برای استفاده از همه امکانات سایت باید جاوا اسکریپت مرورگر خود را فعال کنید.

در فوتبال ما فقط یک کار به خوبی انجام می‌شود؛ تقسیم پول!

بهمن فروتن: فوتبال ما نزد افکار عمومی شرایط خوبی ندارد. چون باشگاه‌ها و فدراسیون‌های ما پول‌های هنگفت از دولت می‌گیرند و باید در چنین وضعیتی مردم و هواداران فوتبال را شاد کنند

وکالت فوتبالی که حالا خیلی‌ها اعتقاد دارند در عرصه توسعه فرهنگی عملکرد بسیار ضعیفی داشته است بر عهده کیست؟ فوتبالی که حالا حتی مورد انتقاد شدید اهالی‌اش نیز قرار می‌گیرد. بهمن فروتن مربی با سابقه فوتبال ایران در مصاحبه ای ادبیات حاکم بر فوتبال ایران را نقد می‌کند.حرف های او با قانون حاوی نکات جالبی است که می خوانید.

 

*چرا ما اهالی فوتبال با یکدیگر تعامل خوبی نداریم و خیلی مواقع نمی‌توانیم محترمانه با یکدیگر حرف بزنیم. همواره با ادبیاتی تند درباره دیگران سخن می‌گوییم و حتی اگر منتقد هستیم خیلی وقت‌ها انصاف در نقد را فراموش می‌کنیم. چرا؟

من آنهایی را که در فوتبال ادبیات خوبی ندارند را به دو بخش تقسیم می‌کنم؛ پرخاشگران دفاعی و پرخاشگران هجومی. پرخاشگرانی که قدرتی ندارند پرخاشگران تدافعی و آنهایی که در فوتبال از قدرت کافی برخورداند را پرخاشگران هجومی می‌دانم. البته این را هم بگویم که ما در مورد بخشی از جامعه فوتبال صحبت می‌کنیم به طور حتم چهره‌هایی هم هستند که بسیار مودبانه و منصفانه با دیگران رفتار می‌کنند.

 

*چرا هر چقدر که از فوتبال ما گذشت ادبیات حاکم بر فضای فوتبال ایران سخیف‌تر شد؟

باید در اینجا به نقش پول برگردیم و اینکه جریان سهم‌خواهی در فوتبال ایران هر سال جدی‌تر دنبال شد. اگر فوتبال ایران را یک خانوار بدانیم، در اکثر موارد این خانواده‌ها با یکدیگر تفاهم ندارند. خانواده بازیکنان، خانواده مربیان، خانواده مدیران و حتی در خانواده مطبوعات هم اختلاف‌ها و دشمنی‌ها بالا گرفته است. می دانید چرا؟ چون همه ما در حال حاضر نه به ساختن فوتبال بلکه به منافع شخصی‌مان نگاه می‌کنیم کاری به توسعه فوتبال نداریم و تنها به کسب درآمد بیشتر می‌اندیشیم.

 

*می‌خواهید بگویید این تفاهم میان اهالی فوتبال هرگز شکل نگرفته است؟

یادم می‌آید که نود در برنامه‌ای که به انتقال تیم‌ها از تهران به شهرستان‌ها پرداخت، نشان داد که در همین فضای پر تنش هم می‌توان میان اهالی فوتبال مرزهای مشترکی را پیدا کرد؛ آنجا که آدم‌های مختلف با گرایش‌های مختلف بر سر یک موضوع تفاهم داشتند و تاکید می‌کردند که انتقال تیم‌ها از شهری به شهر نه تنها مشکل فوتبال ایران را حل نمی‌کند بلکه امری غیر کارشناسی نیز محسوب می‌شود.

 

*اما جالب اینجا است که بعد از همین برنامه آنهایی که مخالف انتقال یک تیم از شهری به شهر دیگر بودند استیل‌آذین را به سمنان بردند. شاید این فضا و همچنین ادبیات زننده‌ای که در بین برخی اهالی فوتبال جریان دارد باعث شده تا دیگر اقشار جامعه به خودشان اجازه ندهند روزنامه ورزشی مطالعه کنند. در واقع آنها می‌گویند ما خجالت می‌کشیم که روزنامه ورزشی را دست‌مان بگیریم. نظر شما چیست؟

من هم خجالت می‌کشم که کتاب‌ها و نشریاتی که آنها مطالعه می‌کنند را بخوانم.

 

*چرا متعصبانه صحبت می‌کنید؟

نه ابدا تعصب به خرج نمی‌دهم. ببینید، حرف من این است که یک آدم روشنفکر باید زردترین نشریه‌ها را هم بخواند مگر قرار نیست ما مشکلات فوتبال بخصوص در بخش فرهنگی را به مرور حل کنیم خب با این حساب چه کسی می‌تواند ادعا کند بدون شناختن و وارد شدن به این فضا می‌تواند برای حل معضلات آن نسخه بپیچد؟ به همین دلیل است که می‌گویم اتفاقا جامعه شناسان و روشنفکران نباید از فوتبال و رسانه‌های ورزشی روی گردان شوند. آنها باید به موضوعات ورزش جدی‌تر از همیشه نگاه کنند روشنفکر واقعی از موضوعات مختلف استقبال می‌کنند به طرف مسایل مختلف می‌روند و سعی می‌کنند ساختار پدیده‌ها را پیدا کنند و بعد در مقام تحلیل آنها گام بردارند.

 

*شما با حرارت خاصی از رسانه‌های ورزشی دفاع می‌کنید. در این باره بیشتر توضیح می‌دهید؟

ببینید باز هم بهتر است به معادلات فوتبال دنیا برگردیم. امروز در دنیای فوتبال یک اتفاق بزرگ رخ داده است؛ فوتبال از تفکر خالی شده است این فکر و این اندیشه کجا رفته است؟ من پاسخ این سوال را به شما می‌گویم. فکر نزد رسانه‌ها است. حالا بهتر است یک سئوال دیگر را مطرح کنم؛ کمترین پول را در فوتبال چه کسانی می‌گیرند؟ باید قبول کنیم که خبرنگاران با توجه به کار و زحمتی که می‌کشند پول زیادی دریافت نمی‌کنند. بنابراین خبرنگاری که با تمام وجود کار می‌کند اما همچنان قرار است با ماهی ??? هزار تومان به رویاهایش فکر کند خود را با آن دسته از بازیکنانی مقایسه می‌کند که اخلاق و رفتار درستی ندارند اما سالانه ??? یا ??? میلیون به جیب می‌زنند. در چنین شرایطی خبرنگار با خود می‌گوید چرا نباید واقعیت‌ها را بنویسم. اتفاقا این کار را به بهترین شکل ممکن انجام می‌دهد اما متاسفانه افکار عمومی در نهایت قضاوت‌های تندشان را متوجه مطبوعات ورزشی می‌کنند. می‌خواهم بگویم اگر برخی دوستان روشنفکر مطبوعات ورزشی را زرد می‌خوانند باید به این نکته توجه کنند که فوتبال ایران اساسا در حال حاضر همین واقعیتی است که پیش روی شما است.

 

*شما رسانه‌های ورزشی را از اهالی فوتبال جدا می‌کنید؟

بله. چون معتقدم در بین مطبوعاتی‌ها جریان فکر و اندیشه برقرار است اما در خود فوتبال کوسه‌ها و گرگ‌ها به جان یکدیگر افتاده‌اند.

 

*این حرف شاید اهالی فوتبال را از شما دلخور کند. چرا این حرف را می‌زنید؟

چون واقعیت است. فوتبال ما سال‌ها است که تولیدی نداشته است. سال‌ها است که توسعه و پیشرفتی نداشته است. جایی که فکر و اندیشه هست تولید و توسعه هم به چشم می‌خورد اما در فوتبال ما فقط یک کار به خوبی انجام می‌شود؛ تقسیم پول!

 

*آیا مردم از فوتبال دلسرد شده‌اند؟

هنوز نه. اما فوتبال ما نزد افکار عمومی شرایط خوبی ندارد. چون باشگاه‌ها و فدراسیون‌های ما پول‌های هنگفت از دولت می‌گیرند و باید در چنین وضعیتی مردم و هواداران فوتبال را شاد کنند اما نه تنها این کار را نمی‌کنند بلکه به مردم هدیه‌های تلخی همچون عدم تفاهم و دلسردی می‌دهند؛ هدیه تلخ فوتبال امروز ایران به مردم همین دلسردی است.

 

*راستی به چه نتیجه‌ای رسیدید که برای ادامه کار مربیگری‌تان به آلمان رفتید؟

نمی‌خواستم در ایران به منتقد همیشگی تبدیل بشوم. من سازندگی را بیشتر دوست دارم هر چند که انتقاد را خرابی و ویرانی نمی‌بینم اما حالا بیشتر به این نتیجه رسیده‌ام که در فوتبال ایران هیچ‌چیز سر جای خودش نیست

 

تاریخ: 1390/5/23
کلمات کلیدی: ، ،
اشتراک گذاری:          
لینک کوتاه:

نظرات
نام:
ایمیل:
وب سایت:
متن:
کد امنیتی:کد امنیتی
تکرار کد امنیتی: