به بهانه درگیری خبرنگاران مقابل چشمان کیروش با "سکوت " نشست خبری فنیتر میشود
خبرگزاری فارس: با توجه به اتفاقهای رخ داده در پایان مسابقه ایران و ماداگاسکار، به نظر میرسد با عدم طرح سئوال در کنفرانس خبری، فضای فنی بیشتر تقویت خواهد شد.
به گزارش خبرگزاری فارس، با توجه به تخصصی شدن حوزه های مختلف اعم از اقتصادی، فرهنگی، سیاسی، ورزشی و غیره دیگر مانند گذشته نیست که یک خبرنگار بتواند همه رشته ها را به راحتی بازتاب داده و به صورت فنی موارد را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهد.
خبرنگار ورزشی نیز از این قاعده مستثنی نیست و هر فردی با ورود در این حوزه خبری باید اشراف کاملی بر مباحث حوزه خبری خود باشد و بتواند به عنوان یک منتقد ناگفته های فنی را بیان کند.
فوتبال حرفه ای نوین از جمله رشته های ورزشی است که یک خبرنگار عمومی به راحتی نمی تواند مسایل را مورد آنالیز قرار داده و بحث های تخصصی و تحلیل آن را به رشته تحریر درآورد، بنابراین برای فعالیت رسانه ای در فوتبال باید متخصص بود و علوم و فنون آن را به درستی شناخت.
بی دلیل نیست که در نشست های خبری مدیران و بازیکنان بزرگ فوتبال جهان، از خبرنگاران به عنوان یک متخصص و اهل فن یاد می شود و هر مسئول فوتبالی پس از رویارویی با خبرنگاران فوتبالی منتظر نقد و چالش های فنی است. هر چه دانش بیشتر باشد، مشروعیت پاسخ ها و مباحث افزایش پیدا می کند و مورد تائید کارشناسی مطلوب تری قرار می گیرد.
متاسفانه در نشست های خبرهای و در برنامه های ورزشی داخل کشور اتفاق هایی رخ می دهد که گاهی اوقات باعث سلب مشروعیت شده و ماهیت یک نشست را به طور کامل زیر سوال می برد و فضایی که قرار بوده نقد و پرسش های فنی در آن مطرح شود جای خود را به حاشیه می دهد و درک مفاهیم اصولی کم رنگ می شود.
شاید به خاطر همین مسائل است که بیرون از فضای ورزشی گفته می شود گفتمان های ورزشی عمیق نیستند و نقدهای فنی کم تر به چشم می خورد. حال سوال اصلی این است که چرا سطح نگری به عنوان اولویت اول در حوزه ورزش پر رنگ شده و بیشتر مطالب حاشیه هستند و مباحث اصولی در اولویت های بعدی قرار گرفته اند؟
این سطحی نگری را می توان در کنفرانس خبری پایان مسابقه تیم های ملی ایران و ماداگاسکار را هم به وضوح شاهد بود.
از دقیقه 80 مسابقه تیم ملی ایران مقابل ماداگاسکار بازی سرد و کسلکننده تیم ملی و یا به قول کارلوس کیروش "روند کند و خسته کننده " ملیپوشان، عاملی شد که دوباره سکوها رنگ و بوی حاشیه به خود بگیرد و شعار "علیه رئیس فدراسیون "، "تشویق ماداگاسکار "، "تشویق علی دایی و تراکتورسازی " و ...از سوی هواداران سر داده شود. شرایط مسابقه به حدی انتقادآمیز بود که چند هزار تماشاگر حاضر در ورزشگاه آزادی را آزرد و کاری کرد که رشته کلاف از دست شان خارج شود و تا جایی که می شد از شعارهای هواداران چنین استباط کرد که خودشان هم نمی دانستند از این بازی چه می خواهند و انتقادها و شعارها برای چیست! از ماداگاسکار و دایی گرفته تا تراکتورسازی همه تشویق شدند الا تیم ملی و شاگردان کارلوس کیروش.
*شعار هوادار علیه رئیس و حاشیه سازی از روی سکوها گویی روی خبرنگاران نیز تاثیرگذار شد چرا که کنفرانس خبری آخر مسابقه نیز حواشی جالب و تامل برانگیزی داشت.
سؤالهای غیرفنی، مطرح کردن مسائل حاشیهای، تعجب موسی، سرمربی ماداگاسکار از سؤال های مطرح شده، لبخندهای معنیدار کیروش هنگام پاسخ دادن به سؤالات، سرخ شدن چهره عباس ترابیان با شنیدن برخی سؤالها و اختلاف نظر خبرنگاران حاضر در اتاق کنفرانس و درگیری فیزیکی دوستان رسانه ای در راهرو ورزشگاهی آزادی، گواهی میدهد که فضا اصلا خوب نبود و حاشیه جای متن را گرفته بود تا این زنجیره به خوبی به هم گره بخورند.
نقد کردن، آن هم از نوع فنی یکی از اصلیترین وظایف رسانهای است و بدون این مقوله ماهیت اصلی یک رسانه بسیار کم رنگ خواهد شد. با نقد است که بسیاری از مشکلات و معضلات فوتبالی را می توان حل کرد تا به کم تر شدن آن کمک کرد. با نقد است که توسعه و پیشرفت حاصل میشود و با نقد است که علت و معلولها پیدا میشوند و هر حوزه کاری سیر منطقی به خود میگیرد، اما با توجه به شرایط مشمئزکنندهای که در یک نشست خبری حاصل میشود چگونه میتوان به فوتبال ملی کمک کرد و در مسیر فنی گام برداشت؟
نقد اتفاقی که روز گذشته در داخل و بیرون اتاق کنفرانس خبری افتاد، کار راحتی نیست چون این بار همکاران رسانه ای عامل آن بودند. در این مواقع چگونه باید درباره کسی نوشت که خودش قلم به دست دارد و کارش تحلیل فنی دیگران است؟ چگونه باید از دوستانی نوشت که رسانه دارند و همواره خطابههایشان نقد است؟ بنابراین طوری باید این مطلب را نوشت که دوستان رسانه ای مان کم تر دل آزرده و رنجوده خاطر شوند.
باید اعتراف کرد که نگارنده مطلب هم خودش در همین جوی در حرکت بوده و به نوعی که دوست دارد با این انتشار این مطلب خودش را هم نقد کند چرا که تصویر زشتی از کنفرانس خبری روز گذشته ترسیم شده که نباید نسبت به آن بی اعتنا بود.
چه طور است که در پایان یک بازی ملی در کنفرانس خبری از سرمربی تیم ملی ماداگاسکار سؤال میشود که نظرتان در مورد شعار هواداران علیه علی کفاشیان چیست؟
واقعا موسی، سرمربی آفریقایی در این باره برای پاسخ چه دارد جز اینکه با مطرح شدن این سؤال قبل از آنکه پاسخی بخواهد بدهد، به ماهیت خبرنگار و رسانه ایرانی به فکر فرو برود!
به دور از هر گونه بزرگ نمایی، خواسته یا ناخواسته، کارلوس کیروش تجارب بینالمللی متعددی در کارنامه دارد. این مربی با بازیکنان بزرگی کار کرده و در فضای بزرگ و حرفهای فوتبال با اصحاب رسانههای بینالمللی و حرفه ای متعددی در کشورهای پرتغالی، اسپانیا، انگلیس و غیره نیز روبهرو بوده است. پس باید پذیرفت که مربی پرتغالی خیلی زود به ماهیت خبرنگاران داخلی پی برده و راههای پاسخگویی را نیز بهتر از هر کسی میداند.
وقتی در پایان بازی تعداد تعویضها از سوی برخی خبرنگاران به اشتباه ذکر میشود و در مورد سقف قرارداد، تشویق علی دایی، شعار علیه کفاشیان و دیگر سؤال های حاشیه در اولویت دوستان رسانه ای قرار می گیرد و کیروش هنگام پاسخ دادن لبخند میزند و سخنش را بیان میکند، این چه معنایی دارد؟ آیا کیروش به سؤال لبخند میزند یا به ماهیت پرسش مطرح شده؟ آیا واقعا در نشست پایان مسابقه، سرمربی موظف است در مورد مسایل فنی پاسخ دهد یا در مورد تشویق شدن تراکتورسازی، دایی یا شعار دادن هواداران علیه کفاشیان؟
حاشیه یکی از جذابیتهای خاص و لاینفک فوتبال است اما زمانی که حاشیه به اصل تبدیل شد، نتیجه آن فوتبالی میشود که شاهدش هستیم. نتیجهاش این میشود که در لیگمان برای خرید بازیکنان عراقی و بعضی از بازیکنان درجه چند آفریقایی بین تیم ها دعوا میشود! نتیجهاش این میشود که هوادار طوری گمراه شود که در یک بازی ملی، حریف آفریقایی را مورد تشویق قرار میدهد! نتیجهاش این میشود که در نشست خبری پایان مسابقه فوتبال از آمار طلاق، مشکلات ترافیک و آلودگی هوا و غیره صحبت میشود به غیر از مسائل فنی فوتبال! نتیجهاش این میشود که سرمربی تیم در مواجه با سؤالات به جای پاسخگویی، لبخند میزند و با یک جمله سؤال کننده را دنبال چیزی می فرستند که شأن یک خبرنگار نیست!
به هر حال مشکلات نشستهای خبری فقط به این بازی ختم نمیشود بلکه مدتهاست با دوری برخی از خبرنگاران قدیمی و با تجربه، این سبک و سیاق و از این دست پرسش ها در سالن های کنفرانس افزایش یافته و بازی به بازی هم بیشتر می شود.
گاهی سکوت بهترین راهکار است و اگر خبرنگاری سؤال فنی ندارد می تواند با سکوتش راه نجاتی پیدا کند که اگر سخن می گفت همه راهها به بن بست ختم می شد. فرهنگ سکوت در برخی از نشست های خبری می تواند کارآمدتر از هر سخنی باشد. چه خوب است وقتی در کنفرانسی حرف فنی برای بیان کردن نداریم، سکوت اختیار کنیم تا از بروز تبسم های کنایه وار، درگیری های لفظی، رعایت نشدن جایگاه خبرنگاران و غیره جلوگیری شود. امید است که با تامل و درایت دوستان رسانهای این مشکل هر چه زودتر برطرف شود.
انتهای پیام/خ
















