چه کسی به حسرت 40 ساله شدن المپیک جواب می دهد؟ / نگاهی به حذف مضحکانه تیم امید
تورج عاطف / خبرگزاری پارس فوتبال
در میان مثل های پارسی به عبارت ترکیبی " عذر بد تر از گناه " بسیار اشاره شده است و نشانه این است که گاه به گاهی توضیح شخص گناهکار آنقدر بچه گانه و تخریب کننده است که خود گناه را تحت پوشش قرار می دهد حال قصه توضیحات سر مربی و مدیران فدراسیون فوتبال و اطلاعیه آخر فدراسیون فوتبال در مورد بازی رفت تیم ملی عراق و ایران مصداق کاملی از این عذری است که صد ها برابر بد تر از گناه هست سر مربی تیم ملی علیرضا منصوریان و اصغر حاجیلو سر پرست تیم ملی معتقدند که پر هیز کار ( چه نام با مسمائی برای کسی که گفته می شود اسناد دو اخطاره بودن کامیابی را بعلت این که از پست سر پرستی تیم ملی امید کنار گذاشته شده را نداده است ) مدارک را به عمد نشان آنها نداده و در نتیجه تیم ملی نا آگاهانه از کامیابی استفاده کرده است
سوال اول از سر مربی تیم ملی و سرپرست تیم ملی امید این است که مگر خود کامیابی در اردوی تیم ملی نبود پس چرا این بازیکن آنقدر روحیه تیمی نداشت که این مسئله را به اطلاع کادر فنی برساند ؟آیا فاصله کامیابی با سر پرست و سر مربی تیم ملی باید اینقدر زیاد باشد که نتواند این موضوع به این سادگی را بیان کند ؟و یا این که این بازیکن اعلام کرده اما به این دلیل که حالا که خبری نیست از آن عبور کرده اید؟ چرا سرمربی تیم ملی با هومن افاضلی که در کمیته فنی حضور داشته از کامیابی سوال نکرده است؟
فیلم بازیهای رفت و برگشت تیم ملی امید با قرقیزستان موجود بوده چرا سر مربی تیم ملی و کادر همراهش آن بازی را ندیده اند ومتوجه نشده اند که کامیابی دو اخطاره شده؟ اما این قضیه یک سوی مسئله را نمایان می کند چرا در تیم ملی امید مدیریت بحران وجود نداشته است؟ فرض کنیم که بازی رفت هم سه به صفر به عراق باخته بودیم آیا باید در بازی برگشت این گونه بازی می کردیم؟ از کارلوس کیرش چرا از بعد مدیریتی و مشورت بهره نگرفتیم ؟آیا شرمسار بودیم که او هم بداند در این تیم امید چه می گذرد ؟
سوال دوم از کادر فدراسیون فوتبال است که برای بار دوم توسط فیفا شگفت زده می شود در بار اول اعلام شد که فیفا با توطئه ناظر بحرینی و به علتهای سیاسی مانع حضور تیم بانوان ایران در مسابقات انتخابی المپیک شد و حال بار دیگر نامه ای از فیفا آمده است؛ آیا این بار هم توطئه های سیاسی ( بخوانید توهمات تئوری توطئه ) مانع دیگری برای صعود تیم ملی امید گذاشته است؟ این کمیته بین الملل فدراسیون فوتبالی که یک روز برای همتای اسرائیلی نامه فدایت شوم می فرستد و حالا نامه های فیفا را چون نامه فیفا مبنی بر ممنوعیت حجاب بانوان گم می کند و یا این که به یک بار روز پنجشنبه نامه دو اخطاره شدن را می فرستد و تازه آن موقع فدراسیون دنبال کامیابی و پر هیز کارمی گردد چرا باید همچنان مشغول به کار باشد ؟
سوال سوم :از سوی دیگر می گوئید قرار بود در جلسه مشترک فی مابین کادر فنی جدید و قدیم اطلاعات مبادله شود که این امر محقق نشد می پرسیم چرا این امر محقق نشد ؟آخر در دنیای امروز که اطلاعات جز سرمایه هر کاری است به چه دلیل بدون اطلاعات کادر جدید شروع به کار کردند ؟ چرا در فدراسیون فوتبال اینقدر وقت کشی وجود دارد ؟آیا مسئول این همه تغییر و تحول در تیم ملی و از دست دادن این اطلاعات مقصری به غیر از فدراسیون دارد؟ مسئول کمیته تیمهای ملی ایران در این واقع یک مقصر اصلی است اما صدائی از او نمی شنویم ؟آقای معینی که در توهین به خبرنگار و استفاده از الفاظ زشت بارها مسئله ساز بوده چه جوابی برای این افتضاح تاریخی دارد ؟ چرا فدراسیون فوتبال هزینه های رفت و آمد بازیکن دو اخطاره ای چون کامیابی به عراق را به گرده ملت گرفتار در تنگناهای اقتصادی این روزها انداخته است ؟ آیا این داستان چون حکایت مالیات نپر داخته افشین قطبی نیست ؟
سوال چهارم :آقای سعید لو به چه علت ورزشگاه را در دقایق پایانی ترک کردید ؟آیا نباید شما هم شاهد به اهتزاز در آمدن پر چم عراق در ورزشگاه یک صد هزار نفری بودید و در این رنج با مردم همراه می شدید؟آیا نباید اشک می ریختید که چگونه در قلب ایران در پایتخت تهران پرچمی به خاطر بی مبالاتی ها به آسمان می رود که هزار دلاور ایرانی خونهایشان ریخته شد تا حتی یک بار و حتی در یک سانتیمتر از خاک کشور ما به آسمان نرود ؟ جواب این ناکارائی ها را چه کسی می دهد؟ در فوتبال آُسیا امروز مالزی و سوریه ...هم به جمع تیمهای برتر رفته اند اما فوتبال ما با بی مبالاتی غمزده است چرا سکوت کردید؟ آیا این سخن که مردم حق دارند دردها را درمان می کند؟شما بگوئید حق این مردم تنها یک اطلاعیه سراسر پر تناقص است؟ آیا در شان این مردم است که امثالی چون کفاشیان و تاج و ترابیان و نبی و پر هیز کار ... خون به دلشان کنند؟
و می دانیم باز هم چند روزی سخنهائی زده خواهد شد که عذر بدتر از گناه خواهد بود و بس و افسوس که این کاروان بی مبالاتی که تبدیل به خیانت به مردم و میهن شده است به راه خود ادامه خواهد داد افسوس و افسوس
















