برای استفاده از همه امکانات سایت باید جاوا اسکریپت مرورگر خود را فعال کنید.

گفت‌وگو با اینیستا در سالروز فینال جام جهانی 2010 /ستاره‌ی اسپانیا و بارسلونا: نمی‌دانم چرا در آن روز انقدر آرام بودیم

ستاره‌ی تیم ملی اسپانیا و باشگاه بارسلونا در سالروز فینال جام جهانی 2010 که موفقیتی تاریخی را برای ماتادورها رقم زد گفت‌وگویی با روزنامه مارکا انجام داد.

 زوج طلایی ژاوی در خط هافبک تیم ملی اسپانیا و بارسلونا تقش بسزایی در قهرمانی اسپانیا در جام جهانی داشت. اینیستا گل قهرمانی شاگردان دل بوسکه را در دقایق پایانی وقت‌دوم اضافی به ثمر رساند، اما آنچه او را محبوب تمام مردم اسپانیا حتی مادریدی‌ها کرد حرکت ارزشمند او بود که یاد و خاطره‌ی بازیکن فقید اسپانیا دنی خارکه را گرامی داشت.

* یک سال از روزی که اسپانیا با گل تو قهرمان جام جهانی شد، گذشته و نام تو اکنون در تاریخ با این قهرمانی گره خورده است چه احساسی داری؟

- این یک اتفاق ویژه برای من بود. بسیار خوشحالم که نامم در بخشی از این تاریخ وجود دارد و از این بابت به خودم افتخار می‌کنم.

* از پارسال تا الان چقدر تغییر کرده‌ای؟

- شاید رفتارهای بیرونی‌ام عوض شده باشد اما احساس درونی من ثابت باقی مانده است. همان احساسی که لحظه گل زدن به هلند داشتم.

* یازدهم جولای چه روزی برای تو بود؟

- به خوبی در خاطر دارم که برایم یک روز معمولی بود. ما بازی داشتیم مثل همه‌ی بازی‌هایی که تاکنون انجام داده‌ایم. یادم می آید همه آسوده خاطر و راحت بودیم. الان که فکر می‌کنم واقعا نمی‌دانم چرا با وجود این که برای اولین بار بود که به فینال جام جهانی می‌رسیدیم آن قدر آرامش داشتیم و آن همه آسودگی خاطر از کجا نشات می‌گرفت.

* هیچ وقت فکر می‌کردی که روزی به قهرمان ملی اسپانیا تبدیل شوی؟

- نه. در سال 2006 در لباس اسپانیا اولین بازی ملی‌ام را انجام دادم، قهرمانی در جام جهانی بهترین اتفاق زندگی‌ام بود. هرگز بعد از اولین بازی که برای تیم ملی انجام دادم فکر نمی‌کردم که در فاصله‌ی دو سال بتوانم با تیم ملی اسپانیا قهرمان یورو و دو سال بعد قهرمان جهان شوم. قهرمانی در یکی از این دو رویداد اتفاق بزرگی است که کشورها حاضرند هزینه‌ی زیادی بابت به دست آوردن آن انجام دهند. اسپانیا پیش از این به قهرمانی در جام جهانی حتی نزدیک هم نشده بود.

* درباره‌ی گل فینال و لحظات بعد از آن بگو.

- لحظه‌ی باورنکردنی بود. احساس می‌کردم همه ایستاده‌اند و منتظرند ببینند تکلیف توپ چه می‌شود.انگار همه یخ زده بودند. زمانی که توپ را کنترل می‌کردم مطمئن بودم که گل می‌شود. نمی‌توانم بگویم چرا چنین احساسی داشتم فقط ممئن بودم توپ را خوب کنترل کرده‌ام و می‌توانم توپ را گل کنم. بعد از زدن گل به سمت پرچم کرنر دویدم. بازی تمام شد. ایکر جام را بالای سر برد. تمام این لحظات تاریخی در ذهن تک تک ما باقی خواهد ماند.

* تصویری از تو وجود دارد زمانی که به گوشه زمین دویدی، برگشتی و پشت سرت را نگاه کردی. دنبال چه می گشتی؟

- می دانستم در محوطه جریمه تنها هستم و می‌ترسیدم آفساید باشد، اما دیدم که کمک داور برگشته و به سمت وسط زمین می‌دود. اما نمی‌توانم بگویم دقیقا چه دیدم. دقیقه‌ی 116 یکی از لحظات به یادماندنی زندگی من است.

* در گوشه‌ی زمین و در کنار پرچم کرنر چه اتفاقی افتاد؟

- تصاویر گویای همه چیز هست. من روی زمین ولو شدم. ویکتور والدس به سمت من دوید و خودش را روی من انداخت اما هیچ کس حرفی نمی‌زد، فقط صدای گریه بود.

* و ماجرای عکس دنی خارکه روی پیراهن...

- از چند روز پیش این فکر به ذهنم رسیده بود. یادم آمده بود که خسوس ناواس یک بار عکس پوئرتا را روی پیراهنش انداخته بود. این فکر به ذهن من هم رسید و موضوع را با تورس در میان گذاشتم چرا که او با من و دنی در تیم زیر 19 سال حضور داشت. فرناندو به من گفت هر کاری که صلاح می‌دانی انجام بده.

* همه‌ی این افکار پیش از بازی فینال به ذهن تو رسید؟

- بله. پیش از بازی پیراهنم را بردم و گفتم این عکس را روی آن چاپ کنید. زمانی که این کار در حال انجام بود، من از او جدا شدم و با تیم در زمین گرم کردم. وقتی به رختکن برگشتم دیدم پیراهن دنی حاضر شده است. می‌دانستم این پیراهن را من باید در زمین بر تن کنم.

* خارکه برای اینیستا چگونه دوستی بود؟

- دوستی صمیمی که همیشه در خاطرم باقی خواهد ماند. همیشه با خودم فکر می‌کنم تصویر قهرمانی در جام جهانی چیزی نیست که همیشه در ذهن من باقی بماند بلکه یاد و خاطره‌ی دنی است که همیشه در ذهنم جاودانه خواهد ماند.

* زمانی که نام ورزشگاه ساکرسیتی را می‌شنوی چه احساسی پیدا می‌کنی؟

- جایی که اولین قهرمانی ما در آنجا رقم خورد. ورزشگاهی که هیچ‌گاه از ذهن‌مان پاک نخواهد شد.

* سبک فوتبال اسپانیا در هزاره‌ی سوم و قرن وبیست و یکم چگونه است؟

- راه زیادی را طی کرده‌ایم تا به اینجا برسیم. این سبکی است که در آن احساس راحتی می‌کردیم. دل بوسکه ما را در این سیستم قرار داده و هر بازیکن می‌داند دقیقا باید چه کاری انجام دهد. زمانی که کاری به خوبی پیش می‌رود باید به کارش ادامه دهد. اسپانیا هم در حال حاضر دارد کارش را به خوبی انجام می‌دهد.

* در حالی به عنوان قهرمان اسپانیا در پایان جام جهانی شناخته شدی که ما‌ه‌های سختی را پشت سر گذاشته بودی.

- کاملا درست است. چندین ماه آسیب دیده بودم. من به خوبی می‌دانستم که برای موفقیت باید هزینه کرد. نه فقط در فوتبال بلکه برای رسیدن به هرچیزی باید هزینه کرد. باید برای رسیدن به موفقیت تلاش کرد که بر چیزهای سخت و دشوار غلبه کنیم. این دیدگاه در شخصیت من وجود دارد و فکر می‌کنم غیر از من تمام بازیکنان چنین دیدگاهی داشتند. آسیب دیدگی باعث می‌شود که یک بازیکن قدر روزهای سلامتی‌اش را بداند.

* نمونه‌اش جام جهانی بود. بعد از شکست مقابل سوئیس باز هم اسپانیا مدعی به شمار می‌رفت.

- می‌دانستیم این که مدعی قهرمانی هستیم می‌تواند برای ما بسیار خطرناک باشد. زمانی که به فینال راه پیدا کردیم هم می‌دانستیم که انتظارها از ما بسیار بالا رفته و همه قهرمانی می‌خواهد. البته قبول دارم که شکست از سوئیس در بازی اول برای ما شوک بود. به هیچ وجه انتظارش را نداشتیم. اما بعد از این شکست تیم خودش را پیدا کرد و نشان داد که می‌تواند در لحظات سخت و دشوار بازی‌های درخشانی را به نمایش بگذارد.

* اسپانیا قهرمان جام جهانی شد یا بارسلونا؟

- این دو تیم یکی نیستند. بارسا باشگاهی است که من عاشق بازی کردن در آن هستم و از این طریق به تیم ملی می‌رسم.

* اینیستا اکنون یک نام جاودانه در تاریخ اسپانیا است. دوست داری در سال‌های بعد از تو چگونه یاد شود؟

- بازیکنی که همه چیزش را در راه باشگاه داده و همیشه در زمین صادق بوده است.

* از این که بازیکنان قهرمان جهان در فاصله‌ی کمتر از یک سال در بازی‌های ال کلاسیکو این گونه به جان هم افتادند احساس شرم نداری؟

- این مسائل در فوتبال رخ می‌دهد و ما با آن زندگی می‌کنیم. در حال حاضر هم همه چیز پشت سر ماست و تا همیشه باقی نخواهد ماند.
تاریخ: 1390/4/20
موضوع: فوتبال
اشتراک گذاری:          
لینک کوتاه:

نظرات
نام:
ایمیل:
وب سایت:
متن:
کد امنیتی:کد امنیتی
تکرار کد امنیتی: