در منچستر پیراهنی را پوشیدم که شمارهاش به کسی تعلق نداشت هرناندز: پدر و پدربزرگم الگویم بودند، اما شیفته رونالدو بودم
خبرگزاری فارس: مهاجم مکزیکی تیم فوتبال منچستر یونایتد گفت: یکی از الگوهایم رونالدو برزیلیها بود که میخواستم مثل این بازیکن باشم.
به گزارش خبرگزاری فارس، خاویر هرناندز معروف به چیچاریتو در گفتوگویی با سایت فدراسیون جهانی فوتبال "فیفا " اظهار داشت: در زمان کودکی با شوق زیادی به بازیکنان مینگریستم و از کارهایی که در زمین میکردند، خیلی خوشم میآمد. بعد تلاش کردم حرکاتشان را تقلید کنم. الگوهای من پدرم و پدربزرگم بودند. آنها همیشه الگویام بوده و خواهند بود، ولی در کنار این 2 الگو، دوست داشتم مثل رونالدو باشم و شیفته بازی او بودم.
بازیکن 23 ساله تابستان سال گذشته در شرایطی که عضو تیم ملی کشورش بود و برای مکزیکیها تنها چهره نام آشنا به شمار میرفت، به اولدترافورد به عنوان یک تازهوارد آمد. او در مدت یک فصل با استفاده از قابلیتهای زیاد خود، به خصوص توان گلزنیاش آوازهای برای خود درست کرد و به بازیکنی مهم نزد شیاطینسرخ تبدیل شد.
ستاره آمریکایی در این مصاحبه به نکات دیگری به این ترتیب اشاره کرده است:
* مکزیک در پیکارهای قهرمانی آمریکای شمالی و کارائیب (گولدکاپ) به موفقیت عمدهای رسید. رمز موفقیت تیم شما چه بود؟
کار و تلاش در کنار عزم راسخ تیم. این ویژگیها به ما اجازه دادند صعود کنیم و برنده مسابقات شویم. به اضافه این که به کار اطمینان داشتیم و باشکوه برنده شدیم، ولی نباید تصور شود که کسب چنین موفقیتی راحت به دست آمد. همان ابتدا به خود گفتیم هیچ نیروی اضافی نداریم. میخواهیم هر بازی را به سود خود تمام کنیم تا برنده جام شویم، ولی کسب پیروزی در سایه کاری سخت و طاقتفرسا میآید.
*اگر به چنین موفقیتی نمیرسیدید، در مکزیک به چشم شکست خورده به شما نگریسته میشد؟
با این برداشت موافق نیستم. میدانستیم اگر برنده شویم یا نشویم، چه دستاوردی حاصل خواهد شد، ولی هدف، کسب جام بود که به آن نائل شدیم. مهمترین چیز همین بود. بسیار خوشحالم هواداران توانستند از این قهرمانی لذت ببرند. نباید فراموش کرد در طول جام لحظات دشوار زیادی به وجود آمد. پس به همان میزان نیز شادی ناشی از موفقیت بیشتر است. این اولین افتخار من با تیم ملی است که به آن افتخار میکنم.
*مطابق آنچه دیده شد، این تیم با استعدادترین تیمی بوده که مکزیک تاکنون داشته است؟
دوست ندارم از این مقایسهها کنم. در نقش بازیکن موظف هستم آنچه مربی از من میخواهد، انجام دهم و کارم در تیم ملی نیز صحیح باشد. هر لحظه که با پیراهن تیم ملی به میدان رفتم، بهترین اوقات ورزشیام بود. خودم را با گذشته مقایسه نمیکنم. همین به من انگیزه میدهد قادر به انجام چه کارهای هستم.
*پس از آن موفقیتها با تیم ملی، اکنون مجبورید باردیگر روی حضور در تیم باشگاهی تمرکز کنید.
در منچستر از من تاکنون عالی استقبال شده و من هم تنها میتوانم به صورت متقابل محبتها را پاسخ دهم. واقعیت این است که در اولین دوره حضورم، یک فصل خوب داشتم. امیدوارم بتوانم کارهای بهتر و بیشتری انجام دهم. تصور میکنم زمان خوبی برای تیم فراخواهد رسید و از این که امکان دسترسی به خیلی چیزها در فصل جدید که چند روز دیگر شروع خواهد شد، داریم، خوشحال هستم.
*در شرایط عادی برای بازیکنان مکزیکی وفق دادن خودشان با محیط خارج از کشور سخت است. رمز تطبیقپذیری سریع شما چه بود؟
انتقال به فرهنگهای تازه همیشه سخت است. پدرم و خواهرم که همراهم به اینجا آمدند و دارند با من زندگی میکنند، به من خیلی کمک کردند. در واقع آنچه که بیش از هرچیزی باعث دلتنگیام می شود، دوری از مکزیک هستم است. خورد و خوراک یا دیگر مایحتاج هم نیست.
* ظاهرا این که انگلیسی هم صحبت میکنید خیلی کمک حال شماست...
وقتی به اینجا آمدم، پایه زبانم خوب بود، ولی پس از آنجا، به یکباره مجبور شدم قدم به قدم چیزهای تازهای یاد بگیرم. مفاهیم را بهتر درک کنم و بیشتر حرف بزنم. این نکته هم قابل کتمان نیست که شناخت پایهای زبان، خیلی به من کمک کرد. چون به من اجازه داد با تیم بیشتر در تماس کلامی باشم و با همتیمیهایم سریعتر آشنا شوم.
*یک سئوال کاملا متفاوت؛ چرا پیراهن شماره 14 به تن کردید؟ از قبل این شماره را دوست داشتید؟
صادقانه بگویم، واقعا اتفاقی بود.(لبخند میزند) وقتی به تیم چیواس آمدم، پیراهن شماره 45 به تن کردم. بعد شماره 25 گرفتم. سپس بازیکنی که شماره 14 داشت، فروخته شد، پیراهنش را به من دادند. در تیم ملی نیز برای مسابقات جام جهانی این شماره پیراهن برای حضور در جام جهانی به طور اتفاقی به من داده شد. چون آن موقع میگوئل سابا صدمه دید. بعد هم منچستر همین شماره را که مال هیچ بازیکنی هم نبود، به من داد. به طرز عجیبی این شماره متعلق به پدرم در زمانی که با تیم پوبلا قهرمان شد، بوده است که باعث برداشتی خاص شد، اما هیچ برنامهریزی از قبل در کار نبود و به دلیل یکسری اتفاقات روی داد.
*اجازه دهید کمی هم در مورد آن زمانی که تازه فوتبال را شروع کردید، صحبت کنیم. این شور و اشتیاق در شما چگونه پدید آمد؟
همه خانواده به من گفته است و خودم هم همیشه تکرار کرده ام که از کوچکی پیوسته با توپ بزرگ شدم. دلم میخواست آخر هر هفته بروم و بازی کنم. نام همه بازیکنان را از حفظ بودم. حتی شماره پیراهنشان را میدانستم. از فوتبال حرف میزدم و به هیچچیز دیگری فکر نمیکردم. به این ترتیب کل زندگیام به سمت فوتبال چرخید. میدانستم بازیکن حرفهای خواهم شد. از این گذشته پدرم را در زمین فوتبال میدیدم و پدربزرگم نکاتی را برایم تعریف میکرد. غیر ممکن بود بازیکن فوتبال نشوم.
*الگوی خاصی هم داشتید؟
با شوق زیادی به بازیکنان مینگریستم و از کارهای که در زمین میکردند، خیلی خوشم میآمد. بعد تلاش کردم حرکاتشان را تقلید کنم. الگوهای من پدرم و پدربزرگم بودند. آنها همیشه الگویام بوده و خواهند بود، ولی در کنار این 2 حتی میخواستم مثل رونالدو باشم و شیفته او بودم. برزیل هم که می دانید تیمی است که همیشه شاهکار خلق می کند. به ویژه آن تیمی که در جام جهانی 1998 فرانسه بود. آن تیمی عظیمی از برزیل بود که به خاطر سبک بازیاش، هواداران زیادی داشت. البته این هم خوب نبود که آنها به فینال رسیدند و در آنجا بازنده شدند(لبخند میزند).
ترجمه: محمدرضا سروش
انتهای پیام/خ
















