اختصاصی90/ مالدیو؛ نه «مال» و نه «دیو»!
90: مالدیو را با یک خاطره شیرین میشناسیم. با یک پیروزی تاریخی.هیچ کداممان این تیم را با بازی 2000 به یاد نمیآوریم، دیداری که تماشاگران ایرانی پس از پیروزی تیمشان، ملیپوشان خود را هو کردند! همه ما ترجیح میدهیم مالدیو را مالدیو بازی 98 به خاطر بیاوریم. مالدیو 17 تایی! در تمام این سالها روی هر شکست سنگین، «شکست مالدیوی» نام گذاشتیم و حتی ترجیح دادیم پیشرفت معنادار این تیم محقر را نادیده بگیریم. تیمی که طی 2 سال از اختلاف تحقیرآمیز 17 تایی، خود را به یک شکست طبیعی، 3 گله رساند. ما اما هنوز مالدیو را با همان جشنواره بیپایان گل میشناسیم و میشناسانیم!
* * *
اختلاف طبقاتی دیگر در فوتبال جهان آن شکاف معنادار نیست. در هیچ کجا! کوپا آمریکا نمونهای است زنده و نزدیک. آرژانتین و برزیل، خدایان فوتبال جهان، به راحتی سقوط میکنند و به جمع چهار تیم پایانی هم نمیرسند! تیمی مثل ونزوئلا که ما از لغو دیدار دوستانه با آن شادمان شدیم و این نام را حریفی قابل اعتنا حتی برای دیداری دوستانه هم ندانستیم، به مربع قدرت در کوپا آمریکا راه مییابد و یکی از چهار تیم برتر لقب میگیرد. آری، فوتبال جهان دیگر نه «اسمها» را که «رسمها» را جدی میگیرد. نه نام مشهوران را که «شیوه» سختکوشان را محترم میشمارد. نه «تبار تاریخی» که «تلاش امروزی» را ملاک میخواند. آری، مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد...
* * *
این اما به این معنا نیست که باید از مالدیو ترسید. حتی نه به این معنا که نباید انتظار یک پیروزی قاطع را داشت. ایران، ایران است و مالدیو، مالدیو. حتی همین امروز که «سر» در سراشیبی سقوط داریم و برای نجات دست به دامان یکی چون کیروش شدهایم. واقعیت فوتبال اما میگوید که از آن پیروزی تاریخی 5164 روز میگذرد و در این روزها و ماهها و سالها ما همان قدر از خودمان کاهلانه عقب افتادهایم که مالدیو جاهطلبانه از خودش پیش افتاده. نیاز به توضیح است؟ اگر پایان یک نسل طلایی و ناکامی در ساختن حتی بخشی از آن و سقوط در رنکینگ و جا ماندن از جامجهانی و شکست در جام ملتها و بازیهای آسیایی و... عقبماندگی ما نیست پس چیست؟ اگر عبور از یک بازنده مطلق تا متوقف کردن کرهجنوبی و پیروزی مقابل قرقیزستان و سنگاپور و... برای مالدیو کوچک یک پیشرفت بزرگ نیست، پس چیست؟ آری، تیمی که در سال 98 از تیمملی ایران 17 گل خورده بود، در سال 2004 به قهرمانی در جنوب آسیا رسید و در سال 2006 کرهجنوبی را به تساوی راضی کرد. بله کرهجنوبی را...
* * *
فوتبال ایران میخواهد نقطه پایانی بگذارد بر این توقف، بر این نزول، بر این سقوط! رسیدن به نامی چون «کیروش» آغاز این خواست بود. کیروشی که برخلاف ما اهمیت کار را میداند. کار و کار و باز هم کار. کیروش که برخلاف ما مالدیو را با تصویر امروزش میشناسد تا با خاطره دیروزش. کیروشی که میداند اصلاحات یکشبه ممکن نمیشود و فوتبال لوبیای سحرآمیز ندارد!
* * *
مالدیو را نه «کوچک» باید گرفت و نه «بزرگ» باید شمرد. مالدیو نه «مال» است - همان حیوان خانگی رام و نه «دیو»!
آسانگیری این تیم غافلگیرمان میکند و بزرگنمایی آن، کوچکمان میکند. مالدیو را باید برد. با صبوری روی سکو و با تلاش در میدان. مالدیو مانعی بلند نیست که حریفی لیلیپوتی هم نیست. هر چند مربی آن بگوید «بزرگترین بازیکن ما کمتر از 180 سانت دارد.» تیم کیروش امشب باید «خاطره بازی» را فراموش کند، با تمام دقت و هوش بجنگد و صاحب یک پیروزی قاطع و شیرین شود. تنها با فراموشی «خاطره بازی» است که میشود «خاطرهسازی» کرد. همین!
رضا عباسی
















