تمرد از قانون ؟! آقای عزیز محمدی بهتر نیست استعفا دهید !؟!
مانی غفار / خبرگزاری فوتبال ایران ؛ پارس فوتبال دات کام
سقف قرار داد ، خوب یا بد ؛ به هیچ وجه در این میان اهمیتی ندارد !
چه آنکه بر هیچکس پوشیده نیست که این طرح در هیچ جای دنیا مورد استفاده قرار نگرفته و در این میان به نوعی شاهد کشاکشی بین متصدیان امور با بازیکنان و مربیان لیگ برتر بوده ایم ! به قول یکی از مربیان لیگ برتر که می گفت اکنون شرایط به گونه ای شده که بازیکنی که شاید با 200 میلیون تومان به استقلال می آمد ؛ با کف 350 میلیون تومان آماده مذاکره با استقلال است !
نکته ای که در این میان نباید از آن چشم پوشی کرد آن است که قانون سقف قرار داد ، خوب یا بد ؛ قانون است ! احترام به قانون و عمل به آن به میل افراد نیست .
اصرار عجیب متصدیان این طرح به رعایت سقف قرار داد ها و احضار 23 بازیکن به همراه چند مربی به سازمان لیگ برتر در تاریخ 90/2/5 ، موجب آن شد تا همه این مربیان و بازیکنان به این سازمان رفته و در مورد قراردادهایشان شفاف سازی کنند !
اما مسئله اصلی از آنجا شروع شد که امیر قلعه نویی در مصاحبه ای ( فارس 90/3/5 ) ، با اعلام اینکه به این سازمان نمی رود ، به صراحت تمرد از قانون را اعلام کرد !
استدلال قلعه نویی آن بود که پاسخگو نیست ؛ و باید متصدیان امور با باشگاه تراکتور سازی رو به رو باشند و اگر تخلفی صورت گرفته ، این باشگاه است که باید پاسخگو باشد نه شخص وی ! گویا قلعه نویی متوجه تفاوت دو مفهوم حقوقی متهم و مجرم نیست ! و توجه ندارد که تشخیص آنکه فردی مجرم است یا خیر بر عهده متهم نیست ! بلکه این از اختیارات قاضی است .
عزیز محمدی نیز در مصاحبه ای اعلام کرد که با نیامدن قلعه نوعی ، کارت برای وی صادر نمی شود و قلعه نویی نیز با گفتن آنکه خانه می نشینم ولی پاسخ نمی دهم ، عدم تمایل به شفاف سازی و رعایت قانون را نشان داد !
از سوی مقابل عزیز محمدی ، به عنوان متولی قانون ، با عدول از وظیفه ی قانونی اش حاضر شد تا در فدراسیون فوتبال و در مقابل تاج با قلعه نویی به مذاکره بنشیند ، گویا که قلعه نوعی در جایگاه قدرت است و او تعیین می کند که چه اتفاقی باید روی دهد و جلسه بدون نتیجه و با صادر شدن کارت موقت قلعه نوعی برای بازی با صبا باطری به پایان رسید تا قلعه نوعی با زیر پا نهادن قانون ( کاری که بسیاری از مربیان و بازیکنان انجام می دهند ) یک گام دیگر از سایرین جلو تر بردارد.به عبارت دیگر گام اضافی ای که قلعه نویی نسبت به سایرین برداشت آن بود که سرکشی در مقابل قانون را نیز انجام دهد .
نگارنده اعتقاد دارد با توجه به زیر سوال رفتن قانون و به سخره گرفته شدن آن توسط قلعه نویی و پایین آورده شدن شان سازمان لیگ برتر به علت عقب نشینی عزیز محمدی از وظیفه ی قانونی اش در مقابل قلعه نویی - که مشخص نیست بر اساس چه قدرت پنهانی این گونه تمرد از قانون را فریاد می کند - بهتر است تا شایع نشدن چنین اموری هرچه سریعتر عزیز محمدی از سمت خود استعفا داده تا یا قانون مورد بازبینی قرار گیرد یا فردی به جای ایشان بر مسند قانون تکیه زند که قانون را برای همه دانسته و در محکوم کردن متخلفان ، مربی قهرمان یا مربی شکست خورده را تفاوتی قائل نمی شوند!
در کشوری که هزاران جانباز شیمیایی محتاج کپسول های اکسیژنی هستند که بعلت نداشتن اعتبار ناتوان از خرید آن هستند ، در کشوری که اساتید دانشگاه مبلغ ناچیزی را در سال می گیرند ، در کشوری که جراحان و متخصصان پزشکی اش ، با ساعت ها کار و سالها درس خواندن نمی توانند حتی نیمی از قراردادهای فوتبالی را در سال بدست آورند ، در کشوری که کارگران با تلاش بیش از ده ساعته خود در طول روز با مبلغی بسیار ناچیز در برابر مبالغ میلیاردی فوتبالی ها زندگی را می گذرانند ، عجیب است که هنوز مربی ای وجود دارد که بعد از این همه امتیاز گرفتن از این و آن و دریافت مبالغ نجومی ، اعتقاد دارد اگر ویچ به نامش افزوده می شد ، بیشتر از اینها هوایش را داشتند !
















