گفت و گویی جالب با عبدالرضا برزگری بازیکن سابق تیم ملی فوتبال/کروش ضعیف است او موفق نمی شود/
عبدالرضا برزگری در 26 مرداد 1335 در محله احمدآباد آبادان بهدنیا آمد. در خانوادهای که بعدها با حضور 7 خواهر و 3 برادر در کنار پدر و مادر 12 نفره شد. اول بار در کوچههای تنگ و باریک شهرش پا به توپ شد.
اولین باشگاهش شهرداری (سپه) بود و بعد نفت آبادان. «حسون» از نفت بود که به تیم ملی رسید. اول در جامجهانی جوانان و بعد تیم بزرگسالان و صعود به المپیک 1980. اما وقتی مسکو تحریم شد، تنها حسرتش باقی ماند. جام ملتهای آسیا در سال 1359 هم میتوانست قهرمانی دیگری را برای فوتبال ایران به ارمغان آورد ولی در روزهای نخستین جنگ ایران و عراق و سختگیریهایی که میزبانان کویتی بر ملیپوشان کشورمان روا داشتند کسب عنوان سومی کم از قهرمانی نداشت.
سرویس ورزشی روزنامه" خبر جنوب" گفت و گویی با وی انجام داده که خلاصه ایی از آن در ادامه می آید.
■ واقعیت اینکه مشکل فوتبال ما بهطور کل نگاه غیرورزشی در کشور به این عرصه است. طبیعی است در این شرایط تنها بعضی از مربیان که از سوی مسوولان و مدیران رده بالا حمایت میشوند شرایط کار کردن برایشان فراهم است در غیر اینصورت یکی مثل من در شهرم با اینکه هیچ مشکلی نداشتم اما 4ماه بیشتر دوام نیاوردم! به همینخاطر است که در طول 2دهه تنها یک مقطع کوتاه در ایران کار کردهام.
- ■جنس فوتبال ایران جور نیست. حالا هرچه شما بگویید فوتبال ما حرفهای شده و مسایل مختلف را ردیف کنید من قبول ندارم. شما امکانات تیمهای لیگ برتری را نگاه کنید. متاسفانه این امکانات بهطور مثال با امارات که سالها در آنجا مشغول به مربیگری هستم اصلاً قابل قیاس نیست. شاید حرف من به مذاق خیلیها خوش نیاید. در این فوتبال فقط خوب پول میدهند. من بااینکه پول خوبی به بازیکن بدهند مخالفتی ندارم اما وقتی بازیکنان معمولی درآمدهای چندصد میلیونی دارند و در طول یک سال به اندازه 100 کارگر یا کارمند پول به جیب میزنند آن وقت امکانات هیچ، این میشود فوتبال ما. معلوم است که باید معترض بود.
■ - دوره ما گذشت. من نمیتوانم روی خودم قیمت بگذارم، ولی برایم عجیب است که در فوتبال ایران بهجای باشگاه و مدیریت آن، این بازیکنان هستند که قیمت را تعیین میکنند. بازیکنان ما دریافتهاند که با کمی زرنگی میتوانند قیمت خود را سرسامآور بالا ببرند بهویژه که مدیران بهجای هماهنگی با هم در جذب بازیکن رقابت سختی دارند. آمدند سقف قرارداد هم مشخص کردند. چه اتفاقی افتاد؟
-■ تیم سال 1996 مایلیکهن بهترین تیم 20سال گذشته است. منکر این که نمیتوان شد. همان تیم بود که سال 98 به جامجهانی هم رفت.
- ■من میگویم کارلوس کروش ضعیف است. شاید به لحاظ تئوری خیلی قوی باشد اما بهعنوان کار عملی دستاورد او چه بوده؟ منظورم در جایگاه سرمربی است، آنهم برای تیم بزرگسالان در سطح ملی. کروش موفق نمیشود. خودش هم کمکم دارد این را زمزمه میکند. انگار دنبال بهانه میگردد.
-■ روزی که قرار شد بروم امارات بازی کنم همان شیخی که مرا دیده بود فیلمی از گزیده بازیهایم در تیم ملی در اختیارم گذاشت. یعنی اینکه آنها برای خرید من، یکسال قبل از آن در مورد من تحقیق کرده بودند. آیا حکایت این روزهای فوتبال ایران اینچنین است؟ مگر نه اینکه بازیکنان بهراحتی تیم مورد نظر خود را پیدا میکنند و قرارداد میبندند؟ باز هم تاکید میکنم که من مخالفتی با پولی که به بازیکنان امروزی میدهند ندارم اما آیا آنها لیاقت چنین پولهایی را دارند؟ آیا برای خرید آنها بررسی کامل صورت گرفته و هر بازیکن قیمتگذاری شده است؟ در مورد مربیان هم همینطور متاسفانه اغلب میبینیم که تفاوتی بین کار خوب و بد قائل نمیشوند. از من پرسیدند چرا سرمربی نفت آبادان که اتفاقاً خیلی هم خوب کار کرده و نتیجه گرفته اخراج شد. مانده بودم چه بگویم. چه شد که یکباره از نظر آقایان به همه بیماریها مثل سرطان، نارسایی قلبی و مرض قند دچار شد؟میدانید چرا؟ برای اینکه آدم کناریاش که اصلاً صلاحیت سرمربیگری ندارد میخواست جای «کاسیمیرو» را بگیرد. یک آدم معمولی که مورد حمایت نادرست قرار میگیرد به یکباره این مسایل را رقم میزند. خدا هم راضی نمیشود که با یک نفر که زحمت کشیده و موفق بوده اینطور برخورد شود. بماند که به موقعاش یقه چنین آدمهایی حتماً گرفته میشود.
■ - من یک گوشه کناری دور از هیاهوها. گرچه میتوانستم خیلی کارها بکنم اما نگذاشتند مخصوصاً در آبادان خیلی کارها میشد کرد. نگذاشتند.
















