشتش معلوم نیست. فدراسیون فوتبال نه تنها در ماجرای نامه قرار نداشته بلکه حتی نمیدانسته که نامه چه زمانی ارسال شده است! بار دیگر باید فکر کنیم چگونه از سوی AFC به عنوان فدراسیون برتر آسیا انتخاب شدیم!
اشتباه تیم نوجوانان که باز هم تکرار شد...
مشابه این اتفاق پیش از این هم در مورد تیم نوجوانان رخ داده بود. زمانی که در فاصله بسیار اندکی که به آغاز مسابقات نوجوانان مانده بود، اعلام شد قوانین مربوط به سن و سال بازیکنان تغییر کرده و هفت بازیکن تیم نوجوانان نمیتوانند تیم را همراهی کنند.
نشستی پس از این رویداد برگزار شد و پس از آن مقرر شد که کادر فنی و سرپرست تیم مسئول مستقیم رسیدگی به تمام موضوعات تیم از قبیل مشکل خروجی، بازیکنان محروم، تهیه ویزا و ... هستند، اما این اشتباه باز هم تکرار شد و این بار تیمی که برایمان اهمیت به مراتب بیشتری نسبت به نوجوانان داشت، حذف شد.
سمتهایی با وظایف نامشخص
شاید اولین موضوعی که پس از چنین اتفاقی به ذهن متبادر میشود این است تیمی که یازده بازیکن و یک سرمربی دارد زمانی که به سفر میرود نزدیک به 40 بلیت برایش تهیه میشود. این بلیتها به اسم چه کسانی است و آنها چه مسئولیتهایی دارند؟ سرپرست تیم طبق نامی که برای سمتش در نظر گرفته شده وظیفه فنی بر عهدهاش نیست، پس چه وظیفهای دارد؟ اگر قرار باشد چنین اتفاق مهمی در تیم رخ دهد و او خبر نداشته باشد باید در معنای واژه سرپرست شک کرد!
مقصر واقعی کیست؟
سرمربی تیم با وجود این که میگوید کسی ماجرا را به او نگفته یکی از مقصران است. سرمربی تیم نفر اول نیمکت است و باید از وضعیت بازیکنانش اطلاع داشته باشد. اولین موضوعی که یک مربی پیش از یک بازی رسمی در نظر دارد این است که کدام بازیکنانش مصدوم و محروم هستند و چه تعداد از نیروهایش را برای یک بازی در اختیار دارد. منصوریان حتی فکر نکرده که برای بازی با عراق کدام مهرههایش را در اختیار ندارد؟ بی اختیار یاد مصاحبههای مربیان حرفهای میافتیم که در آغاز جملات خود میگویند برای بازی بعد فلان بازیکنان را به دلیل مصدومیت یا محرومیت در اختیار نداریم اما میتوانیم...
اصغر حاجیلو، سرپرست تیم هم یکی از مقصران ماجراست. چرا که وظیفه پیگیری تیم بر عهده او بوده است. درگذشت ناصرحجازی، اسطوره فوتبال ایران که جامعه ورزشی کشور را در ماتم و اندوه فرو برد نباید باعث میشد که وی بخواهد از تیم امید فاصله بگیرد. اصرار برای بازگرداندن کسی که شرایط روحی مناسبی ندارد کار درستی نبود. هرچند شنیدهها حاکی است که درگذشت ناصرحجازی تنها دلیل کناره گیری حاجیلو نبوده است!
در دنیای کار، پدیدهای سالهاست اختراع شده که به آن استعفا گفته میشود و معنا و مفهوم آن این است کسی که در کارش موفق نبوده باید از کار خود کنارهگیری کند تا بیش از این به حوزه فعالیتش آسیب وارد نشود! پدیدهای که در ایران مدتهاست فراموش شده. حذف امیدها و ناکامی در راه یافتن به المپیک شاید از مدتها قبل پیشبینی شده بود، زمانی که در برنامه 90، مردم که از شکست تیم ملی در جام ملتها ناراحت بودند به کنایه از کفاشیان خواستند که در کارش بماند و تیم امید را به هم به سرمنزل مقصود برساند و بعد برود و حالا امیدها به سرمنزلش رسیده است!
هر چقدر در سالهای اخیر واژههایی مانند استعفای اجباری یا برکناری را شنیدهایم دلمان تنگ شده است برای یک عذرخواهی و استعفای با صداقت و با شهامت.
چه باید کرد؟
تنها موضوعی که میتواند اندکی آلام مردم را فرو بنشاند و امیدها را برای سالهای آینده زنده نگه دارد، تشکیل کمیته (واقعی) برای بررسی موضوع و شناخت مقصران است. چرا سیستم پاداش و جزا باید در ایران به صورت ناقص (فقط پاداش) انجام شود؟ تاوان میلیونها تومان هزینهی بیتالمال که با اشتباهی تا این اندازه بچهگانه از دست رفت را چه کسی باید بدهد. چرا جرمی برای مدیران به اسم بی کفایتی و بی لیاقتی وجود ندارد تا آنها را در صورت کوتاهی و ایجاد خسارت مادی و معنوی به دادگاه بکشاند؟
در باب حذف امیدها، نوشتهاند و می نویسند و خواهند نوشت. آرشیوی پر میشود و در پایان تنها نام خلبانی اعلام میشود که مقصر بوده است.
در آخرین حلقه از اتفاقهای عجیب و غریب فوتبال ایران تیم فوتبال امید ایران در مرحلهی پلی آف المپیک حذف شد. اتفاقی که در مستطیل سبز رخ نداد تا شاهکارهای فدراسیون فوتبال تکمیل شود.
آخرین پرده در یک نگاه
تیم فوتبال امید ایران، عراق را در اربیل با یک گل شکست میدهد تا امیدها حداقل برای رسیدن به مرحلهی گروهی زیاد شود. همه چیز مرتب پیش میرود، اما غافل از این که تیمی که گمان میرفت برای صعود باید دروازهاش را بسته نگه دارد، باید بیش از سه گل در ورزشگاه آزادی بزند. اطلاع از این مساله چند ساعت پیش از آغاز بازی آن قدر کار را دشوار می کند که ایران 2 بر صفر شکست خورده و حذف میشود، تا حضور چند دقیقهای بازیکنی که محروم بوده برای ایران گران تمام شود.
علیرضا منصوریان به گفتهی خودش تنها چند ساعت پیش از بازی برگشت متوجه فاجعه میشود و بازیکنان را از این مساله مطلع میکند، آب سردی بر روی همه ریخته میشود و اشکها جاری. کیروش هم که از طریق منصوریان متوجه میشود تنها به نگاه تعجب آمیزی بسنده میکند و خدا میداند در آن دقایق در چشمان متفکرش چه فکری راجع به فوتبال ایرانی کرده است.
فلاش بک به گذشته: انتخاب سرمربی تیم امید
با وجود این که پس از حذف از هر دورهی المپیک تاکید میشد که تیم امید باید با برنامه و طبق کار اصولی حرکت کند از همان ابتدا نشانههایی وجود داشت که نشان میداد مارگزیده همچنان قصد ندارد از ریسمان سیاه و سفید بترسد. هومن افاضلی که به عنوان سرمربی موقت تیم امید انتخاب شد و میدانست آیندهای روی نیمکت این تیم ندارد تا بخواهد طبق برنامه مدونی پیش برود، تنها توانست دوبار امیدها را مقابل قرقیزستان هدایت کند.
موضوع انتخاب سرمربی تیم ملی فوتبال پس از ناکامی در جام ملتهای آسیا، بهترین فرصت را برای فدراسیونیها فراهم کرد تا در بوق و کرنا بدمند که برای حضور در تیم امید هم از یک مربی سطح بالای خارجی استفاده میشود تا این بار تیم امید راهی المپیک شود.
ابتدا اعلام شده بود که سرمربی تیم ملی، هدایت امیدها را هم بر عهده خواهد داشت و بر کار این تیم رسیدگی میکند. کیروش که پس از چند مرحله آمد و نیامد سرانجام دعوت ترابیان را اجابت کرد هیچگاه زیربار این موضوع نرفت که خلبان پروازی باشد که حتما سقوط میکند و در پایان مقصر شناخته میشود!
اعضای فدراسیون پس از این اعلام کردند که دستیاران کیروش هدایت تیم امید را بر عهده خواهند داشت، اما نه سیموئز، نه مک درموت و نه دن گاسپار سمتی را در تیم امید نپذیرفتند و کیروش با بیان این که تنها بر کار امیدها نظارت خواهد کرد، فدراسیون را مجاب کرد که یک مربی ایرانی برای این کار انتخاب شود و علیرضا منصوریان که تنها سابقهی یک بار نشستن روی نیمکت تیم ملی را به عنوان سرمربی مقابل روسیه داشت، هدایت امیدها را بر عهده گرفت تا باز هم مربی ایرانی برای امیدها انتخاب شود. رویای صعود به المپیک که برای جبران شکست در بازیهای آسیایی گوانگ جو مطرح شده بود، تحقق نیافت و المپیک لندن هم از دست رفت.
اردوی اروپا لغو شد، بار از اول کج بود!
تیم ملی فوتبال امید در مرحلهی اول پلیآف حریف نه چندان قدرتمندی به نام قرقیزستان را پیشرو داشت و توانست در مجموع دو دیدار رفت و برگشت با یک گل به پیروزی برسد. در حالی که برای دورهای بعدی انتخابی المپیک برنامهی به ظاهر قابل قبولی چیده شده بود، مشکل خروجی بازیکنان، اردوی دوستانه به اروپا و بازی با اوکراین را لغو کرد تا فدراسیون ترتیب بازی دوستانهای را با تیم ملی بزرگسالان بدهد. کارلوس کیروش که رفته رفته با اتفاقهای عجیب فوتبال ایران آشنا میشد، کم کم دریافت که همه چیز در آکادمی تر و تمیز و کمپ مرتبی که در آغاز زمان حضورش در ایران بازدید کرد ختم نمیشود.
تیم ملی امید به هر حال برای دیدار با عراق آماده شد. نمایش خوب ملی پوشان در اربیل به هیچ وجه با تدارکی که برای این تیم دیده شده بود، همخوانی نداشت، اما پیروزی یک بر صفر تا حد زیادی خیال همه را بابت صعود راحت کرد، اما ...
بازی ایران – عراق، دور برگشت
در حالی که فدراسیون از طریق رسانهها از مردم می خواست که در ورزشگاه حاضر شوند و حتی بلیت را رایگان کرده بود، هزاران نفر تماشاگری که روزپنج شنبه راهی ورزشگاه آزادی شدند متوجه نشدند چرا تیمی که بازی رفت را برده از دقیقهی یک ده نفره حمله میکند!
دو گلی که ایران مقابل عراق پذیرفت و البته تنها دلیلش جلو کشیدن بازیکنان بود، پرچم این کشور را در ورزشگاه آزادی به اهتزاز درآورد تا تماشاگران با حسرت و ناراحتی در حالی که نمیدانند اصل ماجرا چیست ورزشگاه را ترک کنند.
آغاز سقوط و جستجو برای یافتن جعبه سیاه!
گشتن مقصر و کسی که گناه حذف تیم امید را به گردن بگیرد دقایقی بعد از بازی شروع شد، اما کیست که نداند که این جستجوها نه پای کسی را از میز ادارهای قطع خواهد کرد و نه کسی را به میز محاکمه خواهد کشاند. سعیدلو هنگام خروج از ورزشگاه آزادی با بیان این که " جلسه دارم، علت شکست را از فدراسیون و کمیته المپیک بپرسید" از جمع خبرنگاران خارج میشود.
فدراسیون اعلام میکند که تیم، سرپرست و کادر فنی دارد و باید در جریان این موضوع قرار میگرفت. کمال کامیابی نیا قسم میخورد که نمیدانسته دو کارته بوده است. منصوریان میگوید فدراسیون باید به ما اطلاع میداد چرا که کادر فنی پس از بازی با قرقیزستان عوض شده است. شاید فقط پستچی مقصر بوده است!
نامهای که مقصر بود و عید نوروز به ایران رسید!
AFC در نامهای به فدراسیون فوتبال ایران اعلام میکند که کمال کامیابی نیا به دلیل دریافت دو کارت زرد حق همراهی تیم ملی امید را در دیدار رفت مقابل عراق ندارد. نامهای که گفته شد 4 اسفند به فدراسیون رسیده. کسی که برای درست کردن یک تاریخ این نامهی گمشده تلاش کرده هرگز به این مساله فکر نکرده که در آن زمان (چهارم اسفند) هنوز بازی برگشت انجام نشده بود که کامیابی نیا بخواهد محروم شده باشد. پس ماجرا چیست؟
نامه شماره 37 نه چهارم اسفند بلکه ششم فروردین سال 90 به فدراسیون فوتبال ارسال شده است. زمانی که احتمالا به دلیل تعطیلات نامه ناپدید شده و سرنوشتش معلوم نیست. فدراسیون فوتبال نه تنها در ماجرای نامه قرار نداشته بلکه حتی نمیدانسته که نامه چه زمانی ارسال شده است! بار دیگر باید فکر کنیم چگونه از سوی AFC به عنوان فدراسیون برتر آسیا انتخاب شدیم!
اشتباه تیم نوجوانان که باز هم تکرار شد...
مشابه این اتفاق پیش از این هم در مورد تیم نوجوانان رخ داده بود. زمانی که در فاصله بسیار اندکی که به آغاز مسابقات نوجوانان مانده بود، اعلام شد قوانین مربوط به سن و سال بازیکنان تغییر کرده و هفت بازیکن تیم نوجوانان نمیتوانند تیم را همراهی کنند.
نشستی پس از این رویداد برگزار شد و پس از آن مقرر شد که کادر فنی و سرپرست تیم مسئول مستقیم رسیدگی به تمام موضوعات تیم از قبیل مشکل خروجی، بازیکنان محروم، تهیه ویزا و ... هستند، اما این اشتباه باز هم تکرار شد و این بار تیمی که برایمان اهمیت به مراتب بیشتری نسبت به نوجوانان داشت، حذف شد.
سمتهایی با وظایف نامشخص
شاید اولین موضوعی که پس از چنین اتفاقی به ذهن متبادر میشود این است تیمی که یازده بازیکن و یک سرمربی دارد زمانی که به سفر میرود نزدیک به 40 بلیت برایش تهیه میشود. این بلیتها به اسم چه کسانی است و آنها چه مسئولیتهایی دارند؟ سرپرست تیم طبق نامی که برای سمتش در نظر گرفته شده وظیفه فنی بر عهدهاش نیست، پس چه وظیفهای دارد؟ اگر قرار باشد چنین اتفاق مهمی در تیم رخ دهد و او خبر نداشته باشد باید در معنای واژه سرپرست شک کرد!
مقصر واقعی کیست؟
سرمربی تیم با وجود این که میگوید کسی ماجرا را به او نگفته یکی از مقصران است. سرمربی تیم نفر اول نیمکت است و باید از وضعیت بازیکنانش اطلاع داشته باشد. اولین موضوعی که یک مربی پیش از یک بازی رسمی در نظر دارد این است که کدام بازیکنانش مصدوم و محروم هستند و چه تعداد از نیروهایش را برای یک بازی در اختیار دارد. منصوریان حتی فکر نکرده که برای بازی با عراق کدام مهرههایش را در اختیار ندارد؟ بی اختیار یاد مصاحبههای مربیان حرفهای میافتیم که در آغاز جملات خود میگویند برای بازی بعد فلان بازیکنان را به دلیل مصدومیت یا محرومیت در اختیار نداریم اما میتوانیم...
اصغر حاجیلو، سرپرست تیم هم یکی از مقصران ماجراست. چرا که وظیفه پیگیری تیم بر عهده او بوده است. درگذشت ناصرحجازی، اسطوره فوتبال ایران که جامعه ورزشی کشور را در ماتم و اندوه فرو برد نباید باعث میشد که وی بخواهد از تیم امید فاصله بگیرد. اصرار برای بازگرداندن کسی که شرایط روحی مناسبی ندارد کار درستی نبود. هرچند شنیدهها حاکی است که درگذشت ناصرحجازی تنها دلیل کناره گیری حاجیلو نبوده است!
در دنیای کار، پدیدهای سالهاست اختراع شده که به آن استعفا گفته میشود و معنا و مفهوم آن این است کسی که در کارش موفق نبوده باید از کار خود کنارهگیری کند تا بیش از این به حوزه فعالیتش آسیب وارد نشود! پدیدهای که در ایران مدتهاست فراموش شده. حذف امیدها و ناکامی در راه یافتن به المپیک شاید از مدتها قبل پیشبینی شده بود، زمانی که در برنامه 90، مردم که از شکست تیم ملی در جام ملتها ناراحت بودند به کنایه از کفاشیان خواستند که در کارش بماند و تیم امید را به هم به سرمنزل مقصود برساند و بعد برود و حالا امیدها به سرمنزلش رسیده است!
هر چقدر در سالهای اخیر واژههایی مانند استعفای اجباری یا برکناری را شنیدهایم دلمان تنگ شده است برای یک عذرخواهی و استعفای با صداقت و با شهامت.
چه باید کرد؟
تنها موضوعی که میتواند اندکی آلام مردم را فرو بنشاند و امیدها را برای سالهای آینده زنده نگه دارد، تشکیل کمیته (واقعی) برای بررسی موضوع و شناخت مقصران است. چرا سیستم پاداش و جزا باید در ایران به صورت ناقص (فقط پاداش) انجام شود؟ تاوان میلیونها تومان هزینهی بیتالمال که با اشتباهی تا این اندازه بچهگانه از دست رفت را چه کسی باید بدهد. چرا جرمی برای مدیران به اسم بی کفایتی و بی لیاقتی وجود ندارد تا آنها را در صورت کوتاهی و ایجاد خسارت مادی و معنوی به دادگاه بکشاند؟
در باب حذف امیدها، نوشتهاند و می نویسند و خواهند نوشت. آرشیوی پر میشود و در پایان تنها نام خلبانی اعلام میشود که مقصر بوده است.
تاریخ: 1390/4/4
موضوع: فوتبال
نظر: 0
















