برای استفاده از همه امکانات سایت باید جاوا اسکریپت مرورگر خود را فعال کنید.

علی دایی که ادعای بزرگ بودن دارد ، حرف زور زد

هافبک اسبق پرسپولیس گفت: علی دایی که ادعا دارد، مربی بزرگی است، نان مرا برید و به خاطر این که حرف زور می زد، برای من سنگین بود در پرسپولیس بمانم.

چه شد در مس کرمان ماندنی شدی؟
مگر قرار بود غیر از این اتفاقی بیفتد؟ من یک سال دیگر قرارداد داشتم و ماندم.

تصور می شد با مشکلی که فصل قبل با مرفاوی داشتی، کرمان را ترک کنی.
مشکلی بین من و آقا صمد نبود. مشکل اصلی من ساکت الهامی بود. او بود که ذهن صمد آقا را خراب کرده بود. این آقا کارهایی می کرد که روح و روان و آرامشم را به هم زده بود. هرجا که رفته برایش آرزوی موفقیت می کنم. من آدم کینه ای نیستم و گله ای هم از او ندارم. الان دارم با آرامش در مس تمرین و زندگی می کنم.

پس چرا آن موقع نمی گفتی الهامی باعث بوجود آمدن مشکلات برای تو شده؟
خدا آن بالاست و قدرت خدا را بنازم. او همه کار می کرد و هرکاری که تصورش را بکنی. اگر از بقیه بازیکنان هم بپرسی همین نظر را دارند. همه شخصیت مرا می دانند که در این 10 سال فقط فوتبالم را بازی کردم و سرم در لاک خودم بوده است و با هیچ مربی مشکل نداشتم. در مقابل همه شخصیت الهامی را هم می دانند. او با من مشکل داشت.

چرا به ترکیه نرفتی؟
چون قرارداد سال دومم توافقی بود، نشسته بودیم و صحبت می کردیم. هنوز نبسته بودم که به اردو بروم. با صلاحدید باشگاه به اردوی ترکیه نرفتم. البته در این مدت مربی اختصاصی داشتم و حتی در اهواز هم یک مربی با من بود. از لحاظ بدنی خوشبختانه عقب تر از بقیه بچه ها نیستم.

کدام تیم در فصل نقل و انتقالات خوب یارگیری کرد؟
زیاد در جریان نیستم ولی می دانم که تیم ما بازیکنان خوبی گرفت. خوشحالم که سپهر حیدری به مس آمد.

تیم امسال شما چطور است؟ می توانید مدعی باشید؟
درست است که بازیکنان خوبی از تیم ما رفتند ولی جایگزین های خوبی گرفتیم. تیم ما در آرامش کامل دارد برای لیگ یازدهم آماده می شود. حتی برای قهرمان شدن چیزی کم نداریم. خوشبختانه استخوان بندی تیم حفظ شده و کادر فنی هم که مانده اند. شک نکنید که قهرمان می شویم. قول می دهم که اگر قهرمان نشدیم، سهمیه آسیا را می گیریم.

هیچ وقت به طور واضح نگفتی چرا از پرسپولیس جدا شدی؟
در پرسپولیس خوب بازی می کردم. خدا را شکر هرجا می روم همیشه هواداران به من لطف دارند. صحبت کردن فایده ای ندارد. شما در جریان هستید که با چه فلاکت و سختی وارد پرسپولیس شدم. بدون کارت پایان خدمت و رضایت نامه . ولی خیلی راحت رفتم. از این می سوزم که بد بازی نکردم و اکثر بازی ها را برای پرسپولیس به میدان رفتم ولی راحت به من گفتند تو را نمی خواهیم.

کاشانی گفت تو را نمی خواهیم یا علی دایی؟
جالب است بدانید که علی دایی از وقتی به پرسپولیس آمد، در تمام بازی ها به من بازی داد به جز 2 بازی که آن هم مصدوم بودم. اوایل فصل گذشته مرا کنار کشید و گفت که امسال (لیگ دهم) به تو کم بازی می رسد. هنوز نه تمرینی کرده بودیم، نه اردویی رفته بودیم و نه تیمی جمع شده بود، این حرف را به من زد. این خنده دار نیست؟ همچین حرفی از مربی که ادعا می کند خیلی بزرگ است، خیلی بعید بود. من دایی را دوست دارم و خیلی بزرگ و قابل احترام است. او اسطوره فوتبال ماست ولی حرفش برای من خیلی سخت بود. به علی آقا گفتم باشد من از پرسپولیس می روم ولی رضایت نامه ام را از کاشانی بگیر.

کاشانی دخالتی نکرد؟
چرا کاشانی به من گفت در پرسپولیس بمان. فشنگچی، نوری و رضایی به پرسپولیس آمدند تو هم بمان. شما در صبا با هم بودید و اینجا هم کنار هم موفق می شوید ولی گفتم علی آقا مرا نمی خواهد. زور که نیست.

سال قبل ابتدا دایی، آرفی و مجتبی زارع را کنار گذاشت ولی آنها چطور نرفتند و حتی برای پرسپولیس بازی کردند؟
من فوتبالیستی نیستم که آویزان کسی بشوم. اگر می ماندم شک نکنید که اگر در بازی اول بازی نمی کردم، مطمئن باشید از بازی دوم فیکس می شدم ولی نمی خواستم زیر بار حرف زور کسی بروم حتی دایی. من با خدا صحبت می کنم. با لطف خدا و تلاش خودم به فوتبال آمدم و خدا دستم را می گیرد.

از دایی دلگیری؟
شاید الان دایی از حرف زوری که به من زد، پشیمان باشد. نمی دانم. من از دایی دلگیر نیستم. اگر در فوتبال نباشم می گویم قسمت است. در فوتبال چیزهایی دیدم که خیلی دارم عذاب می کشم.

چه چیزی؟
مثلا ساکت الهامی رفته بود به یکی دو سه تا از مربیان گفته بود که زانوی عادل خراب است و او را جذب نکنید. من به این مربیان قسم دادم، به من گفتند که الهامی به ما گفته. 2 سال است دیگر عادل کلاه کج نیست. من آدمی نیستم که نان کسی را ببرم ولی علی دایی و ساکت الهامی این کار را کردند.


دایی الان سرمربی راه آهن است. وقتی با او روبه رو شدی، چه چیزی می گویی؟
مشکلی با دایی ندارم و سال قبل هم با دسته گلی که خودم خریدم به استقبالش رفتم. نمی دانم شاید سال قبل کسی زیرآبم را زده باشد. دوست دارم از او بپرسم که چرا یک دفعه نظرش این رو به آن رو شد و مرا نخواست. در تیمی هم که علی آقا سرمربی باشد باندی وجود ندارد. من هم که حرفی پشت سرش نزدم که بخواهد مرا کنار بگذارد.

منبع: پانا

تاریخ: 1390/5/3
کلمات کلیدی: ، ، ، ، ،
اشتراک گذاری:          
لینک کوتاه:

نظرات
نام:
ایمیل:
وب سایت:
متن:
کد امنیتی:کد امنیتی
تکرار کد امنیتی: