اختصاصی 90/نگران روزمرگی در کالبد رمضانیم!
امیررضا امیرشاهی
فلسفه رمضان؛ پالایش روح است. الک کردن روان از زشتیها، شستشوی دست و زبان و چشم وفکر. تلاشی به قصد گفتار و پندار و کردار نیک.
بوی آش رشته و حلیم. شیرینی زولبیا و بامیه. نوای ربنا (باصدای شجریان) . نمازهای طولانی.
رمضان این است. ماه میهمانی خدا، ماه نزول قرآن؛ ماه شبهای قدر، با این حال، «روز مرگی» قاتل سریالی بسیاری از مفاهیم معنوی شده است. روز مرگی واژهای است با وسعت جامعهای که نوشتیم؛ بیماریاش حتی گریبان قویترین مردان جهان را هم میگیرد.
ما نیز نگران «رسوخ» روز مرگی، در کالبد رمضانیم.
اگر به «رژیم» صرف بود ، اسمش را روزه نمیگذاشتند. روزه فقط نخوردن و نیاشامیدن نیست. وقتی کسی روزه میگیرد باید زبانش، گوشهایش، چشمانش، قلبش، فکرش و رفتارش روزه باشند.
روزه «تمرینی» است برای تشخیص «عمق آدمیت». روزه تلاشی است به قصد کشف آن بخش از انسانیت که توسط روزمرگی صدمه میبیند. روزه بهانهای است برای بازگشت به اصل.
هر کسی کو دورماند از اصل خویش... باز جوید روزگار وصل خویش.
با این حال؛ نگرانیم که مثل خیلی چیزهای دیگر، رمضان هم دکان فخرفروشی کسانی شده باشد که با دین خدا تجارت میکنند و خلوت شان شبیه منبرشان نیست.
نگرانیم آن پیرمردی که پول ندارد در مترو بلیت 250 تومانی تهیه کند، با دیدن پورشه چهارصد میلیونی دل و دین و عقل و هوشش را به باد دهد.
نگرانیم پس مانده چلو کباب 40 هزارتومانی بالای شهریها جایی درجوی آب گیر کند و به مناطقی که ماه تا ماه رنگ گوشت را نمیبینند، نرسد. و باز نگرانیم مردم از مسئولی که توی دوربینها زل میزند و میگوید: «همه چی آرومه، ما چقدر خوشحالیم» دروغ را بیاموزند.
به راستی درچنین شب تیرهای کی میتوان سراغ از روز و روزه گرفت؟ طبقه متوسطی که خاستگاه فرهنگیاش شرایط درک علی(ع) را ایجاد میکند، این روزها سراغ از یارانه اش میگیرد و همه جور سرویسی به صاحب خانه میدهد تا شاید سر سال به جای 70 در صد 30 ، 40 درصد بهای اجازه را بالا ببرند.
خیابان ها امن نیست. مردم به هم میپرند. گرانی بیداد میکند. حقوقها معوقه شدهاند. دروغ رایجترین کالای این روزهای جامعه است... با این حال مثل همیشه دل به برکت ماه خدا بستهایم، شاید که اعجاز روزه قلوب سنگی مردمی که زمانی انسان بودند را صیقل دهد و باعث شود از ته چاه تاریک وجودشان نوری به دامان جامعه بتابد.
التماس دعا
















