برای استفاده از همه امکانات سایت باید جاوا اسکریپت مرورگر خود را فعال کنید.

بابک از سرطان نمرد، از غصه‌ها دق کرد

برادر کاپیتان پیشین تیم ملی فوتسال گفت: دلم از این می‌سوزد که بابک سه سال با سرطان مبارزه کرد و آخر سر هم از غصه‌ها او را دق دادند.

رضا معصومی در گفت‌وگو با فارس در تشریح روز درگذشت برادرش بابک عنوان کرد:‌ روز چهارشنبه (19 مرداد) حال بابک عالی بود. مشکلی نداشت. غروب می‌خواست در منزل قاب عکس به دیوار بزند که از معده‌درد ابراز ناراحتی کرد. در مغازه بودم که نزد من آمد، گفت کمی حالم بد است. با 2 تن از دوستان او را به بیمارستان رساندیم. گفت معده‌ام درد می‌کند، شربت معده خورد. گفتم می‌خواهی ببرمت تهران، بیمارستان شریعتی (که قبلا هم آنجا بستری شده بود)، گفت نه.

وی افزود:‌ دکتر گفت کلسیم بدنش پایین است، برایش آب میوه گرفتیم، در حال خوردن بود که گفت: "رضا من تا نیم ساعت دیگر می‌میرم. " کارش به نیم ساعت هم نکشید. ساعت حدود 17:30 بود که تمام کرد، سکته کرده بود. تلاش برای احیایش هم فایده‌ای نداشت.

رضا معصومی که به سختی صحبت می‌کرد، با گریه گفت: چه بگویم؟ سکته‌اش ربط زیادی به بیماری‌اش نداشت. نمی‌توانم الان موضوع را بیشتر باز کنم. بابک دق کرد. همه‌اش به خاطر این ورزش و برخوردهایی که وجود داشت، بود. دلم می‌سوزد که او سه سال با سرطان مبارزه کرد و آخر هم به خاطر بیماری خونی فوت نکرد. قسمتش این بود. او ناراحتی‌اش را بروز نمی‌داد، ولی این اواخر خیلی ناراحت و غصه‌دار بود. به خاطر برخوردهایی که وجود داشت، خیلی حرص می‌خورد.

برادر کاپیتان سابق تیم ملی فوتسال اظهار داشت:‌ این اواخر همه فکر و ذکرش به استیل‌آذین و تیمی که قول داده بودند در لیگ شرکت می‌کند، بود که عمرش کفاف نداد با آنها در مسابقات حضور پیدا کند. دوست داشت کنار پرسپولیس باشد که اجازه ندادند. او تیم را با 10 میلیون تومان به لیگ برتر آورد.

رضا معصومی در پایان گفت:‌ همان شب محمدحسن انصاری‌فرد و صادق درودگر به خانه‌مان آمدند و تسلیت گفتند که از آنها تشکر می‌کنم. آنها گفتند می‌دانیم بابک نیازمند نبوده اما اگر چیزی کم و کسر دارید بگویید.

 

تاریخ: 1390/5/21
کلمات کلیدی: ، ، ، ، ،
اشتراک گذاری:          
لینک کوتاه:

نظرات
نام:
ایمیل:
وب سایت:
متن:
کد امنیتی:کد امنیتی
تکرار کد امنیتی: