کیلومترها فاصله تاحرفهای شدن/صبرکم تماشاگران و سوالات بیارتباط خبرنگاران/ غریبهای بهنام تیم"ملی"
به گزارش خبرنگار مهر، تیم ملی فوتبال کشورمان در شرایطی به مصاف ماداگاسکار رفت که دوران بدنسازی و تمرینات سخت اردوی اتریش را پشت سرگذاشته بود و طبیعی بود که ملی پوشان در فرم ایدهال خود نباشند و فوتبال آنها شادابی مورد نظر بینندگان را هم به دنبال نداشته باشد.
آنهایی که فوتبال را کارشناسی و فنی تر دنبال می کنند خوب می دانند که پس از دوران بدنسازی و انجام تمرینات سخت، بدن بازیکنان سنگین است و برای آنکه به فرم مطلوب برسد نیاز به تمرینات ریکاوری و شادابی است که هر مربی شگرد خاص خود را برای بازگردان بازیکنان به شرایط ایده ال دارد.
با این حال از آنجایی که تیم ملی باید روز اول مردادماه به مصاف مالدیو - که از تیم های ضعیف قاره آسیا به شمار می رود - برود، انتخاب حریفی نه چندان قدرتمند منطقی و قابل دفاع به نظر می رسید. بازیکنان تیم ملی نیاز داشتند تا قبل از حضور در مقدماتی جام جهانی عیار خود را با حضور کارلوس کی روش بسنجند.
اما تماشاگران فوتبال ایران که متاسفانه در سالهای اخیر بیشتر از هر چیز به سردادن شعار علیه مربیان و مسئولان عادت کرده اند و تاسف بارتر اینکه دنباله رو برخی لیدرهای خطی مستقر روی سکوها شدهاند، بدون آنکه به فاکتورهای حرفه ای فوتبال توجهی داشته باشند و این حق را برای کی روش قائل شوند که می خواهد تیمش را بهتر بشناسد و مهمتر اینکه به تازگی سرمربی تیم ملی ایران شده است، تا می توانستند از بازی تیم ملی انتقاد کردند و در دقایق پایانی هم ماداگاسکار را تشویق کردند!
نکته ناامید کننده تر اینکه همین تماشاگران در روزی که تیم ملی ایران حریفش را شکست داده بود تا توانستند علیه رئیس فدراسیون فوتبال شعار دادند و خواستار جدایی وی از فوتبال شدند. در این میان البته تشویق علی دایی هم که در زمان نتیجه نگرفتن تیم ملی مورد توهین همین تماشاگران قرار می گرفت، از نکات قابل تامل ورزشگاه آزادی بود که خود تاییدی است بر احساسی بودن تماشاگران و البته برخی جریانات روی سکوها.
تماشاگرانی که یکشنبه شب مقابل دوربین شبکه های مختلف تلویزیونی با حراراتی خاص علیه رئیس فدراسیون حرف می زدند، نه از روی آگاهی و دانش فنی حرف هایشان را مطرح می کردند بلکه صرفا به این خاطر که دوربین دیده اند و قرار است تصویرشان پخش شود، در حالی که فریاد می زدند و چشم هایشان از هیجان ناشی از دیدن دوربین نزدیک به بیرون زدن از حدقه بود، حرف هایی را می زدند که خیلی برای این دیدار منطقی نبود.
و البته در میان اتفاقات غیرحرفه ای تماشاگران باید جوالدوزی هم به خبرنگاران ورزشی بزنیم که متاسفانه برخی از تازه واردن به این عرصه که ذوق گرفتن قلم و میکروفن به دست را دارند، رفتارهایی می کنند که خیلی حرفه ای و منطقی نیست و آنها هم احساسی تر از تماشاگران هستند.
سوالاتی که در نشست خبری از کارلوس کی روش توسط برخی خبرنگاران مطرح شد نشان داد که ما هنوز کیلومترها با حرفه ای شدن فاصله داریم. وقتی در نشست خبری سرمربی خارجی تیم ملی بعد از بازی با ماداگاسکار در مورد "دلیل تشویق علی دایی" و یا " سقف قرارداد بازیکنان " و یا "دلایل شعار دادن علیه کفاشیان" سوال می شود و کی روش مات و مبهوت مانده که پاسخ این سوالات بی ربط را چطور بدهد، چطور می توان انتظار داشت این خبرنگاران بتوانند فرهنگ درست برخورد با واقعیت ها را به تماشاگران و سکوها منتقل کنند.
تاسف بارتر از همه این سوالات به پرسشی برمی گشت که از "موسی" سرمربی تیم ملی ماداگاسکار که برای نخستین بار به ایران آمده بود و کمترین شناخت را از مجموعه فوتبال کشورمان داشت، در مورد "دلایل شعار تماشاگران علیه علی کفاشیان" مطرح شد و ماداگاسکاری از همه جا بی خبر مانده بود که پاسخ این خبرنگار ایرانی را چطور بدهد!
اتفاقاتی که در دیدار ایران برابر ماداگاسکار رخ داد نشان داد که هم تماشاگران فوتبال و هم برخی خبرنگاران کیلومترها با دنیای حرفه ای فاصله دارند و تیم ملی را غریبهای می دانند که کمترین توجه به آن می شود و مشخص نیست چه زمانی می خواهند این فاصله را کم کنند و رفتارهایشان به گونه ای باشد که مربی بزرگی چون "کارلوس کی روش" را دلزده نکنند و شرایط را به گونه ای فراهم نکنند که این مربی هم خیلی زود عطای کار در ایران را به لقایش ببخشد و برود. آیا ما می خواهیم مربی بزرگتری از کی روش به فوتبالمان بیاوریم؟!
















