برای استفاده از همه امکانات سایت باید جاوا اسکریپت مرورگر خود را فعال کنید.

اختصاصی 90/کفاشیان مورد نظر در دسترس نمی‌باشد

90: صندلی خالی برنامه نود کفر رئیس را در آورده است. علی کفاشیان که قرار بود میهمان اولین برنامه از دور جدید نود باشد، به این برنامه نرفت تا عادل فردوسی‌پور در اعتراض به غیبت رئیس، صندلی خالی را به بینندگان نود نشان بدهد و به حالت تمسخر بگوید: این هم آقای کفاشیان(!) که قرار بود بیایند.

 امیررضا امیرشاهی

 


 

گویا رئیس در اعتراض به این اتفاق نامه‌ای برای ضرغامی نوشته و قصد شکایتی نیز دارد، با این حال تردیدی نیست که اگر هم شکایتی به میان آید، به سرنوشت سایر پرونده‌های قضایی حوزه فوتبال دچار می‌شود؛ پرونده‌هایی که هرگز به جایی نمی‌رسند.

1

دو سه ماه پیش کفاشیان – همیشه – در دسترس بود. هر زمان قصد داشتی با او مصاحبه کنی، با یک تماس تلفنی پیدایش می‌کردی. رئیس هر سئوالی را جواب می‌داد و حتی اگر پاسخی را نمی‌دانست هم مطلبی برای خنداندن سئوال‌کننده پیدا می‌کرد! خلاصه این‌که اگر چه مدیریت کفاشیان هرگز به کسی نچسبید، ولی احدی از اخلاق او ایراد نمی‌گرفت، اما چند هفته‌ای است که رئیس حتی دوستان رسانه‌ای‌اش را هم تحریم کرده است! مدیری که در ابتدای دوران ریاستش به خاطر ازدیاد مصاحبه‌ها مورد انتقاد قرار می‌گرفت، اینک در فاصله چند ماه مانده به پایان حضورش در فوتبال، تصمیم گرفته تا از افراط در حرف زدن پرهیز کند.

روزه سکوت کفاشیان موید صحت شایعاتی است که در خصوص پایان کار او به گوش می‌رسند. رئیس که دیگر دلیلی برای حرف زدن ندارد، تصمیم گرفته تا این دم آخر را خارج از دسترس باشد.

2

قبل از کفاشیان، هر زمان که به انتخابات فدراسیون فوتبال نزدیک می‌شدیم، ده‌ها چهره سیاسی و ورزشی شروع به یارگیری در هیات‌ها می‌کردند تا بتوانند بر مهم‌ترین صندلی ورزش کشور جلوس کنند.

چند سال ناکامی زنجیره‌ای در همه رده‌های سنی چنان وجهه‌ای به فوتبال بخشیده که دیگر هیچ کس شوقی برای ریاست به فدراسیونش ندارد. افتضاح امیدها، افزایش بی‌سابقه تخلفات، ناکامی در جام ملت‌ها، نرسیدن به جام‌جهانی، شکست تیم‌های ملی جوانان و نوجوانان بخش کوچکی از کارنامه فدراسیون فعلی است.

با این اوصاف کفاشیان اگر صد بار دیگر استعفا بدهد هم عباسی آن را قبول نخواهد کرد، زیرا مسابقه‌ای در پیش نیست تا وزارت ورزش بخواهد نگران نتیجه مدیریت رئیس کنونی در آن باشد.

آری بهتر است طرفین چند ماه دیگر هم به همزیستی مسالمت‌آمیز خود ادامه دهند به این امید که ایوان مدائن آینه عبرت آنهایی باشد که خیال می‌کنند برای اداره فوتبال وجود یک عنصر خودی(نمی‌خواهیم بنویسیم بله قربان‌گو) کفایت می‌کند.

 

 

روز ما " مرغ" ها

سردبیر

90:‌ 17 مرداد ... روز خبرنگار

یک روز در سال،" مرغ" ها را جدی می‌گیرند! مرغ‌ها که تخم شان مایه سرگرمی مردم است و گوشت شان سهم کوزه‌ به سرها، دراین روز خاص سرمست از پیامک همکاران، گاهی مسخ کمکهای ویژه نهاد ریاست جمهوری می‌شوند وزمانی مست چشمان شهلای مدیرانی که می‌دانند با پیام تبریک می‌توان مرغ‌‌ها را خرکرد!

ظرف این 24 ساعت تا دلتان بخواهد وعده می‌دهند.

" بیمه می‌شوید... صاحب خانه و خودرو و زمین...حق بیکاری ... آزادی بیان... عزت و احترام.... امنیت شغلی.»

یک نفر اما صبح روز بعد ما را از خواب بیدار می‌کند که " بلند شو. خواب دیدی خیر است." بعد از آن ما می‌مانیم و مشکلات لاینحل این حرفه. ما ومدیرانی که فقط ضعف‌ها را می‌بینند. ما و حقوقی که هیچ تناسبی با تورم ندارد. ما وکسانی که صاحب روزنامه هستند. همان‌ها که " سود"  این کار سهم آنها است و مصیبتش "نصیب" ما.

جالب منتی است که صاحبان رسانه سرخبرنگاران می‌گذارند.

«به خاطر شماست که تعطیلش نمی‌کنیم(!) وگرنه همه‌اش ضرر است،" ... کسی هم جرات نمی‌کند بپرسد : کدام ضرر؟»

آیا؛  ماهی چند ده  میلیون سود" ضرر" است؟

آیا با ماهی چند ده میلیون تومان آگهی نمی‌صرفد تا نشریه به حیاتش ادامه دهد؟

یارانه ارشاد چطور؟ به شما نمی‌چسبد؟

...البته درمیان نشریات هستند آن‌هایی که چند ماهی است ضررمی‌دهند. دلیلش هم مشخص است. مردم حوصله خواندن ندارند. مدت هاست که اینترنت و شبکه‌های تلویزیونی جای روزنامه‌ها را گرفته‌اند. باز اگر می‌شد حرف‌ها را نوشت،‌شاید از کاغذها هم استقبال مناسبی به عمل می‌آمد ، ولی وقتی نمی‌توانی بگویی، چرا باید تو را بخرند و به خانه ببرند؟ برای پاک کردن شیشه‌ها؟

از خبرنگاران دور نشویم. از مرغ‌هایی‌که در عزا و عروسی سرشان را می‌برند. هیچ کس حوصله " قدقد " این جماعت را ندارد. آنها هر اشتباهی که می‌بینند را می‌نویسند. خبرنگاران مرز میان توقع جامعه‌اند، با عملکرد مدیران ومسئولین. با وجود" مرغ" ها کمتر می‌توان دروغ گفت. البته مرغ‌ها هم نگران سرشان هستند. دنبال راهی برای ارتزاق. دست آویزی برای زنده ماندن.

17 مرداد روز این جماعت است. مردمانی که مصائب اقتصادی بیشماری دارند. هنرمندانی که به خاطر یک اشتباه محاکمه می‌شوند. دوستانی که شغل‌شان دومین کار سخت دنیا، بعد از معدنچی‌ها است.

 

تاریخ: 1390/5/17
کلمات کلیدی: ، ، ،
اشتراک گذاری:          
لینک کوتاه:

نظرات
نام:
ایمیل:
وب سایت:
متن:
کد امنیتی:کد امنیتی
تکرار کد امنیتی: