تازهترین نمایش فدراسیون فوتبال
برای فدراسیون فوتبال به نظر هیچ اتفاقی بدتر از حذف تیم امید آن هم به دلیل سهل انگاری های صورت گرفته نبود. کمتر فردی در جامعه فوتبال و حتی غیر فوتبالی بود که به فدراسیون نتازد و بابت این اتفاق مفتضحانه به مردان و سران این فدراسیون ایراد نگیرد اما حاصل این همه انتقاد و عجز و لابه چه بود؟
فدراسیون فوتبال با رفتارهایی که اخیرا و به خصوص درباره انتخاب سرمربی تیم جوانان از خود بروز داد فقط یک پیغام به همه منتقدانش داد: "حرف ها را از این گوش می شنوند و از گوش دیگر بیرون می کنند. " فدراسیون خبر انتخاب اکبر محمدی به عنوان سرمربی تیم جوانان را اعلام نکرده اما این مربی خودش می گوید که کفاشیان به او گفته محکم به عنوان سرمربی کارش را انجام دهد. این در شرایطی است که پیش تر اعلام شده بود محمدی تا زمان انتخاب سرمربی به عنوان "مربی " کار را زیر نظر خواهد داشت. اکنون اما فدراسیون سکوت کرده و محمدی خودش خبر سرمربیگری اش را اعلام کرده است!
فدراسیون نشان داده برای منتقدانش ارزشی قائل نیست و حتی برای بهبود کاری خودش هم احترامی قائل نیست که اگر بود حداقل برای انتخاب و تصمیم خود ارج می گذاشت و اعلام می کرد که تمامی این چهار ماه سپری شده همه "سرکار " بودند و فدراسیون از همان ابتدا هم اکبر محمدی را به عنوان سرمربی تیم جوانان انتخاب کرده است.
گویی برای سران فدراسیون فوتبال احترام به شعور مخاطبان فوتبالی اعم از مردم، رسانه ها و اهالی فوتبال جایگاهی ندارد. اگر خود فدراسیون اعلام نمی کرد که به زودی سرمربی ایرانی تیم جوانان را معرفی می کند اکنون که خبر سرمربیگری اکبر محمدی را از زبان خودش شنیدیم احساس بی احترامی و نادیده گرفته شدن شعور مردم به ما دست نمی داد.
در این فدراسیون سیستم مدیریتی و تقسیم وظایف چه معنایی می دهد؟ مگر قرار نبود کمیته فنی نقش مشاوره ای برای تصمیمات فدراسیون داشته باشد؟ در کدام جلسه اعضای کمیته فنی در مورد انتخاب سرمربی تیم جوانان بحث شد؟ آیا همین که کارلوس کیروش روزمه کاری "اکبر محمدی " را تایید کرد دیگر باید یادمان برود که این فدراسیون کمیته فنی دارد؟ چرا کمیته فنی از زمان حضور کیروش تشکیل جلسه نداده است؟
پنهان کاری فدراسیون را چطور می توان توجیه کرد؟ اگر فدراسیون بر انتخاب خود ایمان دارد چه دلیلی برای عدم اطلاع رسانی دارد؟ به غیر این است که فشار انتقادات همه روی دوش اکبر محمدی قرار می گیرد؟ غیر از این است که شائبه سفارشی بودن این مربی هر روز بیشتر از روز قبل می شود؟
نه، این فدراسیون به هیچ وجه از اتفاقات تلخ درس نمی گیرد. از فاجعه حذف تیم امید بدتر نمی شد اما فدراسیون نشین ها نه تنها از اشتباهات رخ داده از بی مدیریتی و از بی سیستم اداره شدن امور عبرت نگرفته اند و از خواب بیدار نشده اند، بلکه قدم در راه بدتری گذاشته اند و اکنون به جای بهبود شیوه مدیریتی خود دست به پنهان کاری هم می زنند.
فدراسیون با تصمیم اخیری که اتخاذ کرده ضربه های خودی را از همین اکنون به تیم جوانان وارد کرده است. برای رئیس فدراسیون حمایت از تیمی که نیاز به توجه رسانه ها و اهالی فوتبال دارد گویا اهمیتی ندارد. همین که خودشان ترجیح و تشخیص داده اند که اکبر محمدی می تواند سرمربی تیم باشد کافی است. فدراسیون همین را می خواهد. کاری به کار تصمیمات عجیب و غریب آنها نداشته باشیم. هر چند که در این نوشتار شخص اکبر محمدی و اینکه آیا او توانایی و قابلیت اداره کردن تیم جوانان را دارد یا ندارد مورد بحث نیست اما فدراسیون فوتبال با اقدامات نسنجیده خود راه را برای انتقاد از سرمربی اش فراهم کرده است.
سالی که علی دایی به عنوان سرمربی تیم ملی ایران انتخاب شد و سپس در پی عدم صعود به جام جهانی برکنار شد اکثر اهالی فوتبال معتقد بودند این فدراسیون با این سیستم کاری استاد سوزاندن استعدادهای فوتبال است و اکنون باید خود را برای سوختن استعدادی دیگر و پنهان شدن پشت سر او خود را آماده کنیم.
خبرنگار ورزشی خبرگزاری فارس برای اطلاع یافتن از دلیل این نوع شیوه تصمیم گیری در فدراسیون تلاش کرد با فریدون معینی رئیس کمیته جوانان و سایر اعضای فدراسیون ارتباط تلفنی برقرار کند اما هیچ کدام از مسئولان برای پاسخگویی در دسترس نبودند.
















