هوادار استقلال میفهمد چهکسی ادا درمیآورد
محمد محمدی که در فصل جدید با تیم داماش گیلان قرارداد بسته، با حضور در خبرگزاری فارس درباره مسائلی که در این سالها با آنها مواجه بود، صحبت کرد.
گفتوگوی فارس با دروازهبان پیشین پرسپولیس و استقلال و کنونی داماش گیلان را در زیر میخوانید:
* محمدی چه طور وارد فوتبال شد؟
سال 69 هنگامی که پدرم از ماموریت بازگشت به فوتبال روی آوردم. ایشان دیپلمات بود. در زمین اکباتان به همراه برادر و پسرخالهام در مدرسه فوتبال ثبت نام کرده بودیم و اینگونه وارد رشته فوتبال شدم.
* برادرانت فوتبالیست نشدند؟
یکی از آنها در دبی در کنسولگری امارات کار میکند و دیگری مدیر یک کارخانه است. در خانواده ما غیر از من کسی سراغ ورزش نرفت و همه به دنبال درس خواندن بودند.
* اگر بخواهی از یک نفر که به او مدیون هستی اسم ببری، او چه کسی است؟
در آغاز فوتبالم با سن کم در زمان آقای حمید علیدوستی فعالیت میکردم و مدیر عامل باشگاه سایپا در آن زمان آقای غزنوی بود. حمید علیدوستی به من میدان داد و در کنار بهزاد غلامپور به تیم ملی فوتبال دعوت شدم. ضمن آنکه آقای مایلیکهن از نظر فکری به من خیلی کمک کرد و هیچ چیز برایم کم نگذاشت. یکی دیگر از مربیانی که باید از او نام ببرم فرهاد کاظمی است. به جرات میتوانم بگویم از نظر فنی و روحی و روانی یکی از بهترینهای ایران است و حالا نیز با او ارتباط دارم و خیلی به او مدیون هستم. در کل با فرهاد کاظمی از فوتبال لذت میبرم.
* تو 5 سال در پرسپولیس بودی. چرا در این تیم نماندی؟
سال 79 رباط پایم پاره شد و در سال 80 به دعوت علی پروین به پرسپولیس آمدم. سال اول با داود فنایی رقابت کردم که کار را از عابدزاده یاد گرفته بود و خیلی سخت بود که بتوانم با او رقابت کنم. در سال دوم بگوویچ حضور داشت که اصلا به دروازهبانان ایرانی اعتقاد نداشت. او میگفت ساشا ایلیچ 40 درصد برتر از گلرهای ایرانی است.
فکر میکنم سال دوم 11 بازی انجام دادم. سال سوم با راینر سوبل 28 بازی کردم. سال چهارم تغییرات زیادی انجام شد و از لحاظ فوتبال افت کردم. در آن زمان در تیم ملی هم بودم. شرایط برای من تغییر کرده بود و سال سختی را پشت سر گذاشتم و پایم را نیز جراحی کردم اما جواب سؤال شما اینجاست. در سال 85 آقایی مدیر عامل شد که حتی نمیخواهم اسمش را بیاورم. او در باشگاه آنقدر مرا اذیت کرد که مجبور به ترک پرسپولیس شدم. به هنگام مدیر عاملی آقای خطیب با پرسپولیس قرارداد بسته بودم ولی وقتی آن آقا آمد گفت که باید قراردادت را کم کنی. این حرف خیلی سنگین بود.
* بعد چه اتفاقی افتاد؟
مدیر جدید در قبال مدیر قبلی مسئولیت دارد. هنگامی که در پرسپولیس 15 میلیون گرفتم کسی نگفت چرا اینقدر کم میگیری اما آن آقا امد و گفت قراردادها باید کسر شود. من در پرسپولیس حدود 80 میلیون تومان ضرر کردم. این ضرر را به عشق علی پروین تحمل کردم اما وقتی این آقا مدیر شد میخواست با زور حرفش را به کرسی بنشاند.
* اینها که همهاش خاطره تلخ است. خاطره شیرین از آن زمان چه داری؟
همه بازیهای آن زمان برایم خاطره بود اما در یک بازی 10 نفره پاس را بردیم که من پنالتی نکونام را گرفتم. یک بازی هم با نوژان مازندران داشتیم که شاید باورتان نشود اصلا چمنی وجود نداشت و در زمین آسفالت بازی میکردیم. در آن بازی جام حذفی از 4 پنالتی 3 ضربه را مهار کردم.
* چیزی در پرسپولیس تو را آزار نداد؟
در آن زمان شرایطی داشتم که به دنبال پیشرفت و مطرح کردن خود بودم. به جز سال آخر که آن اتفاقات افتاد و از پرسپولیس رفتم.
* گفتی علی پروین مربی تو بود. از حرفهای معروف او در رختکن چیزی به یاد داری؟
افتخار میکنم که شاگرد او بودم و افتخار میکنم که علیآقا با همان صراحت لهجهاش به من میگفت "آقا محمدی بچه خوبی است. " 5 یا 6 سال شاگرد ایشان بودم و یک بار من را با نام کوچکم صدا نکرد. فوتبالیست از من بهتر هم بود و رفت اما احترام پروین هم هنوز در ذهنم مانده است. فوتبال تمام میشود و اینها هستند که در ذهن میماند.
* تفاوت پرسپولیس و استقلال را در چه میدانی؟
این دو تیم خیلی پرطرفدار هستند اما زمانی که من در پرسپولیس بودم 25 سال سن داشتم و خیلی تجربهام کم بود. همهاش به دنبال پیشرفت بودم اما محمدی استقلال پخته بود و تجربه و انرژی زیادی داشت. فکر میکنم تجربه خیلی بهتر است چون وقتی که وارد 30 سالگی میشوی تازه میفهمی دروازهبانی چیست. سال گذشته با تجربهتر و راحتتر دروازهبانی کردم.
* چه شد سر از پیکان درآوردی؟
سال 85 زمانی که با آن آقا در پرسپولیس به اختلاف خوردم گفتند بیا قراردادت را کم میکنیم یا میروی. من هم کلی از مبلغ قراردادم را بخشیدم و هفته یازدهم به پیکان رفتم. از هفته سیزدهم برای این تیم بازی کردم تا آخر سال. پیکان فوقالعاده بود و امکانات خوبی داشت. متاسفم که این تیم به لیگ یک رفت و شاید اگر بود میتوانستم خیلی به آنها کمک کنم. مخصوصا برای بار دوم که به این تیم برگشتم. سالهای خوبی بود و بیدردسر بازی میکردم چون روحیات من با حاشیهها سازگار نیست.
* در آن سال که از پرسپولیس به پیکان رفتی، موفق بودی. درست است؟
6 پنالتی در آن فصل گرفتم که دو پنالتی از پرسپولیس بود. همانطور که شما گفتید آن سالها خیلی خوب کار میکردم.
* چه طور شد سر از استقلال درآوردی؟
من در آلمان بودم که مدیر برنامههایم تماس گرفت که پیشنهاد تمدید قرارداد با پیکان و حضور در استقلال را داد. همسرم زیاد دوست نداشت به استقلال بیایم اما پسرم مهران مصرانه میخواست من این کار را انجام دهم. او به من میگفت بابا به خاطر من هم شده به استقلال برو. زمانی که در پرسپولیس بودم مهران کوچک بود و از شرایط خبر نداشت اما در 9 سالگی به فوتبال علاقمند بود و دوست داشت من در استقلال باشم. حضورم در استقلال به اصرارهای پسرم خیلی ارتباط داشت و فکر میکنم بهترین تصمیم را گرفتم و احیا شدم.
* چه طور؟
وقتی که از تیم پرطرفدار میروی از چشمها دور میشوی و دیگر کسی سراغت را نمیگیرد. در این سالها که گذشت با فنایی و فرشید کریمی در پرسپولیس، رودباریان در پیکان، میرزاپور در استیل آذین و طالبلو در استقلال کار کردم. من عاشق رقابت هستم و همیشه به دنبال این مسئله بودم. به کار روحی و روانی خیلی اعتقاد دارم و میتوانید از غلامپور، ترابپور و اردلان بپرسید که من چگونه تمرین میکنم. آنقدر سفت و سخت تمرین میکنم که همه نگاه میکنند. در همین فوتبال کارهایی کردهام که شاید از نظر دیگران غیرممکن بود اما برای من اتفاق افتاد.
* مثلا چه کارهایی؟
شاید در زندگی ورزشیام اتفاقاتی افتاد که خیلیها از دست من ناراحت شدند. همه میگفتند به استقلال بروی لطمه میخوری و از لحاظ روحی آسیب میبینی و نیمکتنشین میشوی. شاید برای آنها غیرممکن بود که من بازی کنم ولی دیدید که کارم را انجام دادم.
* محمدی در تیم ملی به حقش رسید؟
من یکی از نفراتی بودم که از سال 78 در اکثر اردوهای تیم ملی حضور داشتم اما هیچ وقت به من شانس ندادند. در بازیهای مقدماتی جام جهانی 2006 و در بازی معروف ایران و بحرین 90 دقیقه پشت دروازه ایران گرم کردم چون میرزاپور مصدوم بود و اعتقاد دارم در آن بازی میتوانستم خیلی کمک کنم. در بازی مقابل کویت در همان سال بازی کردم و سابقه کمی ندارم. در زمان افشین قطبی به خاطر عدم علاقهام نامه عذرخواهی دادم و با وجودی که او مرا دعوت کرده بود چون میدانستم نمیتوانم با این شخص کار کنم عذرخواهی کردم اما در زمان کیروش متعجب شدم.
هنگامی که کیروش مسئولیت تیم ملی را قبول کرد در استقلال فیکس بازی میکردم و در لیگ قهرمانان آسیا هم حضور داشتم. ایشان اکثر بازیهای ما را دید و نمیدانم چرا به تیم ملی دعوت نشدم. من به رقبایم کاری ندارم ولی برای خودم سؤال به وجود آمد. اگر قرار بود شانسی بدهند فکر میکنم حق من هم بود.
مقابل راهآهن جزو خوبهای تیم بودم و در مقابل السد قطر و پاختاکور در تهران بهترین بازیها را انجام دادم اما باز هم احترام قائلم و اعلام میکنم که دیگر به تیم ملی فکر نمیکنم و میخواهم در این چند سال آرام و بیسر و صدا باشم.
* استقلال چه شرایطی داشت؟ از حضور در این تیم راضی بودی؟
روزی که به این تیم آمدم. همه گفتند چون طالبلو 8 سال است در آنجا بازی میکند من نیمکتنشین میشوم اما گفتم میتوانم گوشهای از کار را بگیرم. خیلی اتفاقات در استقلال افتاد اما لام تا کام حرفی نزدم. فقط گوش کردم و با خیلی از مسائل کنار آمدم. از یکسری برخوردها خیلی ناراحت شدم و کوچکترین مصاحبه جنجالی از من ندیدید. میخواستم حرمتها حفظ شود و تیم به حاشیه نرود. خیلی اتفاقات را در خودم ریختم و حرفی نزدم.
* چه اتفاقاتی؟ بیشتر توضیح بده.
اجازه بدهید به صورت ریز قضیه را باز نکنم. همان مسائل حاشیهای به روحیات من نمیساخت. من در پرسپولیس دنبال مطرح شدن بودم اما در استقلال فقط به دنبال آرامش که متاسفانه کمتر نصیبم شد. این ذات من است که روحیهام به شلوغی نمیخورد.
همیشه گفته بودم وحید جوان است و باید مطرحتر شود. این مسئله برای من که به دنبال فرار از هیاهو بودم با طالبلو که به دنبال پیشرفت بود تضاد ایجاد میکرد. من به وحید طالبلو حق میدادم و آن جور که همه میگفتند کدورتی بین ما نبود.
* خودت گفتی در این دو سال حرفی نزدی؟ اما واقعا اختلافی بین تو و طالبلو نبود، اختلافی که وحید هیچ وقت به آن اشاره نکرد.
بعد از بازی استقلال اهواز در تهران اتفاقاتی افتاد و بین من و وحید اختلاف به وجود آمد. یک مدت با هم حرف نزدیم و مسئله با لطف آقای غلامپور حل شد. بعد از آن کدورتی بین ما وجود نداشت و در این بین دوستان مدام میگفتند شما با هم اختلاف دارید.
* اما قبول داری که رفتارهایتان به گونهای بود که به چشم میآمد؟
بله، گفتم که طالبلو به خاطر سنش دنبال پیشرفت بود و باید 8 سال دیگر دروازهبانی کند و به خاطر اینکه من بازی میکردم این حرف و حدیثها به وجود میآمد و باعث میشد فکر کنند ما اختلاف داریم.
* شایعه شده بود که با وحید طالبلو در تمرینات هم حرف نمیزدی؟
درست است. بعد از بازی با استقلال اهواز در تهران دو ماه با هم حرف نزدیم ولی بعد از دو ماه قضیه حل شد. همین مسئله باعث شده بود در این دو سال مدام بگویند ما با هم اختلاف داریم. معتقدم اختلاف در هر خانوادهای پیش میآید و در هر محیطی اختلاف نظر وجود دارد اما من با وحید بعد از آن جریان مشکلی نداشتم. با مهرشاد مومنی و امید روانخواه راحت بودم اما این نشاندهنده این نبود که با طالبلو قهرم یا مشکل دارم.
* حالا که با او مشکلی نداری؟
از اول هم با او مشکل نداشتم.
* تیم مرفاوی چه طور بود؟
اگر از من میپرسید برای شخص من سال خوبی بود. به فوتبالی آمده بودم که هوادار زیاد داشت هر چند زمان برد تا راه بیفتیم. غلامپور من را میشناخت و شاگرد او هم بودهام. 4ماه طول کشید تا خودم را جا بیندازم و کار سختی را انجام دادم.
* چرا؟
ذهنیت به وجود آمده بود و در بدو ورودم به استقلال همه فکر میکردند پرسپولیسی هستم. این شرایط را برایم خیلی سخت کرد. همه این مسائل را پذیرفتم و با تمام وجودم تمرین میکردم.
در زمان مرفاوی بدشانس بودیم و در نیم فصل دوم در 17 هفته آخر خودم هم بازی کرده بودم 9 هفته شکست نخوردم. حتی اگر در بازی آخر مقابل پیکان برد میآوردیم دوم میشدیم. فکر میکنم از نتیجه نگرفتنهای اواسط فصل به مشکل خوردیم.
* شخصیت مرفاوی را چه گونه دیدی؟
فکر میکنم جواب اطمینان او را دادم. مرفاوی شخصیت خاصی داشت. شاید در معدود بازیهایی که تیم باخت هم از من حمایت کرد. البته غلامپور نیز به من خیلی کمک کرد که به بورس برگردم. او آنقدر کمک فکری کرد که احیا شدم.
در سال دوم حضورم در استقلال کار سختتری داشتم. چون هوادار از محمدی انتظار داشت و تیم ما هم تغییرات زیادی کرد و فکر میکنم تیم خوب جمع شد و همه دیدند که با یک امتیاز اختلاف قهرمان نشد. در مجموع 2 سال رویایی را با استقلال پشت سر گذاشتم. البته جا دارد از کادر فنی سال گذشته و امسال و ازحسین ترابپور که رابطهای عاطفی با من برقرار کرد، تشکر کنم چون من آدمی هستم که زود جوش میآورم. ایشان خیلی به من کمک کرد.
* چه طور سر از داماش درآوردی؟
پس از پایان بازیها با این تیم مذاکره کردم و قبل از سفرم در چند جلسه با آقای عابدینی حرف زدم و در نهایت دوشنبه گذشته رسما به این تیم پیوستم. فکر میکنم احتیاج به آرامش داشتم و بهترین تصمیم را گرفتم. رشت به تهران نزدیک است و میتوانم راحتتر رفت و آمد کنم و دغدغههای فکری در این تیم ندارم.
*چه طور شد با استقلال تمدید نکردی؟
قبل از سفرم به استقلال مذاکره کردم و قرار بود 24 ساعت بعد به من خبر بدهند. ظاهرا آنها پیگیر بقیه دروازهبانان بودند و 24 ساعت 25 روز طول کشید. حتی از پیشنهاد تیم بزرگ پرسپولیس هم گذشتم و در چند سال آخر فوتبالم بیدغدغه کار کنم و در آرامش باشم.
* به عنوان یک هوادار فکر نمیکنی استقلال با رفتن تو و طالبلو ضربه بخورد؟
یادتان باشد که در قالب هوادار پاسخ این سؤال شما را میدهم چون قصه من و استقلال تمام شد. به اعتقاد من هوادار آنقدر درک دارد که همه چیز را میفهمد. قبلا میشد با فریبکاری هوادار را گول زد اما حالا نمیشود. آنها میفهمند کی تلاش میکند و کی ادا در میآورد چون بازی را خوب نگاه میکنند. بهترین قاضی در مورد سؤال شما هواداران استقلال هستند. آنها که لطف دارند و احترام میگذارند. همانهایی که میدانند وقت کم نگذاشتم و حتی با درد و مصدومیت بازی کردم. بهتر است در این خصوص من اظهار نظر نکنم.
* و باز هم در قالب هوادار فکر میکنی چرا طالبلو را نخواستند؟
وحید بعد از من از استقلال جدا شد اما حتما یک تفکری دارد که دو دروازهبان یک مدافع و چند هافبک از استقلال میرفت. حتما فکری به حال این مسائل کردهاند.فوتبال حرفهای همین است. یک روز میآیی و یک روز میروی. در مورد طالبلو هم قضیه همین است. شاید بعضی وقتها مجبور باشی نقل مکان کنی حتی اگر دلت نخواهد.
* خیلیها میگویند داماش امسال به سرنوشت استیل آذین دچار میشود.
اصلا اعتقادی به این حرف ندارم و بر عکس استیل آذین که اسم و ستاره داشت داماش نسبت به مشکلاتش یارگیری کرده است.
* میگویند قراردادی 900 میلیونی با داماش بستهای؟
من آدم رکی هستم. در قرارداد من حق ایاب و ذهاب و این مسائل وجود دارد. نسخه قرارداد داخلی من با قراردادی که در هیئت فوتبال است، عینا وجود دارد و حتی میتوانم آن را در اختیار شما قرار دهم که چاپ کنید و مسئولان داماش هم اگر خواستند میتوانند قرارداد من را به رسانهها بدهند.
مهمترین مسئلهای که باعث شد به این جا بیایم به خاطر راحتیام است و میدانم که فکرم آسوده خاطر خواهد بود.
* پسرت ناراحت نشد که از استقلال جدا شدی؟
اتفاقا خود مهران هم دیگر راغب نبود که در استقلال بمانم. چون او بزرگ شده و همه چیز را از نزدیک لمس میکند. او هم دوست دارد به رشت بیاید و امیدوارم که تواناییهایم را برای مردم خوب رشت به نمایش بگذارم.
* با مظلومی رابطه خوبی داری؟
به جز آن آقایی که در ابتدای مصاحبه گفتم، با همه رابطه خوبی دارم اما با غلامپور و ترابپور خیلی صمیمی هستم. امیدوارم استقلال امسال هم نتایج خیلی خوبی کسب کند.
* و به عنوان صحبت آخر یک جمله در وصف این فوتبال ما بگو؟
فوتبال همین است. درست مثل زندگی است که در گذر است. استقلال تجربه خوبی بود و در این تیم دوستان و هواداران خوبی پیدا کردم.
















