اختصاصی 90/دروغ نگفتن قلعه نوعی مدال دارد
در روزگاری که عصا از کور میدزدند...
مدال شجاعت به سینه امیر اردشیر!
برای اولین بار میخواهم با تمام وجود و از ته قلب از امیر قلعهنوعی تعریف کنم. اصولا طی تمامی سالهای گذشته به عنوان یک منتقد برای امیر اردشیر مطلب مینوشتم و به طور کلی از روش و نوع سنتی و نگاه از بالای او خوشم نمیآمد اما این حرف قلعهنوعی آنقدر روی من تاثیر گذاشت که کل نگاهم را نسبت به او عوض کرد.
قلعهنوعی میگوید: «به سازمان لیگ نمیروم، دروغ هم نمیگویم». اگر معنی و مفهوم سنتی بودن این است. امیدوارم هیچگاه مدرنیسم پر از دروغ را نبینم و چیزی در موردش نشنوم.
واقعیت همین است که قلعهنوعی گفت.
با جناب آقای عزیز محمدی و دوستانش هم رابطه خوبی دارم انصافا هم زحمت میکشند اما با راستگویی رابطهام.
از همه بهتر است
قانون اشتباه مصوب شده سقف قرارداد اولا در عمل و در 90 درصد مواقع اجرا نمیشود ثانیا همه را وادار به دروغگویی کرده است. وقتی برای 50 هزار تومان خسارت اتومبیل این روزها دروغ میشنوی حتما برای چند صد میلیون تومان هم باید بشنوی.
از ما بپرسید میگوییم باید به قلعهنوعی نشان شجاعت بدهید. او اگر میگفت من با 350 میلیون به تبریز رفتهام همه ایران به وی میخندیدند چون دو حالت بیشتر نداشت یا این که دروغ میگفت. یا این که جایگاهش را نمیفهمید و نمیدانست که ارزش مالی وی خیلی بیشتر از 350 میلیونی است که ضعیفترین مربیان لیگبرتر چنین رقمهایی میگیرند.
او میخواهد حقیقت را بگوید: «ارزش دارم، زحمتش را کشیدهام و حقم را میگیرم، اگر نشد هم کار نمیکنم.»
راستگویی واژهای گمشده در جامعه ما شده است. متاسفانه از صبح تا شب بیش از 200، 300 تا دروغ میشنویم. اما چون عادت کردهایم به آن اهمیت نمیدهیم.
طرف میآید جلوی تو چاکرم، مخلصم میکند اما 30 ثانیه بعد با موبایل زیرآبت را میزند و پشتسرت شروع میکند به بدگویی در این راه هم خستگی ناپذیر نشان میدهد و برای آن که تو را کله کند یا جایگاهت را بگیرد یک نفس دروغ میگوید! تو هم میدانی اما...
از قلعهنوعی خوشم آمد. امیر اردشیر دقیقا به خاطر همین شجاعتش بوده که موفق بوده است. البته حتما طی روزهای آتی پروژه ماست مالی به راه میافتد و دو سه تا واسط مخ امیر را میزنند و ماجرا را فیصله میدهند آخرش هم به دروغ میگویند «بله قلعهنوعی 350 میلیون گرفته است». اما تا همین جا هم او عالی عمل کرده است.
«مردانه زندگی کردن بهتر از با نامردی زندگی کردن است»
قلعهنوعی وجودش را داشت که مردانه حقیقت را بگوید هر چند تلخ باشد و به ضررش تمام شود.
به هر حال قانون غلط، غلط است. قوانین که وحی منزل نیستند! وقتی همه حتی رئیس محترم سازمان لیگ هم میگوید غلط است باید نشست و قانون را تصحیح کرد نه این که همه را وادار کرد که برای رسیدن به حق خودشان در دور برگردانها دور زدن را یاد بگیرند و دروغ بگویند.
مسئله دقیقا این است.
اگر باشگاههای فوتبال خصوصی بودند. قیمتها این که امروز هست، نبود و خیلی کمتر بود اما چون دولتی هستند همین است که هست.
یا اصل ماجرا را درست کنید یا با چماق توی سر همه نزنید و زور نگویید!
در روزگاری که عصا از کور میدزدند. قلعهنوعی مردانگی را تعریف کرد و نشان داد که راستگویی هنوز زنده است.
محمد سررشتهداری
















