برای استفاده از همه امکانات سایت باید جاوا اسکریپت مرورگر خود را فعال کنید.

برق یتیم نیست و نیازی به پدر خوانده ندارد

اوضاع برق شیراز مانند کلافی سردر گم است. آگهی مزایده موسسه منتشر شده و معلوم نیست آیا خریداری با شرایط موجود پا پیش خواهد گذاشت یا خیر.این ابهام در آستانه آغاز لیگ دسته اول و در شرایطی که رقبا خود را برای جنگی تمام عیار آماده می‌کنند می‌تواند مشکلات زیادی را به دنبال داشته باشد.

اوضاع برق شیراز مانند کلافی سردر گم است. آگهی مزایده موسسه منتشر شده و معلوم نیست آیا خریداری با شرایط موجود پا پیش خواهد گذاشت یا خیر.این ابهام در آستانه آغاز لیگ دسته اول و در شرایطی که رقبا خود را برای جنگی تمام عیار آماده می‌کنند می‌تواند مشکلات زیادی را به دنبال داشته باشد.

 

به منظور تحلیل محتوایی ماجرا و رصد آینده با توجه به شواهد موجود سراغ خلیل صالحی رفت تا از زبان او به واکاوی مسائل بپردازد. صالحی از حدود 5سال پیش تا حالا مصاحبه ای در مورد برق نداشت اما حالا سکوتش را شکست. ماحصل گپ و گفت ما با او پیش روی شماست:

 

*بی تردید از اوضاع برق باخبر هستید.آیا تصور این مسائل را داشتید؟

 

من قبل از هرچیز باید بگویم در تمام سال هایی که دور از برق بوده‌ام ترجیح داده‌ام سکوت کنم.این سکوت 5ساله را هم نمی‌خواستم بشکنم زیرا به این گفته حکیمانه سقراط اعتقاد کامل دارم که گفته: «اگر خاموش باشی تا دیگران به سخنت آرند، بهتر از آنکه سخن گویی و خاموشت کنند».اما حال که می‌پرسید باید بگویم یک بیمار سرطانی بلافاصله پس از ابتلا به سرطان از بین نمی‌رود. ابتدا درد را در برخی نواحی بدن حس می‌کند. بعد آرام آرام محتاج شیمی درمانی می‌شود. موهایش می‌ریزد. مدتی به حالت اولیه بر می‌گردد و عاقبت ممکن است پس از چند سال ضعف عمومی بر او غالب شود و از بین برود. ما برای بررسی اوضاع برق نباید فقط امروز را ببینیم. باید برگشت و دید کجای کار چرخ قطار از ریل خارج شده و نتوانستیم یا نخواستیم آن را به جای اولش برگردانیم و ماحصلش شد سقوط به ته دره.

 

* دلیل انتخاب شما برای این مصاحبه همین بود. خلیل صالحی بازیکن برق بوده. سرمربی، مدیر فنی ومدیر عامل آن هم بوده . او باید بتواند آدرس بدهد این قطار کجا چپ کرد.

 

من در گفته‌هایم به دوره‌هایی اشاره می‌کنم که تصمیمات کلان را درآن مدنظر قرار می‌دهم. به رفت و آمد آدمها کاری ندارم. در دوره‌ای به من گفته شد باید استعفا بدهم.

 

* منظورتان ابتدای لیگ ششم است؟

 

بله. اوایل مسابقات بود. تیم هم جایگاه بسیار خوبی در جدول داشت. از من خواستند کنار بروم. من دنبال پست و مقام نبودم و آنچه برای خیلی‌ها آرزوست برای من خاطره بوده. پس بدون جنجال و حاشیه و بی سروصدا کنار رفتم زیرا همواره معتقدم مقامها ماندنی نیستند و نباید برای بدست آوردنشان جنگید. مدیر عامل بعدی آمد. گفتم من کاری به افراد ندارم و برای همه دوستان احترام قائلم زیرا آنها هم زحمت کشیده‌اند هر چند بر این باورم که دوای درد برق حضور برقیهاست نه غریبه‌ها. من می‌پرسم مدیر بعد از من چه کاری باید انجام می‌داد.

 

* از ما می‌پرسید؟

 

هم از شما هم از مردم.

 

*به نظر ما ناچار بود ادامه دهنده راه شما باشد تا لیگ ششم تمام شود.

 

قبول. او هم ادامه داد و تیم هم خوب یا بد در لیگ برتر ماند. حالا وقت برنامه‌ریزی بود. یک مدیر باید فرصت داشته باشد تا اهدافش را مشخص کند و برای رسیدن به آن برنامه ریزی کند. تیم برای لیگ هفتم بسته شد.سرمربی آمد. 8ماه از مدیریت مدیر وقت می‌گذشت که قبل از آغاز لیگ هفتم حکم برکناری او را هم نوشتند.همین جا این سئوال را مطرح می‌کنم. رفت و آمد آن مدیر بر اساس مباحث علمی وکارشناسی بود یا نبود؟ اگر نبود که چرا آمد و اگر بود چگونه فرصت نیافت کارهایش را برنامه ریزی کند؟

 

* با این سئوال می‌خواهید بگویید نگاه کلان مدیریت مجموعه ورزشی نبود؟

 

دقیقا. نگرشها وقتی ورزشی نباشد چگونه می‌توان به دنبال پیشرفت در ورزش بود؟ آدم‌هایی که در راس باشگاهی مهم و پر قدمت مثل برق قرار می‌گیرند اگر بر اساس تفکرات فوتبالی نیامده باشند ناخواسته ریشه این باشگاه را هدف تیشه خود قرار می‌دهند.عزل و نصب در فوتبال اگر مبانی فنی نداشته باشد به بیراهه می رود. این مشکل اساسی برق بود.

 

* شما معتقدید بستر غیر ورزشی خاستگاهی برای تنزل برق بود. همین بستر هم موجب رسیدن به جایگاه امروزی شده؟

 

اصلی ترین عامل همین است. چندی پیش در مورد ناکامی تیم امید ایران بحثهای زیادی در گرفت. از تدارکات تا سرپرست تیم و بازیکن دو اخطاره و رییس فدراسیون و...همه را مقصر جلوه دادند اما مهمترین و بهترین دیدگاه را آقای دکتر دادکان داشتند که گفت: شما بروید سراغ کسی که این فدراسیون را سر کار آورد. من نمی‌خواهم وارد مباحث سقوط برق شوم چون درون تیم نبوده‌ام و نمی‌توانم با نگاه از بیرون به مسئله نگاه و قضاوت کنم. در این مدت هم بحث زیاد شده. من می‌گویم این فضایی که به وجود آمد ناشی از عزل و نصبهایی بود که ریشه فوتبالی نداشت.

 

*شما به عنوان یکی از شاخص‌ترین چهره‌های تاریخ برق چرا نخواستید راهکار بدهید؟

 

شما اگر سرماخوردگی داشته باشید سراغ دکتر می‌روید یا دکتر باید بیاید سراغ شما؟ من در خانه‌ام نشسته‌ام و زندگی‌ام را می‌کنم. همه دوستان هم آدرس و تلفنم را دارند. وقتی کسی سراغ من نیامد لابد خودش کار را بلد است. من که به زور نمی‌روم بگویم بیایید با ایده‌های من کار کنید. من خلیل صالحی، هنوز باید هفتگی بروم سالن و فوتبال بازی کنم. از فوتبال که دور نمی‌شوم. مسئولیت هم که نداشته باشم باز هم فوتبال را رها نمی‌کنم. اگر فوتبال ما را رها می‌کند یک بحث دیگر است.

 

* الان می‌شود راهکار بدهید؟ حالا که باشگاه را به مزایده گذاشته‌اند چه باید کرد؟

 

من می‌خواهم گلایه کنم از سرپرست استانداری فارس. ایشان نشان داده به رفع مشکلات علاقه دارد اما من یک سئوال می‌پرسم. در این مدت اخیر بارها با مدیران باشگاهها و ورزش وهیات فوتبال جلسه داشت. تردیدی نیست که هدف همه هم اعتلای ورزش استان است. اما کسی که مشغول کار است و سمتی دارد که تمام تلاشش را به کار گرفته تا موفق شود. او که نمی‌خواهد شکست بخورد. پس همه داشته‌هایش را به کار برده و ایده‌هایش را به میدان آورده تا برنده باشد. حالا اگرناکام بوده باید چند مسیر دیگر را هم پیمود. باید رفت سراغ راههای دیگر. فکرها واندیشه‌های دیگر. نمی‌توان روی همان فکر ایستاد و پافشاری کرد. آقای دکتر سجادی می‌تواند از پیشکسوتان هم نظر بخواهد. مشکلات را از زبان مسئولین شنید حالا وقت راهکار دادن است.

 

* راهکار شما چیست؟

 

این برق را با چند جمله نمی‌توان نجات داد زیرا این دوره تاریک‌ترین و سیاهترین دوران حیات 65 ساله برق است. من گلایه‌ام از اهالی خانواده برق است. آنهایی که 30 ساله در برق بوده‌اند چگونه حاضرند در قبال تباه شدن تیمی که همه شناسنامه ورزشی‌شان است سکوت کنند. من متاسفم کسانی داعیه زیر سلطه گرفتن این باشگاه را دارند که هیچ پیشینه برقی ندارند. برق فرزندان خودش را می‌خواهد تا دلسوزانه برایش آستین همت بالا بزنند اما متاسفانه در رسانه‌ها عده ای بر سر آن می‌جنگند که خودشان هم در این ماجرا کم تقصیر ندارند.شما فرق استقلال و پرسپولیس سال قبل را نگاه کنید. استقلال موفق بود چون بخش زیادی از تاریخ باشگاه را در کنار خود داشت. پیشکسوتانش را جمع کرد. اینجا ولی متاسفانه پیشکسوتان ما یا سکوت کرده‌اند یا برخی در این مدت حاضر شده‌اند تن به کار در هر شرایطی و با هر کسی بدهند. این یعنی مشروعیت بخشیدن به کسانی که پیشینه برقی ندارند و می‌خواهند از این نردبان برای شهرت بالا بروند. اگر هدفشان خدمت است بروند سراغ تیمهای دیگر. چرا همه بالای جنازه برق جمع شده‌اند.

 

* حالا شما به عنوان یک چهره فوتبالی آیا حاضرید برای نجاتش قبول مسئولیت کنید؟

 

برق را خانه خودم می‌دانم. من با نظر خودم نرفتم که با نظر خودم برگردم.اگر تصمیم گیرندگان بازگشت مرا بخواهند برای نجات برق دریغ نخواهم نکرد. حاضرم برگردم واین توان را در خودم می‌بینم که با تفکراتی مبتنی بر سالها تجربه، برق را به جایگاهش برگردانم. این را نه از روی احساسات می‌گویم و نه به عنوان یک شعار برای بازگشت. سالها آبرویم را از سر راه نیاورده‌ام که بخواهم با یک بازگشت ناموفق آن را تباه سازم. اگر حرف می‌زنم به این دلیل است که درد را می‌شناسم وسالها با آن دست وپنجه نرم کرده‌ام.

 

* کلام آخر؟

 

امیدوارم هر اتفاقی می‌افتد به اوج‌گیری برق کمک کند. من تاکنون سکوت کرده بودم اما حالا با توجه به مسائل به وجود آمده باید بخشی از حقایق را به مردم می‌گفتم. اگر کسی به نیت منفعت طلبی خود به برق چشم دوخته، نگاهش را برگرداند زیرا این تیم متعلق به کسانی است که سالها برایش عرق ریخته‌اند. برق یتیم نیست و نیازی به پدر خوانده هم ندارد. مستاجرها خود را مالک برق ندانند و بگذارند این تیم نفس بکشد. در همین سالها کم به صورت برق سیلی نزده‌اند. حداقل خفه‌اش نکنید. یک موضوع هم در خصوص هواداران فهیم شیرازی بگویم. مهمترین سرمایه برق این هواداران بوده‌اند ودر طول تاریخ مددرسان باشگاه بوده‌اند. در میان آنها افراد با سواد و تحصیلکرده‌ای داشتیم و داریم که فهم فوتبالی‌شان از خیلی از مسئولان بیشتر است. این روزها آنها هم دارند زجر می‌کشند. باید دغدغه‌های آنها را هم رفع کرد.

ایسنا

تاریخ: 1390/4/22
اشتراک گذاری:          
لینک کوتاه:

نظرات
نام:
ایمیل:
وب سایت:
متن:
کد امنیتی:کد امنیتی
تکرار کد امنیتی: