برای استفاده از همه امکانات سایت باید جاوا اسکریپت مرورگر خود را فعال کنید.

اختصاصی 90/فوتبالی با پشت پرده‌ای وحشتناک

90: پشت پرده فوتبال ایران مشمئزکننده‌تر از آن است که کسی تصور کند. ملغمه‌ای از دروغ، فریب و پلشتی. معجونی از رشوه و تبانی و آلودگی. حاصل خبط و خطاهای چهره‌هایی ظاهر الصلاح که وقتی لنز دوربین‌ها را می‌بینند خادم فوتبال می‌شوند اما چون به خلوت می‌روند آن کار دیگر می‌کنند... پشت پرده‌ای که اگر روزی بر افتد تشت رسوایی خیلی نام‌های بزرگ بر زمین می‌افتد.

 رضا عباسی


90: پشت پرده فوتبال ایران مشمئزکننده‌تر از آن است که کسی تصور کند. ملغمه‌ای از دروغ، فریب و پلشتی. معجونی از رشوه و تبانی و آلودگی. حاصل خبط و خطاهای چهره‌هایی ظاهر الصلاح که وقتی لنز دوربین‌ها را می‌بینند خادم فوتبال می‌شوند اما چون به خلوت می‌روند آن کار دیگر می‌کنند... پشت پرده‌ای که اگر روزی بر افتد تشت رسوایی خیلی نام‌های بزرگ بر زمین می‌افتد.

* * *

آنچه مایلی‌کهن از فینال جام حذفی 4 سال پیش می‌گوید تنها مشتی است نمونه خروار. اتفاقی که چندین و چند بار دیگر در فینال‌های دیگر به رنگ‌های دیگر تکرار شده است. نمونه‌اش همان که روزی رئیس کمیته داوران فدراسیونی از اتفاقات فینال چند سال گذشته و در زمان ریاست خود خبر داده بود. فینالی پرگل که یک مربی نامدار خارجی را زمین‌گیر کرد. نمونه دیگرش فینالی که یک مدیر از کار برکنار شده از اتفاقات باور ناکردنی شب گذشته‌اش و تماس‌هایی که نتیجه را رقم زد پرده برداشت. باز هم بگویم؟!

آری، تاریخ شفاهی فوتبال ایران در دهه اخیر پر است از این دست نمونه‌ها. نمونه‌هایی از خریدن بازیکن حریف، از پیشنهادات بی‌شرمانه به عوامل تاثیرگذار در بازی، از پاک شدن نام‌هایی از دفترچه‌های اخطار و احضار، از تلفن‌های همراهی که در رختکن رقیب روشن می‌ماند تا اطلاعات حریف قبل و در میانه بازی دزدیده شود! و ...

نمونه‌هایی که حتی یکی از آنها برای رسوایی‌های فوتبال کفایت می‌کند. اما اگر یکی از این رسوایی‌ها مثلا در فوتبال ایتالیا "کالچوپولی" را رقم می‌زند در فوتبال ایران آب هم از آب تکان نمی‌خورد. به راستی چرا؟

* * *

آنچه بر سر پرویز سیار در آن پرونده افشاگرانه داوری آمد و آنچه بر مایلی‌کهن در پرونده دوپینگ اجباری برخی مربیان گذشت تمام واقعیت فوتبال ایران را فاش می‌کند. فوتبالی که به این پشت پرده مافیایی خو کرده و نجات از آن را بر نمی‌تابد. اینچنین است که دیگر سرنوشت پرونده‌هایی چون آنچه امروز در لیگ دسته اول می‌گذرد نباید حیرت کسی را برانگیزد. وقتی مسئول کمیته انضباطی در پاسخ به افشاگری مایلی‌کهن می‌گوید: «این پرونده مشمول گذشت زمان شده و نبش قبر آن هیچ سودی ندارد» نباید پی به واقعیت تلخ و گزنده فوتبال ایران برد؟ آنهم در شرایطی که پرونده‌ای که این مسئول محترم از آن حرف می‌زند تنها مربوط به 4 سال پیش می‌شود و نه 40 سال پیش! آری، همین عزم‌جزم! و همین همت عالی در میان مسئولان فوتبال ایران برای مبارزه با آلودگی‌های این فوتبال، ما را به اینجا رسانده که حتی مسئولان امنیتی هم از پاکسازی فوتبال عاجز مانده‌اند!

* * *

در این فوتبالی که وصفش رفت دیگر بازی کردن یک بازیکن محروم و تاثیرش در صعود یک تیم به لیگ‌برتر – آنچه در خصوص اسحاق سبحانی می‌گویند- استفاده از 4 بازیکن خارجی، ‌فسخ یک طرفه یکی از خارجی‌های غیرمجاز، جابه‌جا کردن تاریخ فسخ و اتفاقاتی از این دست در لیگ یک اتفاقی عجیب است؟ دیگر عجیب است اگر گسترش فولاد تبریز که برای احقاق حق خود دست به دامان بالاترین مقام اجرایی کشور شود و تازه احقاق حقش - اگر حقی استیفا شود – به آینده نامعلوم موکول شود؟ واقعا عجیب است؟ عجیب است اگر مایلی‌کهن که می‌خواهد با افشاگری‌اش سهمی در پاکسازی فوتبال داشته باشد به جای متهمان راهی مراجع قضایی شود؟ واقعا عجیب است؟ نه ... دیگر در این فوتبال و با این پشت پرده سنگین، وحشتناک و هزار تویش هیچ چیز عجیب و شگفت نیست. به معنای مطلق کلمه هیچ چیز...

تاریخ: 1390/5/17
اشتراک گذاری:          
لینک کوتاه:

نظرات
نام:
ایمیل:
وب سایت:
متن:
کد امنیتی:کد امنیتی
تکرار کد امنیتی: