نمایش پرده دوم از دعوای مالکیت ابومسلم استفاده از نام هواداران در دعوایی که به ضرر آنهاست
انتشار نامهای از نمایندگان مجلس شورای اسلامی خطاب به مدیرکل تربیت بدنی استان خراسان رضوی مبنی بر تعیین تکلیف مالکیت باشگاه ابومسلم خراسان دعوای مالکیت این باشگاه را وارد فاز جدیدی کرده است.
پس از انتشار نامه 12نماینده خراسانی مجلس شورای اسلامی خطاب به مدیرکل تربیت بدنی خراسان رضوی که در آن خواستار روشن شدن تکلیف مالکیت این تیم و سپردن مدیریت آن به نیروهای بومی استان شده بودند، دو نامه مختلف و با دو لحن و در طرفداری از دو طرف متناقض اما منتسب به هواداران باشگاه ابومسلم منتشر شد که با این نامه نگاریها به نظر میرسد دعوای نامیمون مالکیت این باشگاه که تنها به ضرر هواداران واقعی این تیم است، به میان آنان یا لااقل بخشی از هواداران یا هوادارنماهای این باشگاه کشیده شده است و هر طرف سعی دارد برای خود با انتشار چنین نامه هایی که منتسب به هواداران است مشروعیت ایجاد کند.
در نامهای که با سربرگ مجلس شورای اسلامی و به تاریخ پنجم تیرماه سال جاری خطاب به مدیرکل تربیت بدنی خراسان رضوی نگاشته و منتشر شده، آمده است: «متاسفانه سالهای متمادی مشکل مالکیت باشگاههای ابومسلم و پیام همچنان مطرح است و اشخاص حقیقی و حقوقی متعددی مدعی مالکیت این باشگاهها بوده و حاصل آن سیر نزولی ورزش قهرمانی و حرفهای در استان، بلاتکلیفی بازیکنان، مهاجرت بازیکنان و مربیان به خارج از استان و دست تهی خراسان از جایگاهی شایسته در فوتبال کشور است. در حالی که بهرهگیری از استعداهای بومی و ظرفیتهای استان میتواند برای استان افتخارآفرین باشد. لذا خواهشمند است با عنایت استاندار محترم خراسان و همت مضاعف یک بار برای همیشه به این غائله خاتمه داده شود و باشگاههای اصیل و با سابقه استان به ویژه ابومسلم خراسان را با استفاده از توان بومی استان در جایگاه قانونی و واقعی خود قرار دهید تا ثبات لازم در فوتبال استان ایجاد گردد.»
در هامش این نامه نیز «غلامرضا اسدللهی» رییس کمیته حقیقت یاب استانداری جهت تعیین مالکیت ابومسلم و نماینده مردم تایباد نیز خطاب به استاندار خراسان رضوی آورده است: «همانطور که بارها حضورا و حتی در مطبوعات عرض نمودهام وضعیت فعلی ابومسلم اصلا در حد توقعات ورزش دوستان و بالاخص جوانان حامی این تیم نیست، یکی از دلایل این موضوع وضعیت حقوقی آن است. علیایحال استدعا دارم تا هرچه سریعتر وضعیت این تیم مشخص و به دست دلسوزان بومی متعهد داده شود» ؛«سید امیرحسین قاضیزاده» نماینده مردم مشهد نیز در نوشتهای کوتاه خطاب به استاندار آورده است: «جناب استاندار لطفا سریعا موضوع ابومسلم را فیصله دهید.»
آرین منش، قاضی زاده و عفت شریعتی نمایندگان مشهد، سبحانی نیا و حسینی نمایندگان نیشابور، محمدعلی رضایی نماینده تربت حیدریه و رییس سابق مجمع نمایندگان خراسان، بروغنی و محسنی ثانی نمایندگان سبزوار، حسینی نماینده مردم فریمان، محمدرضا خباز نماینده کاشمر و غلامرضا اسداللهی نماینده مردم تایباد امضاکنندگان این نامه هستند.
همچنین جمعی از هواداران تیم ابومسلم که خود را منتسب به کانون هواداران باشگاه ابومسلم اعلام کردهاند نیز در نامهای خطاب به آرین منش رییس مجمع نمایندگان خراسان، خواستار تحویل این تیم به «محمدرضا عباسی»، مدعی مالکیت این باشگاه شدند. امضاکنندگان این نامه بر لزوم مدیریت ابومسلم توسط نیروهای بومی و مخصوصا پیشکسوتان ابومسلم تاکید کردند.
اما از سوی دیگر در نامهای که در آن نویسنده خود را هوادار باشگاه اعلام کرده و در وبلاگ رسمی کانون هواداران باشگاه ابومسلم منتشر شده است، مطالب منتشر شده در نامه نمایندگان استان و همچنین نامه هواداران به جواد آرین منش، نماینده مردم مشهد رد شده است.
متن کامل نامه وبلاگ کانون هواداران ابومسلم به شرح زیر است:
" انتشار نامهای با امضای 12 تن از نمایندگان محترم استان در مجلس شورای اسلامی در خصوص «ضرورت واگذاری مالکیت باشگاه به نیروهای بومی!» هم باعث خرسندی و هم باعث تعجب ما گردید! خرسندی از آن جهت که بالاخره برای یک بار هم که شده، تاریخ ورزش پرطرفدار فوتبال استان پس از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی شاهد اظهار نظر متحد 12 تن از نمایندگان مجلس در خصوص موضوعی مرتبط با ورزش حرفهای و فوتبال استان بود و این اثبات کننده و نوید دهنده این واقعیت است که این ورزش پرهوادار از منظر نمایندگان محترم استان، دیگر در محاق مشکلات و مباحث سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی استان قرار نگرفته و تحت الشعاع موضوعات دیگر واقع نخواهد شد و از این پس به امید خدا اگر رتبه اول در صف مطالبات و خواستهای مردمی خطه دلاور پرور خراسان رضوی را کسب نکند، لااقل در رتبه آخر هم نیست! لذا برماست که حق شناسی کنیم و تشکر، هم از تهیه کنندگان متن نامه، هم از امضا کنندگان آن بویژه آن دسته از عزیزانی که زیر امضایشان مطلب نوشتند، همچنین از کسانی که این نامه را در رسانهها انتشار دادند و در نهایت اظهار امیدواری کنیم که انشاءالله نیتهای نیک و امیال الهی و خیرخواهی پشت این نامه بوده و از روی دلسوزی، صداقت و با علم و آگاهی و بصیرت نگارش و امضا شده باشد! و اما ذکر این نکات لازم است:...
1) همانطور که میدانید، فوتبال در دنیای امروز، تنها یک رشته ورزشی نیست! بلکه یک صنعت است، یک شاخهای از علم است و یک رشته صددرصد تخصصی و بسیار اثرگذار در دیگر موضوعات کلان یک کشور و شاخصهای توسعه اجتماعی و اقتصادی، علمی و فرهنگی و سیاسی جوامع است، خصوصا در جامعه جوان ما که همواره مورد غضب دشمنان خدا و ملت و تهاجم فرهنگ منحط غرب بوده است. از این جهت مانند رشته تخصصی پزشکی یا هر رشته تخصصی دیگر، روشن است که باید هرگونه اظهار نظر و دیدگاه یا انتشار هر مقاله و نامه، صددرصد مبتنی بر «نه تنها آگاهی، بلکه بصیرت» و «نه تنها تحقیق، بلکه راستی آزمایی» باشد! حال سوال اینجاست که اظهار نظراتی چنین قرص و مستحکم، کلی و مطلق در باب ضرورت بی چون و چرای واگذاری مالکیت تیم به افراد بومی! (البته بر فرض اینکه این ادعا را بپذیریم که همه گردانندگان و مربیان و بازیکنان فعلی باشگاه غیر بومیاند که چنین نیست!)، آیا از روی آگاهی و بصیرت و تحقیق و راستی آزمایی است؟ اساسا چه تحقیق و پژوهش علمی و میدانی پشتوانه آن است که نمایندگان محترم با تکیه بر مستندات و آمارهای تخصصی آن به چنین نتیجهای رسیدهاند؟ آیا این حق ما هواداران پرطرفدارترین تیم مردمی شرق کشور نیست که برای رشتهای که برگزاری فقط یک مسابقه آن نیازمند تشکیل «شورای تامین استان» و اتخاذ تصمیمات و ملاحظات بعضا امنیتی است، از دلایل، مآخذ و منابعی که باعث این اظهار نظر صددرصد تخصصی و مطلق شده، مطلع باشیم؟
2) جالب آنکه با نگاهی گذرا به آرشیو مطبوعات ورزشی استان و مرور اظهار نظرات مسوولان مرتبط، خبرنگاران و حتی برخی از نمایندگان عزیز در مییابیم که اتفاقا بر خلاف نظر قاطع شما بزرگوران، باشگاه ابومسلم خراسان و تیم فوتبال آن غالبا در دوران مدیریت چهرههای غیر بومی استان به نتایج ارزشمند و بعضا طلایی خود دست یافته، نه در دورانی که میان مدیران به اصطلاح بومی دست به دست گشته است! مگر نه این است که دوران مدیریتی «سردار ملاحی» را طلایی ترین دوران رشد و تعالی باشگاه ابومسلم بر میشمرند؟ مگر در زمان آقای شفق که به پایان دوران مالکیت نیروی انتظامی بر این باشگاه مردمی نیز مبدل شد، ابومسلم به مقام برترین تیم شهرستانی لیگ برتر نائل نشد؟ مگر در این دوران نبود که بازیکنان ارزشمندی از خطه خراسان رضوی تحویل ورزش فوتبال حرفهای کشور گردیدند؟ و برعکس آن به استناد مصاحبهها و اطلاعات مندرج در سایت رسمی باشگاه یا افشاگریهای مطبوعات، در دوران کدام مدیریت و مالکیت، رضایت نامه سفید امضا به بازیکنان فوتبال تیم ـ که سرمایههای اصلی یک باشگاه قدیمی به شمار میآیند ـ داده شد تا آنان به سرعت تیم را ترک کرده و در نتیجه تیم به دسته پایینتر سقوط کند؟ آیا این اتفاق نامبارک و معنا دار و اتفاقاتی شبیه آن مانند صدور رضایت نامه جعلی با مهر و سربرگ واقعی باشگاه به بازیکن پاکستانی تبعه انگلستان و فراهم ساختن خروج سریع وی از کشور و یا دریافت وامهای آنچنانی و ماندن انبوهی از طلبکاران روی دست باشگاه که باید از محل این وامها طلبهایشان را دریافت میکردند و الان معلوم نیست این پولهای هنگفت در کجا و چگونه هزینه شده و آیا اساسا هزینه شده یا نه؟ در دوران کدام مدیریت رخ داده است؟ به راستی که اگر دخالت به موقع آقایان دکتر صلاحی استاندار ورزش دوست و هوشمند استان و همچنین درایت و تدبیر سکان دار ورزش استان آقای افشین داوری نبود، با این عملکرد سیاه آقایان، تیم محبوب ابومسلم به جای باقی ماندن در دسته یک، قطعا به دسته دو سقوط میکرد که همانا خواست قلبی این مدعیان سینه چاک نیز همین بود که بحمدلله چنین نشد و نخواهد شد!
3) عزیزان ما، همانطور که بهتر از ما مستحضرید، امروزه ورزش فوتبال در دنیا حد و مرز جغرافیایی نمیشناسد! جهان و قاره و منطقه و کشور همه برای او یکی است! مرزهای قارهای و کشوری برای آن بی معناست تا چه برسد به مرزهای استانی و شهری! در این رشته و تخصص همچون سایر رشتههای علم و صنعت، «شایسته سالاری» ملاک است نه «بومی سالاری»! چون شما بزرگواران در نامه خود به موضوع «ورزش حرفهای» اشاره فرمودید، از این جهت طرح این موضوع باعث تعجب مضاعف ماست که امروزه نه تنها در این گیتی پهناور بلکه در کشور خود ما بسیاری از بازیکنان و لژیونرها در تیمهای کشورهای دیگر حضور دارند و بسیاری از بازیکنان خارجی و سیاه چهره در تیمهای فوتبال باشگاههای لیگ برتر و دسته یک و حتی دسته دوی ما بازی میکنند! امروزه مالک تیم چلسی آقای «ابرامویچ» از بلوک شرق وارد تیمهای غربی میشود و حتی بسیاری از بازیکنان برای حضور در تیمهای ملی، ترک تابعیت خود کرده و گذرنامه ملی و شناسنامه شهروندی خود را باطل میکنند! نه تنها در سطح بازیکنان بلکه در سطح مالکان و مدیران تیمهای بزرگ، سرمربیان، مربیان و کادر فنی و همه و همه و هر لحظه این تغییرات و جابجاییها به راحتی و بدون ایجاد حاشیه و سرو صدا صورت میگیرد چون اساسا نگاه فوتبال، نگاه تغییر محور است و برای ماندن در پله اول نگاه مخاطبان میلیونی و بلکه میلیاردی خود در فضای رسانه و تلویزیون جهان و بلکه اقتصاد ورزش، مجبور به تحول و جابجاییهای مکرر و جذب بهترینهاست هرچند اگر عضو آن ملت و شهر و منطقه هم نباشند!
همچنان که در تیمهای فوتبال کشور خود ما نیز چنین است و دست اندرکاران تیمها اعم از مدیران و مربیان و کادر فنی و بازیکنان در هر فصل جابجا میشوند، مانند آقایان شفق در تراکتورسازی و یا عابدینی در داماش گیلان یا هدایتی در استیل آذین.حال بماند که در اتفاقی بسیار نادر و در گذشتهای نچندان دور، در همین استان عزیز ما یک کارخانه بزرگ اقتصادی متقبل هزینههای تیم فوتبال استانی دیگر میشود که ای کاش آن موقع شاهد نگارش این نامه با امضای شما دوازده بزرگوار بودیم!
4) ذکر این نکته قابل توجه است که شما منتخبان مردم فهیم استان با این کارنامه خوب خدمتگزاری و سوابق درخشان ولایتمداری و هوشمندی سیاسی، قطعا از روی دلسوزی و دغدغه تعالی ورزش به نگارش و امضای این نامه روی آوردهاید اما به ما هم باید حق بدهید که از نمایندگان خود بپرسیم ضرورت «واگذاری تیم به نیروهای به اصطلاح بومی!» چرا سال گذشته احساس نشد و نمایندگان محترم وارد این صحنه نشده و سکوت اختیار کردند؟!
5) و تعجب دیگر آنکه این احساس ضرورتها در حالی مطرح میشود که تمام تلاش و مساعی مدیریت فعلی باشگاه ابومسلم خراسان طی این هشت – نه ماه گذشته از زمان تحویل تیم از استانداری بر آن بوده تا ضمن بهرهمندی از تمامی ظرفیتهای موجود در سطح کشور برای اعتلا و رشد باشگاه و تیم فوتبال آن، محوریت و اصالت را به استفاده از «نیروهای بومی» اعم از سرمربی و مربیان، کادر فنی و کادر اجرایی و در نهایت بازیکنان دهد. ضمن آنکه خوشبختانه سکوت رسانهای حاکم طی ده روز گذشته، فضای آرام و نسبتا مناسبی را برای جذب بازیکنان شایسته از سراسر کشور برای مدیران باشگاه فراهم کرده بود که متاسفانه اکنون با انتشار این نامه، این فضا ملتهب و بحرانی شده و در این زمان کوتاه تا پایان تاریخ جذب بازیکنان، افسوس که برخی امیدها از حضور شایستهها در تیم فوتبال ابومسلم کمرنگ شده است.
در پایان یادآور میشویم:
1) ما به عنوان هواداران و دلسوزان باشگاه قدیمی و کهن ابومسلم خراسان مانند سایر تیمهای استانهای دیگر بر این اعتقادیم که حقیقتا برای ما اعتلای فوتبال استان بویژه تیم مردمی فوتبال ابومسلم مهم است نه این که مالک باشگاه فردی بومی باشد یا نباشد! واقعا اگر نمایندگان محترم فکر میکنند فرد بومی لایقی هست که از این آزمون مهم سربلند بیرون بیاید، ما هم حاضریم از وی حمایت کنیم ولی باید اذعان کنیم که «آزموده را آزمودن خطاست!».
2) ما هواداران ضمن تشکر و حمایت قاطع از جناب آقای «آرین منش» نماینده محبوب فرهنگی و ورزش دوست استان که چند ماه اخیر چه در موضوع پیام و چه ابومسلم، حضوری فعال و جدی داشتند، همچنین از دیگر نمایندگان محترم استان، تقاضامندیم ترتیبی اتخاذ فرمایند تا امسال با اختصاص بخشی از بودجه فرهنگی به باشگاه ابومسلم خراسان، تلاش کنند تا حداقل قسمتی از بدهیهای گذشته باشگاه که میراث مدیریت سوء همین مدعیان فعلی است، پرداخت شود. شاید در جوی آرام و فضایی با آرامش و با حمایت جنابعالی که به تبع آن حمایت صنعت و اصناف را نیز به دنبال خواهد داشت، با همدلی و صفا و یکدلی بتوانیم شاهد رشد و شکوفایی ابومسلمی قوی و نیرومند باشیم.
3) این نامه که در واقع یک طومار الکترونیکی است، توسط جمعی از هواداران باشگاه ابومسلم تهیه شده و از سایر هواداران میخواهیم تا با درج نظراتشان ذیل همین پست، مطلب بگذارند و از رسانه ها خصوصا رسانههای استان میخواهیم نسبت به انعکاس این نظرات و دیدگاهها، ایفای نقش نمایند.
به امید روزی که شاهد رشد و تعالی فزاینده و روز به روز باشگاه با سابقه ابومسلم خراسان در سایه همدلی و همراهی همه مسوولان و مربیان و بازیکنان و دلسوزان باشگاه باشیم که بدیهی است جز با توجه به اصل و متن و دوری از فرع و حاشیه حاصل نمیشود."
پس از انتشار نامه 12نماینده خراسانی مجلس شورای اسلامی خطاب به مدیرکل تربیت بدنی خراسان رضوی که در آن خواستار روشن شدن تکلیف مالکیت این تیم و سپردن مدیریت آن به نیروهای بومی استان شده بودند، دو نامه مختلف و با دو لحن و در طرفداری از دو طرف متناقض اما منتسب به هواداران باشگاه ابومسلم منتشر شد که با این نامه نگاریها به نظر میرسد دعوای نامیمون مالکیت این باشگاه که تنها به ضرر هواداران واقعی این تیم است، به میان آنان یا لااقل بخشی از هواداران یا هوادارنماهای این باشگاه کشیده شده است و هر طرف سعی دارد برای خود با انتشار چنین نامه هایی که منتسب به هواداران است مشروعیت ایجاد کند.
در نامهای که با سربرگ مجلس شورای اسلامی و به تاریخ پنجم تیرماه سال جاری خطاب به مدیرکل تربیت بدنی خراسان رضوی نگاشته و منتشر شده، آمده است: «متاسفانه سالهای متمادی مشکل مالکیت باشگاههای ابومسلم و پیام همچنان مطرح است و اشخاص حقیقی و حقوقی متعددی مدعی مالکیت این باشگاهها بوده و حاصل آن سیر نزولی ورزش قهرمانی و حرفهای در استان، بلاتکلیفی بازیکنان، مهاجرت بازیکنان و مربیان به خارج از استان و دست تهی خراسان از جایگاهی شایسته در فوتبال کشور است. در حالی که بهرهگیری از استعداهای بومی و ظرفیتهای استان میتواند برای استان افتخارآفرین باشد. لذا خواهشمند است با عنایت استاندار محترم خراسان و همت مضاعف یک بار برای همیشه به این غائله خاتمه داده شود و باشگاههای اصیل و با سابقه استان به ویژه ابومسلم خراسان را با استفاده از توان بومی استان در جایگاه قانونی و واقعی خود قرار دهید تا ثبات لازم در فوتبال استان ایجاد گردد.»
در هامش این نامه نیز «غلامرضا اسدللهی» رییس کمیته حقیقت یاب استانداری جهت تعیین مالکیت ابومسلم و نماینده مردم تایباد نیز خطاب به استاندار خراسان رضوی آورده است: «همانطور که بارها حضورا و حتی در مطبوعات عرض نمودهام وضعیت فعلی ابومسلم اصلا در حد توقعات ورزش دوستان و بالاخص جوانان حامی این تیم نیست، یکی از دلایل این موضوع وضعیت حقوقی آن است. علیایحال استدعا دارم تا هرچه سریعتر وضعیت این تیم مشخص و به دست دلسوزان بومی متعهد داده شود» ؛«سید امیرحسین قاضیزاده» نماینده مردم مشهد نیز در نوشتهای کوتاه خطاب به استاندار آورده است: «جناب استاندار لطفا سریعا موضوع ابومسلم را فیصله دهید.»
آرین منش، قاضی زاده و عفت شریعتی نمایندگان مشهد، سبحانی نیا و حسینی نمایندگان نیشابور، محمدعلی رضایی نماینده تربت حیدریه و رییس سابق مجمع نمایندگان خراسان، بروغنی و محسنی ثانی نمایندگان سبزوار، حسینی نماینده مردم فریمان، محمدرضا خباز نماینده کاشمر و غلامرضا اسداللهی نماینده مردم تایباد امضاکنندگان این نامه هستند.
همچنین جمعی از هواداران تیم ابومسلم که خود را منتسب به کانون هواداران باشگاه ابومسلم اعلام کردهاند نیز در نامهای خطاب به آرین منش رییس مجمع نمایندگان خراسان، خواستار تحویل این تیم به «محمدرضا عباسی»، مدعی مالکیت این باشگاه شدند. امضاکنندگان این نامه بر لزوم مدیریت ابومسلم توسط نیروهای بومی و مخصوصا پیشکسوتان ابومسلم تاکید کردند.
اما از سوی دیگر در نامهای که در آن نویسنده خود را هوادار باشگاه اعلام کرده و در وبلاگ رسمی کانون هواداران باشگاه ابومسلم منتشر شده است، مطالب منتشر شده در نامه نمایندگان استان و همچنین نامه هواداران به جواد آرین منش، نماینده مردم مشهد رد شده است.
متن کامل نامه وبلاگ کانون هواداران ابومسلم به شرح زیر است:
" انتشار نامهای با امضای 12 تن از نمایندگان محترم استان در مجلس شورای اسلامی در خصوص «ضرورت واگذاری مالکیت باشگاه به نیروهای بومی!» هم باعث خرسندی و هم باعث تعجب ما گردید! خرسندی از آن جهت که بالاخره برای یک بار هم که شده، تاریخ ورزش پرطرفدار فوتبال استان پس از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی شاهد اظهار نظر متحد 12 تن از نمایندگان مجلس در خصوص موضوعی مرتبط با ورزش حرفهای و فوتبال استان بود و این اثبات کننده و نوید دهنده این واقعیت است که این ورزش پرهوادار از منظر نمایندگان محترم استان، دیگر در محاق مشکلات و مباحث سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی استان قرار نگرفته و تحت الشعاع موضوعات دیگر واقع نخواهد شد و از این پس به امید خدا اگر رتبه اول در صف مطالبات و خواستهای مردمی خطه دلاور پرور خراسان رضوی را کسب نکند، لااقل در رتبه آخر هم نیست! لذا برماست که حق شناسی کنیم و تشکر، هم از تهیه کنندگان متن نامه، هم از امضا کنندگان آن بویژه آن دسته از عزیزانی که زیر امضایشان مطلب نوشتند، همچنین از کسانی که این نامه را در رسانهها انتشار دادند و در نهایت اظهار امیدواری کنیم که انشاءالله نیتهای نیک و امیال الهی و خیرخواهی پشت این نامه بوده و از روی دلسوزی، صداقت و با علم و آگاهی و بصیرت نگارش و امضا شده باشد! و اما ذکر این نکات لازم است:...
1) همانطور که میدانید، فوتبال در دنیای امروز، تنها یک رشته ورزشی نیست! بلکه یک صنعت است، یک شاخهای از علم است و یک رشته صددرصد تخصصی و بسیار اثرگذار در دیگر موضوعات کلان یک کشور و شاخصهای توسعه اجتماعی و اقتصادی، علمی و فرهنگی و سیاسی جوامع است، خصوصا در جامعه جوان ما که همواره مورد غضب دشمنان خدا و ملت و تهاجم فرهنگ منحط غرب بوده است. از این جهت مانند رشته تخصصی پزشکی یا هر رشته تخصصی دیگر، روشن است که باید هرگونه اظهار نظر و دیدگاه یا انتشار هر مقاله و نامه، صددرصد مبتنی بر «نه تنها آگاهی، بلکه بصیرت» و «نه تنها تحقیق، بلکه راستی آزمایی» باشد! حال سوال اینجاست که اظهار نظراتی چنین قرص و مستحکم، کلی و مطلق در باب ضرورت بی چون و چرای واگذاری مالکیت تیم به افراد بومی! (البته بر فرض اینکه این ادعا را بپذیریم که همه گردانندگان و مربیان و بازیکنان فعلی باشگاه غیر بومیاند که چنین نیست!)، آیا از روی آگاهی و بصیرت و تحقیق و راستی آزمایی است؟ اساسا چه تحقیق و پژوهش علمی و میدانی پشتوانه آن است که نمایندگان محترم با تکیه بر مستندات و آمارهای تخصصی آن به چنین نتیجهای رسیدهاند؟ آیا این حق ما هواداران پرطرفدارترین تیم مردمی شرق کشور نیست که برای رشتهای که برگزاری فقط یک مسابقه آن نیازمند تشکیل «شورای تامین استان» و اتخاذ تصمیمات و ملاحظات بعضا امنیتی است، از دلایل، مآخذ و منابعی که باعث این اظهار نظر صددرصد تخصصی و مطلق شده، مطلع باشیم؟
2) جالب آنکه با نگاهی گذرا به آرشیو مطبوعات ورزشی استان و مرور اظهار نظرات مسوولان مرتبط، خبرنگاران و حتی برخی از نمایندگان عزیز در مییابیم که اتفاقا بر خلاف نظر قاطع شما بزرگوران، باشگاه ابومسلم خراسان و تیم فوتبال آن غالبا در دوران مدیریت چهرههای غیر بومی استان به نتایج ارزشمند و بعضا طلایی خود دست یافته، نه در دورانی که میان مدیران به اصطلاح بومی دست به دست گشته است! مگر نه این است که دوران مدیریتی «سردار ملاحی» را طلایی ترین دوران رشد و تعالی باشگاه ابومسلم بر میشمرند؟ مگر در زمان آقای شفق که به پایان دوران مالکیت نیروی انتظامی بر این باشگاه مردمی نیز مبدل شد، ابومسلم به مقام برترین تیم شهرستانی لیگ برتر نائل نشد؟ مگر در این دوران نبود که بازیکنان ارزشمندی از خطه خراسان رضوی تحویل ورزش فوتبال حرفهای کشور گردیدند؟ و برعکس آن به استناد مصاحبهها و اطلاعات مندرج در سایت رسمی باشگاه یا افشاگریهای مطبوعات، در دوران کدام مدیریت و مالکیت، رضایت نامه سفید امضا به بازیکنان فوتبال تیم ـ که سرمایههای اصلی یک باشگاه قدیمی به شمار میآیند ـ داده شد تا آنان به سرعت تیم را ترک کرده و در نتیجه تیم به دسته پایینتر سقوط کند؟ آیا این اتفاق نامبارک و معنا دار و اتفاقاتی شبیه آن مانند صدور رضایت نامه جعلی با مهر و سربرگ واقعی باشگاه به بازیکن پاکستانی تبعه انگلستان و فراهم ساختن خروج سریع وی از کشور و یا دریافت وامهای آنچنانی و ماندن انبوهی از طلبکاران روی دست باشگاه که باید از محل این وامها طلبهایشان را دریافت میکردند و الان معلوم نیست این پولهای هنگفت در کجا و چگونه هزینه شده و آیا اساسا هزینه شده یا نه؟ در دوران کدام مدیریت رخ داده است؟ به راستی که اگر دخالت به موقع آقایان دکتر صلاحی استاندار ورزش دوست و هوشمند استان و همچنین درایت و تدبیر سکان دار ورزش استان آقای افشین داوری نبود، با این عملکرد سیاه آقایان، تیم محبوب ابومسلم به جای باقی ماندن در دسته یک، قطعا به دسته دو سقوط میکرد که همانا خواست قلبی این مدعیان سینه چاک نیز همین بود که بحمدلله چنین نشد و نخواهد شد!
3) عزیزان ما، همانطور که بهتر از ما مستحضرید، امروزه ورزش فوتبال در دنیا حد و مرز جغرافیایی نمیشناسد! جهان و قاره و منطقه و کشور همه برای او یکی است! مرزهای قارهای و کشوری برای آن بی معناست تا چه برسد به مرزهای استانی و شهری! در این رشته و تخصص همچون سایر رشتههای علم و صنعت، «شایسته سالاری» ملاک است نه «بومی سالاری»! چون شما بزرگواران در نامه خود به موضوع «ورزش حرفهای» اشاره فرمودید، از این جهت طرح این موضوع باعث تعجب مضاعف ماست که امروزه نه تنها در این گیتی پهناور بلکه در کشور خود ما بسیاری از بازیکنان و لژیونرها در تیمهای کشورهای دیگر حضور دارند و بسیاری از بازیکنان خارجی و سیاه چهره در تیمهای فوتبال باشگاههای لیگ برتر و دسته یک و حتی دسته دوی ما بازی میکنند! امروزه مالک تیم چلسی آقای «ابرامویچ» از بلوک شرق وارد تیمهای غربی میشود و حتی بسیاری از بازیکنان برای حضور در تیمهای ملی، ترک تابعیت خود کرده و گذرنامه ملی و شناسنامه شهروندی خود را باطل میکنند! نه تنها در سطح بازیکنان بلکه در سطح مالکان و مدیران تیمهای بزرگ، سرمربیان، مربیان و کادر فنی و همه و همه و هر لحظه این تغییرات و جابجاییها به راحتی و بدون ایجاد حاشیه و سرو صدا صورت میگیرد چون اساسا نگاه فوتبال، نگاه تغییر محور است و برای ماندن در پله اول نگاه مخاطبان میلیونی و بلکه میلیاردی خود در فضای رسانه و تلویزیون جهان و بلکه اقتصاد ورزش، مجبور به تحول و جابجاییهای مکرر و جذب بهترینهاست هرچند اگر عضو آن ملت و شهر و منطقه هم نباشند!
همچنان که در تیمهای فوتبال کشور خود ما نیز چنین است و دست اندرکاران تیمها اعم از مدیران و مربیان و کادر فنی و بازیکنان در هر فصل جابجا میشوند، مانند آقایان شفق در تراکتورسازی و یا عابدینی در داماش گیلان یا هدایتی در استیل آذین.حال بماند که در اتفاقی بسیار نادر و در گذشتهای نچندان دور، در همین استان عزیز ما یک کارخانه بزرگ اقتصادی متقبل هزینههای تیم فوتبال استانی دیگر میشود که ای کاش آن موقع شاهد نگارش این نامه با امضای شما دوازده بزرگوار بودیم!
4) ذکر این نکته قابل توجه است که شما منتخبان مردم فهیم استان با این کارنامه خوب خدمتگزاری و سوابق درخشان ولایتمداری و هوشمندی سیاسی، قطعا از روی دلسوزی و دغدغه تعالی ورزش به نگارش و امضای این نامه روی آوردهاید اما به ما هم باید حق بدهید که از نمایندگان خود بپرسیم ضرورت «واگذاری تیم به نیروهای به اصطلاح بومی!» چرا سال گذشته احساس نشد و نمایندگان محترم وارد این صحنه نشده و سکوت اختیار کردند؟!
5) و تعجب دیگر آنکه این احساس ضرورتها در حالی مطرح میشود که تمام تلاش و مساعی مدیریت فعلی باشگاه ابومسلم خراسان طی این هشت – نه ماه گذشته از زمان تحویل تیم از استانداری بر آن بوده تا ضمن بهرهمندی از تمامی ظرفیتهای موجود در سطح کشور برای اعتلا و رشد باشگاه و تیم فوتبال آن، محوریت و اصالت را به استفاده از «نیروهای بومی» اعم از سرمربی و مربیان، کادر فنی و کادر اجرایی و در نهایت بازیکنان دهد. ضمن آنکه خوشبختانه سکوت رسانهای حاکم طی ده روز گذشته، فضای آرام و نسبتا مناسبی را برای جذب بازیکنان شایسته از سراسر کشور برای مدیران باشگاه فراهم کرده بود که متاسفانه اکنون با انتشار این نامه، این فضا ملتهب و بحرانی شده و در این زمان کوتاه تا پایان تاریخ جذب بازیکنان، افسوس که برخی امیدها از حضور شایستهها در تیم فوتبال ابومسلم کمرنگ شده است.
در پایان یادآور میشویم:
1) ما به عنوان هواداران و دلسوزان باشگاه قدیمی و کهن ابومسلم خراسان مانند سایر تیمهای استانهای دیگر بر این اعتقادیم که حقیقتا برای ما اعتلای فوتبال استان بویژه تیم مردمی فوتبال ابومسلم مهم است نه این که مالک باشگاه فردی بومی باشد یا نباشد! واقعا اگر نمایندگان محترم فکر میکنند فرد بومی لایقی هست که از این آزمون مهم سربلند بیرون بیاید، ما هم حاضریم از وی حمایت کنیم ولی باید اذعان کنیم که «آزموده را آزمودن خطاست!».
2) ما هواداران ضمن تشکر و حمایت قاطع از جناب آقای «آرین منش» نماینده محبوب فرهنگی و ورزش دوست استان که چند ماه اخیر چه در موضوع پیام و چه ابومسلم، حضوری فعال و جدی داشتند، همچنین از دیگر نمایندگان محترم استان، تقاضامندیم ترتیبی اتخاذ فرمایند تا امسال با اختصاص بخشی از بودجه فرهنگی به باشگاه ابومسلم خراسان، تلاش کنند تا حداقل قسمتی از بدهیهای گذشته باشگاه که میراث مدیریت سوء همین مدعیان فعلی است، پرداخت شود. شاید در جوی آرام و فضایی با آرامش و با حمایت جنابعالی که به تبع آن حمایت صنعت و اصناف را نیز به دنبال خواهد داشت، با همدلی و صفا و یکدلی بتوانیم شاهد رشد و شکوفایی ابومسلمی قوی و نیرومند باشیم.
3) این نامه که در واقع یک طومار الکترونیکی است، توسط جمعی از هواداران باشگاه ابومسلم تهیه شده و از سایر هواداران میخواهیم تا با درج نظراتشان ذیل همین پست، مطلب بگذارند و از رسانه ها خصوصا رسانههای استان میخواهیم نسبت به انعکاس این نظرات و دیدگاهها، ایفای نقش نمایند.
به امید روزی که شاهد رشد و تعالی فزاینده و روز به روز باشگاه با سابقه ابومسلم خراسان در سایه همدلی و همراهی همه مسوولان و مربیان و بازیکنان و دلسوزان باشگاه باشیم که بدیهی است جز با توجه به اصل و متن و دوری از فرع و حاشیه حاصل نمیشود."
تاریخ: 1390/4/12
موضوع: فوتبال
نظر: 0
کلمات کلیدی: ، ، ، ، ، ، ، ،
















