عشق آرژانتینی؛هوس شما از فوتبال
مهدی طاهرخانی/خبرگزاری پارس فوتبال دات کام
در فیلم"راز چشمهایش"محصول 2009 آرژانتین به کارگردانی خوان خوزه کامپانلا،دستیار اسپوزیتو(نقش اول فیلم) برای پیدا کردن محل خفای یک قاتل به جمله ای کلیدی اشاره می کند؛خیلی از ما هوس هایی داریم که محال ممکن است قادر به ترک آن باشیم.او می گوید دلیل آنکه دائما به پیاله فروشی می رود(با علم به مصائبش)آن است که حضور در آنجا برایش بصورت هوس در آمده و به هیچ وجه نمیتوان بسادگی از خیر و شر یک هوس گذشت.این فیلم "پلیسی- جنایی" که اشاره ای تامل انگیز به وضعیت اجتماعی –سیاسی دهه هفتاد میلادی آرژانتین و فضای بسته آن روزهای این کشور دارد،در سکانسی نشان میدهد یک قاتل با وجود اینکه تحت تعقیب است و هیچ اثری از خویش به جا نگذاشته است چگونه در نامه های ارسالی به مادرش به صورت رمز آلود وضعیت خود را بزبان فوتبالی و تیم محبوبش بیان میکند.و سرانجام رمزگشایی واژه هایش بود که منجر به دستگیری او شد.در تنها سکانس ورزشی این فیلم که در ورزشگاه گرفته شده است کارگردان با زیرکی نشان میدهد فوتبال در کشورش از چه اهمیتی برخوردار بوده و مهمتر از آن فضای استادیوم های آرژانتین چگونه است.هیچکس در ورزشگاه روی صندلی نمی نشیند وهیجان آنقدر بالاست که همه ترجیح میدهد به صورت ایستاده نظاره گر عملکرد تیم محبوب خود باشند.
با عبور از این مقدمه نسبتا طولانی می رسیم به اصل کلام؛چه در ایران چه در خیلی از جاهای دیگر جهان،میلیونها نفر هستند عوض آنکه عاشق برزیلی باشند که 5 بار قهرمان جهان شده، در مرحله نهایی تمامی جامهای جهانی فوتبال حضور داشته،"ژوکوبونیتو" را در طول تاریخ بهتر از هر تیم دیگری اجرا کرده و تا همین یک دهه قبل به آن صورت افراط گرانه ای مومن بود،همواره عاشق آلبیسلسته بوده اند و هستند.آنها آرژانتین را پسند کرده اند و میکنند چون فوتبالشان از جنس دیگری است؛هم تکنیک ناب لاتین را دارد که برای اثبات این حرف اشارتی کوچک به ال دیگو و مسی کافیست و هم برعکس برزیل آنقدر خشونت و "اجبار به فیزیک" در فوتبالشان دیده می شود که از ابعاد خاصی آنها را به ر قیب ابدی شان برتری دهد.به عنوان یک غیر آرژانتیتی، دوست داشتن فوتبال این کشور نمی تواند توجیهی غیر از ذائقه نهفته شما داشته باشد چون آنها تنها دو بار قهرمان جهان شده اند که آخرین بارش 25 سال قبل در مکزیکو سیتی بوده و از آخرین قهرمانی شان در کوپا آمریکا نزدیک به 18 سال می گذرد .پس اگر قرار است عاشق (آبی و سپیدها) باقی بمانید حتما می بایست در جام های جهانی پیه شکست های دردناک را به تن تان بمالید.مثل همان ناکامی در فینال 90 که بیش از نیمی از دنیا بدن شان را به همراه" گوی گوچه آ " کش دادند تا پنالتی آندریاس برمه توسط گلر آرژانتین مهار شود اما آلمان با قیصر برای سومین بار قهرمان جهان شد تا آن شب سیل عظیمی باز طرفدار آرژانتین شوند آن هم بخاطر گریه های مارادونا که چهار سال قبل با جادوی تاریخی اش در مکزیک،خیل عظیمی از فوتبال دوستان جهان را شیفته آرژانتین کرد.
معتقدم برای شناسایی هویت "فوتبال آرژانتینی" تنها لازم است به دو گل ال دیه گو در آن بازی معروف جام جهانی 1986 تمرکز کرد؛مارادونا در گل نخست با "شیرین ترین فریب جهان"بصورتی استادانه با گلزنی با دست، پیتر شیلتون را تسلیم کرد که این گل به معنای واقعی کلمه اشارتی داشت به حس در خفا مانده فوتبال آرژانتین،همان چیزی که در فوتبال لاتین تنها نزد آنهاست و بس.حسی ترکیب یافته از فریب،خشونت بعضا بیش از اندازه و رموزی دیگر که بیشتر به همان ادویه برای غذا می ماند.سپس گل دوم که حتی آنتی آرژانتینی ها هم نمی توانند قبول نکنند وقتی مارادونا نصف بریتانیای کبیر را دریبل زد بهترین گل تاریخ جام جهانی شکل نگرفت.
اینها همه خصیصه های فوتبال آرژانتین است که شما بدون توجه به آنکه بدانید چیست تنها عاشقش میشوید.بعنوان طرفدار این سبک از فوتبال اگر همین الان هم بدانید محبوب تان قرار نیست تا یک قرن دیگر قهرمان جام جهانی و کوپا آمریکا شود باز انتخاب شما برای این دست از تورنمنت ها چیزی نخواهد بود جز آرژانتین و این هوس شماست از فوتبال.
















