برای استفاده از همه امکانات سایت باید جاوا اسکریپت مرورگر خود را فعال کنید.

اختصاصی90/هر جا کم می‌آورند پای مقدمات را وسط می‌کشند

90: دوباره 90 آمد. دوباره یکی پیدا شد تا حرف دل مردم را بزند. دوباره یکی هست تا بپرسد. تا بگوید چرا؟ تا بازخواست کند، تا حرف بزند. برنامه‌های دیگر که هنرشان «به به و چه چه»‌است، دوباره مخاطب‌شان را از دست می‌‌دهند. عادل برگشت. او حتی اگر عادل نباشد باز هم مجری بهترین برنامه ورزشی صدا و سیماست.

امیررضا امیرشاهی

 صندلی خالی نمی‌توانست مسخره‌مان کند

فردوسی‌پور پنجشنبه شب ما را تا نزدیکی‌های سحر بیدار نگه داشت. او با همان روحیه انتقادی حرف‌هایی زد که دل همه را خنک کرد.

***

حتما شنیده‌اید که «من نبودم دستم بود، تقصیر آستینم بود»؟ با استفاده از همین رویکرد، پنجشنبه شب مشخص شد که در جریان حذف تیم‌ امید هیچ کس مقصر نبوده است!

علی کفاشیان که اصلا نیامد! جای او را برای دقایقی با یک صندلی خالی پر کردند. چقدر هم خودش گذشت (!) زیرا خبری از خنده‌های الکی نبود. کسی آرزوهای ما را دست نمی‌انداخت. صندلی خالی با ناکامی شوخی نمی‌کرد. اما بقیه که حضور داشتند یا روی خط آمدند، کم حرص‌مان ندادند.

پنجشنبه معلوم شد که حاجیلو حق دارد به خاطر کارنامه‌ دوران بازیگری‌اش، هر اشتباهی را انجام دهد!

پنجشنبه نفهمیدیم پرهیزگار، زونکن، پوشه یا هر وسیله دیگری که بوده است را تحویل کی‌ داده؟

پنجشنبه دریافتیم که در فدراسیون اگر مسئولی به مرخصی برود، کرکره‌های اتاقش را تا اطلاع ثانوی پایین می‌کشند!

و آخر سر این که پنجشنبه از زبان میهمان برنامه نود شنیدیم: اتفاقاتی در این  فدراسیون می‌افتد که شبیه‌اش حتی برای تیم‌های محلات هم پیش نمی‌آید.

***

قرار است « سقف قرارداد» موضوع یکی از برنامه‌های آتی نود باشد، با این حال فردوسی‌پور به این سوژه همواره سوژه، ناخنک زد و کاری کرد تا سردار عزیزمحمدی روی خط بیاید. متاسفانه رئیس سازمان لیگ موفق شد تا ظرف 5 دقیقه‌ای که به او مهلت دادند جای خالی کفاشیان را پر کند. آری در شبی که فکر می‌کردیم کمتر حرص خواهیم خورد، اصرار عزیز به تحمیل یک غلط، کفرمان را درآورد. جالب این که وقتی سردار نتوانست از پس حرف‌های مقبول مجری برآید، فوری پای ماه مبارک را وسط کشید تا نشان بدهد هنوز هم مسئولان ما هر کجا که کم بیاورند سراغ مقدسات می‌روند.

به راستی ماه مبارک چه ارتباطی داشت به پرسش‌های فردوسی‌پور؟ نه عادل که 99 درصد اهالی فوتبال به فلسفه «سقف قرارداد» می‌خندند و قبولش ندارند. این قانون من درآوردی و منحصر به فرد باعث ترویج دروغ شده تا بخش اعظم پول‌هایی که روی میز داد و ستد می‌شد زیر میز نقل مکان کند. آری در اصل ماجرا تفاوتی حاصل نشده و تنها خروجی این  قانون، افزایش دروغ و تظاهر بوده است. همین.

***

آقای عزیزمحمدی! آیا خصوصی شدن فوتبال صرفا در گروی مصوبات مجلس است؟ یعنی با چند خط و یک ورق کاغذ می‌توان فوتبال را خصوصی کرد؟

آقای عزیزمحمدی! چرا هیچ کس یقه تلویزیون را نمی‌گیرد تا مجبور شود حق واقعی فوتبال را بدهد؟ چرا دست اندازهای موجود در مسیر درآمدزایی هموار نمی‌شوند؟ چرا سراغ قانون کپی‌رایت نمی‌رویم تا باشگاه‌ها بتوانند امکانی برای اجرای مصوبه مجلس پیدا کنند؟

آقای عزیزمحمدی! قدم اول ایجاد امکان درآمدزایی برای باشگاه‌ها است. در ترکیه حتی امکانات دولتی را نیز در اختیار تیم‌های ورزشی گذاشتند تا انتقال فوتبال به بخش خصوصی «پشتوانه»‌ مادی داشته باشد. در ایران اما کت را رها کرده و چسبیده‌ایم به دکمه و می‌خواهیم سرمان را با سقف قرارداد گرم کنیم. چرا؟

باز اگر این قانون غلط به سقف بودجه تغییر ماهیت می‌داد، اوضاع بیشتر تحت کنترل قرار می‌گرفت. در آن  صورت مدیران و مربیان و بازیکنان مجبور به دروغ‌گویی و پرکردن اظهارنامه‌های خیالی نمی‌شدند و مدیر می‌توانست بودجه‌اش را براساس نیازهای تیمش هزینه کند.

آقای عزیزمحمدی! سقف و محرومیت فی‌نفسه مخربند و با آنها نمی‌توان آینده را ساخت. برای ساختن اول باید فکر کرد. فکر هم منافاتی با ماه رمضان و سایر مقدسات ندارد. پس مرحمت فرموده من بعد از این وسط مباحث تخصصی، «جاده خاکی» نروید.

 

تاریخ: 1390/5/15
کلمات کلیدی: ،
اشتراک گذاری:          
لینک کوتاه:

نظرات
نام:
ایمیل:
وب سایت:
متن:
کد امنیتی:کد امنیتی
تکرار کد امنیتی: