اختصاصی90/جعفری: هیات فوتبال لطف کند در کار ما دخالت نکند
نیلوفر مژدهی
روایت اول:
سردار جعفری به همراه دیگر مسئولان از جمله رئیس کانون هواداران، قائممقام و مدیر رسانهای برای تماشای این دیدار به استادیوم یادگار میروند و فکرش را هم نمیکردند به آنها اجازه ورود ندهند ولی در کمال ناباوری بعد از رد شدن از گیت اول، در گیت دوم جلویشان را گرفتند که «هیچ کس اجازه حضور در استادیوم را ندارد.» تلاشهای مدیرعامل تراکتور نتیجه نمیدهد و در چنین شرایطی است که جعفری به همراه هیات همراه در حالی که فقط 20 دقیقه به شروع بازی مانده بود راهی منزل شدند تا حداقل از طریق تلویزیون بتوانند این دیدار را تماشا کنند.
حکایت این بار حکایت سردار جعفری و جواد ششکلانی است. این دو چندی است با هم اختلاف پیدا کردند هر چند در ظاهر خود را دوست و رفیق میدانند اما در باطن غوغایی است که بیا و ببین. همین اختلاف در نهایت منجر به آن شد که مدیرعامل تراکتورسازی را در روز بیهواداری به استادیوم راه ندهند با این حال در این مورد روایتهای متعددی وجود دارد و دوستان هر کدام سنگ خود را به سینه میزنند. به همین دلیل قضاوت را به پای خودتان گذاشتم چرا که من هم به این جمله کلیشهای که مردم بهترین قاضی هستند اعتقاد دارم.
روایت دوم:
ایوب جعفری برادر سردار جعفری به همراه سه اتوبوس هوادار راهی استادیوم شدند ولی از آنجا که ورود تماشاگران ممنوع بود به آنها اجازه ورود به ورزشگاه داده نشد. اصلا سردار جعفری در کار نبود. و یگان ویژه، مسئول حراست ورزشگاه هم جعفری را ندیدند چرا که اگر میدیدند او و مدیر رسانهای باشگاه را به استادیوم راه میدانند.
هر دو روایت را خواندید. حالا بد نیست بشنوید اصل موضوع را.
سازمان لیگبرتر فوتبال که اجازه بلیت فروشی باشگاهها را مجاز میداند وقتی حریف ششکلانی و جعفری نمیشود هر دو را راهی تبریز میکند و از آنها میخواهد مشکل خود را در همان استان حل کنند و خود را کنار میکشد.
دو طرف راهی تبریز شده و روز سهشنبه هفته قبل جلسهای برگزار میکنند. در جلسه به توافق نمیرسند و جعفری مدعی میشود چرا باید بلیت فروشی به هیات فوتبال واگذار شود در حالی که همه خرج را باشگاه میکند. او خواهان انحصار بلیت فروشی شد و حتی عنوان میکند چرا بودجه باشگاه تراکتور را من میپردازم ولی دیگران مدیریت میکنند، تعیین تکلیف میکنند و در آمد کسب میکنند. طبیعی است که ششکلانی بعد از این حرفها تماشا نمیکند و لبخند نمیزد. او هم وارد بحث میشود و در نهایت مشاجره دو طرف کار را به جاهای باریک میکشاند. تراکتوریها حاضرند درصد عوامل اجرایی را پرداخت کنند و خود همه چیز را در اختیار بگیرند، جعفری میگوید: ما در حال حاضر یک سوم بلیت فروشی را دریافت میکنیم ولی اگر بلیت فروشی متعلق به خودمان باشد این مبلغ را سه برابر میکنم. ما داریم برای این تیم خرج میکنیم پس برای درآمدزایی هم دلمان بیشتر میسوزد و ارتقایش میدهیم.»
ششکلانی نظر دیگری دارد. او بر این باور است که برای چنین کاری اول باید اساسنامه فوتبال که در آن قید شده بلیت فروشی به عهده هیات فوتبال است، تغییر کند. او میگوید: «دوستان مجمع تشکیل دهند و این قانون اساسنامه را تغییر دهند ما هم حرفی نداریم درصدمان را از بلیت فروشی میگیریم و از خانه بازی را تماشا میکنیم بدون دغدغه. ولی دوستان فقط دنبال این هستند که بلیت فروشی را بگیرند.»
وی از سازمان لیگ انتقاد میکند و ادامه میدهد: «AFC گفته است بلیت فروشی را به باشگاهها بدهید ولی این را هم قید کرده که در کنارش کلیه مسائل اجرایی و امنیتی را هم به آنها بدهید در حالی که باشگاههای ما چنین امکاناتی ندارند.»
جعفری اما پاسخ دیگری میدهد وی مدعی میشود: «همه چیز را برعهده میگیرم از مسئولیت شورای تامین تا امکانات خورد و خوراک هواداران!»
رئیس هیات فوتبال که اعتقادی به این حرفها ندارد میگوید: ما الان در کل سال چهارصد میلیون میفروشیم آنها نهایتا آن مبلغ را به 600 برسانند اینکه مبلغی نیست میشود پول قرارداد یک بازیکن. آقایان به جای این حرفها مسئولیت را مشخص کنند. این کار آنها غیرقانونی است چون همان طور که گفتم در اساسنامه قید نشده است. آن موقع است که باید ببینم پول بلیتفروشی به کجا میرود!»
جعفری ادامه میدهد: «احساس میکنم پشت سر این جریانات مسائلی وجود دارد که باید موشکافی شود الان بچه پنج ساله هم مرا در تبریز میشناسد آن وقت دوستان خودشان را کنار میکشند و میگویند مرا ندیدند.»
ششکلانی اما زیر بار نمیرود و معتقد است شاید جعفری در بین آن 3 اتوبوس هواداران مخفی شده بود و کسی او را ندیده است وگرنه به ورزشگاه راهش میدادند. ولی مشکل آنها این حرفها نیست. آنها دو، سه روز قبل از بازی با نمایندگان رایزنی کردند و قولهایی هم به هواداران دادند ولی نشد چرا که پیشبینی غیر آنچه میخواستند را نکردند و حالا هم آقای جعفری دروغ میگوید که او را راه ندادند چرا که من از هر کس که پرسیدم کسی او را ندیده بود!
مدیرعامل تراکتور که تلاش میکند دوستیاش را با ششکلانی حفظ کند، میافزاید: «من خودم این کارهام و مسئولیت همه چیز برگزاری بازیها را برعهده میگیرم و این دوستان بهتر است همان هیات فوتبال را اداره کنند البته خود آقای ششکلانی تقصیرکار نیست بلکه اطرافیانش یعنی همانهایی که مدام کار دست ما میدهند، همانهایی که میخواستند داور را بازداشت کنند آنها به ما لطمه میزنند به لطف آنها بود که ما اینقدر محروم شدیم. هیات فوتبال لطف کند به ما کمک کنند. ما دیگرروشهای سنتی را قبول نداریم و میخواهیم خودمان کار خودمان را انجام دهیم.»
















